دکتر بهمن آرمان
آنچه در پی میآید جنبه فنی دارد و برپایه احساس میهندوستی و حرفه خود که اقتصاد میباشد و همچنین مشاهده تلاشهای روزافزون جنابعالی در رابطه با حل مشکل بنزین که انجام آن به شهامت بسیاری نیاز داشت، مشکل مسکن، بیکاری و... نوشته شده است. اقتصاد دارای دو چهره است یکی آمارها و ارقام و مبانی تئوریک و دیگری آنچه که در عمل در اقتصاد صورت میگیرد یعنی بعد فیزیکی آن. مثالی میآورد، اگر در آلمان بنگاههای بزرگ اقتصادی مانند کروپ، هوخست، بایر، دویچه بانک و... وجود نداشته باشند آلمان چیزی برای گفتن ندارد و دیگر قدرت سوم اقتصاد جهان نخواهد بود. به عبارتی آمار و ارقامی که مشاوران اقتصادی شما در اختیارتان میگذارند نتیجه کنشها و واکنشهای بخش فیزیکی اقتصاد ایران است. نگارنده از امضاءکنندگان نامه 75 اقتصاددان به جنابعالی نبوده است. مهمترین دلیل آن هم این است که دو نفر از امضاکنندگان آن نامه افرادی بودند که در دولت گذشته مسوولیت هزینه کردن دلارهای نفتی برعهده آنان بود و بیشترین انحراف از هدفهای تعیینشده در تبصره 60 قانون برنامه پنج ساله سوم توسط آنان صورت گرفت، بطوریکه در پایان برنامه پنج ساله سوم 82 درصد از دلارهای نفتی حساب ذخیره ارزی را دولت مستقیما برای کسر بودجه خود برداشت کرد (البته هر چند نمیتواند پنهان سازد که خود در نشستهای هیات امناء حساب ذخیره ارزی شاهد مشاجرات مکرر دکتر ستاریفر با مرحوم نوربخش و سپس دکتر شیبانی برای تخصیص ارز به پروژههای صنعتی بوده است). جنابعالی در نشست خود با امضاءکنندگان نامه مورد اشاره پرسشهایی را مطرح نمودید که یکی از آنها این بود که به ما بگویید که دلارهای نفتی را چگونه هزینه کنیم. پاسخ به این پرسش را از تعدادی استاد دانشگاه که با مسایل اجرایی بیگانه هستند و تنها مبانی تئوریک علم اقتصاد را میشناسند نمیتوانید بدست بیاورید. در هیچ کجای جهان یک استاد دانشگاه را فیالبداهه در سمت اجرایی نمیگمارند زیرا سطح تحصیلات ارتباطی با بینش و بویژه کارهای اجرایی ندارد اگر چنین بود دولت آمریکا برندگان جوایز نوبل که اکثرا آمریکایی هستند را در پستهای کلیدی به کار میگمارد. جنابعالی در شعارهای انتخاباتی خود عنوان فرمودید که پول نفت را بر سر سفرههای مردم میآورید که این پرسش مطرح است که مگر بر روی سفرههای مردم چیزی به جز نفت وجود دارد.
شکر و روغن و چای آن و بسیاری از اقلام دیگر از طریق پول نفت تامین میشود، بنابراین بیان کردن چنین مطلبی از ابتدا موضوعی بوده است که بر نگارنده بعنوان یک اقتصاددان روشن نیست. سن بنده و شما به اندازهای است که میتوانیم رخدادهای صورت گرفته در فاصله زمستان 1352 تا اواسط سال 1357 را بخاطر بیاوریم. در آن چند سال و به دنبال 4 برابر شدن قیمت نفت شاه یکباره اهداف برنامه 5 ساله چهارم را دو برابر کرد. (لازم به یادآوری است که در یکی از سالهای ریاست جمهوری آقای هاشمی بعلت افزایش قیمت نفت درآمد ارزی کشور افزایش پیدا کرد که تنها سهمیه وزارت صنایع 500 میلیون دلار بود به عبارتی دولت وقت بجای استفاده از دلارهای نفتی در هزینههای جاری آنها را در راستای توسعه کشور بکار گفت). نگارنده یکی از آن ارقام را بخاطر دارد و آن مربوط به تولید کالای استراتژیک فولاد بود که قرار بر آن بود تولید فولاد در ایران در سال 1360 به ده میلیون تن برسد (تولید فولاد ما در سال گذشته به زحمت به ۹.۷ میلیون تن رسید) ایران به یک کارگاه بزرگ سازندگی تبدیل شد. پروژههای متعددی آغاز شدند. حجم پروژههای در دست اجراء به گونهای بود که سیمان وارداتی در کشتیها به علت نبود امکانات تخلیه به بتون تبدیل میشد و به دریا ریخت میشد. بعلت نبود راننده از کره جنوبی و فیلیپین راننده کامیون به ایران میآمد ولی چنانچه به روند سه سال اخیر قیمت نفت در بازارهای جهانی نگاه کنیم، مشاهده میشود که به جز کشورهای ایران، ونزوئلا و نیجریه بقیه کشورهای صادرکننده نفت منابع مازاد درآمد نفت را در راه توسعه اقتصادی بکار گرفتند. بطوریکه حجم پروژههای توسعهای کشورهای جنوب خلیجفارس به شکل سرسامآوری بالا رفته، شاهد مدعا اینکه عربستان سعودی در حال ساخت یک شهرک صنعتی فوق مدرن با حجم سرمایهگذاری اولیه به میزان 70 میلیارد دلار است. در اینجا به سایر پروژههای توسعهای عربستان سعودی در بخشهای نفت، پتروشیمی، فولاد و آلومینیوم و غیره اشارهای نمیکند. جنابعالی چندی پیش به دوبی رفته بودید. حجم فعالیتهای ساختمانی، عمرانی و صنعتی را در آنجا دیدید. دو امیرنشین قطر و امارات متحده عربی که جمعیت آنها برابر با یکی از استانهای ما هم نیست در نمایشگاه هوایی پاریس 45 میلیارد دلار قرارداد برای خرید هواپیمای فوق مدرن امضا کردند که این سرمایهگذاریها باعث خواهند شد که در آینده این دو امیرنشین کوچک سهم خود در حمل و نقل هوایی جهان را شدیدا افزایش داده و حتی کشورهای اروپایی را از گردونه رقابت خارج سازند و منبع درآمد بسیار زیاد و پایداری برای خود بوجود آوردند.
در این کشورها پول نفت بر سر سفره مردم آمده است ولی در ایران ما چه کردهایم. در دولت گذشته آن چیزی را که آمد شاهد بودیم. در دولت جنابعالی هم وضع به همان روال ادامه پیدا کرده است. در سال 85 براساس آمار منتشره میزان برداشت دولت از حساب ذخیره ارزی 130 درصد بیشتر از سال ماقبل بوده است که این خود بر فشارهای تورمی افزوده است. بارها اقتصاددانان هشدار داده بودند چه در دولت گذشته و چه در دولت جنابعالی که روند تبدیل دلارهای نفتی به ریال را متوقف کنید و به جای اینکار این دلارها را برای سرمایهگذاری اعم از دولتی یا بخش خصوصی به کار بگیرید. در دولت نهم در سال نخست هرچند شاهد افزایش سرسامآور برداشت ذخیره ارزی بودیم ولی در همان سال میزان تزریق دلارهای نفتی به بخش مولد اقتصاد شدیدا کاهش یافت بطوریکه علیرغم مصوبه مجلس شورای اسلامی مبنی بر در اختیار گذاشتن 8 میلیارد دلار برای پروژههای صنعتی تنها 754 میلیون دلار گشایش اعتبار شد. در سال گذشته نیز مجموعه گشایش اعتبارهای صورت گرفته به ۱.