آنچه در روزهای اخیر در ارتباط با موضوع مذاکره بین ایران و آمریکا در رسانهها انعکاس یافته است، تنها درباره عراق مصداق دارد و تجدیدنظر در سیاستهای راهبردی جمهوری اسلامی شمرده نمیشود. ایران در راستای کمک به مردم ستمدیده و مسلمان عراق و نجات آنان از اوضاع مصیبتبار کنونی در مسیر مذاکره با آمریکا گام برداشت، چنانکه باید گفت، هدف از این مذاکره، تفهیم اتهام اشغالگری به مقامهای آمریکایی بوده است. موضوع مذاکره، پدیدهای جدید نیست که افکار عمومی ایران و جهان با آن بیگانه باشد، بلکه این مسأله سالهاست به فراخور حوادث سیاسی، منطقهای و جهانی به عنوان یک سوژه گسترده رسانهای مطرح میشود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هنگام مطرح شدن بحث مذاکره، دو تفکر موافق و مخالف همواره در مقابل یکدیگر رویارویی نموده و با اتخاذ مواضع متفاوت دیدگاههایشان را در معرض قضاوت اذهان عمومی قرار دادهاند. اکنون قبل از پرداختن به مقوله یاد شده، باید مؤلفه مذاکره مورد واکاوی قرار گیرد. به سخن دیگر، باید مشخص شود مراد از مذاکره در عرف روابط بینالملل چیست؟
آنچه از این مفهوم مستفاد میشود، بده بستان و داد و ستد سیاسی است. در واقع، دو بازیگر بینالمللی هنگامی که از گفتگو سخن میگویند، به رد و بدل کردن محمولههای سیاسی میاندیشند. اینک باید دید با توجه به این مفهوم، اگر مقوله یاد شده در دستور کار طرفین قرار گیرد، ایران اسلامی چه چیزی را میخواهد به طرف معامله (آمریکا) بدهد و متقابلاً چه دستاوردی نصیب کشور خواهد شد. مقام معظم رهبری در این زمینه معتقدند: «... تو از انقلاب اسلامی، به آمریکا چه میخواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟ ...والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدی، ناراحت نیست. او میخواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او میخواهد شما این گردن برافراشته را نداشته باشید؛ حاضرید؟»
اینک باید دید در صورت فتح باب مذاکره، این روند چه نسبتی با تأمین منافع و امنیت ملی ما دارد.
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران بالاترین مرتبه روابط سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی را با آمریکا داشت؛ این در حالی است که در اوج گرمی مناسبات سیاسی، کشورمان با مشکلات عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم میکرد. بر کسی پوشیده نیست که ژئوپلتیک ایران قبل از سال 1357 با توجه به سلسله مراتب قدرت و تعاملهای بینالمللی موجود، از جایگاه منحصر به فردی برخوردار بود، اما شرایط مذکور نتوانست کشور را از معضلات اقتصادی نجات دهد. به منظور تبیین ماهیت افکار مقامهای کاخ سفید نسبت به روابط با دیگر واحدهای سیاسی، میتوان رابطه آمریکا را با ویتنام مورد بررسی قرار داد؛ چنانکه این کشور با وجود 5 سال تلاش نتوانست وام 500 میلیون دلاری را از طرف آمریکایی دریافت نماید. همچنین میتوان از کشور ترکیه یاد کرد که با وجود عضویت در ناتو و قبل از به قدرت رسیدن حزب اسلامگرای اردوغان، کارگزاران دستگاه دیپلماسی این کشور در راستای صیانت از اصول سکولاریسم که همسو با سیاستهای آمریکاییهاست؛ از هیچ کوششی دریغ نمینمودند، ولی همین کشور سالهاست برای ورود به اتحادیه اروپا تلاش میکند و هنوز موفق به آن نشده است.
بنابراین، همگرایی با سیاستهای آمریکا در منطقه و جهان دلیلی برای مرتفع شدن مشکلات نیست. از سوی دیگر، کسانی که بهبود وضعیت اقتصادی را یکی از دستاوردهای رابطه با آمریکا میدانند، نباید فراموش کنند که اقتصاد این کشور رو به افول است و از جایگاه گذشته برخوردار نیست. اکنون فارغ از چگونگی مذاکره، کشور یاد شده برای ورود به این حوزه پیششرطهایی را قائل است. آنان اتهامهایی را متوجه راهبردهای جمهوری اسلامی میدانند و خواهان رفع ابهامهای آن میباشند. شروط آنان برای مذاکره، روشن شدن وضعیت ایران با مقولههای تروریسم، سلاحهای کشتار جمعی، روند صلح خاورمیانه و حقوق بشر میباشد. امروزه اکثر تحلیلگران سیاسی این موضوع را بدون تردید باور دارند که نگرش حقوقی و فنی در گروگان منافع برخی صاحبان زر و زور است تا از این رهگذر با تشدید فشارها از طریق ابزارهای به ظاهر حقوقی، ولی با ماهیت سیاسی و امنیتی، بازیگران مستقل را در استمرار سیاستهایشان با ناامیدی مواجه کنند تا آنها به دامن کشورهای استکباری بازگردند. آمریکا در حالی اتهام تولید سلاحهای کشتار جمعی را به ایران نسبت میدهد که تاکنون از ارایه مدرک محکمهپسند و قرینهای که حتی همپیمانان آنها بپذیرند، ناتوان بوده است. مقامهای کاخ سفید در اقدامی برخلاف عرف بینالمللی، با استفاده از ابزارهای گوناگون رسانهای و با ایجاد جنگ روانی گسترده، درصدد القای این موضوع هستند که ایران را دارای تسلیحات کشتار جمعی معرفی کنند که هنوز ادعاهای آنان در بوته تردید محور غرب میباشد. از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که اظهارات بیاساس آنان در حالی در مورد ایران از فراوانی برخوردار میباشد که اسرائیل با داشتن 200 تا 300 کلاهک اتمی، از دید ناظران حقیقی و حقوقی سازمان ملل پنهان مانده است.
