پس از جنگ۳۳ روزه و شکست بىسابقه اسرائیل که به تضعیف جایگاه منطقهاى و بینالمللى این رژیم انجامید، تلآویو به ناچار براى رهایى از بحران داخلى و تهدیدات منطقهاى پیشنهاد صلح عربستان را که به صلح عربى معروف بود در دستورکار خود قرار داد.
این جنگ موقعیت رژیمهاى سازش کار عربى را نیز در برابر افکار عمومىخود متزلزل کرده بود، آنها نیز براى پاک کردن صورت مسئلهاى به نام اسرائیل (غاصب و اشغالگر) با اشتیاق بیشترى کنفرانسى را با همکارى مصر و اردن برگزار کردند تا روند این صلح را بررسى کنند.
جنبش مقاومت اسلامى (حماس) به عنوان منتخب قانونى مردم فلسطین که حداکثر آرا را در انتخابات شهردارى و پارلمانى به دست آورده بود همچنان با رویکرد مقاومت در بین فلسطینیان نفوذ بسیارى یافته بود و محمود عباس رئیس دولت خودگردان به موازات محبوبیتى که حماس به دست مىآورد جایگاه خود را به دلیل مشى سازش کارانه مقابل رژیم صهیونیستى در بین مردم فلسطین از دست مىداد، اختلافنظرهاى دو گروه حماس و فتح در کابینه اسماعیل هنیه و مجلس بالا گرفت و عملا دو گروه را در مقابل هم قرار داد تا جایى که منجر به درگیرىهاى اسفناک و خونبارى بین دو گروه شد و راه ایجاد دولت وحدت ملى را مسدود کرد.
مجموعه حوادث جارى باعث گردید تا دستگاه دیپلماسى سازش فعالانه در کشورهاى عربى از یک سو و بین اولمرت و محمود عباس از سوى دیگر اقدام نماید.
در این بین تیر ماه سال جارى رئیسجمهور آمریکا (بوش) مانند پیشینیان خود طرحى دیگر به نام طرح صلح خاورمیانه را مطرح مىکند و از تمامى گروههاى سازش عربى و فلسطینى مىخواهد که در کنفرانس صلح خاورمیانه که پاییز امسال برگزار مىگردد شرکت نمایند و به همین ترتیب محوریت طرح صلح عربى به حاشیه مىرود و تمامى طرفها با محوریت آمریکا و کنفرانس صلح پائیزى دیپلماسى خود را هماهنگ مىکنند.
برخى از کشورهاى عربى مانند عربستان سعودى و کمیته چهار جانبه صلح خاورمیانه که متشکل از آمریکا، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل است از برگزارى این کنفرانس حمایت کرده بودند. در این مطلب به بررسى چند موضوع مىپردازیم:
۱. این نشست به دنبال چه مىگردد و با نشستهاى گذشته که به بن بست رسیده است چه تفاوتى دارد؟
۲. رویکرد فعلى کشورها و گروههاى درگیر درمناقشه فلسطین در این خصوص چیست؟
۳. موضع طرفهاى مذاکره کننده چیست؟
۴. پیشبینى مىشود نتیجه این طرح چه باشد؟
کنفرانس آناپولیس و کنفرانسهاى گذشته:
قرار است در این کنفرانس مقامهاى دهها کشور از جمله برخى از کشورهاى عربى که تا کنون با اسرائیل رابطه دیپلماتیک برقرار نکردهاند شرکت کنند. هدف اصلى کنفرانس صلح اعلام توافق تازهاى بین اسرائیل و دولت خودگردان فلسطینى به منظور عملى کردن طرح تشکیل کشور مستقل فلسطین در کنار آغاز روند عادىسازى روابط برخى از کشورهاى عرب حوزه جنوبى خلیج فارس و شمال آفریقا با اسرائیل است. درحالى که بحث و مجادله میان کشورهاى عربى درباره کنفرانس خاورمیانهاى بوش هنوز ادامه دارد، تیم دیپلماتهاى آمریکا مدتها پیش دستور کارهاى این کنفرانس را منتشر کردند. نیکلاس برنز معاون وزیر خارجه آمریکا در نشست کارگروه این کنفرانس گفت: زمین در برابر صلح، نقشه راه، قطعنامههاى ۱۳۹۷ و ۳۳۸ و ۲۴۲ شوراى امنیت در دستور کار نشست صلح خاورمیانه قرار دارند.
