چکیده:
روند پر شتاب توسعه دولت شهر دبی در دو دهه اخیر و آغاز به کار دهها پروژه شگفتآور که این منطقه را به عنوان بهشت رویایی خاورمیانه تبدیل میکند، نگاه جهانیان را به خود معطوف نموده است. در این منطقه بیابانی که در سایه بلندپروازیهای حاکمان ثروتمند دبی و با الگوگیری از شهرهایی نظیر لاسوگاس، اورلاندو، هنگکنگ، و سنگاپور برای قرن بیستویکم ساخته شده است، فرهنگ مصرفگرایی به شدت تبلیغ میگردد. هر چند در فراسوی تبلیغات رنگارنگ این منطقه، واقعیتهای تلخی نظیر فقدان آزادی بیان، پایمال نمودن حقوق انسانی و اقتصادی کارگران فقیر مهاجر، عدم عضویت این کشور در کنوانسیونهای کارگری به همراه تجارت شیطانی سکس، آدمربایی تخطی از ارزشهای اسلامی، بردهداری، خشونت، روسپیگری دختران روسی، ارمنی، هندی و معالاسف ایرانی، استفاده بردهوار از کودکان در مسابقات شترسواری و در نهایت، پولشویی پولهای کثیف حاصل از فعالیتهایی غیرقانونی نظیر قاچاق کالا و مواد مخدر و تجارت انسانی و اسلحه وجود دارد. نویسنده این مقاله با اشاره به بیهویت بودن این شهر و دفاع پرهزینه و همهجانبه ارتش آمریکا از این منطقه، معتقد است، اگرچه فعالیتهای خانواده آل مکتوم، رضایت ابرشرکت غولپیکر و میلیاردرهای غربی و عربتبار را فراهم نمودهاند، اما این بهشت شیطانی تنها یک کابوس دهشتناک است.
گفتار متن یک فیلم آغاز میگردد: هواپیمای جت شما به پایان پرواز خویش نزدیک میشود. شما به پنجره کنار صندلی خویش چسبیدهای؛ صحنه زیرپای شما شگفتآور است یک بنای 24 مایل مربعی از جزایری به هم پیوسته که تقریبا به یک پازل تکمیل شده از جهان شباهت دارد. در میان آبهای نیلگون و کم عمق میان قارههای مختلف، اشکال مربوط به اهرام فرو افتاده مصریان و بناهای شگفآور رومی کاملا قابل مشاهدهاند. کمی دورتر، سه گروه جزیره بزرگ دیگر که به شکل یک درخت نخل هستند، از طریق چند جاده به سواحلی مشابه ساحل میامی (آمریکا) متصل شدهاند، که همگی آنها مملو از هتلهایی عظیم، آپارتمانهایی مرتفع و لنگرگاههای ویژه قایقهای تفریحی است.
هنگامی که هواپیمایتان به آرامی به سوی سرزمینی بیابانی حرکت نماید، شما شاهد منظرهای غیرقابل باور خواهید بود. در کنار جنگلی کرم رنگ از آسمان خراشها (که تقریبا 12 تای آنها بلندتر از 1000 پا یا 300 متر میباشند)، برج جدید بابل به چشم میخورد.
برای ساخت این برج که ارتفاع غیرقابل باوری برابر با نیم مایل دارد، هزینهای معادل ساخت بنای «امپایراستیت» ایالات متحده صرف شده است. پس از فرود نیز شما در فرودگاهی شیک که دارای صدها فروشگاه است، خواهید بود و قادرید که در صورت تمایل نسبت به خرید کیفهای گوکی، ساعتهای کاریتیر و یا شمشهای یک کیلوگرمی طلا اقدام کنید.
پس از خروج از فرودگاه، راننده هتل با یک خودروی رولزرویس در انتظار شماست. شما میتوانید هتل 160 طبقه «ارمانی» و یا هتلی 7 ستاره که مجسمه آزادی در آنجا میگرید را برگزینید. البته برای کودکانتان هم سرگرمیهای مفرحی تدارک دیده شده است. هتل زیرآبی که به شکل یک عروس دریایی ساخته شده، دقیقا 66 پا زیر سطح دریا قرار دارد. در هر یک از 220 اتاق این هتل نیز دیوارهایی شیشهای برای مشاهده زیر دریا تعبیه شده است. حتی برای امنیت شما، راهکارهای لازم جهت حفاظت از شما در برابر زیردریاییهای تروریستها و حملات موشکی و یا هوایی تدارک دیده شده است. به علاوه، حضور در شهر اینترنتی، شهربازی، سواحل زیبا، پارک ژوراسیک، رستورانهای تایلندی و یا حضور در بارهایی که دختران بلوند روسی در کنار پیشخوان آنها با ولعی شدید به شما خیره شدهاند، میتواند خاطرات خوشی را برایتان به ارمغان آورد.
