تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۱  ، 
کد خبر : ۳۴۴۰۹

دشمن و ایران هسته‌ای


ناصر بهرامی‌راد

پنجشنبه هفته گذشته خاویر سولانا مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا برای چندمین بار طی ده روز قبل با علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفت‌وگوی تلفنی داشت تا بلکه بتواند مقدمات از سرگیری مذاکرات مربوط به پرونده هسته‌ای ایران را ـ آن هم بدون وجود هرگونه پیش‌شرط از جمله تعلیق ـ فراهم سازد. اگرچه به دلیل تجربیات انباشته تاریخی و نیز وجود برخی تحلیل‌ها از اهداف طراحی شده برای این سری از مذاکرات، نمی‌توان با خوش‌بینی به این تماس‌های سولانا نگریست و باید احتمالات دیگری را نیز پیش از پاسخ مثبت مدنظر قرار داد، ولی فارغ از دیدگاه دوراندیشانه، بایستی نیم‌نگاهی هم به تفاوت میان این برخورد خاضعانه جناب سولانا با لحن و ادبیات وی در شهریورماه 82 در تهران (30 اوت 2003) داشت که پس از ملاقات با کمال خرازی وزیر خارجه وقت ایران، به خبرنگاران گفته بود: ایران باید بدون هیچ توقعی پروتکل الحاقی (2+93) را امضا کند و اگر این کار را نکند، آن وقت ما خبرهای بدی برای ایران داریم.

تفاوت لحن نماینده تام اروپا از اوت 2003 تا آوریل 2007 (فروردین 86) در حالی به این حد رسیده که در بروز بیرونی فضای بین‌المللی به نظر می‌رسد شمشیر غرب و اعضای دائم شورای امنیت علیه ایران روز به روز تیزتر شده و گام به گام به یک نبرد نهایی و تعیین‌کننده با ایران نزدیکتر می‌شوند.

آخرین روز هفته گذشته آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم در گزارشی اعلام کرد اظهارات مسئولان ایرانی در 20 فروردین 86 (9 آوریل 2007) در خصوص شروع موفقیت‌آمیز تولید صنعتی سوخت هسته‌ای صحیح بوده و ایران توانسته است در مجموعه نطنز به غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس صنعتی دست یابد. معنای این اقدام، پذیرش رسمی ورود ایران به گروه کشورهای معدود دارای چرخه کامل سوخت هسته‌ای و عبور از نقطه بی‌بازگشت، از سوی نهاد بین‌المللی مربوط و کسب جایگاهی است که حتی در صورت تغییر یافتن مقررات ان‌پی‌تی و اساسنامه آژانس، امکان از دست رفتن آن وجود ندارد.

بد نیست مروری شتابزده بر ماجرای پر سروصدای پرونده هسته‌ای ایران طی چهار سال گذشته داشته باشیم تا ببینیم واقعاً چه اتفاقی افتاده است. در دو سال فاصله میان شهریور 82 تا تیر 84 ایران به قصد اعتمادسازی طی توافق‌های تهران و پاریس گام به گام تعلیق تأسیسات و فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز خود در حدی فراتر از مقررات این رشته را پذیرفت و در اواخر این دوره تنها پاسخی که گرفت این بود که؛ اعتماد فقط با تعطیل تمام فعالیت‌ها و دست کشیدن از دانش و فناوری هسته‌ای در هر سطحی بدست می‌آید. در این زمان با اعلام تصمیم ایران برای خارج ساختن کارخانه تولید یوسی‌اف اصفهان از تعلیق، دوستان اروپایی قهر کردند و با تهدید و هیاهو، میز بازی را بر هم زدند. پاسخ ایران این بود: نیمه دی‌ماه 84 علی لاریجانی در نامه‌ای به محمد البرادعی آغاز مجدد فعالیت‌ در زمینه تحقیقات هسته‌ای مربوط به غنی‌سازی را پس از دو سال تعلیق به استناد ماده 3 اساسنامه آژانس و ماده 4 معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی اعلام کرد و سه چهار روز بعد این بخش در حضور بازرسان آژانس از تعلیق خارج شد.

در حالی که روزنامه انگلیسی گاردین به غرب هشدار می‌داد: «هرگز جنگی را که می‌دانید در آن شکست خواهید خورد آغاز نکنید. ایران، صدام یا طالبان نیست و برخورد با آن ظرافت می‌خواهد»، با تصمیم وزیران خارجه کشورهای گروه شش و به دنبال قطعنامه شورای حکام آژانس، گزارش پرونده فعالیت‌های ایران فوریه 2006 (بهمن 84) به شورای امنیت سازمان ملل ارائه شد. بلافاصله رئیس‌جمهور ایران در اجرای مصوبه 1/9/84 مجلس شورای اسلامی به رئیس سازمان انرژی اتمی دستور داد کلیه اقدامات داوطلبانه در همکاری با آژانس قطع شود، و 25 بهمن 84 عملیات غنی‌سازی اورانیوم در مجموعه نطنز آغاز شد. 29 مارس 2006 (9 فروردین 85) شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بیانیه‌ای صادر کرد و گام در راه مواجهه نهاد، یازده روز بعد (20 فروردین = روز ملی صنعت هسته‌ای) ایران مرحله آزمایشگاهی چرخه سوخت را تکمیل و اورانیوم 5/3 درصد غنی شده استحصال کرد. این خبر دو روز بعد در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) از سوی رئیس‌جمهور منتشر گردید. دو هفته بعد به جای اجماع بین‌المللی که می‌گفتند علیه ایران شکل گرفته، وزرای 116 کشور عضو جنبش عدم تعهد در بیانیه نشست رسمی خود از حق ایران برای دستیابی به فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای قاطعانه حمایت و هرگونه تهدید علیه این کشور را محکوم کردند. این اقدام در نخستین روز تیرماه 85 از سوی 57 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی که مقامات عالی‌رتبه آنها سی‌وسومین نشست خود را در باکو برگزار کرده بودند، تکرار شد و در بیانیه‌ای خواستار ادامه مذاکرات با ایران بدون هیچ پیش‌شرطی شدند.

اعضای دائم شورای امنیت 31 جولای 2006 (مرداد 85) قطعنامه 1696 را براساس ماده 40 فصل هفتم منشور ملل متحد علیه ایران صادر و تهدید کردند در صورت عدم تمکین اقدامات بعدی را در چارچوب ماده 41 این فصل انجام خواهند داد. کمتر از یک ماه بعد خبر راه‌اندازی مجتمع آب سنگین در اراک منتشر شد. اوایل دی‌ماه 85 بعد از چهارماه بحث و جدل قطعنامه 1737 شورای امنیت حاوی سه دسته تحریم علیه فعالیت‌های هسته‌ای و موشکی ایران تصویب شد و چهار روز بعد طرح الزام دولت به تجدیدنظر در همکاری با آژانس از تصویب مجلس شورای اسلامی گذشت و بلافاصله به تأیید شورای نگهبان قانون اساسی رسید. هفتم بهمن‌ماه ایران در نامه‌ای به آژانس از عدم پذیرش 38 تن از بازرسان و ضرورت برکناری کریستین شارلیه مسئول گروه بازرسی سازمان ملل در این پرونده خبر داد. در حالی که خبرهایی همچون برکناری این فرد، ادامه همکاری فنی آژانس در بعضی از پروژه‌های مشترک با ایران، حمایت اعضای گروه نم در آژانس و پشتیبانی قانونگذاران 36 کشور اسلامی در نشست مالزی از حقوق هسته‌ای ایران، و آغاز ساخت نیروگاه هسته‌ای 360 مگاواتی در داخل کشور منتشر می‌شد، اعضای گروه شش در 24 مارس 2007 (4 فرودین 86) قطعنامه 1747 را از شورای امنیت گرفتند که دایره تحریم‌ها را اندکی گسترش می‌داد. همان روز سخنگوی دولت ایران از تعلیق اجرای موافقت‌نامه مربوط به ترتیبات فنی پادمان تا زمان بازگشت پرونده به آژانس خبر داد. و سرانجام در بیستم فروردین‌ماه 86، آغاز مرحله صنعتی غنی‌سازی اورانیوم و تکمیل چرخه کامل تولید سوخت هسته‌ای رسما از سوی رئیس‌جمهوری اسلامی ایران اعلام گردید و ده روز بعد آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم مهر تأیید بر آن زد. رئیس سازمان انرژی اتمی ایران نیز از برنامه کشورمان برای نصب و راه‌اندازی 54 هزار سانتریفیوژ در نطنز خبر داد.

دشمنی‌های کور و بی‌منطق غرب در پرونده هسته‌ای تنها چند نتیجه در برداشت:

1- کسب فناوری هسته‌ای در داخل ایران به مسئله اول مردم، حاکمیت و نخبگان تبدیل شد، در حالی که مسئله ایران هسته‌ای یکی از دهها مسئله بین‌المللی و منطقه‌ای است که غرب و آمریکا باید برای حل و فصل آن مطابق اهداف خودشان تدبیر کنند. 2- طی مراحل مختلف دستیابی به چرخه سوخت از زیرساخت‌ها تا دستیابی به تولید صنعتی شتابی غیرقابل بازگشت گرفت و به انجام رسید. 3- در عرصه بین‌المللی ایران به عنوان کشوری مورد اعتماد و نیز نماد ایستادگی در برابر جریان زیاده‌طلب شناخته و معرفی شد. 4- در حالی که دهها کشور بی‌اعتنا به مقررات بین‌المللی دست‌اندر کار ساخت و انباشت سلاح هسته‌ای هستند، و پرونده 45 کشور دیگر در آژانس انرژی اتمی دارای وضعیت کاملاً مشابه ایران است، کمتر نامی از آنها برده می‌شود اما در هر گوشه جهان از ایران که بارها سلاح‌ اتمی را خلاف آرمان‌هایش اعلام کرده به عنوان کشوری که اینک هسته‌ای شده و باید از آن ترسید و آن را در تمامی مناسبات بین‌المللی به حساب آورد، یاد می‌شود، و...

مجهز بودن به فناوری هسته‌ای یکی از بارزترین جلوه‌های اقتدار در جهان امروز بشمار می‌رود. اقتدار، پدیده‌ای دارای دو وجه مادی و روانی است، یعنی این‌ که هم بایستی دانش، امکانات و فناوری هسته‌ای را واقعاً در اختیار داشت و هم آن که دیگران بایستی بدانند که چنین امکاناتی موجود و در اختیار است. درست است که در ایران اسلامی همه جنبه‌های اقتدار ـ بویژه فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای ـ ویژگی درون‌زا، بومی و ملی دارد، اما در پرونده پرماجرای فعالیت‌های هسته‌ای ایران صف‌آرایی غیرقانونی و باج‌خواهانه دشمن، تاثیری جدی در نمایش اقتدار ایران هسته‌ای داشت؛ از دشمن نادان آیا انتظاری جز این می‌رود؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات