مقدمه:
گروه سیاسی ـ آرش خلیلخانه: جمهوری آذربایجان اگر چه پس از فروپاشی شوروی سابق این امکان را داشت که با اتکا به ظرفیتهای منطقهای و همگرایی با کشورهای اسلامی بر بسیاری از مشکلات و بحرانهایش از جمله کاستیهای اقتصادی خود فایق آید، اما با انتخاب سیاست گرایش به غرب و تلاش برای معرفی خود به عنوان یک ساختار سیاسی سکولار، در عمل در مسیر تقویت همکاریهای منطقهای گام برنداشته است.
اگرچه بخشی از این سیاست ناشی از ترس تاریخی آذریها از سلطه مجدد روسیه بود و تا حدی قابل توجیه، اما بهمریختگی توازن منطقه در نتیجه سیاستهای رادیکالی آنها در گسترش رابطه با غرب که به بسط و نفوذ ناتو تا دریای خزر و تحریک روسیه انجامید و نیز برقراری گستردهترین روابط با اسرائیل، هیچ گاه توجیهپذیر نیست.
شاید از همین روست که آذربایجان برای بیشتر همسایگان خود بیش از آنکه در حوزه مشارکت سیاسی اهمیت داشته باشد، یک شریک و همکار اقتصادی است.
خبرنگار سیاسی قدس با انگیزه سفر دکتر احمدینژاد، رئیس جمهوریاسلامی ایران به باکو، ساختار سیاست خارجی جمهوری آذربایجان و نیز جایگاه این کشور در نگرش بیرونی ایران را در گفتگو با دکتر محمد شوری، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به بحث و بررسی گذاشته است.
">مقدمه:
گروه سیاسی ـ آرش خلیلخانه: جمهوری آذربایجان اگر چه پس از فروپاشی شوروی سابق این امکان را داشت که با اتکا به ظرفیتهای منطقهای و همگرایی با کشورهای اسلامی بر بسیاری از مشکلات و بحرانهایش از جمله کاستیهای اقتصادی خود فایق آید، اما با انتخاب سیاست گرایش به غرب و تلاش برای معرفی خود به عنوان یک ساختار سیاسی سکولار، در عمل در مسیر تقویت همکاریهای منطقهای گام برنداشته است.
اگرچه بخشی از این سیاست ناشی از ترس تاریخی آذریها از سلطه مجدد روسیه بود و تا حدی قابل توجیه، اما بهمریختگی توازن منطقه در نتیجه سیاستهای رادیکالی آنها در گسترش رابطه با غرب که به بسط و نفوذ ناتو تا دریای خزر و تحریک روسیه انجامید و نیز برقراری گستردهترین روابط با اسرائیل، هیچ گاه توجیهپذیر نیست.
شاید از همین روست که آذربایجان برای بیشتر همسایگان خود بیش از آنکه در حوزه مشارکت سیاسی اهمیت داشته باشد، یک شریک و همکار اقتصادی است.
خبرنگار سیاسی قدس با انگیزه سفر دکتر احمدینژاد، رئیس جمهوریاسلامی ایران به باکو، ساختار سیاست خارجی جمهوری آذربایجان و نیز جایگاه این کشور در نگرش بیرونی ایران را در گفتگو با دکتر محمد شوری، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به بحث و بررسی گذاشته است.
*به نظر شما، دلایل و زمینههایی که موجب تمایل پرشتاب جمهوری آذربایجان به سمت غرب شد، کدامند؟
**پس از فرو پاشی شوروی و بویژه پس از تقابلی که میان آذربایجان و ارمنستان بوجود آمد، آنها به شدت احساس کردند، نیازمند حمایت بیرونی هستند و آمادگی غرب و بویژه اسرائیل برای استفاده از این فرصت، زمینهای شد که جمهوری آذربایجان در مسیری قرار گیرد که روشی متفاوت از آنچه را انتظار میرفت، اتخاذ کند. اقتصاد آشفته آذربایجان نیازمند ارزهای معتبری بود که بتواند بحرانها را فرو نشاند و همین مسأله استراتژی جدیدی را در جمهوری آذربایجان شکل داد که نتیجه آن پیوند با غرب بود. شکل گیری روابط گسترده آذربایجان با اسرائیل و حضور پر شمار شرکتها و لابیهای اقتصادی صهیونیست در آذربایجان نیز عامل دیگری بود که رفتهرفته به تعریف سیاست و بویژه سیاست خارجی ارمنستان اثر گذاشت، به گونهای که امروز نگاه این کشور به بیرون و سیاست آنها رنگ و بویی متفاوت از همسایگان آنها دارد.