یک داستان علمی ـ تخیلی؟
به بهشت خوش آمدید؟ اما شما در کجا قرار دارید؟ و آیا این یک داستان علمی ـ تخیلی جدید از نویسندهای مشهور است؟ نه اینجا دولت ـ شهر دبی در خلیجفارس در سال 2010 میلادی است. پس از شانگهای (جمعیت کنونی: 15 میلیون نفر) شهر دبی با جمعیتی معادل 5/1 میلیون نفر، بزرگترین شهر ساخته شده دنیا به حساب میآید. یک دنیای رویایی در حال شکلگیری با فرهنگی مصرفگرایانه که مردم محلی به آن «سبک زندگی برتر» میگویند. در این منطقه دهها پروژه اعجابآور دیگر نیز در دست ساخت است. مسئولیت این منطقه با شاهزادهای 56 ساله به نام «شیخ محمدبن راشد آل مکتوم» میباشد که این شهر را به یک الگوی نوین شهرسازی تبدیل کرده است. اگرچه این شهر را امروزه با لاس و گاس، اورلاندو، هنککنگ، یا سنگاپور مقایسه میکنند، اما این سرزمین بیش از هر چیز معجونی از بزرگی، بدی و زشتی است.
این شیخ میلیاردر، مجموعهای از بهترینها را نیز برای خویش جمعآوری نموده است. در سایه رهبری وی بیابانهای ساحلی کشور امارات متحده عربی به کانون سرمایهگذاری و ساخت و ساز معماران و مهندسان نامدار در احداث شهرکهایی تفریحی و جزایری مصنوعی تبدیل شد که آخرین گونه سرمایهسالاری شهری را به ارمغان آورده است. هر چند بسیاری از این نشانهها را میتوان در شهرهایی دیگر نیز پیدا نمود. اما شیخ محمد درصدد آن است که همه فعالیتهایش در «کلاس جهانی» بوده و در کتاب رکوردهای دنیا «گینس» انتشار یابد و به همین دلیل نیز، دبی در حال ساخت بزرگترین شهربازی، بزرگ ترن سوپرمارکت، مرتفعترین بنا و اولین هتل زیردریایی میباشد.
البته جنون خود بزرگبینی شیخ محمد، در دعوت چند معمار مشهور آمریکایی جهت همکاری، کاملا غیرعقلایی است. آنان اعلام نمودهاند دانش خود را از شهر لاس و گاس اخذ کرده و میخواهند این شهر را به بهشت لوکس مصرفگرایی در منطقه خاورمیانه و جنوب آسیا تبدیل نمایند. منطقهای که هم اینک در آن، حدود 6/1 میلیارد نفر زندگی میکند. از این دیدگاه منظر کاریکاتوروار این شهر از آینده تنها یک بازاریابی زیرکانه است.
جرج کاتدریتیس، یکی از معماران صاحب نام میگوید: «شاید شهر دبی به عنوان یک نمونه از دنیای قرن بیست و یکم باشد، اما واحه مصنوعی و نمادین آن، تنها شهرهایی منفک از یکدیگر که در میان زمین و دریا برپا شدهاند». به علاوه شهر دبی میتواند برای تامین هزینههای توسعه خویش از درآمد نفت نیز بهره گیرد. هر زمان که شما برای پر کردن باک خودرویتان 40 دلار میپردازید شما به تحقق رویاهای شیخ محمد کمک کردهاید.
در حالی که دبی آخرین ذخایر نفت خویش را به دنیا عرضه میکند، این شهر در حال تبدیل به «شهر شبکهها» نیز میباشد. درآمدهای نفتی این شهر به سرمایهگذاری در خاک آن تبدیل میگردد. (البته باید بدانید که معمولا در دبی، پروژههای عظیم با حجم شن جابجا شده در آن، محاسبه میگردند، مثلا در پروژه ساحلی «دنیا» یک میلیارد فوت مربع، شن و خاک، جابجا گردیده است.
