۲۳۰ سال پیش آدام اسمیت در کتاب مشهور ثروت ملل در مورد اقتصاد چین نوشت: «به نظر میآید چین برای سالهای طولانی ایستا و بدون تغییر بوده و احتمالاً از مدتها قبل مجموعهای از ثروتها را اندوخته است که با ماهیت قوانین و نهادهای این کشور سازگار بوده است. ولی این دستاوردها، در صورت وجود قوانین و نهادهای دیگر، در مقایسه با منابع خاک، شرایط آب و هوایی و موقعیت این کشور بسیار اندک است. کشوری که تجارت خارجی را کنار گذاشته است و بدان توجهی ندارد و تنها اجازه میدهد که کشتیهای خارجی در یک یا دو بندر این کشور پهلو بگیرند، نمیتواند به اندازه زمانی که قوانین و مقررات به آن اجازه میدهد تجارت داشته باشد. همچنین درکشوری که در آن ثروتمندان یا مالکان سرمایههای بزرگ از امنیت بالایی برخوردار هستند و فقیران یا مالکان سرمایههای کوچک فاقد این امنیت هستند... مقادیر ذخایر به کار گرفته شده در رشتههای مختلف مبادلات تجاری هرگز نمیتواند معادل ظرفیتهای طبیعی باشد که این کشور از آن برخوردار است. در هر رشته متفاوت، ظلم و ستم به فقیران موجب ایجاد انحصار برای ثروتمندان میشود که با جذب کل تجارت، قادر به ایجاد سودهای زیادی برای خود میشوند.»
منظور اسمیت این بوده که ناتوانی چین برای رقابت با جهان خارج موجب محدود شدن چشم انداز رشد و توسعه این کشور و موجب جدایی فقیر و غنی شده است. بعد از این تاریخ نیز چین مورد تاخت و تاز و اشغال قدرتهای خارجی قرار گرفت و پس از آن نیز وقوع انقلاب کمونیستی موجب نابرابری در ثروت و درآمدها شد. در بین سالهای ۱۹۶۱ـ ۱۹۵۸ قحطی در چین جان حدود ۳۰ میلیون نفر را گرفت. این نابسامانیها، فقر و مشکلها همچنان ادامه داشت.
نقش مدیریت اقتصادی در توسعه
نخستین مرحله از گذار اقتصادی چین در سال ۱۹۷۸ در زمان «دنگ شیائو پینگ» انجام گرفت. وی برای مقابله با مشکلات اقتصادی که از دوران «مائوتسه دون» باقی مانده بود به اقتصاد بازار روی آورد. او در این تصمیم تا اندازهای مصر بود که هنگامی که دانشجویان چینی در اعتراض به افزایش فشار اقتصادی بر مردم، در سال ۱۹۸۹ در میدان «تیان آنمن» دست به تظاهرات زدند، به ارتش دستور سرکوب داد و عده زیادی را به خاک و خون کشید. مرحله آخر این گردش به راست در نهایت در سال ۱۹۸۵ با تقاضای عضویت چین در WTO انجام گرفت که پس از ۱۴ سال درگیری با آمریکا در نهایت در تاریخ ۱۵ نوامبر ۱۹۹۹ پذیرفته شد. در پایان همان سال ۵/۶ میلیون کارگر چینی بیکار شده بودند. یک سال قبل از پذیرفته شدن چین در سازمان تجارت جهانی، آخرین دستور سازمان مبنی بر حذف یارانه به کارگران برای خرید مسکن به اجرا درآمد. یک سال پس از پذیرش چین در WTO، تمام هزینههای رفاه اجتماعی توسط دولت چین حذف شد. از آن تاریخ به گزارش روزنامه China Daily، تعداد کارگرانی که از کار برکنار شدند در ۳ سال ۴۰ درصد افزایش داشته است. این وضع در کشوری روی داد که هیچ سندیکا یا اتحادیه کارگری مستقل از دولت وجود ندارد و تقریباً تمامی تظاهرات با قدرت ارتش سرکوب میشود.
در سال۲۰۰۰، «خصوصیسازی بزرگ» یعنی خصوصیسازی بیش از دو سوم کارخانههای چین به دستور «جیانگ زمین» رئیسجمهور وقت و «ژورنگ ژی» نخستوزیر صورت گرفت. در سال،۱۹۹۹ دولت چین رسماً اعلام کرد که ۳۰۰ میلیون نفر چینی (تقریباً یک چهارم جمعیت) در فقر زندگی میکنند. در برخی از نواحی چین متوسط مرگ کودکان ۳۰۰ نفر در ۱۰۰ هزار نفر بود، یعنی کمی پائینتر از صحرای آفریقا. بر اثر واردات مواد غذایی از آمریکا، بیش از ۴۰ میلیون فرصت شغلی در بخش کشاورزی چین از بین رفت و ۵۷ درصد از خانوارهای روستایی با حداقل معیشت زندگی میکردند و فقط ۵درصد ثروتمند بودند.