حقوق بشر، مقوله دیگری است که همواره علیه جمهوری اسلامی مطرح میکنند؛ در حالی که برخی از طرفداران جبهه استکباری با وجود داشتن نظامهای سیاسی مستبد، از هرگونه اتهامی مبنی بر نقض حقوق بشر مبرا میباشند. روند صلح خاورمیانه موضوع دیگری است که از آن به عنوان شروط رابطه یاد میکنند و اتهام اخلال در روند صلح مذکور را متوجه ایران میدانند. گذشت زمان ثابت نموده است که آنچه در خصوص مقوله صلح از آن سخن به میان میآید، اکنون در سایه زیادهطلبیهای اسرائیل دفن شده و جمهوری اسلامی از همان ابتدا با این ایده مخالفت نمود، زیرا روند موجود را یک ایده خطرناک میدانست که برای اعراب و فلسطینیها سودی نداشته است. حمایت از تروریسم مؤلفه دیگری از شروط آمریکا برای ورود به کریدور رابطه میباشد. آنها جمهوری اسلامی را که خود قربانی تروریسم میباشد، همواره به عنوان حامی این پدیده زشت و غیرانسانی معرفی نموده و خواستار عدم پشتیبانی آنان از سوی ایران شدهاند. همانگونه که پس از حوادث 11 سپتامبر با نگاهی دوگانه و تهدیدهای گسترده سعی داشتند در کشورهای منطقه این موضوع را القا نمایند که ایران پناهگاه تروریستهاست، ولی مقام معظم رهبری، با این عنوان که «ما با تروریستها نیستیم و تروریسم را نیز محکوم میکنیم و حرکت آمریکاییها در افغانستان یک حرکت تروریستی است» مواضع ایران را اعلام و نقشه آنها را خنثی کردند. با این اجمال، از نگرشهای موجود در خصوص رابطه با آمریکا میتوان به این نتیجه رسید که استراتژی مسؤولان نظام جمهوری اسلامی در رابطه با آمریکا دچار استحاله مفهومی نشده است، بلکه همان آرمانهای امام راحل(ره) اکنون از لسان مقام معظم رهبری ادا میشود و آمریکا همان شیطان بزرگ است که نه تنها نسبت به سیاستهایش تجدیدنظر نکرده است، بلکه شواهد، بر تشدید دشمنیها با آرمانهای جمهوری اسلامی دلالت دارد. دولتمردان کشورمان نیز همگی بر این مهم اجماع نظر دارند و متناسب با سناریوهای دشمن از مواضع اصولی و استدلالی خویش دفاع خواهند نمود. به نظر میرسد بازتابهای خارجی نسبت به سخنان اخیر آیةا... هاشمی رفسنجانی شروع یک جنگ روانی از سوی بدخواهان نظام اسلامی است که سعی دارند با راهاندازی پروپاگاندای تبلیغی و ایجاد اختلاف بین مسؤولان، اهداف خود را دنبال نمایند. نباید فراموش نمود، هنگامی که در ارتباط با رابطه آمریکا از آقای هاشمی رفسنجانی سؤال شد، در پاسخ اعلام نمودند که اگر آمریکاییها داراییهای ما را آزاد کنند، ما این حرکت آنان را نشانه حسننیتشان میدانیم. به عبارت دیگر، حتی ایشان پاسخ طرف آمریکایی را دلیل رابطه و مذاکره قلمداد نمیکردند و پایبندی خود را به اصول سیاست خارجی ایران، آرمانهای امام راحل(ره) و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب نشان دادهاند. شایان ذکر است آمریکا و هژمونی سلطه همواره تلاش میکنند با بهرهگیری از تاکتیکها و فراتاکتیکهای رسانهای موج جدیدی از بحرانهای سایبر و فرضی علیه جمهوری اسلامی ایران ایجاد نمایند تا بتوانند با استراتژی تفرقه، افکار عمومی را در مسیر اهداف کاذب خود هدایت نمایند، لذا ضرورت دارد، در شرایط فعلی همه مسؤولان کشور با هارمونی مواضع خویش با نظام، در راستای منویات مقام معظم رهبری و در جهت تحقق اتحاد ملی بکوشند تا دشمن نتواند با اختلافافکنی و استفاده از ترفندهای تبلیغی، به اهدافش امیدوار شود.