*آذربایجان به هر حال یکی از کشورهای اسلامی است اما سیاست امروزی آذربایجان به جایگاه و اثرگذاری آنها در منطقه و در میان کشورهای اسلامی به شدت لطمه زده است. آیا این مسأله از نظر باکو مهم نیست؟
**آذربایجان در ابتدای استقلال در کشورهای اسلامی با دو الگو مواجه بود؛ یکی ایران و دیگری ترکیه و آذریها. الگوی ترکیه را پذیرفتند، ترکها هم ارتباطهای گسترده و نزدیک با اسرائیل دارند و پیوند میان آذربایجان و ترکیه سبب شد باکو نیز تلاش کند خود را یک کشور سکولار در روابط بینالملل معرفی نماید.
*اما در ترکیه هم روند تحولات به سمت اصلاح نسبی و تدریجی این مسیر و گرایش جامعه ترکیه به اسلامگرایان است همچنین، این شیوه موجب شده بسیاری از کشورهای همسایه و اسلامی نوع نگاهشان به آذربایجان بیشتر از آنکه متوجه توسعه روابط سیاسی باشد، اقتصادی است.
**ایران از ابتدا بنا را بر این گذاشت که نگاه خود را به آذربایجان امنیتی و سیاسی نکند. این تصمیم نیز با توجه به موقعیت آذربایجان، مسایل آنها با همسایگان، روابط باکو با غرب و اسرائیل بود.
از این رو ایران از میانه دهه 90 میلادی بر عناصر اقتصادی متمرکز شد که از نظر ما انتخاب درستی بود که با نگاه به نیازهای باکو انجام گرفت. فراموش نکنیم که در همین عرصه هم به دلیل مداخله غرب و تلاش آنها برای ایجاد انحصار و توسعه نفوذ خود، روابط اقتصادی ما با باکو نیز با فراز و نشیبهایی همراه بوده و تصویرسازی ذهنی غربیها و صهیونیستها هم کمک کرده تا فضا از حالت عادی خارج شود و در شرایطی اختلافها حتی بزرگتر هم جلوه کند. آذریها با تصویرسازی که غرب ارایه میداد، تا حدی نگرانی کاذب داشتند که ایران بخواهد نقش برادر بزرگ اسلامی را برای آنها ایفا کند و اسرائیل از این مسأله بیشترین بهره را برد.
*اهمیت روابط اقتصادی با آذربایجان برای ما در چه ردهای قرار میگیرد؟
**نفع هر دو کشور در این است که با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی که دارند، به سمت و سوی توسعه روابط اقتصادی حرکت کنند. البته باید توجه داشت رابطه با جمهوری آذربایجان برای ما استراتژیک نخواهد بود، زیرا تواناییها و ظرفیتهای این کشور محدود است، اما با توجه به موقعیت جغرافیایی آذربایجان و همسایگی در خزر، توسعه رابطه سودمند است. جمهوری آذربایجان با تصوری که از حمایت غرب، ناتو و اسرائیل دارد، منافعی را برای خود در دریای خزر تعریف کرده که در نتیجه آن به عنوان عامل اصلی به توافق نرسیدن کشورهای حاشیه خزر مطرح شوند. البته، آذریها در چند سال اخیر کوشیدهاند تا حدی در روابط خود با ایران و روسیه به تعادل برسند و این میتواند نقطه شروع امیدوارکننده و خوبی برای طرفین باشد.