قاسم غفوری
بیش از یک سال از شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه در برابر مقاومت حزبالله لبنان میگذرد. هرچند که صهیونیستها با حمایت برخی گروههای وابسته به غرب در داخل لبنان و آمریکا برای خلع سلاح و انزوای حزبالله فعالیت کردهاند اما روند تحولات سیاسی لبنان و نگاه جهانی به آن بیش از پیش اقتدار حزبالله را به نمایش گذاشت. نکته قابل تامل در تحرکات صهیونیستها در قبال حزبالله رویکردهای تبلیغاتی آنها برای ایجاد جوی منفی علیه حزبالله میباشد. تاکید بر افزایش توان دفاعی حزبالله با بیش از 20 هزار موشک که به گفته لیبرمن وزیر امور استراتژیک صهیونیستها تا عمق تلآویو را هدف قرار میدهد، ادعای خرید زمینهای جنوب لبنان به منظور آماده شدن برای جنگ با رژیم صهیونیستی، تقویت سیستمهای اداری و مخابراتی که اخیرا مطرح شده است در این راستا میباشد. هرچند که بیان این ادعاها از سوی صهیونیستها بر گرفته از وحشت و ناتوانی آنها در برابر مقاومت و به نوعی پیشدستی برای یاری طلبیدن از متحدان غربی برای حمایت نظامی و سیاسی علیه این رژیم است اما در پس آن اهدافی پنهان و آشکار پیگیری میشود که توطئههای جدیدی علیه حزبالله به همراه دارد:
1- صهیونیستها در ماههای اخیر به کمک آمریکا برای تقویت توان تهاجمی و اطلاعاتی خود فعالیت کردهاند.
کمک 30 میلیارد دلاری آمریکا به این رژیم و بودجه 13 میلیاردی نظامی که برای بازسازی ارتش صورت میگیرد از جمله این تحرکات است. آنها در کنار این اقدامات برکناری و استعفای برخی سران ارتش را که به دلیل شکست در برابر حزبالله صورت گرفته را به عنوان اصلاحات برای مقابله با حزبالله توجیه میکنند.
2- نکته مهم در سیاستهای منطقهای صهیونیستها، تلاش برای تفرقهافکنی میان شیعه و سنی است. در این راستا آنها در جو تبلیغاتی خود چنان وانمود میکنند که حزبالله با الگوی مقاومت برای تقویت نهضتهای آزادیخواه در جهان عرب فعالیت میکند که تهدیدی برای سران این کشورها است. صهیونیستها با تاکید بر تقویت توان دفاعی و معنوی حزبالله امیدوارند تا جوی منفی علیه آن در منطقه ایجاد کنند تا به بهانه وجود دشمن مشترک اعراب را به پذیرش طرحهای سازشکارانه و در نهایت مقابله با حزبالله، ایران و سوریه وادار سازند. گزارشهای منتشره از جنگ 33روزه نشان میدهد که برخی سران عرب در آن زمان مقطع فریب این تبلیغات را خورده و به حمایت از صهیونیستها در جنگ پرداختند تا به اصطلاح خود از تشکل هلال شیعی جلوگیری کنند.
3- از اولویتهای صهیونیستها مقابله با ایران و سوریه و جوسازی جهانی علیه آنها است.
در شرایطی که جامعه جهانی با دیدی مثبت به ایران و پرونده هستهای آن مینگرد و تبلیغات غرب و صهیونیستها علیه آن به شکست انجامیده و از سوی دیگر سوریه نیز از انزوای غرب خارج و جهانیان نقش منطقهای آن را پذیرفتهاند، صهیونیستها برآنند تا با جنگ تبلیغاتی علیه حزبالله و معرفی ایران و سوریه به عنوان حامیان آن بار دیگر جامعه جهانی را به تقابل با این کشورها وادار سازند. این در حالی است که در این تبلیغات بار دیگر این کشورها حامی تروریسم و حزبالله تهدیدی برای امنیت جهانی معرفی میگردد.
4- در سالهای اخیر غرب تلاش داشته با صدور قطعنامههای 1559، 1595 و 1701 جهانیان را به خلع سلاح حزبالله وادار سازد. این تحرکات هرچند در ابعاد گوناگونی صورت گرفته اما به دلیل مخالفتهای جهانی و اعتراف سازمان ملل با نقش مثبت حزبالله در امنیت و ثبات لبنان، ناکام مانده است. بر این اساس جوسازیهای جدید صهیونیستها را میتوان تلاشی دیگر برای تحریک جامعه جهانی جهت معرفی حزبالله به عنوان تروریست و لزوم مقابله با آن ارزیابی کرد. آنها در سایه این اقدامات برآنند تا دولت لبنان را نیز به عنوان مقابله با تروریسم و نیز عامل تضعیف پایههای دولت در برابر حزبالله قرار دهند.
براساس آنچه ذکر شد میتوان گفت که هرچند تبلیغات اخیر صهیونیستها علیه حزبالله بار دیگر بیانگر وحشت و ناتوانی آنها در برابر مقاومت است که سبب شده تا برای فرار از تکرار ناکامیهایشان در لبنان به این تبلیغات روی آورند اما این تحرکات میتواند جوی مثبتی علیه حزبالله ایجاد کند که مقابله با آن از الزامات لبنان و جهان اسلام میباشد چرا که اکنون سلاح حزبالله سلاحی برای تمام جهان اسلام است که حفظ آن امنیت را بر منطقه حاکم و صهیونیستها را از استمرار تجاوزگری باز میدارد.
5- صهیونیستها هرچند با یورشهای گسترده به مناطق فلسطیننشین برای سرکوب مقاومت فعالیت میکنند اما خود اعتراف دارند که در برابر پاسخهای موشکی مقاومت ناتوان میباشند. آنها با جوسازی علیه حزبالله برآنند تا موفقیتهای نظامی گروههای فلسطینی و ناتوانی خود در مقابله با آن را ناشی از قدرت حزبالله بنامند تا توجیهی باشد بر شکستهایشان در فلسطین.