۴میلیارد دلار رسید که آن نیز رقم بسیار اندکی برای اقتصاد در ابعاد ایران است. یادآوری این نکته ضروری است که در سال 1382 علیرغم اینکه قیمت هر بشکه نفت بین 20 تا 23 دلار نوسان داشت برای پروژههای صنعتی ۲.۵ میلیارد دلار گشایش اعتبار شد. حال برای اقتصاددانی مانند بنده این پرسش باقی است که چرا در شرایط فعلی که قیمت نفت در حد بسیار بالایی نسبت به آن زمان است ما بجای افزایش تخصیص دلارهای نفتی به بخشهای مولد اقتصاد کشور شاهد کاهش آن هستیم. در دولت نهم از محل حساب ذخیره ارزی ۱.۴ میلیارد دلار گشایش اعتبار شده است. یک میلیارد دلار هم بابت گشایش اعتبار پالایشگاه اراک پرداخت شده است و با توجه به اینکه در بخش پتروشیمی هیچ اقدامی به جز گشایش اعتبار مجتمع پتروشیمی کرمانشاه صورت نگرفته چنین میتوان نتیجهگیری کرد که از 55 میلیارد دلار درآمد نفت تنها ۲.۴ میلیارد دلار به سرمایهگذاریهای مولد اقتصادی داده شده و مابقی درآمد ارزی کشور در تنور مصرف سوزانده شده است که این در تاریخ نوین ایران بیسابقه میباشد. جالب توجه اینکه وزارت صنایع و معادن در گزارش عملکرد خود در دولت نهم میگوید در سال 1385 تعداد 24 طرح به مبلغ ۵.۶ میلیارد دلار مصوب و به بانکها عامل معرفی شدند. همچنین 11 طرح به مبلغ ۲.۱۵ میلیارد دلار جهت صدور گواهی مسدودی به بانک مرکزی معرفی شدهاند. به عبارتی از طریق اعتبارات فاینانس نیز هیچگونه گشایش اعتباری صورت نگرفته و مبلغ اسفبار ۲.۴ میلیارد دلار کاملا درست است. آقای رییسجمهور آیا میدانید که در حال حاضر بالغ بر 5 میلیارد دلار طرح صنعتی که به تایید وزارت صنایع و معادن رسیده و در بانکها به تصویب رسیده، به علت عدم تخصیص ارز توسط بانک مرکزی به حال خود رها شدهاند؟ آیا به این فکر کردهاید که چنانچه این طرحها به مرحله اجرا گذاشته شوند چقدر از مشکلات مردم و دولت حل میشود؟ در بودجه سال گذشته و سال جاری 3 میلیارد دلار در اختیار دو بانک صنعت و معدن و توسعه صادرات گذاشته شده است که عملکرد سال گذشته آنان بسیار پایین بود. خواهشمند است از وزیر صنایع و معادن و رییس کل بانک مرکزی پیرامون این مساله توضیح بخواهید.
در علم اقتصاد اصلی وجود دارد که تا زمانیکه تولید ثروت نشود و تولید افزایش پیدا نکند دولتها با سیاستهای خود فقط فقر را توزیع میکنند. دگرگونیها در جهان توسط عامه مردم انجام نمیشود بلکه افراد نقش کلیدی دارند در حالیکه جنابعالی وزیران بسیار باارزشی در بخشهای نیرو، راه ترابری، کشاورزی و کار در اختیار دارید ولی سایر وزرای اقتصادی شما ضعیف هستند و دقیقا همین افراد هستند که صنعت پتروشیمی را به آن روز سیاه نشاندهاند و رشد صنایع را کند کردهاند پاشنه آشیل دولت شما هستند. جناب آقای رییسجمهور طبق آمار منتشره توسط انجمن تولیدکنندگان قند و شکر از ابتدای سال 1385 تا پایان اردیبهشتماه سال جاری ۲.۹ میلیون تن شکر به ارزش ۱.۵میلیارد دلار وارد کشور شده است در حالیکه کل نیاز کشور بیش از 400 هزار تن نبوده است. تعرفه واردات میوه به صفر کاهش پیدا کرده، آن هم در کشوری که یازدهمین تولیدکننده فرآوردههای باغی در جهان میباشد. تعرفه واردات فولاد صفر است در حالیکه این تعرفه در کشورهای عضو اتحادیه اروپا 23 درصد است. طبیعی است که با چنین شرایطی به تولیدکننده داخلی فشار وارد میشود و دولت دچار کسر بودجه میشود، گویی دلارهای نفتی باید در راستای اینگونه موارد بکار گرفته شود و نه تولید و اشتغال پایدار. جناب آقای رییسجمهور آیا به شما گفتهاند که مجتمع پتروشیمی مارون که بدست جنابعالی افتتاح شد بعلت عدم تکمیل خط لوله آب اهواز ـ ماهشهر با 60 درصد ظرفیت کار میکند؟ جناب آقای رییسجمهور آیا به شما گفتهاند که در دولت نهم تا آنجایی که نگارنده آگاه میباشد تنها برای یک پروژه جدید پتروشیمی گشایش اعتبار شده و یک قرارداد بسیار بزرگی به نام اولفین 11 به مبلغ ۱.۲ میلیارد دلار که در دولت قبلی قرار دارد آن امضا شده بود را لغو کردهاید. جناب آقای رییسجمهور آیا به جنابعالی گزارش دادهاند که تعداد کارکنان شرکت ملی صنایع پتروشیمی در بندر عسلویه به نصف کاهش یافته است؟ جالب اینجاست که وزارت نفت متعهد بوده است که 30 میلیون تن ظرفیت جدید در برنامه چهارم در بخش پتروشیمی ایجاد کند. آیا مشاورانتان به جنابعالی گفتهاند که از ابتدای سال جاری ریالی از بودجه مصوب منطقه ویژه پتروشیمی بندر ماهشهر پرداخت نگردیده است؟ جناب آقای رییسجمهور آیا به شما گفتهاند که از مصوبه سفر هیات دولت در سال گذشته به استان خوزستان مبنی بر در اختیار داشتن 700 میلیون دلار به بخش صنعت که میتوانست بخش بزرگی از مشکلات این استان جنگزده را حل کند تنها 6 میلیون دلار از محل حساب ذخیره ارزی گشایش اعتبار شده است؟ آیا وزارت صنایع و معادن و وزارت کشور که مسوول پیگیری مصوبات هیات دولت هستند نباید مورد بازخواست قرار گیرند که چگونه چنین کمکاری بزرگی را مرتکب شدهاند؟ جناب آقای رییسجمهور مهمترین دستاوردهای استانی هیات دولت تخصیص ارز برای اجراء پروژههای صنعتی و اشتغالزاست. خواهشمند است دستور فرمایید آقای سعیدلو عملکرد این بخش را مستقیما به جنابعالی گزارش دهد زیرا ساخت یک ورزشگاه یکهزار متری و راه روستایی پروژه تلقی نمیگردند. جناب آقای رییسجمهور مردم ایران که سابقه زندگی کردن با نفت بشکهای 8 دلار، 13 دلار و 20 دلار را دارند، در حال حاضر که قیمت نفت سه برابر شده است تغییری در زندگی خود مشاهده نمیکنند و خود شخصا بارها توسط مردم عادی مورد پرسش قرار گرفته است که حجم بالای دلارهای نفتی به کجا میرود؟ جناب آقای رییسجمهور وضعیت فعلی نمایانگر عدم استفاده بهینه از دلارهای نفتی است و خود در مراسم افتتاح سد شهید دلواری در سخنانی بسیار مهم به آن اشاره کردید.
بنابراین از جنابعالی بعنوان فردی که به حق قصد خدمت به مردم ایران را دارد خواستار تغییر جدی در شیوه استفاده از دلارهای نفتی میباشد. جناب آقای رییسجمهور در سال 1384 عملکرد بودجه عمرانی (یعنی پولی که پرداخت شده است) ۶۲.۷ درصد نسبت به سال پیش افزایش یافت و به 117 هزار میلیارد ریال رسید لیکن در سال نخست ریاست جمهوری جنابعالی بودجه عمرانی تنها ۲۳.۷ درصد افزایش یافت و به 145هزار میلیارد ریال رسید که چنین امری زیبنده دولتی که حل مشکل اشتغال را در صدر کارهای خود قرار داده است نیست. جناب آقای رییسجمهور سد گتوند علیا بر روی رودخانه کارون بزرگترین پروژه سدسازی در ایران و شاید جهان باشد. ارزش برق تولیدی آن بدون در نظر گرفتن بخش کشاورزی این پروژه حدود ۱.