سیاوش رضوانی
محمود احمدینژاد از زمان روی کار آمدن در تابستان 84، با اتخاذ مواضعی خاص در حوزه سیاست خارجی، کوشیده تا روشی جدید را در دیپلماسی ایران پی بگیرد. از برجستهترین نقاط حرکت او، میبایست به نوع تعامل دولت نهم با آمریکا اشاره کرد. او که برخاسته از جریان اصولگرایی است با اتکا به چنین عقبهای، سنتشکنیهایی را در این حوزه رواج داد که در دورههای قبل میتوانست به هنجارشکنی تعبیر شده و کفن پوشان را راهی خیابانها کند.
در شاخصترین رویداد در رابطه با آمریکا، وی در اردیبهشت 85 نامهای را خطاب به آمریکاییان منتشر کرد که در نوع خود کم نظیر بود؛ پس از آن هم وی درخواست مناظره (و به قرائتی دیگر مذاکره) با جرج بوش را مطرح کرد و در 3 سفر پیاپی به نیویورک، ضمن تکرار این مواضع خواستار گشایشبابی تازه در روابط دو جانبه شد. دولت او حتی گام را از این هم فراتر نهاد و در بهار 86، به 27 سال عدم مذاکره مستقیم پایان داد و مقامات وزارت امور خارجه در بغداد به طور رو در رو به دیدار همتایان آمریکایی خود رفتند و سرانجام روز سهشنبه احمدینژاد در ابراز نظری ویژه، با تاکید مجدد بر موضع پیشین خود (در تایید گزارش مراکز جاسوسی ایالات متحده درباره برنامه هستهای ایران)، گفت که "این گام به سمت جلو برداشته شده و اگر یکی، دو گام دیگر برداشته شود، شرایط کاملا متفاوت خواهد بود و مسائل پیشرو، پیچیدگی خود را از دست میدهد و راه برای حل مسائل اساسی در منطقه و تعاملات دو جانبه بازخواهد شد." این سخن او، با واکنش سریع رسانههای غربی مواجه شد و آنان از تغییر موضع رییسجمهوری ایران سخنها گفتند. هرچند کاخ سفید برداشتن یکی دو گام اول را رد و آن را منوط به حرکت طرف مقابل کرد، اما این چیزی از اهمیت گفتههای احمدینژاد کم نمیکند.
مذاکره با آمریکا، یک موضوع هویتی در تاریخ جمهوری اسلامی بوده و هست و تقلیل کل ماجرای این رابطه گرگ و میشوار سه دههای به یکی دو گام، چندان سوالبرانگیز مینماید که به سادگی از حاشیه آن نمیتوان عبور کرد؛ "کسانی که دم از مذاکره با آمریکا میزنند، یا از الفبای سیاست چیزی نمیدانند،یا الفبای غیرت را بلد نیستند؛ یکی از این دو تاست. در حالی که دشمن اینطور اخم میکند، اینطور متکبّرانه حرف میزند، اینطور به ملت ایران اهانت میکند، تصریح هم مینماید که میخواهد علیه این نظام و این کشور و منافع آن اقدام کند. واقعاً جای تأسّف است. حکومتی که اینطور صریحاً میگوید میخواهم علیه نظام اسلامی و خواستِ ملت ایران عمل کنم و برای براندازی این نظام بودجه میگذارد، ارتباط و مذاکره با آن، هم خیانت و هم حماقت است" (از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار کارگران و معلّمان)
بیشک آمریکاییها در چنین فضایی خواهند کوشید تا قدرت چانهزنی شان را بالاتر برده و قیمت را افزایش دهند و برای تایید این نظر چه بسیار مصداقهایی را که نمیتوان سراغ گرفت. آسوشیتدپرس خبرگزاری مشهور ایالات متحده تنها ساعاتی پس از اظهارات احمدینژاد در گزارشی نوشت": این خط مشی آشتی جویانه احمدینژاد احتمالا با هدف منحرف ساختن تلاشهای آمریکا در جلب حمایت برای اعمال تحریمهای بیشتر علیه ایران و تشویق واشنگتن به انجام مذاکره، پس از انتشار گزارش اطلاعاتی در مورد برنامه هستهای ایران، اتخاذ شده است.
احمدینژاد همچنین ممکن است در تلاش برای مقابله با منتقدان داخلیاش باشد که وی را متهم میکنند که با سخنان خویش، دشمنان ایران را تحریک میکند." و جالبتر از آن گفتههای جرج بوش است که به گزارش رسانههای غربی، دقایقی پس از انتشار سخنان احمدینژاد در نشست مطبوعاتیاش ایراد شده بود. وی در دیدار جورجیو ناپولیتانو رئیسجمهوری ایتالیا گفت: «ایران خطرناک است، ما معتقدیم که ایران برنامه تسلیحات هستهای مخفی داشته و ایران باید برای جهان توضیح دهد که چرا چنین برنامهای داشته است.»
حضرت روحالله(ره) میفرمود: اگر ما با آمریکا و یا سایر ابر قدرتها کنار آمده بودیم، گرفتار این مصائب نبودیم، ولی مردم ما دیگر به هیچوجه حاضر نیستند، تن به خواری و ذلت دهند و مرگ سرخ را به زندگی ننگین ترجیح میدهند. رابطه با آمریکا حرمت ذاتی ندارد، اما به اقتضای تجربه تاریخی گرانسنگی که پشت سر داریم، اصولگرایانه بودن چنین اظهاراتی آنهم از جانب رئیسجمهوری منتسب به این پایگاه سخت محل تردید است و توضیح بیشتری میخواهد. صرف این استدلال که چون "ما" این تابو را میشکنیم، اشکالی ندارد، استدلال مناسبی برای این "عبور" نخواهد بود.