علی اکبر عبدالرشیدی
منابع رسانهای آمریکایی اعلام کردهاند که با انتشار گزارش اخیر اطلاعاتی آمریکا در مورد صلحآمیز بودن برنامه هستهای ایران و زیر سؤال رفتن ادعاها و شعارهای نادرست واشنگتن در مورد مقاصد هستهای ایران، اینک زمینه برای لغو فعالیتهای شورای امنیت سازمان ملل متحد و بازگشت پرونده هستهای ایران به آژانس بینالمللی انرژی اتمی فراهم شده است.
روزنامههای اروپایی ظرف روزهای اخیر کراراً نوشتهاند که: جرج بوش رئیسجمهور آمریکا، با انتشار گزارش اطلاعاتی با فاجعه روبرو شده است و برای کاهش میزان تنش حاصل از این فاجعه است که هنوز ایران را «تهدید» میخواند و هنوز از احتمال اقدامات حاد علیه ایران یاد میکند.
معاون پیشین شورای امنیت ملی و سیاست بینالمللی مرکز «آمریکن پروگرس» در مقالهای که در نشریه گاردین انتشار یافت، نوشت: «سیاست خارجی آمریکا در قبال خاورمیانه، در هم پیچیده است و جهان شاهد سقوط دکترین بوش در دوران حاکمیت خود بوش است. نومحافظهکاران سوگوارند زیرا میدانند که نفوذشان رنگ باخته است.»
«وینسنت کانیسترارو» رئیس اسبق شاخه ضدتروریسم سازمان سیا نیز اعلام کرده است: «جرج بوش فقط برای به راه انداختن جنگ علیه ایران و توجیه آن بوده است که شعارهای ضدایرانی سر میداده و از خطرات هستهای ایران سخن میگفته است.»
اینک بعد از گذشت ده روز از زمان انتشار این گزارش، مشخص است که دولت آمریکا با انتشار گزارش اطلاعاتی اخیر 16 دستگاه اطلاعاتی این کشور در قبال برنامه هستهای ایران، ضربه هولناکی را متحمل شده است. دولت آمریکا در نخستین مرحله برای رفع نگرانی متحدان خود در منطقه، دست به اقدامات تازهای زده است.
در سال 1979 با پیروزی انقلاباسلامی ایران و پس از آن در سال 1986 با افشای تلاش «رابرت مک فارلین» مشاور امنیت ملی وقت آمریکا برای انجام ماموریت در ایران، متحدان آمریکا در منطقه نسبت به وفاداری آمریکا به تعهدات خود در قبال تکتک آنها دچار تردید جدی شدند.
در هر دو مورد گذشته، مقامات آمریکایی تلاش پرهزینه و بیوقفهای را برای ترمیم چهره مخدوش آمریکا در نظر متحدان نفتی و غیرنفتی خود در منطقه انجام دادند. بخشی از این تلاش شامل فروش سلاحهای پیشرفته به آنها بود که هرگز مورد استفاده قرار نگرفته و احتمالا قرار نخواهد گرفت.
به نظر میرسد این بار با انتشار گزارش اطلاعاتی آمریکا در قبال برنامه هستهای ایران نیز بحران دیگری دامن رهبران کاخ سفید را گرفته است که میتواند عواقب دراز مدت و از جمله بی اعتمادی و روگردانی این متحدان به خصوص جمهوری خواهان را به همراه داشته باشد.
رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا و رئیس اسبق سازمان جاسوسی آمریکا، سیا، نخستین مقامیبود که بعد از انتشار این گزارش راهی منطقه شد و در هر نقطهای که توقف داشت، به مذمت ایران پرداخت و ایران را «با و بدون سلاح هستهای»، تهدید خواند. هدف گیتس ظاهرا راضی نگاه داشتن متحدان خود در منطقه و مطمئن کردن آنها از این بود که آمریکا با ایران از در دوستی درنیامده و حمایت آمریکا از متحدانش همچنان پا برجاست.
