بررسى کارکرد و ورود و خروج فعالان و مقامهاى سیاسى (چرخش نخبگان) در عرصه سیاست پاکستان با پیچیدگى خاصى مواجه بوده و در چنین کشورى ـ به مانند بیشتر کشورهاى جهان سوم ـ ارزیابى سلامت اقتصادى و سیاسى نخبگان به دلیل وجود عرصههاى پنهان حوزه سیاست و معاملات احتمالى بسیار دشوار است. به گزارش ایرنا در کشورى چون پاکستان، سیاستورزى نوعى معامله پنهان و نانوشته در سطوح بالاى قدرت است و طبیعى است که بازیگران این عرصه نیز بر اساس تجارب گذشته بازىهاى سیاسى را به خوبى فرا گرفتهاند. روایت زندگى بیشتر فعالان سیاسى در پاکستان مملو از چنین معاملاتى است، گاهى فردى ملى و وطن پرست و در اوج محبوبیت قرار مىگیرد و گاهى ورود متغیرهاى جدید و تغییر توازن در عرصه سیاست باعث مىشود همین فرد به اتهام فساد ـ سیاسى یا اقتصادى ـ بقیه زندگى خود را در تبعید و یا در زندان سپرى کند. در صورت ایجاد تغییر توازن در حوزه سیاست، فرد مغضوب به آسانى وارد حلقه قدرت مىشود و نهادهاى قضایى به مانند دستگاهى تطهیرکننده راى به ورود مجدد وى به عرصه سیاست و قدرت مىدهند. روایت زندگى سیاسى بیشتر فعالان عرصه سیاست و اقتصاد پاکستان چنین است و همه آنها به دلیل حضور همزمان در این دو عرصه با پروندههاى فساد مواجه شدهاند و فقط در مقاطع خاص سیاسى و به دلیل تحت فشار قراردادن فرد و یا مجبور کردن وى براى معامله سیاسى ـ مطرح و برجسته مىشوند. خانواده بوتو و نواز شریف در پاکستان از جمله خانوادههایى هستند که به کرات وارد حوزههاى اصلى سیاست شدهاند و به دلیل طرح پروندههاى فساد از سوى رقیبان سیاسى خود، از حلقه قدرت دور شدهاند.
تبرئه «آصف على زردارى» همسر خانم بوتو معاون فعلى رهبرى حزب مردم و «شهباز شریف» رئیس حزب مسلم لیگ (شاخه قائد اعظم) از سوى دادگاههاى این کشور، نمونههایى از گونه دور و نزدیک شدن به قدرت هستند. انتخابات اخیر پاکستان باعث تغییر در توازن سیاسى این کشور شد و دو حزب مردم و شاخه نواز مسلم لیگ که هشت سال از قدرت دور بودند، توانستند رقیب اصلى خود یعنى حزب مسلم لیگ (شاخه قائد اعظم) و حامى اصلى مشرف شکست داده و موفق به کسب اکثریت کرسىهاى پارلمانى شدند. همزمان با این پیروزى، پروندههاى فساد و قتل که طى هشت سال گذشته در پاکستان افرادى چون بىنظیر بوتو رهبر فقید حزب مردم، محمد نواز شریف رهبر شاخه نواز مسلم لیگ، «زردارى» و «شهبازشریف» را از قدرت دور نگه داشته بود، هم اکنون با تغییر وضعیت، بدون هیچگونه بررسى از سوى دادگاههاى پاکستان مختومه اعلام شده است. زردارى و همسرش هر دو به فساد و اختلاس اموال عمومى در دوران نخستوزیرى متهم بودند.
زردارى معروف به آقاى «ده درصدى» (دریافت پورسانت و حق دلالى در انعقاد قرارداد با کشورهاى خارجى) در دو دوره نخستوزیرى خانم بوتو، به تحمل یازده سال زندان محکوم شد و در سال ۲۰۰۴ میلادى (۱۳۸۳شمسى) از سوى «پرویز مشرف» رئیسجمهورى پاکستان عفو شد. دادگاه عالى ضدتروریسم پاکستان نیز به تازگى با صدور حکمى، شهباز شریف را از اتهامات وارده تبرئه کرد. شهباز شریف از سوى دادگاه عالى ضدتروریسم پاکستان متهم بود که در زمان مسئولیت سروزیرى ایالت پنجاب ۱۹۹۸میلادى (۱۳۷۷ شمسى) مرتکب سه قتل سیاسى شده است. نواز شریف نیز که به دلیل داشتن سابقه کیفرى و مشارکت در هواپیماربایى ـ در اکتبر ۱۹۹۹ میلادى (مهر ۱۳۷۸ شمسى) ـ از شرکت در انتخابات پارلمانى هیجدهم فوریه (۲۹ بهمن) پاکستان محروم شد، در آستانه چنین بخششى از سوى دیوان عالى این کشور قرار گرفته است.
فساد سیاسى و اقتصادى در پاکستان همواره در لایههاى پنهان سیاست این کشور خودنمایى کرده است. فساد سطح اول بطور عمده با نخبگان سیاسى مرتبط است و کارمندان عالیرتبه و مقامات ارشد دولتها درگیر آن هستند و زد و بندهاى احزاب سیاسى همزاد این نوع فساد به حساب مىآید و مظاهر آن در بخشهاى واردات، مزایدهها، مناقصهها، خریدهاى خارجى و داخلى کلان، بخشهاى مرتبط با فروش منابع زیر زمینى و طرح عمرانى مشاهده مىشود.
«ساختارهاى مستعد فساد، فارغ از اهداف رهبران دولتها، به پیدایى و شیوع فساد مىانجامد. این اتفاق وقتى رخ مىدهد که کنترلهاى خودکامانه از طریق آزادسازىهاى اقتصادى و تمرکز زدایىهاى سیاسى با چالش جدى رو برو شده و رو به نابودى مىروند. فارغ از این موضوع سیاسى بودن اقدامات قضایى به بهانه فساد، بخشى از معضل فرآیند سیاسى بوده و به عنوان مانعى در تحقق مقابله با فساد در این کشورها (جهان سوم) محسوب مىشود. آثار رودررویىهاى طرفین سیاسى در کشورهاى جهان سوم و رقابت براى کسب قدرت در میان پروندههاى مبارزه با فساد امرى قابل مشاهده و بیشتر به عنوان یک رویه در کشورهاى جهان سوم مطرح است. افشاگرىهایى که در مورد کمکهاى مالى از سوى قدرتمندان اقتصادى به سیاستمداران صورت مىگیرد رایج ترین مسایل در فضاى سیاسى کشورهاى توسعهنیافته است. بهترین نمونه طرح پروندههاى فساد مالى در پاکستان است که در مقاطعى از سوى محافل قدرت به عمد مطرح مىشود، هرچند باید تأکید کرد که بخشى از این افشاگرىها ریشه در حذف رقبا از صحنه سیاسى دارد. براى فعالان سیاسى پاکستانى در سطوح اصلى قدرت، همواره این خطر وجود دارد که با پرونده فساد اقتصادى و سیاسى مواجه شوند و آنها براى مدتها از قدرت دور نگه دارد. شاخص مهم در حوزه سیاست پاکستان این است که در ادبیات سیاسى این کشور، فساد اقتصادى و یا فساد سیاسى مذموم نیست.
فرد فاسد به دلیل شناخت کافى از عرصههاى پنهان سیاست، به راحتى مىتواند با انجام معاملات پنهان، براى چندمین بار وارد حوزههاى اصلى و حساس سیاست و اقتصاد شود، بدون هیچگونه محاسبه و محاکمهاى. در واقع در ادبیات سیاسى نخبگان پاکستانى، پروندههاى فساد همواره براى همه فعلان سیاسى وجود دارد، اما معاملات پنهانى با حلقههاى اصلى قدرت مىتواند به صورت چشمپوشى از فساد سیاسى و اقتصادى افراد منتهى شود.