بسماللهالرحمنالرحیم
مناسبترین زمان برای سخن گفتن از انسجام اسلامی، ایام بعثت رسول گرامی اسلام صلیاللهعلیه و آله و سلم است. اکنون در آستانه مبعث قرار داریم و چون امسال را رهبر معظم انقلاب «سال وحدت ملی و انسجام اسلامی» نامیدهاند، جا دارد از مقوله «انسجام اسلامی» اکنون یک ارزیابی ارائه نمائیم و در فرصتی دیگر «اتحاد ملی» را نیز موضوع یک بررسی جداگانه قرار دهیم.
سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» از دوران استعمار انگلیس مطرح بوده و کشورهای اسلامی، مطرحترین اهداف این سیاست شوم بودند. بعدها آمریکا و شوروی نیز از این سیاست پیروی کردند و مطامع استعماری خود را با بهرهگیری از آن پی گرفتند.
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، از یکطرف استعمارگران را به عقبنشینی وادار ساخت و از طرف دیگر همچون شیپور بیدارباشی عمل کرد که ملتهای مسلمان را به تحرک واداشت و جلوی خواب سنگینی که استعمارگران برای آنها تدارک دیده بودند را گرفت. این واقعه برای اسلام و مسلمانان مبارک و برای دشمنان آنها بسیار ناگوار بود. به همین دلیل «سیاست تفرقهبینداز و حکومت کن» یکبار دیگر برای استعمارگران قیمتی شد و اینبار آمریکا بهعنوان سردمدار استعمار برای مقابله با تحرکات ناشی از بیداری امت اسلامی از این سیاست بیشترین بهرهبرداری را بعمل آورد.
به راه انداختن دو جنگ در منطقه که بانی هر دوی آنها آمریکا بود ولی هر دوی آنها توسط صدام اجرا شد و خسارات زیادی را به ملتهای عراق، ایران و کویت وارد ساخت، تبلیغات گسترده علیه شیعیان و بویژه ایران با هدف بدبین نمودن اهل سنت نسبت به شیعیان و تبلیغات گسترده علیه اهل سنت با هدف بدبین ساختن شیعیان نسبت به اهل سنت، اشغال افغانستان و عراق در پی تأسیس گروههای افراطی القاعده و تکفیری با هدف ترسیم چهرهای خشن و متحجر از اسلام و به جان همدیگر انداختن مسلمانان در مناطق مختلف جهان اسلام فقط بخشی از توطئه گستردهایست که آمریکا با توسل به سیاست استعماری «تفرقه بیانداز و حکومت کن» به اجرا درآورد.
درست است که آمریکا و همپیمانانش در رسیدن به اهدافشان ناکام بودند و علیرغم تحمل خسارتها و شکستهای فراوان نتوانستند چیزی بدست بیاورند، ولی این واقعیت تلخ را نمیتوان نادیده گرفت که نوعی آشفتگی و بدبینی و تفرقه را که شاید بتوان آنرا در جهان اسلام، بیسابقه و یا لااقل کمسابقه دانست بوجود آوردند که اگر این موج ادامه یابد برای امت اسلامی و اساس اسلام خطرناک است. دشمنان اسلام، با آگاهی از خسارت بزرگی که از وحدت امت اسلامی خواهند دید، برای جلوگیری از شکل گرفتن این وحدت سرمایهگذاری زیادی کردهاند و از هیچ توطئهای در این زمینه خودداری نخواهند کرد.
درست در همین نقطه است که عقلای جهان اسلام باید چارهاندیشی کنند و راهی را پیش پای امت اسلامی بگذارند که به نقطه مقابل آنچه دشمنان در نظر دارند منتهی شود. نامگذاری سال جاری به «سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی» توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی، اقدامی حساب شده در این چارچوب بود.
طبیعی بود که این ابتکار مورد استقبال مسلمانان آگاه و دلسوز، اعم از شیعه و سنی، قرار گیرد و اقداماتی نیز بعمل آید که آثار آن مشهود است. به همین موازات اینهم طبیعی بود که دشمنان نیز بیکار ننشینند و درصدد مقابله برآیند.
سر بر آوردن بعضی فرقههای افراطی در گوشه و کنار جهان اسلام، فتنهگریهای گوناگون و رنگارنگ در منطقه، صدور فتواهای تفرقهافکنانه و تحرکات کمسابقه آمریکا در کشورهای اسلامی و عربی، که در روزهای اخیر نیز شاهد بخشی از آن بودیم، همگی اقدامات حسابشدهای هستند که برای مقابله با تفکر مترقی «انسجام اسلامی» صورت گرفته و میگیرند. اطلاعات موجود نشان میدهند سرمایهگذاری عظیمی نیز این اقدامات را پشتیبانی میکند و همه چیز برای جلوگیری از نزدیک شدن دلها و فکرهای مسلمانان به یکدیگر بکار افتاده است.
در این میان، وظیفه بزرگان جهان اسلام، بویژه علمای دینی، دانشگاهیان، نویسندگان، سخنوران و صاحبان امکانات مادی و معنوی برای مقابله با توطئههای دشمنان اسلام بسیار سنگین است. تفکر «انسجام اسلامی» یک تفکر مقبول و محبوب و مورد استقبال همه ملتهای مسلمان است. به همین دلیل، این هدف را میتوان با تحرک و همت و اراده به مرحله عمل رساند و اهداف مبارک آنرا محقق ساخت. اندک هوشیاری و شناخت نسبت به اهداف دشمنان کافی است تا مسلمانان توطئههای آنها را خنثی کنند و هدف مقدس وحدت امت اسلامی را تحقق بخشند. اگر بتوانیم از برکات سالروز مبعث پیامبر گرامی اسلام برای تقویت این تفکر مترقی و ارزشمند بهرهبرداری نمائیم، قطعاً میتوانیم مطمئن باشیم که به بخشی از وظیفه خود در برابر رنجهائی که این فرستاده بزرگ خدا برای هدایت مسلمانان و تحقق وحدت اسلامی متحمل شد، عمل کردهایم.