تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۳  ، 
کد خبر : ۳۴۴۷۵

طراحان نقشه مصالحه قذافی با غرب


[پیر دو ویلماست/ مترجم: حسین قنبری‌گرمی]

در قرن حاضر نیز همچون قرون گذشته بسیار شنیده و دیده می‌شود که اخلاق هیچ ارتباطی با سیاست ندارد حال این سیاست، شفاف باشد یا غیرشفاف.

در این خصوص، نمایندگان شرکت‌های نفت و گاز انگلیس و آمریکا با آگاهی از این موضوع که ذخایر زیرزمینی نفت لیبی به حدی است که به تنهایی می‌تواند تا 8 سال تمام نیاز آمریکا را تأمین کند، برای نشان دادن علاقه خود به از سرگیری رابطه با این کشور منتظر فرانسه نماندند. زمانی که فرانسوافیون، نامزد ریاست جمهوری سال 2007 فرانسه و دبیر اول حزب‌ سوسیالیست این کشور، دیپلماسی پنهان دولت نیکولا‌ سارکوزی در مصالحه با لیبی را فاش ساخت؛ چنین وانمود کرد که از وجود چنین سیاستی در سفارتخانه‌های سایر کشورهای غربی اطلاع ندارد در حالی که از سال‌ها پیش این سفارتخانه‌ها در اعمال سیاست سازش با حکومت معمر قذافی، از فرانسه پیش افتاده‌اند.

روابط غیرعادی فرانسه با لیبی با سفر اخیر سیسیلیا سارکوزی، همسر رئیس‌جمهوری فرانسه آغاز نشد بلکه این روابط از اکتبر سال 2002 یعنی زمانی که دومنیک دوویلپن، وزیر سابق امور خارجه این کشور برای تضمین عدم دخالت نظامی قذافی در چاد و ساحل عاج به لیبی سفر کرد، آغاز شده بود. در همان زمان بود که وزیر امور خارجه فرانسه خواستار توقف تحریم‌های غرب علیه لیبی شد، تحریم‌هایی که تجارت با این کشور را با مشکلات عدیده‌ای مواجه کرده بود. این تحریم‌ها به بهانه شرکت فعال دستیاران سرهنگ قذافی در سوء قصدهایی بود که دولت لیبی را در زمره دولت‌های تروریستی قرار می‌داد. از اتهام‌های این کشور فجایع هوایی لاکربی ‌اسکاتلند در سال 1998 و شرکت‌ هوایی UTA در نیجر بود. در حالی که بسیاری از روزنامه‌های بین‌المللی از پرداختن به انفجار یک باشگاه شبانه در سال 1956 در برلین به دست عوامل لیبیایی غافل ماندند، جهان غرب سیاست خویش در قبال قذافی را ذیل عنوان دیدگاه واقع‌گرایانه پیش می‌برد و بر این دیدگاه واقع‌گرانه، نگرانی سرویس‌های اطلاعاتی مخفی غرب افزوده می‌شود که به دنبال اطلاعاتی درباره مذاکرات مخفیانه سرهنگ قذافی با عبدالقدیرخان، دانشمند هسته‌ای پاکستان بودند. دانشمندی که گفته می‌شود حداقل برای 5 کشور از جمله کره‌ شمالی امکانات ساخت نیروگاه اتمی را فراهم کرده است. لیبی در نظر داشت تا از این راه توان دفاعی و استراتژیک خود را گسترش دهد؛ هدفی که به صدام حسین نیز نسبت داده شد اما تا زمان کشف روابط لیبی با پاکستان اتفاق مشابه صدام برای قذافی نیفتاد.

ملاقات‌های مخفی در انگلیس

شاید این سیف‌‌الاسلام قذافی، پسر ارشد معمر قدافی بود که پدرش را برای ترک رؤیای سلاح‌های هسته‌ای در دنیایی که در مقابل طرح‌هایش قرار داشت متقاعد کرد. سیف‌الاسلام بخشی از تحصیلات خود را در لندن سپری کرده بود و با تحلیل‌ها و شیوه‌های سوسیالیسم کاملاً آشنا بود تحلیل‌هایی که وی را از جبهه‌گیری در برابر یک دشمن احتمال بر حذر می‌داشت.

