مقدمه:
گروه بینالملل ـ احسان تقدس: جهان اسلام در حالی به استقبال روز بزرگ حمایت از قدس میرود که ۲ پدیده نامیمون «اختلاف» و «تحریم» بر این سرزمین است. منطقه غزه، به آخرین دژ مقاومت جنبش اسلامی فلسطین تبدیل شده در این میان اسرائیل بر موج حملات خود به غزه به عنوان مرکز فرماندهی حماس افزوده است. سوی دیگر این میدان، سناریوها و توافقنامههای متعددی از سوی آمریکا و شرکایش علیه نیروهای انقلابی در حال اجرا است. این که چشمانداز این مرحله از رویارویی چه خواهد بود، سؤال مهمی است که در گفتوگویی با محیالدین ساجدی کارشناس مسائل خاورمیانه در میان گذاردهایم که از نظر گرامیتان میگذرد:
">مقدمه:
گروه بینالملل ـ احسان تقدس: جهان اسلام در حالی به استقبال روز بزرگ حمایت از قدس میرود که ۲ پدیده نامیمون «اختلاف» و «تحریم» بر این سرزمین است. منطقه غزه، به آخرین دژ مقاومت جنبش اسلامی فلسطین تبدیل شده در این میان اسرائیل بر موج حملات خود به غزه به عنوان مرکز فرماندهی حماس افزوده است. سوی دیگر این میدان، سناریوها و توافقنامههای متعددی از سوی آمریکا و شرکایش علیه نیروهای انقلابی در حال اجرا است. این که چشمانداز این مرحله از رویارویی چه خواهد بود، سؤال مهمی است که در گفتوگویی با محیالدین ساجدی کارشناس مسائل خاورمیانه در میان گذاردهایم که از نظر گرامیتان میگذرد:
*چه برآوردی از اوضاع منطقه غزه و سرزمینهای اشغالی در روزهای پایانی سال میلادی دارید؟
**متأسفانه فلسطین هم از نظر سرزمینی و هم از نظر مردمی به چند منطقه جدای از هم تبدیل شده است و ارتباط جغرافیایی و سیاسی میان کرانه باختری و نوار غزه وجود ندارد و ارتباطهای اقتصادی و اجتماعی نیز روز به روز کمرنگتر میشود. الآن ملت فلسطین ملتی است که بخشی از آن در کرانه باختری و پارهای از آن در اراضی ۱۹۴۸ فلسطین مسمای به اسرائیل و بخشی دیگر در غزه و بخش عمدهای نیز به صورت آواره در کشورهای عربی به سر میبرند. همین امر سبب میشود که فلسطینیان نتوانند رهبری واحد داشته باشند. حتی در زمان یاسر عرفات نیز همواره اختلافهایی میان این چند بخش وجود داشت، ولی بعد از حوادث غزه و استیلای جنبش حماس بر این منطقه، خط کشی میان مردم فلسطین پررنگتر شده و امکان تجزیه بیشتری فراهم آمده تا جایی که ممکن است راهحلی به دست آید که تنها به فلسطینیان ساکن کرانه باختری محدود شود و نه به ساکنان غزه و برای همیشه نیز حدود ۴ میلیون آواره فلسطینی را به فراموشی بسپارد. متأسفانه چنددستگی در میان فلسطینیان به جایی رسیده است که زمینه مداخله را بیشتر فراهم میکند و به همین علت است که آمریکا به خود اجازه میدهد در پی برگزاری نشست بینالمللی صلح برآید، بدون آن که بخشهای مهمیاز ملت فلسطین و رأی آنها در نظر گرفته شود و خطرناکتر این که بخواهند در آینده باز هم مثل سال ۱۹۴۹ میلادی حاکمیت کرانه باختری را به اردن و غزه را به مصر بازگردانند. گرچه این امر ممکن است در شکل جدید و زینتیافتهای به نام کنفدراسیون باشد.
* از حیث نظامی و امنیتی چه حوادث مهمی در حال وقوع است؟
**از نظر امنیتی حادثه مهم درگیری میان جنبشهای فتح و حماس در غزه بوده است. امکان بروز درگیری در غزه بالاست، برای این که بخشی از جنبش فتح که وارد درگیری با حماس در غزه شد و ناکام ماند، این بار میخواهد از طریق تحرکات اجتماعی و تظاهرات مایه سقوط دولت حماس را فراهم کند، مضافاً به این که امکان بروز درگیری در کرانه باختری هم میرود ولی بدتر از همه این است که اسرائیلیها همواره منطقه غزه را به حمله سراسری جدیدی تهدید میکنند و عملاً هم هفتهای نیست که حمله مختصری صورت نگیرد و چندین فلسطینی در ماه رمضان به شهادت نرسند.
*روابط فتح و حماس در چه مرحلهای قرار دارد؟ آیا ممکن است توافق کنند؟
**تلاشهایی دوباره آغاز شده است و قرار است که خالد مشعل از رهبران حماس به برخی کشورهای منطقه سفر کند تا موافقتنامه مکه احیا شود، بویژه که شرایط فلسطین به مرحلهای رسیده که ممکن است طرحهایی استراتژیک بدون مشارکت بخش عمدهای از مردم فلسطین ریخته و تصویب شود. البته هنوز به صورت علنی تلاشهای پنهانی برای از سرگیری گفتوگوها میان فتح و حماس تأیید نشده است.
* اوضاع و شرایط به سود کدام گروه پیش میرود، فتح یا حماس؟
**به نظر من، شرایط به نفع هیچ کدام نیست و تجربه این چند ماهه نشان داده است که برآیند نیروها در فلسطین صفر است. ممکن است بگویند جنبش حماس در غزه برتری دارد و فتح در کرانه باختری و حتی برخی میگویند که حماس از امکانات وسیعی در کرانه باختری هم برخوردار است و یا آن که فتح از همه ظرفیت خود در غزه استفاده نکرده است. به هر تقدیر حوادث چند ماه اخیر نشان میدهد که هیچ کدام از ۲ طرف فعلاً قصد وارد شدن به مرحله درگیری نظامی را ندارند و درگیری اصلی ممکن است میان اسرائیل و مردم غزه رخ دهد که در آنجا حماس و جهاد اسلامی تنها نخواهد ماند و دیگر جنبشهای فلسطینی و حتی لایههایی از جنبش فتح هم در کنارشان خواهند ایستاد.
*کشورهای عربی اکنون چه موضعی دارند و به طور خاص استراتژی آنان در قبال اختلاف فتح و حماس و پرونده بحران فلسطین چیست؟
**اکنون عملاً طرحی جز موافقتنامه مکه وجود ندارد که بتواند اساس گفتوگو و مذاکره قرار گیرد. مهم این است که مصریها دوباره وارد میدان شدهاند و در واقع حماس نیز در غزه به علت اجبار جغرافیایی و همچنین پیوندهای تاریخی چارهای ندارد مگر این که مصر را دروازه خود به جهان خارج قرار دهد؛ مصریها نیز غزه را حوزه امنیتی خود میدانند. رقابتی میان مصر و عربستان در جریان است و عدهای معتقدند که مصریها در ناکام ماندن توافق مکه بیتأثیر نبودهاند، ولی در شرایط کنونی بیشتر تلاشها متمرکز بر شرکت در اجلاس صلحی است که دولت آمریکا میخواهد در خاک خود برگزار کند.
*به عنوان کارشناس خاورمیانه، در این برهه مهمترین تهدیدها و چالشها علیه آرمان آزادی فلسطین را چه میدانید؟
**مهمترین تهدید به نظر من همان است که در ابتدا اشاره کردم، یعنی تعمیق چنددستگی میان ملت فلسطین و تصویب طرحهایی که اکثریت ملت فلسطین در آن سهم نداشته باشد. متأسفانه برخی در جنبش فتح و دولت ابومازن استراتژی خود را بر زمین گذاشتن سلاح و نفی مبارزه مسلحانه قرار دادهاند و روشن نیست که اگر موازنه وحشت میان اسرائیل و فلسطینیان بر هم بخورد، اسرائیل حتی حاضر شود یک هزارم امتیازهای فعلی را هم بدهد. مهمترین خطر کنونی در صحنه فلسطین، اتحاد نظری است که متأسفانه میان برخی از جناحها و مسئولان فلسطینی با دشمن اسرائیلی پدید آمده است و آزادسازی اراضی اشغالی فلسطین به مسألهای ثانوی تبدیل شده است.