ابوالقاسم قاسمزاده
خبر به تعویق افتادن تصویب تحریمهای شدیدتر علیه ایران تا شهریور ماه (سپتامبر) در صدر اخبار رسانههای بینالمللی قرار گرفته است. دیپلماتهای غربی میگویند تلاش برای تصویب و اعمال تحریمهای شدیدتر علیه ایران به ماه سپتامبر (شهریور) موکول شد، به این امید که همکاری ایران و بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی گسترش یابد. اگر چه خبر به تعویق افتادن طرح قطعنامه جدید علیه ایران تا نیمه اول شهریور ماه، چندان خبری تازه نیست و از هفتهها قبل در بسیاری از محافل سیاسی و خبری عدم ضرورت فوری برای طرح قطعنامه جدید علیه ایران بازگو میشد و در برخی از روزنامههای اروپایی مفسران سیاسی نوشته بودند که تا شهریور ماه (سپتامبر) پیشنویس قطعنامه جدید که انگلیسیها تهیه و تدارک دیدهاند و با آمریکا تلاش دارند آن را در شورای سازمان ملل مطرح کنند طرح نخواهد شد. اما تبلیغ دیپلماتهای اروپایی از این خبر قابل بررسی است.
1. اروپا، حداقل بسیاری از کشورهای عضو اتحادیه، چندان از ادامه خط تحریم علیه ایران، به خصوص فشارهای آمریکا به آنها برای مسدودسازی روابط تجاری و مالی خود با ایران خوشحال نیستند، زیرا در محاسبه آنها آمریکاییها چندان از این شیوه تحریم زیان نمیبینند، اما اکنون کشورهای اروپایی حتی در کوتاه مدت هم اختلال در روابط بانکی خود و هم زیان تجاری قابل محاسبه را در نظر گرفتهاند. این تفاوت نگاه و برداشت اروپا و آمریکا درباره تحریمهای مالی علیه ایران دیپلماتهای اروپایی را واداشته تا با انتشار خبر به تعویق افتادن تصویب قطعنامه جدید تا شهریور ماه را به عنوان روزنه تشویقی و امیدوارانه در صحنه خبری زنده سازند.
2. ملاقاتها و گفتگوی آقای دکتر علی لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی و آقای خاویر سولانا رئیس سیاسی اتحادیه اروپا علیرغم برخی از تفاوتها و اختلافنظرها، تاکنون موفق بوده است و خبر موفقیت این دیدارها و نشست نمایندگان و کارشناسان ایران و آژانس، روشنبینی را بر تاریکبینی آینده غلبه داده و فضای تبلیغی منفی درباره مناقشه پرونده هستهای ایران، به خصوص در اروپا تا حدود زیادی شکسته شده است.
موضعگیریهای اخیر آقای البرادعی که امیدواری او به آینده را نشان میدهد، همچنین اعلام نظر رسمی مقامات مسئول از دولتهای غربی، از آن جمله آقای «سولانا» و وزیر خارجه ژاپن و وزیر خارجه انگلیس و صدراعظم آلمان به شناسایی رسمی حق ایران در داشتن و استفاده صلحآمیز از فناوری هستهای، بر تلطیف فضای خبری و رسانهای درباره مناقشه انرژی هستهای ایران، افزوده است. انتشار رسمی تعویق تشدید علیه جمهوری اسلامی ایران در چنین شرایطی میتواند مسیر را برای حل بهتر و یا نهایی مناقشه دو طرف هموارتر سازد و در این نکته دو طرف تردید ندارند.
3. بار دیگر حقانیت موضعگیری جمهوری اسلامی ایران خود را نشان دارد. آقای دکتر علی لاریجانی در اغلب مصاحبههای خود در خارج از کشور بر این جمله تأکید داشته که با جنجال و هیاهو و فشار و تحریم، راه بجایی نمیبرید و ما تابع عقل و منطق هستیم. البته و اگرچه از اعمال تهدید علیه ایران همه زیان خواهند دید، ولی جمهوری اسلامی ایران در تجربه عملی نشان داده است که زیر بار «زور و قلدری» نخواهد رفت. اکنون چنین نمینماید که دیپلماسی و گفتگو روزنه خوبی را در فضای جدید بازکرده است تا همه آنها که با جمله «تابستان داغ» از خاورمیانه و ایران خبرسازی میکنند. چه به دست آورند.