بنابراین طرح با طرحهاى سازش گذشته تفاوتى ندارد.
شرایط طرفهاى کنفرانس:
همانطور که در مقدمه آورده شد طرفهاى این طرح در وضعیت متزلزلى قرار دارند و به دنبال دور کردن خود از بحرانهاى جارى خود هستند، بحرانهایى که مدتهاست گریبانگیرآنها شده است.
اسرائیل در این راستا تعدادى از اسراى وابسته به جریان فتح ابومازن را آزاد کرده است البته این امر با هدف حمایت از فتح در درگیرىهاى اخیر با حماس و نیز براى نشان دادن حسن نیت خود و ایجاد رغبت در طرف مقابل براى انجام مذاکرات صلح انجام گرفت. دولت خودگردان نیز به رغم مخالفتها و تضعیف موقعیت خود میان فلسطینیان و درحالى که غزه در محاصره و حملات رژیم صهیونیستى است با ملاقاتهاى پى در پى با اولمرت به سفارش وزیر خارجه آمریکا گام در راه سازش نهاده است.
کشورهاى عربى نیز هر کدام براى پایان دادن به مناقشات و رهایى از بنبستهاى سیاسى داخلى امیدوار به روند مذاکرات هستند.
عمرو موسى دبیرکل اتحادیه عرب نیز پس از دیدار با رایس در یک کنفرانس مطبوعاتى اظهار داشت که در این دیدار از جدیت آمریکا نسبت به کنفرانس بینالمللى صلح خاورمیانه مطلع شده است. بنابر این رویکرد اتحادیه عرب استقبال از برگزارى کنفرانس است.
آمریکا نیز که مجموع اقداماتش در سالهاى اخیر باعث منفى شدن افکار عمومى امت مسلمان و عرب شده است، سالهاست که به دلایل حمایت بیدریغ از اسرائیل هزینههاى سیاسى و اقتصادى بسیارى را متحمل شده است. این دولت به دنبال خلاصى از این بحران درصدد ایجاد وجههاى جدید از خود است و از سویى نیز در اثر فشارهاى لابى صهیونیستى (آیپک) به دنبال شکست اسرائیل در جنگ ۳۳ روزه در پى یافتن راهحلى براى حفظ کیان این رژیم در منطقه است.
اتحادیه اروپا نیز بخصوص در این چند ساله به همراه سازمان ملل به همراهى با آمریکا قدم در این کنفرانس مىگذارد و روسیه در حالى که کمترین منافع را در این مناقشات دارد براى در جریان بودن گرفتن امتیاز از طرفها و به دنبال کسب منافع احتمالى در این کنفرانس حضور خواهد یافت.
اسرائیل نیز به شدت در برابر حملات شهادتطلبانه و مقاومت خود را ضعیف و ناتوان نشان داده است و این را در تجربه بین سالهاى ۱۹۸۲ یعنى اشغال لبنان و آغاز درگیرى با مقاومت حزبالله تا کنون به دست آورده است (که منجر به عقبنشینى از لبنان در سال ۲۰۰۰ شد و بارقههاى امید را در مقاومت فلسطینیان زنده کرد) و انتفاضه دوم را رقم زد تا جایى که شارون ـ رادیکالترین دشمن فلسطینیان ـ را وادار به عقبنشینى از غزه کرد. تمامى طرحهاى صلح یکى پس از دیگرى در برابر مقاومت شکست خورده است، حتى انتخابات نیز نشان از رویگردانى فلسطینیان از روند سازش و گرایش به مقاومت و عملیاتهاى شهادت طلبانه است، موضوعى که اسرائیل را به شدت به بحران کشانده است. بنابراین رژیم صهیونیستى در حالت انفعال چارهاى جز برقرارى کنفرانسى براى خروج از بحران ندارد، کنفرانسى که موقعیت مقاومت را در بین اعراب تضعیف و سازش کارى را تقویت کند.
