سیدمحمود دعایی را میتوان پرسابقهترین مدیر در جمهوری اسلامی دانست. این روحانی کرمانی یا یزدی (زاده و بالیده یزد است) از سال 58 به این سو مدیر قدیمیترین موسسه مطبوعاتی ایران است. موسسه 80 ساله اطلاعات از بودجه دولت استفاده نمیکند بنابراین دولتی نیست اما متعلق به آقای دعایی هم نیست و غیردولتی و شخصی نیز نیست. اصطلاح «حکومتی» نیز شایسته آن نیست زیرا نمیتوان کیهان و اطلاعات را مانند هم و حکومتی توصیف کرد. اگر کیهان حکومتی باشد اطلاعات نیست و اگر اطلاعات را حکومتی بدانیم کیهان نیست. حجتالاسلام دعایی در عین حال در مصاحبهای با روزنامه شرق تصریح کرده است خط قرمز روزنامه مطالب و اشخاصی است که با رهبری زاویه دارند. برخی بر این باورند که اطلاعات روزنامهای خنثی است به گونهای که گاه معلوم نیست این روزنامه متعلق به چه تاریخی است. گاهی نوع مطالب صفحه اول آن شبیه 10 سال پیش است! به صورتی که از سخنان مقامات نیز کلیترین آنها برگزیده میشود که ممکن است 10 سال پیش هم بیان شده باشد!
با این حال اطلاعات یک حسن ویژه دارد. این که چهرههایی چون دکتر اسلامی ندوشن و استاد باستان پاریزی مطالب خود را همچنان در این روزنامه منتشر میکنند. اطلاعات، ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارد. کافی است به این موضوع اشاره شود که در سال 76 همه نگاهها به سوی دادگاه کرباسچی شهردار وقت تهران بود. این روزنامه حتی یک سطر در این باره خبر نداد! استدلال آقای دعایی این بود که نتیجه دادگاه مشخص نبود! (با این حساب گزارش هیچ دادگاهی را نباید درج کرد چون هر محکمهای قبل از رای قاضی برپا میشود!) البته دلیل این کار روشن است. دعایی شخصاً حامی کرباسچی بوده و از سوی دیگر نمیخواسته در برابر دستگاه قضایی به سبب محاکمه او موضع بگیرد. بنابراین کم دردسرترین راه را انتخاب کرد:
هیچ خبری از این دادگاه نیاورده است. در آن زمان کیهان با ذوق و شوق علیه کرباسچی موضع میگرفت و در مقابل «همشهری» حامی او بود. در یکی کرباسچی «غارتگر بیتالمال» معرفی میشد که در شعارها حکم او کمتر از اعدام نمیتوانست باشد. در دیگری «یاور سردار سازندگی» و چیزی در اندازههای امیرکبیر! با این حال روزنامه اطلاعات میتوانست ماوقع دادگاه را بیکم و کاست بیاورد زیرا آنچه در این دادگاه گفته شد سندی تاریخی است. حتی برخی از عبارات گفته شده در آن در حافظه ملت ایران مثبت و به ضربالمثل بدل شده است. مثلاً این جمله یکی از وکلای کرباسچی که خطاب به رییس دادگاه میگفت: «اجازه بدهید کلام منعقد شود» وارد گفتارهای روزانه شده و هنگامی که کسی حرف دیگری را قطع میکند به طعنه میگویند هنوز کلام منعقد نشده بود (حرفم را به تمامی نگفته بودم). به جز این مورد در این مصاحبه یک نکته تاریخی وجود دارد که قبلاً تنها در خاطرات آقای هاشمی رفسنجانی آن هم بدون تفصیل آمده بود. ماجرا از این قرار است که به خاطر نقل نادرست جمله از مرحوم مطهری، لایی روزنامه جمعآوری میشود و امام هنگام مطالعه متوجه ناقص بودن روزنامه میشوند و تصور میکنند قصد دارند مطلبی را از ایشان پنهان کنند. این امر بسیار ایشان را آزردهخاطر میکند تا جایی که دستور توقیف 24 ساعته روزنامه صادر میشود تا معلوم شود ماجرا از چه قراری بوده است. دعایی از امام نقل میکند که با اعتراض گفته بودند معاملهای را که با استالین و لنین میشد میخواهند با من انجام دهند. وی حتی از استعفای خود خبر میدهد که با وساطت مرحوم سیداحمد خمینی و هاشمی رفسنجانی منتفی میشود. روزنامه اطلاعات را روزگاری با ستونهای آن میشناختند.
سه ستون مشهور داشت که در حال حاضر هیچ یک وجود ندارد. محمدجواد حجتیکرمانی گویا دچار افسردگی شده و دیگر دل و دماغ نوشتن ندارد. دیگری کیومرث صابری با ستون دو کلمه حرف حساب است. مرحوم صابری یا همان گلآقا سه سال پیش درگذشت و ستون او نیز برچیده شد. ستون ثابت دیگر «نقد حال» عطاءالله مهاجرانی است.
این ستون نیز پس از اقامت او در لندن تعطیل شده هرچند که دلیل اصلی این است که مهاجرانی از نظر سیاسی مشی و مشرب موردنظر دعایی که نه سیخ بسوزد نه کباب فاصله گرفته است و گرنه میتوانست از طریق «ای - میل» ارتباط خود را ادامه دهد و مطالب سیاست او (مکتوب) نیز قابل نقل است. خود مهاجرانی هم ترجیح داده است که در «شرق» ستونی برپا کند که چند شمارهای با عنوان «کلمه» منتشر شده است. دعایی از دوستان بسیار نزدیک هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی است و به هر دو علاقه و ارادت دارد. او این موضوع را پنهان نمیکند. با این حال در انعکاس سخنان و فعالیتهای دولت و شخص محمود احمدینژاد نیز کم نمیگذارد با این که او آشکارا مخالف و منتقد اسلاف خود است. به این ترتیب اگر روز جمعه نماز را هاشمی خوانده و خاتمی نیز سخنی گفته باشند هر دو در صفحه اول کنار سخنان احمدینژاد میآید که از طعنه به دولتهای این دو رویگردان نیست. از این منظر او دارای موقعیتی استثنایی است. کسی که با همه جناحهای درون نظام رابطه دارد. این که چنین وضعی تا چه زمانی دوام دارد بسته به این است که چقدر فضای سیاسی رادیکالیزه شود. با این حال نمیتوان ناگفته گذاشت که اگر اصلاحات مشی دیگری داشت دو راه در پیش میداشت. یا باید همچون کیهان ادبیات متفاوتی در پیش میگرفت یا به تعطیلی کشیده میشد. دستکم میتوان به عمر 80 ساله آن اشاره کرد تا در دنیا نمونهای از موسسه قدیمی مطبوعاتی در ایران وجود داشته باشد. هر چند اعضای هیات تحریریه بسیار جوانتر از این عمر طولانی هستند و بقیه پس از مدتی به جاهای دیگر میروند.