تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۱۹  ، 
کد خبر : ۳۴۱۶۸

دست دادن با نامحرم بر اساس کدام مجوز شرعی؟


قاسم روان‌بخش

ماجرای دست دادن آقای خاتمی با چند زن اجنبیه در ایتالیا و پخش فیلم آن توسط برخی سایت‌ها و رسانه‌ها، قلوب مردم متدین و غیرتمند ما را جریحه‌دار کرد. روزنامه کیهان در اولین برخورد خود با درج این خبر و ابراز شگفتی از آن، اظهار امیدواری کرد که این فیلم، ساختگی و خلاف واقع باشد. رسانه‌های مدعی اصلاح‌طلبی و هم‌فکر خاتمی در سکوت معناداری فرو رفته و این خبر را کاملاً سانسور کرده‌اند. در این میان، دفتر آقای خاتمی طی بیانیه‌ای به توضیح پیرامون مصافحۀ وی با زنان اجنبیه پرداخت و نوشت: «در حرمت لمس بدن نامحرم بدون ستر و نیز در این که در شرع انور حرمت وجوب اولی به عنوان ثانوی تا بقای عنوان می‌تواند مرتفع شود، تردید نباید کرد؛ ولی آن چه با تصویربرداری مشکوک با غرض یا هر انگیزۀ دیگر نشر یافته، تا مصافحۀ آقای خاتمی را با اجنبیه القا کند، خلاف شرع و اخلاق است و تکذیب می‌شود.»(1)

آقای صادق خرازی نیز که در این سفر رئیس مرکز گفت‌وگوی تمدن‌ها را همراهی می‌کرده است، در توجیه مصافحه آقای خاتمی با زنان و دختران نامحرم، تکمله‌ای دارد: «استقبال از آقای خاتمی در سفرهای خارجی و نیز مراسم سخنرانی‌های ایشان به حدی است که گاه کنترل اوضاع از دست‌ ایشان و اطرافیان خارج می‌شود و در این مواقع برخی می‌کوشند با رساندن خود به آقای خاتمی به ایشان ابراز ارادت کنند که در مواقعی تصور می‌شود با آقای خاتمی مصافحه کرده‌اند. این در حالی است که اصولاً آقای خاتمی به علت ازدحام جمعیت متوجه برخی تماس‌ها نمی‌شوند»!(2)

درباره فیلم 5/6 دقیقه‌ای مصافحۀ آقای خاتمی با زنان نامحرم و جوابیۀ دفتر وی تذکر نکاتی ضروری به نظر می‌رسد:

1. درباره اصل انجام مصافحۀ آقای خاتمی با چهار زن بی‌حجاب و بعضاً نیمه‌برهنه ایتالیایی تردیدی نیست؛ زیرا علاوه بر وجود فیلم مستند آن، جوابیه دفتر ایشان نیز به جای تکذیب، با توجیه حکم اولی و ثانوی بر فیلم مستند مهر تأیید زده است! علاوه بر آن، آقای صادق خرازی نیز کوشیده است این گونه مصافحه‌ها را عادی و به دلیل ازدحام جمعیت! و ابراز ارادت زنان و دختران به ایشان توجیه کند! خوانندگان محترم می‌توانند از طریق سایت «رجانیوز» با کلیک کردن روی این خبر، فیلم آن را که در یکی از سایت‌های ایتالیایی موجود است، مشاهده کنند.

2. برخلاف ادعای آقای خرازی، در این فیلم مستند، کم‌ترین اثری از «ازدحام جمعیت» دیده نمی‌شود بلکه تعدادی اندک از زنان و دختران و مردان ایتالیایی در بیرون سالن صف کشیده‌اند و آقای خاتمی با صبر و حوصله و با آرامش کامل به سراغ آن‌ها می‌رود و با آن‌ها مصافحه می‌کند. در این فیلم، هیچ‌گونه تلاشی از سوی افراد حاضر برای نزدیک شدن به وی دیده نمی‌شود بلکه این آقای خاتمی است که برای مصافحه به سمت آن‌ها می‌رود و به آن‌ها دست می‌دهد! البته بسیار روشن است که بر فرض ازدحام جمعیت و حتی تقاضا از سوی زنان، در شرع مقدس اسلام، هیچ گونه مجوزی برای دست دادن به آن‌ها و برداشته شدن حکم حرمت آن صادر نشده است.