خواست و خطوط قرمز طرفها از کنفرانس صلح: اما خواست رژیم صهیونیستى چیست؟
این هدف به راحتى از موضع وزیر امور خارجه آمریکا نمایان است: آمریکا در تلاش است تا با همکارى همه طرفهاى ذیربط پرونده بحران اسراییل و فلسطین را پایان داده تا هر چه سریعتر کشور مستقل فلسطین تشکیل شود، اما ایجاد سندى فراگیر و دربرگیرنده راهکار نهایى صلح هم چنان راه درازى را در پیش دارد. طرف فلسطینى باید نسبت به تعهداتش در قبال حفظ امنیت و مبارزه با تروریسم پایبند باشد.
اما خطوط قرمز اسرائیل چیست؟
اسرائیل با مسئله بازگشت آوارگان مشکل اساسى دارد، بازگشت آوارگان که قطعنامههاى سازمان ملل متحد بر آن تاکید کرده است براى اسرائیلى که با هزینه گزاف مهاجران را از اکناف جهان گرد آورده است و توانایى تامین امنیت آنها را ندارد با مشکل روبرو مىکند، آوارگانى که در صورت بازگشت خود بسان بمبهاى همیشه فعال علیه این رژیم خواهند بود ،آوارگانى که سالهاست آرزوى بازگشت دارند و سختى، آوارگى و زندگى در تنگناها را از چشم رژیم صهیونیستى مىبینند، چنانچه اویگدور لیبرمن وزیر امور راهبردى اسراییل اعلام کرد حزب متبوعش تنها در صورتى از عقد یک توافق نهایى با فلسطینیان حمایت مىکند که این توافقنامه انتقال شهروندان عرب اسراییل به اراضى فلسطینى یا تبادل زمین با فلسطینیان را نیز شامل شود و به هیچ وجه با بازگشت فلسطینیان موافقت نخواهد کرد. بنابراین رژیمىکه با عربهاى ۱۹۴۸ و روند زاد و ولد و افزایش جمعیتى آنها مشکل دارد حال بازگشت از سرزمینهاى اشغالى سال ۱۹۶۷ که اسرائیل را تقریبا محدود به ۷۰ درصد فلسطین مىکند معضلى است که این رژیم را در برابر افزایش جمعیت با تهدید فزاینده قدرت مانور مخالفان در صورت آزادى مرزها مواجه خواهد کرد، پس واگذارى زمین نیز براى اسرائیل خط قرمز دیگرى است هرچند که بحث بر سر آن را مىپذیرد. آنها به خوبى واقفند که هرگونه عقبنشینى از مواضع و خطوط قرمز به ضرر آنها تمام خواهد شد. وزیر امور راهبردى اسرائیل ابراز داشت: فلسطینىها نمىتوانند به تعهدات خود عمل کنند و این همان موضوعى است که اجراى حداقل تعهدات را از سوى اسرائیل با مشکل روبرو مىکند.
دولت خودگردان به سرکردگى ابومازن وارث صلحها و سازش کارىهایى است که نتیجهاى در خور به منظور احقاق حق فلسطینیان نداشته است، این دولت که در انتخابات اخیر به شدت شکست خورد و رقیب مقاومتى آن توانست مشروعیت سیاسى خود را با مقبولیت گذشته همراه سازد، ادامه حیات سیاسى خود را با مشکل مواجه مىبیند، بنابراین درصدد است تا در این بحران با برگزارى گردهمایى از دولتهاى عربى و غربى با به انزوا کشاندن حماس به حذف رقیب اقدام نماید.
اما خواست دولت خودگردان چیست ؟
عقبنشینى اسرائیل از سرزمینهاى اشغالى سال ،۶۷ موضوع بازگشت آوارگان، قبول حاکمیت فلسطین بر قدس شرقى و آزادى ارتباط بین کرانه باخترى با غزه خواستههاى تشکیلات خودگردان را در برمىگیرد. همینها تا حدود بسیارى خطوط قرمز دولت خودگردان است که به حداقلى از آنها در کنفرانس باید برسد، محمود عباس در گفتوگو با روزنامه الشرقالاوسط در تازهترین اظهارات خود درباره کنفرانس پاییز گفت: براى اینکه بتوانیم از کنفرانس پاییز با دست پر و رضایتمند برگردیم باید سه موضوع را مورد بررسى و حل و فصل نهایى قرار دهیم. اول اینکه از حوزه خواستهها و پیش شرطهاى سابق رها شویم دوم اینکه اصول و مسائل شش گانه (راهکارهاى نهایى صلح همچون قدس، آوارگان فلسطینى، شهرکهاى یهودى نشین، مرزها، آبهاى سرزمینى و امنیت) بطور کامل بررسى شود و در نهایت نیز به وعدهها و زمان آغاز مذاکرات با طرف اسرائیلى عمل شود.
کشورهاى عربى که با پیشنهاد عربستان معروف به طرح صلح عربى وارد این عرصه شدند: (طرح عربستان سعودى قطعنامههاى ۲۴۲ و ۳۳۸ را به عنوان مبناى تلاش دیپلماتیک جدید قرار داده است. این طرح خواستار عقبنشینى اسرائیل از سرزمینهاى اشغال شده در سال ۱۹۶۷ شامل بلندىهاى جولان، بیتالمقدس شرقى و پذیرش یک دولت مستقل فلسطینى به پایتخت بیتالمقدس شرقى از سوى اسرائیل شده است. در عوض تمام کشورهاى اتحادیه عرب موافقت مىکنند که به نزاع با اسرائیل خاتمه داده، صلح بین آنها و اسرائیل برقرار کرده و از همه مهمتر مناسبات عادى با این رژیم را آغاز کنند.
بدیهى است که این نکته آخرى براى اسرائیلىها از اهمیت ویژهاى برخوردار است. صلح پیمانى است که بر روى تکهاى کاغذ نوشته مىشود. اما سایه جنگ و تهدید زمانى واقعا از روى سر اسرائیلىها کنار مىرود که آنها بتوانند پیمانى را با اعراب در زمینه برقرارى روابط عادى منعقد کنند.
روابطى که مبادلات اقتصادى، تعاملات آکادمیک و فرهنگى و ارتباط میان ملتهاى در جوامع مختلف اجزاى جدائى ناپذیر آن باشند. اما در مطلع طرح پیشنهادى عربستان سعودى نکاتى است که به عنوان خطوط قرمز اسراییلىها شناخته شدهاند. نکاتى نظیر عقبنشینى به مرزهاى ۱۹۶۷ و تقسیم بیتالمقدس. البته در این قسمت به یکى دیگر از موضوعات بحثبرانگیز یعنى آوارگان فلسطینى اشارهاى نشده است.