شخصیت دیگری که نقش مهمی در تحولات فکری قذافی ایفا کرد کسی نبود جز موسی کوسا، رئیس‌ سرویس‌های اطلاعاتی لیبی که تحصیلات خود را در دانشگاه میشیگان آمریکا به اتمام رسانده بود. وی در ادامه به عنوان ناظر سفارت لندن انتخاب شد اما پس از مدتی از این سفارتخانه اخراج شد. سرویس‌های مخفی انگلیس نیز بلافاصله به فرانسوی‌ها هشدار دادند که انتقال وی از لندن به پاریس، کنجکاوی‌های بیش از حد او را کاهش نخواهد داد. لیبی نیز در این سال‌ها با تحریم‌های سنگین دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد. این کشور تا آن زمان روابط خوبی با شرکت‌های نفتی انگلیسی و آمریکایی داشت. اما همواره بیش از حدی که تصورش ممکن باشد از قطع رابطه با فناوری‌های غرب رنج می‌برد زیرا این کشور برای توسعه و پیشرفت نیازمند نوسازی صنعت نفت و گاز خود بود. سیف‌الاسلام در پی رایزنی‌های خود با موسی کوسا، از روابط خود در لندن برای برقراری تماس با دو تن از افسران MI-6، سرویس جاسوسی انگلیس در جهان، بهره برد. وی به محض ملاقات با این دو افسر تمام برگ‌های بازی خود را رو کرد و این تضمین را داد که پدرش در ازای لغو تحریم‌ها برای بازگشت شرکت‌های نفتی به لیبی، از تمامی اقدام‌های تروریستی و نیز برنامه‌های بلند پروازانه هسته‌ای خود چشم پوشی کند.

پیشنهادات سیف‌‌الاسلام آن چنان دقیق و قانع‌ کننده بود که مخاطبانش از دیوید مانینگ، مشاور وقت تونی‌بلر خواستند تا آنها را بررسی کند. این تبادل نظرات در ادامه در سطوح بالاتر نیز ادامه یافت. در آوریل سال 2003 این ملاقات‌ها به دیدار سیف‌‌الاسلام، محمد کوسا و جرج‌تنت، رئیس سابق سیا منتهی شد که با حضور ریچارد دیرلا و از اعضای بلند پایه MI-6 برگزار شد و در آن توقف برنامه‌های هسته‌ای و انهدام سلاح‌های کشتار جمعی لیبی مورد بررسی قرار گرفت. در اینجا از لحاظ روانشناسی می‌توان به شخصیت معمر قذافی پی برد که بشدت از بمباران کاخ‌های خود توسط آمریکا ترسیده بود و از این که مرگ از بیخ گوشش رد شده بود به خود سپاسگزار بود. فشارهای سیف‌الاسلام و گزارش‌های واقع‌گرایانه رئیس سرویس‌های اطلاعاتی لیبی درباره اوضاع بین‌المللی نیز تأثیر خود را بر قذافی گذاشته بود.

از سال 2004 و در سال 2005 شرکت‌های آمریکایی نشان دادند که آماده از سرگیری روابط خود با لیبی هستند. بدین‌ ترتیب در اکتبر سال 2004 تحریم‌های تجاری علیه این کشور عملاً برداشته شد و آثار ملموس آن از آغاز سال 2005 آشکار شد. این اتفاقات درست در زمانی به وقوع پیوست که سارکوزی و دوستان وفادار آشکار و پنهانش در سرویس‌های امنیتی سایر کشور از جمله روسیه چشم به پرونده لیبی دوخته بودند و خود سارکوزی نیز وارد مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری فرانسه شده بود. دانشمندان وابسته به لیبی در جریان برنامه هسته‌ای این کشور، انگلیس و آمریکا را از 5 مرکز فوق‌ سری هسته‌ای در جنوب پایتخت این کشور مطلع کردند. اتحادیه اروپا نیز آماده بود تا با همکاری‌های اقتصادی و سیاسی با لیبی امکان بهره‌مندی دو طرف را از این همکاری‌ها میسر کند.

در ادامه ایتالیا، آلمان، تونس و ترکیه به این حلقه که به طور ناگهانی در لیبی بوجود آمده بود وارد شدند. اما این سؤال مطرح است که چرا فرانسه وارد این حلقه نشد؟ بی‌شک علت آن همان دیپلماسی موازی و غیرشفاف دولت نیکولا سارکوزی است که در زمان مناسب و با چاپلوسی وارد این حلقه شود. این فرصت در پرونده پرستاران مجرم بلغاری فراهم شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات