سعدالله زارعی
دیروز سالگرد پیروزی بزرگ حزبالله لبنان بود. این پیروزی از یک عملیات محدود در نزدیکی مرز لبنان و فلسطین با اسارت دو نظامی صهیونیستی آغاز شد و تا پذیرش موجودیت و سلاح حزبالله از سوی «نیروی ائتلاف» که در قطعنامه 1701 شورای امنیت متجلی شد، امتداد یافت. از این رو آیتالله سیدحسن نصرالله رهبر حزبالله لبنان حق دارد که بگوید: «بدون شک شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه شکست آمریکا بود چرا که در واقع این یک جنگ آمریکایی بود که در آن مقامات آمریکایی تصمیم میگرفتند و اسرائیلیها اجرا میکردند» و «آمریکا و اسرائیل در اهداف خود کاملاً ناکام مانده و حتی به نتیجه معکوس دست یافتند.»
در همان حال در کنار بحث از پیروزی حزبالله در این جنگ، از روند کنونی لبنان و چشمانداز آتی آن نیز بحث میشود. در این میان بخصوص چشمها به اقدامات له و علیه حزبالله در عرصههای مختلف دوخته شده است. ما به مواردی از آن ـ که در عین حال میتواند جمعبندی شرایط امروز لبنان را بدست دهد ـ اشاره میکنیم.
1- انتخابات میاندورهای مجلس لبنان و نتایج این انتخابات تا حد زیادی فضای آینده لبنان را شفاف کرد. در این بین پیروزی یک عضو حزب آزاد ملی (متعلق به میشل عون) بر امین جمیل رئیسجمهور سابق لبنان در منطقه «متن» که بیشترین حامیان او در این نقطه قرار دارند، چشمانداز انتخاب رئیسجمهور از بین کاندیداهای گروه 14 مارس را تیره نمود از این رو سفیر آمریکا در لبنان که تا پیش از این بر انتخاب رئیسجمهور توسط مجلس کنونی لبنان ـ که اکثریت کرسیهای آن به گروه 14 مارس را تعلق دارد ـ تاکید داشت، به «توافق گروهها و طوایف» ـ که حزبالله از آن حرف میزد ـ تن داد. در همان حال کاهش شدید مشارکت مردم در انتخابات بیروت غربی ـ برای انتخاب یک نماینده ـ بهگونهای بود که پیروزی «عیتاوی» کاندیدای حزب المستقبل حریری توجه کسی را بر نیانگیخت. در این انتخابات که حزبالله و جنبش امل آن را ـ به دلیل نامشروع دانستن دولت سینیوره ـ تحریم کرده بودند از میان 167 هزار واجد شرایط رای حدود 28 هزار نفر (یعنی 1/17 درصد) شرکت کردند و عیتاوی با حداقل آراء به پیروزی رسید این در حالی بود که گروه المستقبل اذعان کردند که اگر حزبالله به معرفی یکی از سنیهای هوادار خود مبادرت میکرد در انتخابات برنده میشد. چرا که در این منطقه، شیعهها بیش از 37 هزار رأی دارند که به دلیل تحریم انتخابات شرکت نورزیدند.
2- پس از برگزاری انتخابات هفته پیش لبنان بار دیگر طرفهای مختلف روی «توافق» ـ و نه اقدام یک جانبه یا استفاده از ابزارهای قانونی ـ تاکید دارند در این بین دبیرکل حزبالله لبنان از مسیحیهای لبنان خواست تا روی کاندیدای واحد ریاست جمهوری توافق کنند تا در صورت کسب موافقت شیعهها، سنیها و دروزها به مجلس معرفی شود. این پیشنهاد شرایط تازهای را به وجود میآورد زیرا گروه 14 مارس باید کاندیدایی معرفی کند که حزبالله و همپیمانان آن وی را قبول نمایند. گروههای 14 مارس که تاکنون روی امین جمیل و سپس سمیر جعجع تاکید داشتند، اینک از «نصیب لحود» که رابطه نزدیکی با پادشاه عربستان سعودی دارد حرف میزنند ولی طبعاً مورد پذیرش مخالفان قرار نخواهد گرفت. نصیب لحود از عناصر اصلی طیف 14 به حساب میآید و در انتخابات هفته پیش از کاندیدای نه چندان مشهور گروه میشل عون شکست خورد با این وصف گروه 14 مارس یا باید رضایت حزبالله و همپیمانان آن را بهدست آورد و یا به انتخاب دیگری تن دهد. لبنان در انتخاب دیگر به اختیارات خاص رئیسجمهور در شرایط بحرانی و تجربه دوره ریاست جمهوری امین جمیل ـ نظر دارد. بر این اساس امیل لحود ـ رئیسجمهوری کنونی ـ میتواند چند ماه پیش از پایان ریاست جمهوریاش ـ در سوم آذرماه آینده ـ دولت اضطراری و کوچک لبنان را تشکیل دهد. این کابینه میتواند 6 تا 10 نفره باشد و انتخابات زودهنگام مجلس را برگزار کند. در این صورت مجلس جدید ـ که بنا به پیشبینیها، هواداران حزبالله و همپیمانان آن بیش از دوسوم کرسیهای آن را به خود اختصاص خواهند داد ـ ابتدا رئیسجمهور را از میان فراکسیون مسیحی این مجلس برمیگزیند و سپس نخستوزیر سنی را با اکثریت آراء انتخاب میکند. در این میان گروه 14مارس تلاش میکند تا با نادیده گرفتن قانون ـ و اکتفا به آراء نصف بعلاوه یک نمایندگان کنونی مجلس ـ رئیسجمهور جدید را برگزیند ولی با مانع مواجه است علاوه بر آن نتایج انتخابات اخیر صفوف آنان را دچار پراکندگی کرده است. بر همین اساس اگرچه نصرالله صُفَیر ـ رهبر روحانی مارونیها ـ به گروه 14 مارس وعده داد که 20 رأی مارونیهای حزب سلیمان فرنجیه ـ متحد حزبالله ـ را به نفع کاندیدای 14 مارس وارد میدان خواهد کرد و تعداد آراء آنان را از 66 به 86 (یعنی دو سوم آراء) میرساند، سعدالدین حریری بر «توافق همه گروهها» تأکید کرده است.