3- دفتر آقای خاتمی در یک فرافکنی آشکار، سعی کرده است اقدام تهیه‌کنندگان فیلم مصافحه را خلاف شرع و اخلاق معرفی کند و از سوی دیگر، اصل دست دادن آقای خاتمی با زنان و دختران نامحرم را با توجیهاتی، مشروع! جلوه دهد.

4- بی‌تردید، توجیه دفتر آقای خاتمی مبنی بر تبدیل حکم اولی حرمت به حکم ثانوی جواز، بسیار بدتر از اصل مصافحه با نامحرم است؛ چرا که تهیه‌کنندگان جوابیه مذکور، با این توجیه، نه تنها اصل حرمت آن را برداشته‌اند بلکه دیگران را نیز به ارتکاب چنین اعمالی تشویق می‌کنند!

5- برای کسی که به جای «اسلام ناب محمدی(ص)» از «اسلام عقلایی!» دفاع می‌کند و فریاد برمی‌آورد که «صدای اسلام عقلایی کم‌تر به گوش می‌رسد» و عمامه به سر مورد حمایتش، اعلامیه جهانی حقوق بشر را مهم‌ترین چارچوبی معرفی می‌کند که برای حفظ کرامت انسانی تدوین شده است(3) و دوست صمیمی و مدعی اصلاح‌طلبش (کدیور) با ارائه مقالۀ «اسلام تاریخی و اسلام معاصر»‌ اکثریت احکام اسلام ناب محمدی(ص) و برخاسته از کتاب و سنت را تحت عنوان «اسلام تاریخی»‌ غیرقابل اجرا و منسوخ شده می‌شمرد و «اسلام معاصر»‌ را که با اعلامیه حقوق بشر موافق و با عقل افرادی چون او و دوستانش مطابقت دارد، بهترین اسلام قابل اجرا ذکر می‌کنند؛(4) در چنین شرایطی روشن است که دست دادن به زن و دختر نامحرم و نیمه‌برهنه و حتی کارهایی فراتر از آن نیز باید مجاز باشد؛ چرا که «اسلام تاریخی» و اسلام بر اساس کتاب و سنت منسوخ شده! بر این اساس و طبق اصول اعلامیه حقوق بشر، اعمال زشت خلاف شرع مقدس نه تنها خلاف شرع محسوب نمی‌شود، بلکه به قرائت آن‌ها از اسلام ـ اسلام معاصر! ـ عین شرع و اسلام است!

6- این گونه افراد که به جای تمسک به کتاب و سنت و اصطلاحات فقه سنتی، از واژه‌های روز و مورد پسند طرفداران اعلامیه حقوق بشر بهره‌ می‌گیرند گاهی برای توجیه! اکثریت قریب به اتفاق جامعه اسلامی که به اصول و فروع شرع مقدس تا پای جان ایستاده‌اند ـ به اصطلاحات فقهی سنتی مثل «احکام اولیه و ثانویه» روی می‌آورند تا با فریب افکار عمومی، کارهای خلاف خود را توجیه کنند.