البته پیدایش القاعده و آغاز جنگ تروریسم، توانسته است تا حدودی درخشش این موج را کم رنگ نماید. اما از 11 سپتامبر تاکنون، بسیاری از سرمایهگذاران خاورمیانهای تبار به دلیل ترس از لوایح قانونی احتمالی و یا تحریمهای اقتصادی، به سوی کشورهای خود رهسپار گردیدهاند.
براساس آمار یک موسسه معتبر تحقیقاتی، در سالهای اخیر یک سوم از پرتفولیوی یک هزار میلیارد دلاری سرمایهداران عربستان سعودی، به کشورهای عربی بازگردانده شده است. در این میان تنها در سال گذشته، سرمایهداران عربستانی، حداقل 7 میلیارد دلار در قلعه شنی دبی سرمایهگذاری نمودهاند.
آبراه دیگری از درآمدهای نفتی، به یکی از همسایگان دبی یعنی ابوظبی تعلق دارد.
این دو امیرنشین که بر کشور امارت متحده عربی سلطه دارند، در سال 1971 میلادی و در جهت مقابله با گسترش تهدیدات اندیشه مارکسیستی در عمان و بعدها رشد حکومت اسلامگرایان در ایران تشکیل گردیدند.
امروزه، امنیت شهر دبی به وسیله رزم ناوهای هستهای آمریکایی تضمین شده است که معمولا در بندر جبل علی لنگر میاندازند.
لذا این دولت ـ شهر به گونهای تهاجمی، خود را به عنوان یک «منطقه سبز» در منطقهای خطرناک و پرالتهاب مطرح نموده است.
در این میان تعداد فزایندهای از کارشناسان هشدار میدهند که عصر نفت ارزان سپری گردیده و خاندان ال مکتوم، میتواند با اتکا بر منابع مالی هنگفت به زندگی نفتی، در یک بندر با ثبات و دوستانه، اتکا کند. هنگامی که دیگران از پایداری موج کنونی سوال میکنند، مدیران دبی اشاره میکنند که آرمانشهر آنان، بر مبنای دارایی و نه بدهی پایهگذاری شده است.
از زمانی که در سال 2003 میلادی، حاکمان دبی تصمیم گرفتند تا به افراد خارجی اجازه مالکیت زمین را اعطا نمایند، تاکنون ثروتمندان اروپایی و آسیایی به رشد حبابوار این شهر کمک نمودهاند. هم اینک جزایر ساخته شده در طرح ساحلی «دنیا»، به افرادی نظیر گراندکایمن و یا تروپز واگذار شده است. به علاوه اعضای خانواده سلطنتی بریتانیا نیز به شکلگیری رویاهای شیخ محمد کمک نمودهاند. همچنین دیوید بکهام با خرید یک ساحل در این پروژه در کنار رود استیوارد که جزیره انگلستان را در پروژه دنیا خریداری نموده، از دیگر افراد سرشناس اروپایی حاضر در این دولت ـ شهر هستند.
یک اکثریت قراردادی و غیرقابل مشاهده
البته ویژگیهای اتوپیاپی دبی که باید مورد توجه قرار گیرد، یک سراب نیست. حتی بیش از سنگاپور یا تایوان، این دولت ـ شهر واقعا مظهری از ارزشهای نئولیبرال در دنیای امروز ماست. از یک سو، این منطقه سرمایهگذاران را با یک ساختار ساده و راحت و غربی و با در نظر گرفتن حقوق مالکیت نظیر به رسمیت شناختن مالکیت خصوصی پذیرا میباشد که در منطقه بیهمتاست. البته در این کشور با تساهل در مورد مسایلی نظیر مشروبات الکلی، مواد مخدر شادی آفرین، پوشیدن مایوهای دو تکه توسط بانوان و سایر مفاسد اخلاقی، عملا از مرزهای تعالیم اسلامی تجاوز گردیده است. (البته در هنگام صحبت از آزادی و باز بودن فضای این دولت ـ شهر، باید به این حقیقت اشاره نمود که حاکمان دبی اجازه شکلگیری هیچ اتحادیه شغلی و یا انتشار نظرات انتقادی شهروندان شان را که معمولا در سایر مناطق دنیا با استقبال روبرو میگردد، به هیچکس نمیدهند.
از سوی دیگر دبی به همراه سایر همسایگان خود، در مورد مسایل شغلی و کاری، به وضعیتی بینظیر دست یافته است.
اتحادیه تجاری، اعتصابات و دعوت به اعتراض در دبی، کاری غیرقانونی به شمار میرود و 99 درصد نیروی کاری بخش خصوصی را افراد غیرشهروندی تشکیل میدهند که به سادگی قابل اخراج از این دولت ـ شهر هستند. در نتیجه متفکران آمریکایی شاغل به کار در موسسات پژوهشهای تجاری و بازرگانی این کشور، باید با شنیدن این وضعیت آب از دهانشان جاری گردد.
البته در راس هرم اجتماعی دبی، خاندان آل مکتوم و اطرافیانشان قرار دارند که بسیاری از زمینهای ارزشمند این منطقه را تصاحب نمودهاند. به علاوه 15 درصد از جمعیت بومی آن، که با دشداشههای بلند سفید کاملا قابل شناسایی میباشند. در سایه نقل و اتقال سرمایه، آموزش رایگان و مشاغل دولتی نتوانستهاند یک طبقه اجتماعی مرفه را با استفاده از یارانههای دولتی تشکیل دهند. یک طبقه پایینتر از افراد مهاجر بریتانیایی و اروپایی را لبنانیها و مدیران هندی تشکیل دهند، که با جمعیتی معادل 150000 نفر، تا حد ممکن از دستگاههای تهویه هوا و دو ماه خروج از این کشور در فصل تابستان بهره میگیرند.
به هر حال کارگران قراردادی جنوب آسیا که از لحاظ حقوقی با یک کارفرمای واحد و کنترلهای اجتماعی استبدادی روبرو هستند، بخش زیادی از جمعیت دبی را تشکیل میدهند. این ساکنان دولت ـ شهر دبی را که افرادی فیلیپینی، سریلانکایی و یا خدمتکارانی هندی تبار تشکیل دادهاند. بار اصلی موج عمران و شهرسازی کشور امارات را بردوش گرفتهاند. این لشگر کارگران هندی و پاکستان فقیر، با کار طاقتفرسای 12 ساعته در طول شبانه روز و 5/6 روز کار در طول هفته، باید با گرمای طاقتفرسای این کشور بیابانی نیز مقابله کنند.
دبی نیز نظیر دیگر همسایگانش، از پذیرش قوانین سازمان جهانی کار (ILO) شانه خالی کرده است و تاکنون نیز آنها از پیوستن به کنوانسیون بینالمللی حقوق کارگران مهاجر امتناع نمودهاند. سازمان دیدهبان حقوق بشر هم در گزارش سال 2003 میلادی خود، با متهم نمودن دولت امارات به ایجاد شرایط سخت و غیرعادلانه برای کارگران خارجی، خواهان تغییر این وضعیت گردید. بدین ترتیب همانطور که روزنامه «ایندیپندنت» اخیرا تاکید نموده است، شرایط کنونی نیروی کار دبی، یادآور دوران استعمارگری نیروهای کار در سالهای سلطه نیروهای انگلیسی حاکم بر این کشور است.
نویسنده این مطلب میافزاید: «امروزه کارگران آسیایی در این کشور مجبورند قراردادهایی بردهوار را برای سالهای متمادی امضا نمایند تا امکان حضور در این کشور را بیابند، لذا در فرودگاه امارات و همراه با کنترل گذرنامههای این کارگران مهاجر توسط مسئولان کنترل مسافران عملا حقوق این افراد از بین میرود.