3- در اتفاقات اخیر لبنان کاهش شدید نفوذ قدرتهای خارجی و منطقهای ـ که تا پیش از این تحولات لبنان بسیار تعیینکننده بودند ـ نیز به رخ کشیده شد. سفیر آمریکا در بیروت که همواره گروه 14 مارس را به سمت درگیری با نیروهای مقابل خود تحریک کرده است اینک دریافته که حتی اگر مجلس فعلی لبنان به انتخاب رئیسجمهور جدید از میان دوستان آمریکا مبادرت ورزد، توانایی عرضاندام در برابر نفوذ بسیار شدید حزبالله و هواداران آن ـ بخصوص در بیروت ـ را ندارد از این رو از « توافق گروهها» سخن میگوید. سفیر عربستان سعودی ـ الحوذی ـ که نقش زیادی در بحران جاری داشته است، اعتراف کرد که نقش عربستان در لبنان از درجه اول به درجه سوم تنزل یافته است. فرانسویها بعد از شکست در یافتن راهحلی برای بحران جاری در جریان اجلاس یک ماه قبل پاریس ـ که در آن همه گروههای لبنانی حضور یافته بودند ـ اعلام کردند که فقط «توافق داخلی» میتواند گره بحران سیاسی لبنان را بگشاید. در همان حال یک سال پس از آنکه قدرتهای غربی تلاش کردند تا صحنه لبنان را دگرگون کنند، یک روزنامه آمریکایی نوشت: نفوذ حزبالله بسیار گستردهتر از آن است که کسی بتواند با آن مقابله نماید.
هفتهنامه آمریکایی تایم هم پس از برگزاری انتخابات اخیر لبنان در مطلبی با عنوان «سربازان مسیحی حزبالله» نوشت: «تحولات کنونی لبنان نشان میدهد که ابرقدرتهای منطقهای از جمله آمریکا در حال محو شدن هستند و این چالشی است که از طریق یک انتخابات دیگر در لبنان هم حل نخواهد شد.» این موضوع اگرچه برای آمریکا، فرانسه و عربستان بسیار تلخ است ولی قطعاً ترسیمکننده چشمانداز مناسبی برای مردم لبنان و منطقه میباشد چرا که وقتی طمعورزان محو شوند نوبت به ایفای نقش توسط مردم فرا میرسد.
4- مخالفان بینالمللی، منطقهای و داخلی حزبالله طی هفتههای گذشته، پس از آنکه سیدحسن نصرالله اعلام کرد: «میتوانیم همه مرزهای اسرائیل را زیر آتش بگیریم»، در صدد برآمدند در ذیل عنوان «کمیته نظارت بر اجرای قطعنامه 1701» راه تازهای برای اعمال فشار سیاسی بر حزبالله بیابند. بر این اساس پیشنویس یک گزارش توسط نمایندگان آمریکا، انگلیس و فرانسه تهیه شد که در آن همزمان حزبالله لبنان و رهبر آن، سوریه و ایران متهم به نقض مفاد قطعنامه مزبور در زمینه انتقال سلاح شده بودند ولی در هنگام بحث از آن در شورای امنیت ـ با نگاه به واقعیات لبنان ـ ناچار شدند نام ایران و سیدحسن نصرالله را از بیانیه حذف کنند و از تکرار واژه حزبالله در آن پرهیز کرده و به یک بار اکتفا کردند، در همان حال همزمان نام اسرائیل نیز بعنوان ناقض قطعنامه فوق در بیانیه ذکر گردید. هر چند در این بیانیه بر لزوم کنترل مرز سوریه توسط نیروهای سازمان ملل تأکید شده است ولی همه میدانند که نیروهای یونیفل در جنوب لبنان هم ـ با وجود استقرار حدود 8 هزار نفر از آنان ـ قادر به کنترل امنیتی منطقه نبودهاند. طبعاً اینها نمیتوانند مرز طولانی سوریه که توسط صدها راه فرعی و اصلی به لبنان وصل میشود را کنترل کنند. بیانیه شورای امنیت تنها میتواند با هدف ایجاد فشار روانی علیه حزبالله ـ و در تداوم قطعنامه این شورا در مورد تشکیل دادگاه حریری ـ صادر شده باشد که مردم لبنان در انتخابات میاندورهای پاسخ آن را دادند از این رو بیانیه یاد شده پژواک چندانی در لبنان و خارج از آن پیدا نکرد و حتی بسیاری از کارشناسها از صدور آن باخبر نشدند!
اینک در اولین سالگرد پیروزی حزبالله لبنان بر «ائتلاف آمریکایی، اسرائیلی، اروپایی و عربی»، نیروهای مقاومت بیهراس از توطئهها سرگرم بازسازی لبنان هستند و با وجود سختیهای یکسال اخیر، هیچ لبنانیای در عظمت پیروزی خود بر دشمنان تردید ندارد و اینک این دشمنان مقاومت هستند که هراسان از آینده خویش میباشند.