تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۸۷ - ۱۱:۴۲  ، 
کد خبر : ۳۴۵۱۷

مدال صلح برای مجاهد محبوب تاجیک‌ها


مهین صمدی

تقویم این روزها برای ملت تاجیکستان یادآور حوادثی تاریخ‌ساز است. در چنین ایامی عفریت خشونت از پهنه این جمهوری نوپای آسیای مرکزی رخت بربست و نسیم صلح، حیاتی دوباره به زندگی آنان بخشید. همه تاجیک‌ها از چنین ایامی به بزرگی و احترام یاد می‌کنند، اما واژه صلح در دفتر زندگی تاجیک‌ها با نام قهرمان محبوب تاجیک‌ها آمیخته است، احمدشاه مسعود. مبارز شکست‌ناپذیر دره پنجشیر که اسمش به عنوان نخستین قربانی تروریسم القاعده در جهان ثبت شده است.

با آنکه تاجیک‌ها در دفتر بلند تاریخ خود اسطوره‌های زیادی را ثبت کرده‌اند اما گویی مجاهد شهید افغانستان برای آنان قدر و قیمتی دیگر دارد. تاجیک‌ها از هر طایفه و گروهی از انتساب به چنین شخصیتی در هویت تاریخی خود احساس غرور می‌کنند. مسعود با آن که در افغانستان تولد یافته و در مبارزه برای آزادی میهن و خاک این کشور جان باخته اما در تاجیکستان محبوبیتی افزون‌تر از حتی افغانستان دارد. تاجیک‌ها برای این عشق و ارادت خود به مسعود دلیل بسیار روشنی دارند، آنها می‌گویند هیچ رهبر سیاسی به اندازه مسعود برای اعتلای تاجیک‌ها تلاش نکرد، او سمبل اقتدار یک تاجیک در میان خیل دشمنان طایفه‌ای و قبیله‌ای این مردم بود. امروز ذهن جوانان و دانشجویان دوشنبه پر از خاطره‌های غرورانگیزی است که مسعود در دوره جانفشانی برای قدرت گرفتن تاجیک‌ها به یادگار نهاده است آن هم در سرزمینی که قوم پرشمار تاجیک سال‌ها زیر سلطه اقوام پشتون به‌سر کرده است. سرانجام تاجیک‌ها این عشق و ارادت نهفته در سینه خود را در آئینی که به تجلیل از پایه‌گذاران صلح این سرزمین اختصاص داشت به نمایش گذاشتند، در فهرست قهرمانان صلح تاجیکستان، ‌نام مسعود در صدر قرار گرفت.

تاجیک‌ها برای رسیدن به آرزوی صلح، راه طولانی 10 ساله‌ای را طی کردند و شاید به همین سبب است که هیچ چیز این روزها مردمان تاجیک را به شعف و شوق نمی‌آورد که در سرزمین‌های شوروی سابق که هنوز خاک آن بوی جنگ می‌دهد کشور فارسی‌زبان آن تاجیکستان، چون یک جزیره ثبات است. بنای صلحی که 10 سال پیش به همت دست‌های باتدبیر دوستداران آب و خاک این سرزمین برپا شد، هنوز استوار و بی‌خلل مانده است.

آن روز پیمان صلح برای تاجیکستان را از طرف دولت امام‌علی رحمان و از طرف گروه‌های اپوزیسیون زنده‌یاد سیدعبدالله نوری امضا کردند. روزی که این پیمان صلح امضا شد بسیاری آن را به عنوان یکی از توافق‌های زودگذر سیاستمداران منطقه جدی نگرفتند اما این میراث صلح یک دهه ادامه یافت تاحدی که تاجیک‌ها اکنون از این پیمان به عنوان الگوی حل تشنجات یاد کرده و حتی پیروی و پیگیری آن را در حل دیگر منازعات منطقه‌ای توصیه می‌کنند.

