مجموعه دولتمردان دولت نهم در دو سال اخیر نزدیک به 5 هزار وعده، قول و شعار به مردم دادهاند که بسیاری از آنها با عدم تحقق روبرو بوده است. براساس این کار تحقیقی که منابع خبری و رسانهای مختلف مبنای بررسی آن بوده و دوره زمانی خردادماه سال 84 تا خردادماه امسال را مورد توجه قرار داده است، 4 هزار و 893 شعار، وعده و قول از سوی دولتمردان دولت نهم از رییس دولت گرفته تا استانداران به مردم داده شده است که گذشته از معروفترین آنها که همان بردن پول نفت بر سر سفرههای مردم بود که هرگز محقق نشد، انبوهی از وعدهها و قولهای دیگر نیز در سطح سطرهای روزنامهها و صفحات خبری خبرگزاریهای مختلف باقی ماند و هرگز راه به دنیای واقعی نبرده است. بایک محاسبه ساده مشخص میشود که مجموعه دولت در دوره مورد بررسی در این گزارش روزانه نزدیک به 7 شعار، وعده و قول در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی سرداده است که از اجرای بخش عمده ای از آنها ناکام مانده و از این بابت ضمن بالا بردن توقعات و انتظارات جامعه و عدم تحقق و پاسخگویی مناسب به این انتظارات با چالش روبرو شده است. چالشی که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران بیشترین آسیب را بر سرمایه اجتماعی وارد آورده است. حتی کم نیستند کسانی که سردادن این شعارها و وعدهها و افراط در این کار از سوی دولتمردان را عامل ایجاد نابسامانیهایی در حوزههای مختلف میدانند.
غلامرضا مصباحیمقدم، عضو فراکسیون اکثریت مجلس هفتم در این باره میگوید: "دادن وعده و بالا بردن انتظارات مردم نیز تورم را افزایش خواهد داد. ضرورتى ندارد که رئیس جمهورى در سفرهاى استانى خود انتظارات مردم را بالا ببرد. بلکه باید سعى کند تا به انتظارات مردم پاسخ دهد. زیرا بالا بردن انتظارات مردم، انتظارات تورمى را افزایش مى دهد. بخشى از انتظارات تورمى را خود دولت ایجاد کرده است". دکتر سیدصفدر حسینی، وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت اصلاحات نیز در بیان تاثیر منفی شعارها و وعدههای محقق نشده بر شاخصهای اقتصادی میگوید:" در نظریه اقتصادی، انتظارات عقلایییعنی بهترین استفاده از همه اطلاعات در دسترس، جامعه در برابر اعلام سیاستهای دولت و سخنان دولتمردان دو واکنش را نشان میدهد، اگر دولت عملکرد و سابقه خوبی در جامعه به جاگذاشته باشد، اعتماد مردم و جامعه باعث میشود تا آنها تغییرات در نرخها، دستمزد و سایر متغیرها را بر اساس وعده دولت درنظر بگیرند و نتایج مطلوبی از بابت انطباق و تناسب بین انتظارات جامعه و وعدههای دولت به دست میآید."
وی ادامه میدهد: "اما اگر به دلیل عدم اجرای قول و قرارها و شعارهای قبلی، جامعه قول و شعار دولت را قبول نداشته باشد، جامعه انتظارات خود را با عدم اعتقاد به قول و شعارهای دولت شکل میدهد."حسینی تاکید میکند:" ریشه تورم انتظاری در قول و عمل دولت است و ربطی به منتقدان بیرون از دولت ندارد، افزایش تورم انتظاری یعنی نارضایتی مردم از قول و عمل دولت. "او در پایان به دولت توصیه میکند تا به قولها، شعارها و سیاستهای اعلامیخود وفادار باشد تا جامعه بتواند به این قولها و شعارها اعتماد کرده و انتظارات خود را متناسب با سیاستهای دولت شکل دهد. "حداکثر کردن سطح رفاه، تشکیل کابینه 70 میلیونی، کاهش سانسور کتاب، الگو شدن ایران در نحوه توزیع ثروت و رفاه، دستیابی هر خانواده ایرانی به مسکن، کاهش نرخ تورم، افشا و از بین بردن مافیای نفت و ... تنها نمونههایی از شعارها، قولها و وعدههایی است که دولتمردان دولت نهم در دوره مورد بررسی در این تحقیق سرداده اند و البته گذشت زمان نشان میدهد که نه تنها این وعدهها و شعارها تحقق نیافته بلکه حتی در مواردی اوضاع بدتر از قبل هم شده است.