تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۸۷ - ۱۵:۵۶  ، 
کد خبر : ۳۴۴۷۴
تاکتیک جدید برای بازاریابی دکترین جنگی

از حمله نظامی تا حمله رسانه‌ای


رسانه‌های آمریکایی همچنان بسان هیولایی رفتار می‌کنند تا بوزینه‌ای شیفته نظامی‌گری بر پشت آن جولان می‌دهد

گروه سیاسی ـ محمدی: چرا حالا؟ پرسشی کوتاه که جای بحث بسیاری دارد. شهریور سال 2002 و درست هنگامی که یک سال از حادثه 11 سپتامبر و بیشتر از 11 سال از جنگ خلیج‌فارس می‌گذشت، ناگهان در ایالات متحده صحبت از ضرورت برخورد فوری با صدام به میان آمد.

ویلیام اشنایدر، تحلیلگر برجسته شبکه خبری سی‌ان‌ان در واکنش به این مسأله گفت: سیاست رئیس‌جمهور بوش در عراق با یک پرسش بزرگ مواجه است: چرا حالا؟

یک هفته پیش از آنکه اشنایدر دست به کار نوشتن تحلیل خود درباره «بازاریابی جنگ در عراق» شود، اندرو کارد، رئیس‌ وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا در پاسخ به این پرسش روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز که چرا حکومت بوش برای اعلام ادعاهای خود علیه عراق تا ماه سپتامبر به انتظار نشسته است، گفته بود: از نقطه‌نظر بازاریابی، هیچکس تولیدات جدید خود را در ماه آگوست (مرداد) معرفی نمی‌کند.

اظهارات این مقام ارشد نظامی آمریکا ناظر بر این حقیقت بود که تبلیغات تمام عیار و همه‌جانبه را برای حمله به عراق باید تا اوایل پاییز به تعویق انداخت. با این وجود گویا آگوست امسال برای شروع تبلیغ و بازاریابی برای فروش مسائل جنگ عراق به افکار عمومی، ماه بدی نیست! برای تغییر نگرش خریداران پشیمان و بازاریابی دوباره برای محصولاتی که نامرغوب بودن آنها به مرور زمان روشن شده، باید وارد میدان شد.

در روزهای اخیر، رسانه‌های آمریکایی با تبلیغاتی با این مضمون بار دیگر درصدد تزریق مخدر جنگ عراق در رگهای افکار عمومی برآمده‌اند: با وجود همه حرف و حدیثها، اوضاع چندان هم بد نیست و قدرت نظامی ایالات متحده می‌تواند کژیها را برطرف کند و رهبرانی که در بیراهه رفتن ید طولایی دارند، اکنون حقیقت را می‌گویند!

تبلیغات جاری رسانه‌های آمریکایی، کنایه از آن است که جنگ باید ادامه یابد.

نورمن سولومون، روزنامه‌نگار و منتقد برجسته رسانه‌ای در یادداشتی با عنوان «حمله رسانه‌ای در حمایت از جنگ» نوشته است: آن دسته از منتقدان جنگ که همواره از پیشرفت نظامی اندک ایالات متحده در عراق ناراضی بوده‌اند، اکنون احساس سربلندی می‌کنند. کسانی که از ناکارآمدی ماشین جنگی آمریکا گلایه دارند (و حتی آنهایی که تصور می‌کنند در طلب صلح هستند)، در حقیقت خواستار نبردی مؤثرتر هستند.

اگر مایکل اوهانلون و کنث پولاک وجود نداشتند، احتمالاً کسی باید آنها را [از چوب یا سنگ] می‌تراشید. گزارش این زوج خبری که دوشنبه هفته پیش با عنوان «جنگی که احتمال پیروزی ما در آن وجود دارد» در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسید، کار مشترکی از دو کارشناس تراز اول سیاست خارجی است که در بخشی از آن، خود را «دو تحلیلگر منتقد سرسخت عملکرد ضعیف بوش در عراق» معرفی کرده‌اند.

در پی حضور در یک تور رسمی 8 روزه که بتازگی برگزار شد ـ چنانکه در نیویورک تایمز نوشته‌اند ـ آنان به این نتیجه رسیده‌اند: رفته‌رفته در عراق به نتایجی دست پیدا می‌کنیم؛ حداقل از جنبه نظامی.

نورمن سولومون درباره سوابق حرفه‌ای اوهانلون و پولاک نوشته است: هر دو نفر پشتیبان دو آتشه جنگ عراق بوده‌اند. اوهانلون، یکی از نویسندگان پر ‌کار مؤسسه بروکینگز (یک اتاق فکر مشهور آمریکایی) است. سوابق شغلی پولاک هم از کار در «سیا» گرفته تا تألیف پر فروشترین کتاب سال 2002 با نام «طوفان تهاجمی: دلایل حمله به عراق» متفاوت است. از زمانی که رؤیای استقبال عراقیها از آمریکاییها با گل و شیرینی نقش بر آب شد، انتقادات این دو نویسنده درباره جنگ عراق صرفاً تاکتیکی و مصلحت‌اندیشانه بوده است. شگرد رسانه‌ای روزهای اخیر به گونه خوف‌انگیزی به نقشه‌ای شباهت دارد که هنگام زمینه‌چینی برای حمله به عراق توسط حکومت بوش در دستور کار قرار گرفت و بخوبی هم نتیجه داد.

در آن زمان از یک سو نیویورک تایمز و دیگر رسانه‌های کلیدی در روندی بی‌وقفه، اخبار دروغ را به عنوان حقایق خدشه‌ناپذیر منتشر می‌کردند و از سوی دیگر، معاون رئیس‌جمهور دیک چنی و زیردستانش سرگرم فاش کردن اطلاعات و ادعاهای گمراه‌کننده درباره سلاحهای کشتار جمعی عراق و پیوندهای آن با القاعده بودند.

 در ادامه چنی، دونالد رامسفلد، کاندولیزا رایس و دیگر استادان جنگ‌افروزی بسرعت در برابر دوربینهای تلویزیونی حاضر شدند و برای توجیه تحرکات خود به گزارشهای منتشره در نیویورک تایمز و رسانه‌های دیگر (که با نظارت خود آنها جعل شده بود) استناد کردند.

هنوز جوهر گزارش مشترک اوهانلون ـ پولاک نخشکیده بود که این دو نویسنده، تور تبلیغاتی خود را در استودیوهای رادیو ـ تلویزیونی و تحریریه روزنامه‌ها آغاز کردند و تمام نیرویشان را به کار گرفتند تا به تداوم جنگی کمک کنند که پیش از این با فریب دادن افکار عمومی آمریکا، به شروع آن کمک کرده بودند.

روز پس از چاپ گزارش نیویورک تایمز، چنی تعلیمی به دست‌ روانه برنامه لری کینگ در شبکه خبری سی‌ان‌ان شد و اعلام کرد: [ارتش ایالات متحده] در دوره تابستانی حضورش در عراق به پیشرفتهای چشمگیری دست‌ یافته است... اگر گفته‌های من را باور ندارید، به گزارشی رجوع کنید که دیروز در نیویورک تایمز ـ نشریه‌ای که مشی چندان دوستانه‌ای با ما (دولت آمریکا) ندارد ـ منتشر شد و در آن اوهانلون و پولاک به بررسی وضع عراق پرداخته‌اند. این دو نفر که از منتقدان سرسخت جنگ هستند، بتازگی از سفر عراق بازگشته‌اند.

دوی امدادی رسانه‌ها در حمایت از جنگ عراق که با انتشار گزارش نیویورک تایمز استارت خورد، روز چهارشنبه با تحلیل مجله آمریکایی «خبرهای ایالات متحده و گزارشهای جهان» پیگیری شد. این نشریه نوشت: انتشار خبرهایی مبنی بر اینکه شمار تلفات آمریکایی در ماه ژولای (73 نفر) به کمترین میزان طی هشت ماه گذشته رسید، برخی سازمانهای خبری را بر آن داشت تا درباره اوضاع عراق راه خوش‌بینی در پیش گیرند. به نظر می‌رسد اجماع رسانه‌ای در پوشش این خبرها، نشانه بهبود شرایط نظامی آمریکا در عراق است، اگرچه بخش سیاسی این معادله همچنان نگران‌کننده است.

چنین پوشش رسانه‌ای از وضعیت نظامی آمریکا در عراق، حکایت از حوادثی دارد که پاییز آینده آبستن آنهاست و آن زمانی است که ماشین تبلیغاتی دولت جنگ با دنده‌ سبک به راه خود ادامه می‌دهد و ادعاهای بی‌پایانی مانند بهبود وضعیت نظامی، کاهش تلفات آمریکا و واگذاری مسئولیت به نیروهای عراقی در تالار پژواک رسانه‌ای، طنین‌انداز خواهد شد.

کشمکش بر سر اینکه آیا امکان پیروزی نیروهای آمریکایی در عراق وجود دارد، یک حقیقت را به حاشیه رانده است؛ حقیقتی که هیچ تهاجم رسانه‌ای قادر به تغییر آن نیست: تحرکات جنگی ایالات متحده در عراق همواره غیر‌قانونی و غیر‌منطقی و اصولاً اشتباه بوده است. چشم‌انداز آینده جنگ آمریکا در عراق هرچه باشد، باز هم نباید آن را ادامه داد. رسانه‌های آمریکایی در جنگ ویتنام، شیفته بگو‌مگو درباره این مسأله بودند که آیا در انتهای تونل تاریک جنگ، پیروزی در انتظار ایالات متحده است. این جر و ‌بحثها سالها به طول انجامید، غافل از اینکه مسأله مهم آن بود که اصلاً ایالات متحده حق حضور در این تونل را نداشت!

سالهاست که مخالفان جنگ عراق می‌پندارند، تغییر جریان تاریخی بزودی سربازان آمریکایی را به وطنشان بازمی‌گرداند. فرانک ریچ، ستون‌نویس نیویورک تایمز، دو سال پیش در چنین روزهایی نوشت: آخرین آمریکایی که می‌فهمد جنگ عراق برای آمریکاییها (اگر از عراقیها صرف‌نظر کنیم) پایان یافته تلقی می‌شود، احتمالاً رئیس‌جمهور بوش خواهد بود. او در پایان یادداشتش نتیجه گرفت که ایالات متحده به عنوان یک کشور هم اکنون تصمیم خود را به بوش ابلاغ کرده است و ما باید از عراق خارج شویم.

خط داستانی که فرانک ریچ در تحلیل خود تعقیب می‌کرد، در بردارنده یک پیام رضایتمندانه و خود‌خواهانه بود که با شرایط واقعی و کنونی آمریکا در عراق کاملاً در تعارض است. هم‌اکنون ایالات متحده درگیر جنگی است که احتمالاً مدتها بر ادامه آن پافشاری کند. بعید به نظر می‌رسد، سرنوشت آمریکاییهایی که همچنان در عراق به سر می‌برند و عراقیهایی که هنوز گرفتار مهلکه اشغال هستند، مطابق همان پیش‌بینی‌های امیدوارکننده‌ای باشد که صاحبنظران در تابستان 2005 منتشر کردند.

رسانه‌های آمریکایی همچنان بسان هیولایی رفتار می‌کنند که بوزینه‌ای شیفته نظامی‌گری بر پشت آن جولان می‌دهد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات