نادعلی بای ـ ماکسات کومیکف
آسیای مرکزی بنا به دلایل مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی، در محاسبات استراتژیک چین و روسیه جایگاه خاصی دارد. محدود کردن نقش آمریکا در منطقه آسیانه مرکزی با استفاده از کشورهای منطقه و درخواست از این کشورها برای برچیدن پایگاههای نظامی واشینگتن از دیگر اهداف شکلگیری این سازمان است. همچنین این سازمان بر آن است تا با ثبات منطقهای به ویژه در افغانستان، آمریکا را مجبور به خروج از این کشور و برچیدن پایگاههای نظامی خود در منطقه نماید که تنها بهانه وجودی آنها نبود ثبات در افغانستان اعلام شده است. چین و روسیه همچنین تلاش میکنند تا با قدرتمند کردن این سازمان، آن را از سازمانی منطقهای به یک بلوک قدرت جدید تبدیل کنند. درخواست از ایران، پاکستان و هند برای عضویت در این سازمان از نشانههای بارز برای تقویت نقشه منطقهای و جهانی این سازمان به شمار میروند.
با وجود اینکه سازمان همکاری شانگهای عضو جدید نمیپذیرد با توجه به وضعیت عضویت ناظر ایران در این سازمان، هنوز مکانیزم خاصی برای گسترش و افزایش اعضای دایمی سازمان همکاری شانگهای وجود ندارد، و تنها ممکن است اعضای ناظر خود را افزایش دهد. اخیرا در محافل خبری روسیه از امکان حمایت روسیه از عضویت ایران در این سازمان صحبت شده است. روزنامه "نزاویسیمایا گازتا" اخیرا با اشاره به احتمال حمایت روسیه از عضویت ایران و ترکمنستان در سازمان مذکور نوشت: هرچند که در دستور کار اجلاس بیشکک موضوع افزایش اعضای آن قرار نگرفته ولی سران کشورهای عضو، این مساله را در گفت وگوهای غیر رسمیمورد بحث قرار میدهند. دکتر "محمود احمدینژاد" رئیس جمهوریاسلامی ایران نیز به دنبال یک سفر دورهای به سه کشور افغانستان، ترکمنستان و قرقیزستان، در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان شرکت کرد. سفر رییس جمهوریاسلامی ایران به سه کشور منطقه در حالی صورت گرفت که احمدینژاد روز یکشنبه هفته گذشته در دیدارسفیران و نمایندگیهای جمهوریاسلامی ایران درخارج از کشور بر طراحی سیاست خارجی و دیپلماسی جمهوریاسلامی ایران بر محورهای عدالت گستری، مهرورزی و تعالی جوامع انسانی به عنوان اصول کارآمد وحلال چالشهای روابط بینالمللی تاکید کرد. حضور محمود احمدینژاد، رئیسجمهور ایران، نیز از اهمیت نمادین خاصی برخوردار است. حضور وی در اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای این فرصت را برای پکن، مسکو و تهران فراهم ساخته تا نفوذ خود را در منطقه به رخ آمریکا بکشند و خاطر نشان کنند که قادر هستند در آسیای مرکزی برای آن کشور درد سر بیافرینند.