۲۸سال پیش دنگ شیائوپینگ بزرگترین ملت کره خاکی را به حرکت طولانی در اقتصاد آزاد واداشت. او بعدها شعار «ثروتمند شدن هدفی است که ارزش تلاش کردن را دارد» را اعلام کرد و اکنون در شهرها به یمن توسعه مداوم، رفاه به سرعت افزایش پیدا میکند و همزمان ۷۰۰ میلیون چینی در روستاها در حال رشد سطح زندگیاند. این موضوع قطعی است که چین به دومین قدرت بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شده است.
نقش کارآفرینان در توسعه
همواره وجود کارآفرینان و سرمایه گذارانی که بتوانند اقتصاد کشور را توسعه دهند مورد نیاز همه کشورها بوده و همه کشورهای صنعتی دارای چنین افرادی هستند. مسلماً چین از چنین امتیازی مستثنی نبوده است. «چارلز ژانگ چائویانگ» که به «بیل گیتس» چین شهرت یافته افکار مبتنی بر بازار آزاد دارد. او معتقد است بازار خود به بهترین شکل میتواند تصمیم بگیرد که چه چیزی کارآمدتر است. در امپراتوری اینترنتی وی موسوم به «سوهو» که دفتر آن در قلب پکن واقع شده همه چیز تا حد شگفت انگیزی به یک شرکت اینترنتی در کالیفرنیا شبیه است. در پشت ردیفهای رایانه کارشناسان و برنامه ریزان متعددی نشستهاند.
کارآفرین دیگری به «نایک چین» (نایک نام شرکت مشهور تولیدکننده لوازم ورزشی در آلمان) معروف شده که با کفشهای ورزشی تولیدی خود یک سوم بازار چین را در اختیار گرفته است. منطقهای در چین وجود داردکه به لحاظ صنعتی آن را با ناحیه صنعتی «روهر» در آلمان مقایسه میکنند. این منطقه منچوری نام دارد و سرشار از ذخایر زیرزمینی است. شرکتهایی نظیر بیام و سرمایهگذاری در این منطقه را آغاز کردهاند. در شهر بندری دالیان در منچوری یک دره سیلیکونی کوچک برای خدمات پیشرفته رایانهای تأسیس شده است. در آنجا متخصصان جوان چینی در بازار جهانی، رقیبان جهانی را به مبارزه میطلبند. چین بیش از هر اقتصاد ملی دیگری در دنیا دوچرخه کوهستان، دستگاههای مایکرو ویو و تلفن همراه تولید میکند. به زودی در رشته کشتیسازی نیز چینیها قدرت اول دنیا خواهند شد. در تولید خودرو نیز کشور ۱/۳ میلیارد نفری چین خیلی زود به آلمان خواهد رسید.
سرمایهگذاری مستقیم و توسعه
رشد چین شگفت آور است. امروزه چین بیش از هر کشور دیگری در دنیا سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی جذب میکند. وزارت بازرگانی چین اعلام کرده است، در ۵ ماهه نخست سال۲۰۰۷ سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی در چین ۱۰ درصد نسبت به ۵ ماهه نخست سال۲۰۰۶ افزایش یافته است.سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی در چین در ۵ ماهه نخست سال جاری به سطح ۲۵ میلیارد دلار رسید که این رقم نسبت به ۵ ماهه نخست سال گذشته ۱۰ درصد افزایش نشان میهد. براساس آمار وزارت بازرگانی چین، در ۵ ماهه نخست سال جاری بیش از ۱۵ هزار مؤسسه با سرمایهگذاری خارجی ایجاد شدهاند. براساس برنامهریزی دولت چین، در سالهای آینده کیفیت استفاده از سرمایهگذاریهای خارجی بهبود خواهد یافت و بازرگانان خارجی به سرمایهگذاری در مراکز پژوهشی، صنایع فناوریهای پیشرفته و جدید، صنایع صرفهجویی در مصرف انرژی و محیط زیست، کشاورزی مدرن، صنعت خدمات مدرن و... تشویق خواهند شد.
ابرقدرت آینده اقتصادی
امروز اقتصاد دنیا آمریکایی است، اما احتمال این که در آیندهای نزدیک چینی شود، دور از ذهن نیست. امروزه چین صدر اخبار جهان را در دست دارد. روزی نیست که در مورد اهداف، برنامهها، کشفها و اقدامهای دور از ذهن و در حال پیشرفت چین اخباری مخابره نشود. چین بزودی قله اقتصادی جهان را از دست آمریکا میگیرد.