4.سیاستمداران آمریکایی در درون کشور خود در تلاطم به سر میبرند. «جرج بوش» در پایان راه و در عمل با شکست طرحهای سیاست خارجی دولت خود در طول هشت سال ریاست جمهوری مواجه شده است. فضای درونی در آمریکا شرایط انتخاباتی و رقابت دو حزب حاکم و رقیب یکدیگر دموکراتها و جمهوریخواهان قرار دارد. دموکراتها به شکل گسترده و همهجانبه و بسیاری از سیاستمداران از حزب جمهوریخواه (حزب جرج بوش) ضمن محکوم کردن دولت فعلی و سیاستهای خارجی و داخلی دولت جرج بوش و نظرپردازی نومحافظهکاران در واشنگتن، هر روز فاصله خود را با رئیسجمهور بیشتر نشان میدهند و سیاستهای دولت بوش را فاجعه تاریخی برای آمریکا میخوانند. هر سیاستمداری که بیشتر از «جرج بوش» فاصله بگیرد و تبری بجوید، در افکار عمومی مردم آمریکا محبوبتر جلوه میکند. در پایان راه، ریسک جدید دولت کنونی آمریکا در تشدید بیشتر بحران در خاورمیانه و یا مقابله با ایران، هزینهسازی وسیعتر را در پی خواهد داشت و شکاف را در جامعه آمریکا و شکست انتخاباتی جمهوریخواهان حزب جرج بوش، در برابر دمکراتها، که اکنون کنگره آمریکا را در اختیار دارند، موجب خواهد شد (کوتاه آمدن) اصطلاح خوب است که در این شرایط نسبت به تاکتیک دولت کنونی آمریکا درباره ایران و به خصوص درباره پرونده هستهای بازگو شود.
5. به این دو نقل قول از دو روزنامه مهم اروپایی، اکونومیست و گاردین توجه بفرمایید:
اکونومیست نوشته است: تحریمهای یک جانبه و فشارهای مالی و بانکی خزانهداری آمریکا علیه ایران با وجود افزایش برخی هزینههای اقتصادی در ایران، عملاً بیتأثیر بودهاند. دولت و مردم ایران به خوبی توانستهاند در برابر تحریمهای تجاری و بانکی آمریکا مقاومت کنند. ایران در واکنش به اقدامات تحریم مالی و بانکی، مبادلات تجاری خود به دلار را متوقف کرده است و بسیاری از بانکهای خارجی که با ایران مبادلات تجاری دارند، اکنون با ارزهای غیردلار مبادلات خود را با ایران انجام میدهند. اگرچه وزارت خزانهداری آمریکا در برنامههای جدید خود قصد تحت فشار قرار دادن این بانکها را دارد.
روزنامه گاردین مینویسد، سرکوب فزاینده آمریکا علیه شرکتها و بانکهای خارجی که با ایران تجارت میکنند، مخالفتی جدی را در انگلیس و اروپا برانگیخته است و دیپلماتهای این کشورها هشدار میدهند که چنین عملی ممکن است به یک جنگ تجاری جدید منجر شود.
چرخش در تلطیف روال تحریم به خصوص در روابط بانکی و تجاری ایران و اروپا، از موارد بسیار مهم و حساس است که ادامه آن چندان در راستای منافع مالی شرکتهای صنعتی و تجاری اروپا، همچنین طرحهای مالی و بانکی این کشور نیست.
حال با این نوشته و گزارش، پرسش این است آیا به حل نهایی مناقشه درباره پرونده هستهای ایران رسیدهایم، پاسخ و برداشت این نویسنده چنین است که هنوز چنین ارزیابی زودهنگام است. اگرچه امروز با دیروز متفاوت است و مسیر تفاهم روزانهایست که بازگشایی شده است. پرسش دیگر، آیا آمریکاییها تغییر استراتژی درباره ایران دادهاند؟ پاسخ، خیر. اگر چه تغییر تاکتیک را نمایان کردهاند و شاید از مسیر آن، اگر گفتگوهای دوجانبه درباره عراق به نتیجه مطلوب برسد و یا گفتگوهای آقای لاریجانی و سولانا، منجر به انتشار خبر توافقهای پایدار گردد. این تغییر تاکتیکها به سمت و سوی تغییر استراتژیکی میتواند سوق پیدا کند.