جمهوریاسلامی ایران، سازمان همکاری شانگهای را به عنوان باشگاهی از کشورهای هم فکر میبیند که برای منافع ژئواستراتژیکش در آسیای مرکزی مهم میباشد. جمهوریاسلامی ایران پیش از هفتمین اجلاس سران کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای، در سطح معاون اول رئیسجمهور و رئیسجمهور در این اجلاسها شرکت کرده بود. از جمله اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در 5 جولای 2005 در آستانه قزاقستان که حسین عارف معاون اول رئیسجمهور خاتمی در آن شرکت کرده بود، اجلاس مسکو در 26 اکتبر 2005 پرویز داوودی معاون اول رئیسجمهور احمدینژاد، اجلاس شانگهای در 17ـ 15 ژوئن 2006 که رئیسجمهور احمدینژاد در آن شرکت کرده بود. ایران بسیار علاقمند است روابط خود را با روسیه و چین گسترش دهد، چون این دو کشور دارای اقتصاد قوی هستند و در زمینه مسائل منطقهای و بینالمللی مواضع نزدیکتری با جمهوریاسلامی ایران دارند. ایران با پیوستن به این سازمان میتواند موقعیت خوبی در آن به دست آورد. ایران توانایی میانجیگری یبن گروههای اپوزیسیون اسلامی و دولتهای روسیه و چین را دارد و بنابراین میتواند تنشهای منطقهای را کاهش دهد و به صلح و ثبات جهانی کمک کند. همچنین در حوزه اقتصادی ایران میتواند از مزایای اقتصادی سازمان همکاری شانگهای مانند مناطق معاف از مالیات، کاهش تعرفهها و مشارکت در پروژههای نفت و گاز بهرهمند شود و در مناقشه اتمیمیتواند به کسب حمایت این دو کشور به عنوان اعضای دایم شورای امنیت امیدوار باشد (هرچند تاکنون بنا به پیگیری منافع ملی روسیه و چین اینگونه نبوده است و دیگر اینکه آنها خود را شریک راهبردی ایران نمیدانند). بنابراین در صورت پیوستن به این سازمان، ایران میتواند موقعیت چانهزنی بینالمللی خود را بهتر کند. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای، این فرصت را برای ایران فراهم میکند تا از طریق این سازمان منطقهای به بسط و گسترش نفوذ خود در آسیای مرکزی بپردازد. یکی از مهمترین مشترکات ایران ـ روسیه ـ چین، مقابله با یکجانبهگرایی آمریکا در نظام بینالملل است. سازمان همکاری شانگهای این امکان را برای ایران فراهم میسازد تا شکل دادن محور ایران ـ روسیه ـ چین این هدف مشترک را محقق سازند. از آنجا که کشورهای عربی امکان ایفای نقش ایران را در منطقه خلیج فارس به شدت محدود کردهاند، و از آنجا که ایران هم یک قدرت و هم یک بازیگر منطقهای موثری است، پس ایران به دنبال فضای حیاتی بیشتری میگردد و آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی بهترین فضای حیاتی را در اختیار ایران قرار میدهد و ایران به دلیل نداشتن ابزارهای کافی و مخالفت آمریکا، تنها از طریق عضویت در سازمان همکاری شانگهای میتواند به این آرزوی خود دست یابد. در هر حالت بررسی هزینه و فایده پذیرش و عضویت دایمی ایران در سازمان همکاری شانگهای، میتواند برای اقتصاد و موقعیت بینالمللی ایران مفید باشد. نقش ایران شامل میانجیگری در مناقشات و کاهش تنشها در منطقه است و میتواند در زیر ساختهای اقتصادی منطقه هم سرمایهگذاری کند که منجر به تقویت پیوندهای سیاسی میشود. سرمایهگذاری در پروژههای نفت و گاز و استفاده از جاده ابریشم به عنوان سیستم حمل و نقل قوی میتواند بهترین حوزهها برای ایران باشد. حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند پتانسیل رقابت را در منطقه، در سطحی به همکاری تبدیل کند. همچنین سازمان همکاری شانگهای میتواند با سازمان همکاری اقتصادی (اکو) همپوشانی داشته باشد و به رفاه و ثبات در منطقه منجر شود. در واقع حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند به مفهوم حلقه اتصال حوزه خاورمیانه با حوزه آسیای مرکزی و قفقاز باشد. پیمان شانگهای به لحاظ سیاسی، اقتصادی و امنیتی یک مجموعه بالقوه است و عضویت جمهوریاسلامی در این پیمان میتواند موجب تحول جدی در روابط منطقهای و بینالمللی جمهوریاسلامی ایران شود. به نظر میرسد ایران برای ارتقای سطح امنیت ملی خود علاوه بر عضویت در سازمان شانگهای باید به فکر استفاده از بازیگران دیگر و مکانیزمهای دیگر نیز باشد. سیاستی که قطعا مورد توجه و پیگیری خواهد بود.