اما گیتس غافل از این بود که این بار متحدان آمریکا متوجه حقیقت دیگری شدهاند که شاید در موارد قبلی به آن فکر نکرده بودند. در زمان حمله نظامی صدام به ایران در سال 1980 این متحدان، کور از فریبندگی شعار وحدت عربی! تن به حمایت از صدام و دشمنی با ایران دادند، اما امروز شرایط تغییر یافته است. حقیقت این است که متحدان آمریکا دریافتهاند که نظام سیاسی در آمریکا یکپارچه نیست و بین احزاب، سیاستمداران، نظامیان و عوامل اطلاعاتی این کشور دستکم در قبال ایران، وحدت فکر، تحلیل و رویه وجود ندارد.
متحدان نفتی و غیرنفتی آمریکا در منطقه اینبار تحت تاثیر مباحث هستهای اخیر، نگران قدرت اتمی اسرائیل هم هستند و به این نتیجه رسیدهاند که آمریکا هرگز حاضر نخواهد شد منافع اسرائیل را فدای منافع دیگر متحدان خود کند.
رهبران سیاسی متحد آمریکا در منطقه از حمایتهای مردم خود از آرمانهای منطقی جمهوریاسلامی ایران هم آگاهند و برای راضی نگاه داشتن افکار عمومی خود هم که شده، سعی در ابراز حمایت از جمهوریاسلامی ایران دارند.
گیتس در سخنان خود که بازتابی از نگرانی آمریکا نسبت به انزوای حاصل از انتشار گزارش اطلاعاتی اخیر بود، در سفر به منطقه، بارها بر تعهدات آمریکا در قبال متحدان منطقهایاش تاکید کرد و خواستار استقرار یک نظام واحد موشکی در منطقه و فراتر از همکاریهای دوجانبه با کشورهای منطقه شد.
این طرح قطعاً خبر از تلاش آمریکا برای تبدیل کردن تهدید به فرصت و گرفتن ماهی از آب گلآلود هم میدهد که نتیجه آن، فروش سامانههای موشکی گران به این متحدان ریزو درشت خواهد بود.
رهبران کشورهای حوزه جنوبی خلیجفارس در پاسخ به سخنان گیتس و مواضع رهبران کاخ سفید، مخالفت جدی خود را با هرگونه اقدام نظامی آمریکا علیه ایران اعلام کردند. عبدالرحمان العطیه دبیر کل شورای همکاری خلیجفارس صراحتاً اعلام کرده است که «اقدام نظامی علیه ایران باید از دستور کار خارج شود». وی افزوده است: «کشورهای حوزه خلیجفارس، خواهان ثبات و امنیت در منطقهاند و این هدف را از طریق حل بحران موجود در روابط غرب با ایران و با مذاکره قابل حصول میدانند.»
اشاره دبیر کل شورای همکاری خلیجفارس به مسائل هستهای ایران، به عنوان «بحران موجود در روابط غرب با ایران»، خبر از درکی منطقی میدهد که کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس به آن دست یافتهاند و ظاهرا مایل نیستند خود را درگیر بحرانی کنند که از طرف غرب به آنها تحمیل خواهد شد.
شیخ حمد بن جاسم نخستوزیر قطر هم که کشورش متحد اصلی آمریکا در منطقه و میزبان ستاد فرماندهی کل آمریکا است، خواهان «مذاکره مستقیم» میان ایران و غرب برای حل مشکلات شده است.
تحلیلگران آمریکایی تغییر موضع صریح و جدید کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس و طرفداری صریح آنها را از مذاکره و رد هرگونه احتمال جنگ علیه ایران، ناشی از حضور رئیسجمهور ایران در کنفرانس اخیر شورای همکاری خلیجفارس دانستهاند.
روزنامه واشنگتن پست این هفته در مقالهای، سیاستمداران آمریکایی ضدایرانی را به غواصانی تشبیه کرد که هر چه بیشتر غوص کردند، دست خالیتر بازگشتند. این روزنامه نوشت: سیاستمداران آمریکایی باور نداشتند بعد از این همه تلاش نتوانند ادعای خود را در مورد برنامههای هستهای ایران به اثبات برسانند.
«ایون مک اسکیل» مفسر روزنامه گاردین نوشته است: «حال که بوش یکی از بهانههای خود را برای جنگ جدیدی در خاور میانه از دست داده است، واقعگرایان عرصه سیاست خارجی آمریکا اصرار دارند که آمریکا باید باب مذاکره مستقیم با ایران را باز کند.»