۴ میلیارد دلار برآورد میشود در آخرین سال دولت قبل 1800 میلیارد ریال بودجه گرفت. در نخستین سال ریاست جمهوری جنابعالی این رقم به 760 میلیارد ریال کاهش یافت و در سال جاری نیز همان 760 میلیارد ریال اختصاص یافته و مجری طرح امیدوار است که از طریق فروش اوراق مشارکت 200 میلیارد ریال دیگر به آن اختصاص یابد در حالیکه در سال جاری وزارت نیرو تقاضای 3200 میلیارد ریال برای این پروژه کرده بود با این وضع آیا سدهای نیمهتمام تکمیل میشوند و اشتغال مولد بوجود میآید. شما هم در مراسم بهرهبرداری از سد طالقان به وزیر نیرو که به نظر نگارنده مقتدرترین وزیر نیروی ایران میباشد فرمودید در سال 1385 به جای 10 سد جدید باید 15سد آبگیری شود. آیا با این اوضاع و احوال چنین امری امکانپذیر است؟ همین مساله در مورد سد حره در خوزستان تکرار شده است. در سال 1384 (دولت قبلی) 167 میلیارد ریال به این پروژه داده شد. در سال 1385 این میزان به 122 میلیارد ریال کاهش و سال 1386 تنها 99 میلیارد ریال به آن اختصاص پیدا کرده است. بعبارتی سدی که میبایستی در سال 1385 آبگیری میشد در سال 1386 هم آبگیری نخواهد شد. جناب آقای رییسجمهور در دور نخست ریاست جمهوری جنابعالی ایران به هدف بزرگی دست پیدا میکند زیرا پس از چین، آمریکا و هندوستان به چهارمین کشور بزرگ تولیدکننده سیمان تبدیل خواهند شد. در حال حاضر 47 کارخانه سیمان در کشور در دست ساخت هستند. معمار چنین کار عظیمی نگارنده بوده است که با ارایه یک پیشنهاد به هیات امناء حساب ذخیره ارزی عملی شد. در مراسم پارسال بازپسگیری خرمشهر بنده حضور داشتم و سخنرانی جنابعالی را شنیدم.
فرموده بودید که امتیازهای ویژه برای غرب کارون دولت ارایه خواهد داد. بنده سه روز بعد نامهای با امضاء استاندار وقت خطاب به جنابعالی تهیه کردم که هیچ پولی از دولت نمیخواهیم دولت فقط قول خود را عملی کند. متاسفانه استاندار وقت خوزستان نه تنها نامه را برای شما ارسال نداشتند بلکه پروژه مجتمع فولاد خرمشهر که در مرحله مناقصه بینالمللی بود را وزارت صنایع و معادن به حالت تعلیق درآورد. اگر تمایل داشته باشید برای مردم جنگزده و محروم غرب کارون کاری انجام شود بفرمایید نامه را استانداری خوزستان برای جنابعالی ارسال دارد. جناب آقای رییسجمهور بدون شک جنابعالی به این امر آگاهی دارید که بزرگترین پروژه کشاورزی و صنعتی ایران در خوزستان تحت نام طرح توسعه نیشکر از 17 سال پیش آغاز شده و تاکنون تنها 5 کارخانه شکر آن به بهرهبرداری رسیدهاند. این پروژه که دشمنان فراوانی در ایران و خارج از ایران دارد هیچگاه به اندازه دولت نهم مورد بیمهری قرار نگرفته بود بطوریکه این پروژه عملا دو سال است به حال خود رها شده است. در حالیکه چنانچه این پروژه به طور کامل به بهرهبرداری برسد ایران از واردات کاغذ و خوراک دام و شکر بینیاز خواهد شد. نکته پایانی که لازم میداند بعنوان یک اقتصاددان ایران که 29 سال سابقه کار اجرایی در پروژههای بزرگ مانند فولاد مبارکه و معاون بورس تهران را یدک میکشید این است که با این تعصب از بنگاههای زود بازده دفاع نکنید. از طریق این بنگاههای کوچک تولید اقتصادی و اشتغال پایدار به وجود نمیآید. سهم صنایع بزرگ در تولید صنعتی ایران 4 درصد است در حالیکه این نسبت در کشورهای صنعتی بین 30 تا 35 درصد نوسان دارد، مشکل ما ایجاد بنگاههای بزرگ اقتصادی است. با جهانی شدن اقتصاد تولید صنعتی باید در مقیاس جهانی تولید شود. در صنعت فولاد ما ظرفیت واحدهای احیاء مستقیم 800 هزار تن در سال است در حالیکه با پیشرفت تکنولوژیکی این واحدها در ظرفیتهای ۱.۲ تا ۱.۵ میلیون تن در سال ساخته میشوند. در کشورهای اروپایی ظرفیت کارخانههای شکر کمتر از 15 هزار تن در روز نیست زیرا اقتصادی نمیباشد در حالیکه ما دارای کارخانههای به ظرفیت حتی 1500 تن داریم.