همچنین علاوه بر این سوءاستفادههای هولناک، با بردههای دبی اصولا به گونهای رفتار میشود که وضعیت آنان در جامعه پنهان بماند. در اردوگاههای تیره و تار و نامناسب این کارگران فقیر که در مکانهایی دور افتاده واقع شده است. در هر اتاق، شش، هشت و یا دوازده نفر زندگی میکند. البته مطمئنا این مناطق جزء تصویری لوکس که از این شهر به توریستها ارایه میشود و در آن نشانی از فقر و زاغهنشینی به چشم نمیخورد نیست، در دیدار اخیر وزیر کار امارات متحده عربی متحده از یکی این اردوگاهها، وی اعلام نمود که با مشاهده وضعیت اسفبار کارگران خارجی ساکن در این مناطق شوکه شدهاست. چرا که به گفته وی، شرایط زندگی این افراد را که در کمپهای مشخص شده از سوی پیمانکاران ساخت و سازهای عمرانی امارات زندگی میکنند، غیرقابل تحمل و بسیار ناراحتکننده میباشد. حتی در زمانی که تعدادی از این کارگران درصدد تشکیل یک اتحادیه کارگری برآمدند تا برای دریافت حقوق بشر و بهبود شرایط زندگیشان تلاش نماید. کلیه این افراد ناراضی، دستگیر و روانه زندان گردیدند.
به هر حال این بهشت علاوه بر این کمپهای اسفبار کارگران، زوایای تاریکتری نیز دارد دخترانی روسیتبار که در کنار بارهای هتل شیک به انتظار مشتریان خویش ایستادهاند، در کنار تجارت شیطانی سکس و اعمالی نظیر آدمربایی بردهداری و خشونتهای سادیسموار، همگی آن سوی تصویر شیک و لوکس و درخشانی است که از دولت ـ شهر دبی به مردم دنیا نشان داده میشود.
البته در هیچ یک از راهنماهای توریستی شهر دبی به این نکته اشاره نگردیده است، اما بسیاری، این منطقه را «بانکوک خاورمیانه» میخوانند. چرا که در آن هزاران روسی، ارمنی، هندی و معالوصف ایرانی به وسیله گروههای مختلف خلافکار فراملی به تجارت سکس مشغولند هر چند باید به همه این اعمال، فعالیتهایی نظیر پولشویی پولهای کثیف حاصل از فعالیتهای قاچاق کالا و انسان و سلاح و مواد مخدر را نیز بیافزاییم. البته شیخ محمد و رژیم ساخته شده مدرن وی، هرگونه ارتباط خود با این صنعت کثیف رد مینمایند، اگر چه بسیاری از افراد معتقدند که برای پر نگاه داشتن این هتلهای پنج ستاره از تجار و بازرگانان اروپایی و عربتبار، پذیرش چنین وضعیتی، ضروری است.
مسابقه شتردوانی یکی از ویژگیهای بارز دبی به شمار میرود که درماه ژوئن 2004 میلادی، سازمان بینالمللی مبارزه با بردهداری با انتشار عکسهایی، استفاده از کودکان زیر هفت سال را در این مسابقات به عنوان سوارکار این شترها افشا نمود. همزمان یکی از موسسات ورزشی بینالمللی گزارش کرد که این سوارکاران که بعضا کمتر از 3 سال سن دارند، ربوده شده و یا از طریق تجار برده، خریداری میگردند، مورد آزار قرار میگیرند. گرسنه نگاه داشته میشوند، کتک میخورند و مورد تجاوز جنسی هم قرار میگیرند.
اخیرا روزنامه «لکسینگتون هرالدتریبون» که در ایالات کنتاکی منتشر میگردد و شیخ محمد در این منطقه دو مزرعه پرورش اسبهای اصیل دارد. مصاحبهای را با یکی از مربیان اسبهای شاهزاده دبی منتشر نموده است. وی اعلام نموده شخصا کودکانی چهارساله را مشاهده نمود که در مسابقات شتردوانی به عنوان سوارکار مورد استفاده قرار گرفتهاند. مربیان شتردوانی ادعا میکند که جیغها و گریههای کودکان باعث میگردد که این حیوانات سریعتر بدوند.
شیخمحمد که خود را پیامبر مدرنیته میخواند، تمایل دارد که گردشگران دیدارکننده از کشورش را با بهرهگیری از ضربالمثل هوشمندانه و کلمات قصار پرطمقراق تحت تاثیر قرار دهد. یکی از این مثالها این است که «هرکسی که برای تغییر آینده تلاش نمیکند همواره در اسارت گذشته باقی خواهد ماند».
اما آیندهای که هم اینک در دبی در حال ساخته شدن است و با تحسین میلیاردها و ابرشرکتهای فراملی سراسر دنیا روبرو گردیده است چیزی بیش از یک کابوس دهشتناک نیست.