از میان ۱۷ عضو دیگر اتحادیه عرب نیز مراکش، قطر، کویت، تونس، عمان و لیبى در زمره بلوک میانه روها به حساب مىآیند. یمن، موریتانى، سومالى، جیبوتى و کوموروس نیز بازیگرانى کوچک محسوب مىشوند که احتمالا سیاستهایى مطابق با رویدادها و فضاى موجود اتخاذ خواهند کرد. کشورهایى مانند عراق، سودان، بحرین و الجزایر هم اعضایى هستند که با مشکلات داخلى خود پنجه نرم کرده و خود به خود از این روند کنار گذاشته مىشوند. اما کشورهاى لبنان و سوریه نیز هستند که در هیچ یک از این دستهبندىها جاى نمىگیرند. ترک بلندیهاى جولان ضمن هزینه گزاف که براى اولمرت به همراه مىآورد موقعیت این رژیم را در برابرکشورى که رابطه تیره خود را با صلحى همانند کمپ دیوید در ازاى آزادى و ایجاد رابطه بهبود نبخشیده بسیار خدشهپذیر مىکند و از سویى لبنانى که دور نیست زخمهایى که از اسرائیل خورده است و شکست سال پیش این رژیم موقعیتش را در لبنان در برابر مقاومت اسلامى از دست داده است و از این همه براى اسرئیل وخیمتر اینکه این دو کشور روابط بسیار نزدیک و دیرینهاى با ایران دارند. رویکرد آمریکا را از مواضع جانبدارانه این کشور باید بدست آورد، حمایتهاى بىدریغ از رژیم صهیونیستى بخصوص در رابطه با قطعنامههاى شوراى امنیت و حمایتهاى مالى و نظامى سالانه و...نشان از دو مسئله دارد و آن اینکه وضع رژیم صهیونیستى بسیار آشفته است که اقدام آمریکا براى صلحسازى را مىطلبید و دوم اینکه آمریکا به دنبال چیزى فراتر از این کنفرانس مىگردد، موضوعى که در دهههاى اخیر شاهد آن بودهایم: از نگاه ایران و نیز برخى از تحلیلگران سیاسى، هرگاه آمریکا براى از سرگیرى مذاکرات بین اسرائیل و فلسطینىها فعال مىشود معمولا هدف کلىترى را در خاورمیانه در نظر دارد.
همزمانى تاریخ برگزارى کنفرانس صلح خاورمیانه با اتمام مهلت دو ماهه اعضاى دائم شوراى امنیت سازمان ملل و آلمان به ایران براى وضع تحریمهاى شدیدتر علیه آن از نظر برخى تحلیل گران امرى تصادفى نیست و ممکن است آمریکا با استفاده از فرصت برگزارى کنفرانس درصدد تشکیل جبهه جدیدى با مشارکت اعراب و اسرائیل علیه ایران برآید.
اگر به معادله فوق، بسیار حساس لبنان نیز افزوده شود در آن صورت نگرانى آن از تحولات دو ماه آخر سال میلادى جارى در خاورمیانه که بر گرد برگزارى کنفرانس صلح در آمریکا دور خواهد زد بهتر قابل درک خواهد بود. آنها در تلاشند تا گروههاى مخالف برگزارى این کنفرانس را کم شمار جلوه دهند، در حالیکه وضعیت اینچنین نیست. گروههاى مقاومت فلسطین محدود به حماس نیست و سایر گروههاى مقاومتى هم که در حال حاضر داراى اکثریتى غالب در فلسطین هستند با برگزارى و هرگونه توافق در این کنفرانس مخالفت خود را اعلام کردهاند و در کشورهاى خاورمیانه نیز به جز ایران، سوریه و لبنان که از تاثیرگذاران اصلى مسئله فلسطین هستند کشورهاى دیگر نیز با این کنفرانس مخالفند و این موضوعى نیست که طرفهاى سازش و آمریکا و اسرائیل از کنار آن بىتوجه بگذرند.
بررسى شرایط نیروهاى خارج از کنفرانس:
با بررسى خطوط قرمز دو طرف و خواستههاى آنها از مذاکرات صلح و نگرانىها و عدم اعتماد آنها به یکدیگر در اجراى تعهدات و سوابق برگزارى کنفرانسهاى صلح سابق اینچنین بدست مىآید که براى چندمین بار کنفرانسى در حال برگزارى است که نتیجهاى جزناکامىبخصوص براى طرف مقابل رژیم صهیونیستى ندارد. حداقل بهرهبردارى که از این کنفرانس خواهد بود نشستن پاى میز مذاکره و به نوعى شناسایى اسرائیل است. مابقى بهرهبردارىها همین اجبار دولت خودگردان به مقابله و به حاشیه کشاندن دولت قانونى حماس خواهد بود که در حال انجام است.