درباره احکام اولیه و ثانویه، تردیدی نیست که چنین احکامی در اسلام وجود دارد و در برخی موارد به اندازه‌ای روشن است که نیازی به تقلید از مرجع تقلید و حاکم ندارد مثل آن که اگر در حادثۀ تصادف، خانمی آسیب‌دیده و بدون ستر باشد، به دلیل اضطرار بر هر مرد و زنی واجب است که هر چه زودتر او را به اورژانس برساند، هر چند این اقدام موجب تماس با بدن زن نامحرم باشد؛ یا اگر کودکی در خانه‌ای در حال غرق شدن است، تردیدی نیست که حکم اولیۀ حرمت ورود در خانۀ غصبی، برای انجام حکم ثانوی وجوب نجات جان کودک، برداشته می‌شود. ولی در مواردی که مصادیق آن به این روشنی نیست، چنانچه حکم فردی باشد به فتوای مجتهد و مرجع تقلید نیاز دارد و اگر حکم سیاسی یا اجتماعی باشد به حکم ولی امر مسلمین و حاکم شرع؛ مثلاً این حاکم شرع و ولی فقیه است که حکم اولی وجوب حج را برای مدت سه سال به منظور تأمین مصالح بالاتر برمی‌دارد و اجازه می‌دهد که مردم به حج نروند. بنابراین، غیر از موارد روشن، چنین نیست که هر کس در هر زمان و هر مکان و تحت هر شرایطی به دلخواه خود به بهانۀ حکم ثانوی ـ بر فرض وجود ـ از حکم اولی اسلام دست بردارد؛ چرا که در این صورت نه شریعت و دینی باقی خواهد ماند و نه اخلاق و تقوایی.

آقای خاتمی باید توضیح دهد با کدام مجوز شرعی و با کدام ضرورتی دست از حکم اولی حرمت تماس با بدن زن نامحرم برداشته و با آن‌ها مصافحه کرده است؟ آیا صرف این که غربی‌ها ما را روشنفکر و متجدد بدانند، می‌تواند مجوز دست برداشتن از احکام اولیه اسلام باشد؟! به راستی چقدر تفاوت است میان آقای خاتمی که برای توجیه دست دادن به نامحرم از حکم اولی و ثانوی استفاده می‌کند و زنان و مردان تازه مسلمان غربی که با وجود مجوز شرعی برای ترک حکم اولی حجاب و برداشتن حجاب برای حفظ جانشان، صریحاً اعلام می‌کنند که می‌خواهیم با حجاب بمانیم و اگر کشته شویم «شهید» محسوب می‌شویم. و چقدر تفاوت است میان آقای خاتمی و جوان مسلمان اتریشی که وقتی از او می‌خواهند تز دکترایش را کشیدن تصویر سکس یکی از خانم‌های کلاس قرار دهد، حاضر می‌شود به خاطر دینش از دکترای خود نیز چشم بپوشد؟!

7- شایسته است مسؤولان کشور از سفر این گونه افراد به خارج از کشور که خود را رسولان جمهوری اسلامی معرفی می‌کنند، به شدت جلوگیری نمایند؛ چرا که این گونه اعمال از فردی که عنوان رئیس‌جمهوری ـ اگر چه رئیس‌جمهور سابق ـ  نظام اسلامی را یدک می‌کشد، بسیار زشت و غیرقابل بخشش است. تکرار این گونه حوادث در خارج از کشور می‌تواند آبروی نظام اسلامی و برکات و خون‌های پاک شهیدان را خدشه‌دار کند.

8- جای بسی تعجب است دادگاه ویژه روحانیت که رسالت بزرگ حفظ آبرو و حیثیت روحانیت را به عهده دارد، در برابر یک عمل ناهنجار و زشت کوچکی که از یک روحانی صادر می‌شود ـ به حق ـ برخورد می‌کند، چگونه در برابر هنجارشکنان بزرگ که اسلام و مقدسات را زیر سؤال می‌برند، سکوت می‌کند و واکنشی نشان نمی‌دهد؟ به راستی در کجای قانونی برای یک مسؤول، امنیت قضایی مادام‌العمر وجود دارد؟! آیا اگر یک طلبه عادی در ملأ عام و در مقابل دوربین‌ها با چهار زن و دختر نامحرم مصافحه می‌کرد، برخورد دادگاه با او همین گونه بود؟! و شاید هم فضایی که توسط مافیای اطلاعاتی و خبری ساخته می‌شود، موجب پرهیز مسؤولان از برخورد قضایی می‌شود!

