صلاحالدین هرسنی
هماینک منطق حاکم بر ماشین نظامی آمریکا نشان میدهد که استراتژی جدید شوالیههای جنگی پنتاگون در عراق، تندتر شده و بیش از گذشته ماهیت تهاجمی و مخاصمهجویی به خود گرفته است. پرسش آن است که اساساً ریشه و منشاء صدور چنین رفتاری چیست؟ و رفتار مخاصمهجویی این کشور در وقت حاضر چه نشانگانی دارد؟ و اساساً چنین منطقی درصدد تعقیب چه اهدافی است و چه پیامدهایی دارد؟
در پاسخ باید گفت که رفتار مخاصمهجویی آمریکا منشایی جز قدرت نظامی ندارد و قدرت نظامی منشاء صدور چنین رفتاری برای گروه جنگطلب بازهای پنتاگون شده است. حملات نظامی گوشه و کنار جهان مانند خاورمیانه و بالکان و در این اواخر عراق گواه درستی بر این مدعاست. مسلم است با توجه به اولویت قرار گرفتن قدرت نظامی در حل مشکلات امنیتی از سوی آمریکا، منطق رهبران این کشور در روزگار حاضر رنگ مخاصمهجویی بگیرد و با اتکا بر همین رهیافت به اهداف غایی و نهایی خود نایل شود. از دیگر سو علتالعلل و ریشه اصلی چنین واکنشی ناشی از تنگناهای امنیتی و مصائب روبه تصاعد آمریکا در جنگ عراق و نحوه مهار تروریسم در این کشور است.
اما نشانگان چنین منطقی را میتوان در اظهارات برخی از گروه کاری مردان بوش و برخی سناتورها و دولتمردان همپیمان آمریکا نسبت به دولت نوری المالکی و سپس اظهارات جدید بوش در باب ایران ردجویی کرد.
در هفته سوم ماه آگوست استراتژی گروه بازهای پنتاگون تحت زعامت کارل روو با ترسیم و طراحی یک عملیات روانی، وجهی از رهیافتهای تخریبی خود را به نمایش گذاشتهاند و با قلمداد کردن سپاه پاسداران و قرار دادن آن در کانون محور شرارت و حامی تروریسم خواستهاند که عامل بیثباتی خاورمیانه علیالخصوص عراق را، ایران بدانند. در هفتههای آخر ماه آگوست هم، برخی از مردان کنگره و گروه بوش با اظهارات خود، دولت نوری المالکی را دولتی بیکفایت معرفی کردهاند. در یک نگاه، افق تصویر یاران بوش و سناتورهای کنگره اینگونه بازخوانی میشود که دولت عراق در ادای سهم خود مبنی بر ایجاد امنیت ملی قصوری کرده است و نیروهای ائتلافی را در رسیدن به اهداف خود یاری نداده است، ضمن آنکه حرکت عراق بهسوی آشتی ملی آن هم تحت زعامت نوری المالکی حرکتی کند و بطئی بوده است. این دیدگاهی است که از سوی سناتورهایی چون جان وارنر و جان ادوارد و کارل لمن و هیلاری کلینتون اظهار شده است. آنسوتر رهیافت ساختارشکن نیکلا سارکوزی که استراتژی خود را در همسویی با آمریکا قرار داده است و به نظر میرسد که بعد از رفتن بلر، وظیفه سنگینتری را در اروپا نسبت به همسویی با آمریکا بر دوش گرفته است، اظهارات مشابهی را از زبان وزیر خارجه خود برنار کوشنر بر دولت مالکی اظهار داشته است. اظهارات بوش هم در جمع لژیون آمریکا در ایالت نوادا که تهران را از جبهههای رادیکالیسم در خاورمیانه و حامی تروریسم توصیف کرده است، وجهی دیگر از رهیافت مخاصمهجویی جدید شوالیههای جنگی پنتاگون قلمداد میشود.
اینگونه مینماید که در پس رفتارهای شتابآلود بازهای پنتاگون این پیام استنباط شود که آنان بخواهند رویکرد یکجانبهگرایانه خود را در جنگ عراق، به سطح چندجانبهگرایی ارتقا دهند تا دلیلی برای درستی رفتار آنان در حمله به عراق و نیز مهر تاییدی برای رفتار مخاصمهجوی آنان باشد. در بعد دیگر مجرد صدور چنین رفتاری، درصدد تعقیب اهدافی چون از سرگیری روند متهمسازی کشورهای همسایه در تشدید بحران عراق و در سایه قرار دادن بیشتر دولت نوری المالکی تمهید یافته است.
طبیعی است که مبادرت به اتخاذ چنین رفتارهایی شاید بتواند اهداف کوتاهمدت آمریکا را فراهم کند، اما در درازمدت، آن را با مانع و چالش بیشتر مواجه میسازد. شرایط فعلی حکایت از آن دارد که با توجه به موقعیت آمریکا در عراق که استراتژی آنان به جهت حجم وسیعی از موجهای تروریسمی و خشنونت عقیم مانده، هیچگونه الگوی رفتاری همکاریجویانه از سوی سایر کشورها و نهادهای بینالمللی با آمریکا اتخاذ نشده است. از دیگرسو پیامد محتمل رفتار مخاصمهجویی جدید آمریکا که با جبههگیری علیه ایران و دولت نوری المالکی نمود یافته است، چیزی جز گسترش بحران در عراق و بیثباتی در این کشور نخواهد بود. ضمن آنکه چنین رفتاری متضمن کاهش نیروهای ائتلافی آمریکا در جنگ عراق خواهد بود. توجه به این نکته که آمریکا تا اواسط سپتامبر، تعهد گزارش و وضعیت جنگ عراق را با مساعی ژنرال پترائوس و رایان کروکر به کنگره اعلام داشته است، چنین رفتاری نمیتواند متضمن پیشرفتی برای آمریکا باشد. مسلم است که اتخاذ چنین رفتاری در شرایطی که آمریکا برای پیروزی در عراق به دیپلماسی نیاز دارد چیزی جز حلقه تنگ ابهامات امنیتی نخواهد بود و استراتژی آن را بیشتر در گرداب مشکلات فرو میبرد. واقعیت الگوهای رفتاری آمریکا نشان میدهد که این کشور از آوریل گذشته تا آگوست، از آنجایی که قابلیتهای امنیتی و نظامی ایران را درخور ملاحظه دانسته و به جهت نقش اساسی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران در حل بحران عراق، مذاکرات امنیتی و استراتژیک خود را با ایران سپری کرده است. مسلم است که در صورت ادامه رفتارهای مخاصمهجویانه آمریکا، هرگونه امید به مذاکره در حل بحران عراق کمرنگ شود و ضمن کاهش رویارویی آمریکا با ایران، زمینههای لازم را برای افزایش آسیبپذیریهای امنیتی آمریکا فراهم آورد.