اما این همه خطوط قرمزها، تردیدها و گمانهزنىها فقط یک روى سکه است، رویى که در آن طرفهایى هستند که در هر صورت خواهان مذاکره و به پایان رساندن مناقشات هستند. روى دیگر سکه جنبشهایى هستند که گزینه مقاومت را برگزیدند. دو گروه عمده مقاومت در فلسطین وجود دارند که با گزینههاى شهادتطلبى و استفاده از سلاح براى از بین بردن اسرائیل قدم در راه نهادهاند و به هیچ عنوان به مصالحه بر سر آرمان خود که همان آزادى کامل فلسطین هست راضى نمىشوند. شاید این چنین برآورد شود که حداقل حماس به خاطر تحت فشار بودن با این مسئله به هر صورت کنار بیایند ولى این امر در طول حداقل دو سال حاکمیت حماس که به انحاى مختلف تا کنون در فشار قرار گرفته است بعید به نظر مىرسد. جنبش جهاد اسلامى نیز با رویکردى که دارد به هیچ وجه با سازش کنار نخواهد آمد، گروههاى جهادى در بین مردم فلسطین به خاطر مقاومتى که علیه اسرائیل دارند از جایگاه و پایگاه محکمى برخوردارند و این همان موضوعى است که ادامه همکارى و اجراى تعهدات کنفرانس از سوى دولت خودگردان را براى اسرائیل ناممکن جلوه مىکند.
دبیر کل جنبش جهاد اسلامى فلسطین اعلام کرد که کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه تنها به نفع کاخ سفید و اسرائیل خواهد بود. رمضان عبدالله شلح در گفتگو با پایگاه اینترنتى الجزیره تصریح کرد: این کنفرانس راهکارهایى را براى سازش در نظر گرفته است که مرزهاى اشغالى ۱۹۶۷، قضیه قدس و هرگونه پایبندى اسرائیل به حق بازگشت آوارگان فلسطینى را نادیده مىگیرد. رئیس دفتر سیاسى حماس در کنفرانس مطبوعاتى که در دمشق برگزار شد درباره نشست گروههاى فلسطینى در دمشق که قرار بود ۷ نوامبر با هدف مخالفت با نشست آناپولیس برگزار شود گفت: این کنفرانس همزمان با آناپولیس برگزار مىشود و این زمزمههاى مقاومت است که قدرت خود را در این کنفرانس نشان خواهد داد.
فرض توافق با بازگشت سیل عظیمى از آوارگان در فلسطین و آزادى اسراى فلسطینى امکان آزادى و وسعت مانور خطر امنیت جدى براى اسرائیل فراهم خواهد کرد، خطرى که دیگر قابل کنترل نیست.
از نظر منطقهاى، اسرائیل در همسایگى خود دو کشور عربى را دارد که سالهاست با آن درگیر است. لبنان کشورى که سالها در اشغال اسرائیل بود و همین اشغالگرى اسرائیل باعث اتحاد ملى در این کشور علیه اسرائیل شده است و این ضدیت در جنگ ۳۳ روزه دو چندان شده است و گروه مقاومت حزبالله به عنوان تهدید همیشگى و جدى اسرائیل همواره به عنوان سایه وحشتى است که هم اکنون با حمایت اقشار مختلف مردم لبنان همراه است مطرح خواهد بود و هیچ رویکردى دیگر در این مدت زمان اندک در لبنان اثرى ندارد.