9- چندی پیش در شهریور سال 1385 که آقای خاتمی به آمریکا سفر کرد و بوش در تحلیل سفر وی و در مقابل این سؤال که «چرا به او ویزا داده‌اید»، گفت: می‌خواهم صدایی متفاوت از آن صدایی که از ایران شنیده می‌شود بشنوم!

خاتمی در تجلیل از جیمی کارتر و آزادمنشی وی قصیده‌ها سرود و از تمدن و پیشرفت و کمال غربی‌ها سخن گفت و دستان تا مرفق خونین کارتر را شست و لباس صلح‌طلبی بر اندام وی آراست. خانم فاطمه رجبی طی یادداشتی از علما و بزرگان خواست تا به این گونه اظهارات واکنش نشان دهند؛ ولی مافیای اطلاعات و اخبار با تبدیل جمله ایشان به این که «خاتمی را خلع لباس کنید»، سنگین‌ترین تهاجم را که می‌توان به «بمباران خبری»‌ تعبیر کرد، در حق وی روا داشت. این تهاجم به اندازه‌ای سنگین بود که برخی روزنامه‌های خودی مانند کیهان نیز تحت تاثیر قرار گرفتند؛ به طوری که این روزنامه طی یادداشتی با عنوان «از کدام جایگاه؟!» ضمن تشبیه خانم فاطمه رجبی به طبرزدی ضدانقلاب، به جای نقد عملکرد خاتمی، چنان ایشان را مورد حمله و اعتراض قرار داد که تصور شد گویا خاتمی هیچ خلافی مرتکب نشده است! کیهان در دفاع از خاتمی و انتقاد از خانم رجبی نوشت: «باید گفت آقای خاتمی در دو دوره متوالی رئیس‌جمهور کشور بوده است آن هم با آرای بالا و کم‌نظیر و از سوی دیگر ظاهراً خانم رجبی می‌دانند که دوره‌های مختلف ریاست جمهوری حلقه‌های به هم پیوسته نظام است و نظام حاصل جمع آن‌ها است. بنابراین ایشان با کدام منطق عملی و شرعی، رئیس‌جمهور منتخب مردم و مورد تأیید بالاترین مقام رسمی و دینی نظام را وابسته به آمریکا می‌دانند؟! و از موضعی نه فقط فراتر از همه مردم و تمامیت نظام، بلکه در جایگاهی برتر از رهبری نشسته و دستور خلع لباس آقای خاتمی را صادر می‌فرمایند؟! آیا ایشان عقل سیاسی، شعور دینی و بینش اسلامی خود را برتر از همه می‌دانند؟! و...» مع‌الاسف این تفکر که نظام اسلامی حاصل جمع دوره‌های مختلف ریاست جمهوری است و همواره باید از آن‌ها دفاع کرد، موجب شد که افرادی چون خاتمی جرات پیدا کنند و گام به گام بر ارزش‌های اسلامی و انقلاب بتازند. [البته کیهان در ماجرای اخیر خاتمی، با یاداشتی مفصل او را مورد اعتراض نسبتاً شدید قرار داده است] خانم رجبی نیز دقیقاً به همین دلیل که ممکن است عملکرد آقای خاتمی هنوز هم به پای نظام اسلامی نوشته شود، خواهان تصمیم‌گیری حوزه علمیه راجع به ایشان شده بود. به یقین می‌توان ادعا کرد چنانچه در جریانات قبلی، حوزه علمیه و دستگاه قضایی با وی برخورد می‌کرد، امروز شاهد این گونه اعمال شنیع دست کم در لباس روحانیت نبودیم. امیدواریم باز هم تا دیر نشده حوزه‌های علمیه و دادگاه ویژه روحانیت به وظیفه خود در برابر این گونه اقدامات عمل کنند.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات