قاسم غفوری
کاندولیزا رایس وزیر خارجه و رابرت گیتس وزیر دفاع ایالات متحده امروز راهی خاورمیانه میشوند تا پس از چند نوبت وقفه به رایزنی با متحدان سنتیشان در منطقه بپردازند. سفر آنها به منطقه که به گفته مقامات آمریکایی نقطه عطفی در روابط طرفین قلمداد میشود در حالی صورت میگیرد که:
1- چنانکه مقامات کاخ سفید تاکید کردهاند محور اصلی سفر رایس و گیتس به خاورمیانه را بررسی پرونده عراق و آینده آن تشکیل میدهد. آنها در شرایطی با 6 کشور حوزه خلیج فارس بعلاوه مصر و اردن در شرمالشیخ دیدار میکنند که اولا پیش از آن مقامات آمریکایی به واسطه مقامات عراقی در بغداد دور دوم گفتگوها با ایران را برگزار کردند. ثانیا اسناد و مدارک افشا شده از نقش منفی اعراب در تحولات عراق حکایت دارد. ثالثا کاخ سفید از سوی کنگره برای بهرهگیری از ظرفیتهای منطقهای برای حل بحران عراق تحت فشار قرار دارد. بر این اساس محوریت گفتگوها پیرامون عراق را اعلام تضمینهای جدید به اعراب پیرامون عدم واگذاری نقش به ایران در عراق و حفظ منافع آنها در منطقه، تشویق کشورهای منطقه به حضور نظامی در عراق و پایان دادن به تحریکات منفی آنها تشکیل میدهد. آنها در نهایت چنان وانمود میکنند که از یک سو با ایران و سوریه که به گفته آنها معارض در عراق هستند و از سوی دیگر با اعراب به عنوان متحدان سنتی برای حل بحران این کشور به گفتگو نشستهاند تا از فشار کنگره و افکار عمومی بکاهند.
2- نکته مهم در سفر رایس و گیتس، چمدان مشوقهای نظامی برای اعراب است.
در شرایطی که آنها در ماههای گذشته از لغو قراردادهای نظامی سخن به میان آورده بودند اکنون با قراردادی 20 میلیارد دلاری برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، 13 میلیارد دلاری برای مصر برای 10 سال و 30 میلیارد دلاری برای صهیونیستها به منطقه میآیند. آنها با این اقدام به نوعی، هم صداقت خود را برای متحدانشان به نمایش میگذارند و از سوی دیگر با نظامی کردن منطقه به جنگ روانی علیه ایران میپردازند که توجیهکننده اقدامات آینده آنها در منطقه است.
3- از اهداف کلان ایالات متحده در منطقه اجرای طرح سازش و به اصطلاح حل بحران فلسطین است. رایس در حالی برای سفر به سرزمینهای اشغالی آماده میگردد که اولا بوش طرح برگزاری اجلاس بینالمللی برای تشکیل کشور مستقل فلسطین و سازش میان اعراب و صهیونیستها را ارائه کرده است. ثانیا آمریکا بر اجرای طرح نقشه راه و حذف طرح اعراب با سه اصل بازگشت آوارگان به وطنشان، تعیین سرنوشت قدس به خواست فلسطینیان، عقبنشینی صهیونیستها از اراضی اشغالی 1967 اصرار دارد. ثالثا سازش میان اعراب به عنوان میانهروها با رژیم صهیونیستی بدون پیششرط اولویت واشنگتن است. رابعا کاخ سفید برای استمرار تحریمهای حماس و حمایت از ابومازن فعالیت میکند در حالی که بسیاری از کشورهای عربی خواستار حمایت از حماس میباشند. اکنون رایس تلاش دارد تا بار دیگر نقش ناجی صلح را برای خاورمیانه ایفا کند در حالی که به گفته خود وی، نمیتوان انتظار تحولی زودهنگام را در ذهن پروراند.
4- از طرحهای مطرح در کنگره و سرویسهای اطلاعاتی آمریکا لزوم احیای روابط با کشورهای اسلامی و تقویت مناسبات با اعراب میانهرو است. شکستهای آنها در عراق و افغانستان، تشدید مخالفتهای جهانی با سیاستهای استعماری آنها، رویکرد گسترده کشورهای اسلامی بویژه ممالک عربی به جمهوری اسلامی ایران، طرح صلح خاورمیانه که جنبه تبلیغاتی برای انتخابات 2008 دارد و... از عوامل پیگیری این طرح میباشند.
بر این اساس رایس و گیتس در این سفر تلاش دارند تا با چمدانی از مشوقها، رضایت دولتهای عربی و اسلامی را برای همکاری جلب کنند. این در حالی است که به اعتراف خود مقامات کاخ سفید، ملتهای عربی و اسلامی از ایالات متحده بیزار بوده و خواستار پایان روابط با آن هستند.
5- محور تکراری سفر رایس به خاورمیانه را باید در عملکردهای آن در قبال ایران دانست. مقامات کاخ سفید به خوبی آگاهند که اتحاد میان ایران و اعراب به منزله پایان اشغالگری غرب و الزام خروج ناوهای آنها از خلیج فارس است لذا برای شکست این امر تلاش میکنند. اکنون نیز در شرایطی که ممالک عربی بر تحکیم مناسبات با ایران تاکید و حتی به حمایت از برنامههای هستهای آن میپردازند، واشنگتن تلاش دوباره برای تضعیف این مناسبات را در دستور کار قرار داده است. شان مک کورمک سخنگوی وزارت خارجه آمریکا صراحتا اعلام کرده است: هدف از سفر رایس و گیتس به خاورمیانه که با مشوقهای نظامی همراه است، طرحی برای مقابله با ایران است. آنها تلاش دارند تا با این اقدام اعراب را به همسویی با اهدافشان متقاعد نمایند، در حالی که در عرصه جهانی نیز نوعی اجماع را علیه فعالیتهای هستهای و اقتدار ایران به نمایش میگذارند. این در شرایطی است که اعراب به همکاری با ایران تحت هر شرایطی تاکید دارند.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که سفر رایس و گیتس از یک سو برگرفته از نیازهای آنها برای پایان دادن به بحران عراق است که آنها را دست به دامان اعرابها و پیش از آن ایران و سوریه ساخته است و از سوی دیگر توطئهای علیه اتحاد منطقه و آرمانهای فلسطینیان میباشد که اتحاد منطقه میتواند آن را با شکست مواجه سازد. این در حالی است که اعتراض ملتهای منطقه به این سفرها و تاکید آنها بر استمرار مقاومت در برابر خواستههای غرب که با تحکیم روابط با ایران و مقابله با صهیونیستها صورت میگیرد، ناکامی بزرگی برای این تفرقهافکنیها میباشد.