در سیاستهاى سوریه، بلندىهاى جولان حقى است که بدون هیچ پیششرطى باید بازگردانده شود. بشار اسد رئیسجمهور سوریه تاکید کرد که سوریه هرگز از حقش مبنى بر بازگرداندن بلندىهاى جولان اشغال شده چشمپوشى نخواهد کرد. همه مىدانند شرکت سوریه جز براى بازپسگیرى و اخذ امتیاز یک طرفه و بدون امتیازدهى به اسرائیل نیست.
نتیجه:
در مذاکرات بینالمللى اصولا هر یک از مذاکرهکنندگان سعى در قبولاندن نظریات و پیشنهادات خود به دیگرى دارد و در اینجاست که تقابل نظریات و پیشنهادات پیش مىآید... در هر صورت هرچند تقابل و تعارض نظریات مذاکرهکنندگان زیادتر باشد احتمال عدم حصول توافق و شکست مذاکرات بیشتر خواهد بود.
از سویى خطوط قرمزهایى براى طرفهاى سازش وجود دارد که کمترین امکان توافق بر روى آن مىرود و از سویى اسرائیل در صورتى که بخواهد از خطوط قرمز خود چشمپوشى کند در کمترین مدت بیشترین امتیاز را به گروههاى جهادى مخالف خود داده است، بنابراین بعید به نظر مىرسد که توافقهایى اینچنینى صورت پذیرد.
طرف آمریکایى که به دنبال راهحلى براى حل بحران است به دلایل متعددى از جمله دوره آخر ریاست جمهورى بوش، عدم استقبال افکار عمومى منطقه و قدرت یافتن مخالفان سازش نخواهد توانست از اعمال فشار بر روى طرف فلسطینى و عربى استفاده کند.
چامسکى تاکید مىکند کنفرانس به اصطلاح صلح خاورمیانه به سبب نادیده گرفته شدن حقوق غصب شده مردم فلسطین و جانبدارى از رژیم صهیونیستى همانند نشستهاى پیشین محکوم به شکست خواهد بود، تمام کنفرانسهایى که تا کنون در شرمالشیخ برگزار شده است تنها منافع اسرائیل و چگونگى ایجاد امنیت براى اسرائیلىها را در دستور کار خویش قرار داده است.
علل پنهان برگزارى کنفرانس:
و اما سوالاتى که پیش مىآید این است که چرا گروههاى مقاومتى و طرفدار مقاومت برگزارى آن را تحریم و با آن مخالفند، علیرغم آنهایى که فکر مىکنند این مخالفت به دلیل واهمه از ایجاد اتحاد علیه ایران است، باید گفت که نتیجهاى که در این کنفرانس ایجاد خواهد شد هرچه باشد ایجاد اتحادى که منتهى به تقریب مواضع علیه ایران بشود نخواهد بود، هرچند که اردن و مصر به روال وابستگى چندین ساله خود مواضعى را علیه ایران داشته باشند.
چند دلیل مىتوان براى مخالفان برگزارى این کنفرانس یافت، اول اینکه برگزارى این کنفرانسها باعث نزدیکتر شدن گروههاى سازش و سعى در به حاشیه کشاندن گروههاى مقاومتى است و این هزینهاى سنگین براى ایجاد اتحادى دوباره در رویارویى با اسرائیل ایجاد خواهد کرد. دوم اینکه فرصت بدست آمده از شکست اسرائیل در جنگ۳۳ روزه که باعث تقویت گروههاى مقاومت شده است نیز از دست مىرود و سوم اینکه پاسخ منفى به دعوت آمریکایى است که چهرهاى منفور در میان مردم منطقه یافته و این خود فرصتى است که معادله حضور سیاسى آمریکا را در منطقه بر هم بزند. بنابراین تحریم کنفرانس صلح بهترین فرصت سیاسى براى رهایى از حضور مداوم و استکبارى آمریکا و تقویت مقاومت و در نتیجه ضربهاى موثر بر وضعیت متزلزل اسرائیل است؛ فرصتى که نباید از بین برود.