ماجرای جنگ داخلی تاجیکستان که این کشور را تا مرز فاجعه تجزیه داخلی پیش برد، حکایتی مشابه بحران‌های دیگر جماهیر شوروی سابق دارد؛ یعنی حلقه‌ای از زنجیره نا‌آرامی‌هایی بود که پس از فروپاشی شوروی سابق در سال 1991 کشورهای مشترک‌المنافع را در برگرفت و به نوعی یک قطعه از پازل جنگ‌های زنجیره‌ای شد که آن روز مناطقی مانند: قره‌باغ، اوستیای شمالی قفقاز، ‌چچن، اندیجان ازبکستان و چندین نقطه دیگر را فراگرفت.

این بحران‌ها در واقع فوران تنش‌های پنهان در خاکستر امپراتور فروپاشیده بود، وقتی در زندان ملیت‌های شوروی سابق گشوده شد و بهار استقلال ملت‌های دربند کمونیسم رسید، همه اختلاف‌ها و تضادهای کهنه سرباز کرد؛ آنجا که جنگ‌های مرزی و ارضی رخ داد در واقع عاملی به نام نامشخص بودن حدود و سر حدات کشورهای مستقل و تقسیمات غیرواقع‌بینانه جمهوری‌ها نقش داشت که دانشمندان تاجیک از این دوره به درستی به نام دوره «تبر تقسیم» یاد می‌کنند و در جایی که نایره جنگ‌های قومی و گروهی همانند تاجیکستان شعله‌ور شد، علت و اسباب آن، مناسبات ناعادلانه دولت‌های مرکزی و گروه‌های محلی بود.

به هر حال نصیب و قسمت تاجیک‌ها از بحران‌های این روزگار، یک نزاع سیاسی بزرگ میان احزاب و دولت مرکزی بود با چند نزاع مختصر و محلی، که با این حال در بروز این جنگ‌های تاجیکستان تشدید آن، نیروهای خارجی و دست برخی از کشورهای همسایه هم دخالت داشت.

اما مشکل تاجیک‌ها این بود که بحران داخلی آنها با بحران بزرگتری در جنوب این کشور یعنی افغانستان گره خورده بود. رژیم طالبان پس از تسخیر کابل تلاش ویژه‌ای را برای نفوذ سرزمین‌های مسلمان‌نشین شوروی بویژه ازبکستان و تاجیکستان آغاز کرد. طالبان و القاعده حتی ستاد و سازمان این کار را هم فراهم ساختند و با تشکیل نیروهای افراطی ازبک به فرماندهی جمعه نمایندگانی و یارگیری از احزاب نوپایی مانند حزب‌التحریر ازبکستان تلاش کردند که جای پایی در مناطق کلیدی آسیای مرکزی مانند «طویلدره» تاجیکستان به دست آورند. برای رهبران القاعده وجود تاجیک‌های مهاجر یک فرصت طلایی بود. یادآوری این نکته لازم است که افغانستان در همان شرایط بحرانی خود پس از سقوط رژیم نجیب‌الله در سال 1991 میزبان بیشتر از 50 هزار نفر مهاجر و آوارگان مظلوم جنگ‌های تاجیکستان در شمال کشور بود.

در این مرحله است که 2 چهره سرشناس تاجیک‌های افغانستان، یعنی برهان‌الدین ربانی و فرمانده احمدشاه مسعود بر آن شدند تا طرح اتحاد داخلی تاجیک‌ها را در دو سوی مرز دنبال کنند و به این صورت بود که احمدشاه مسعود برای نخستین‌بار با همراهی ایران در نقش میانجی تاجیک‌ها وارد صحنه بحران تاجیکستان شد و مسأله آشتی دولت تاجیکستان را با احزاب مخالفت به رهبری سیدعبدالله نوری مطرح کرد و به دنبال آن از امام‌علی رحمان رئیس‌جمهوری تاجیکستان دعوت به عمل آمد تا در بهار سال 1992 از کابل دیدار نماید.

دیدار آن روز کابل، نخستین شالوده پیان توافق دو رهبر مخالف تاجیک را ریخت تا جایی که در دیدار دوم رهبران دو طرف درگیر تاجیکستان در ماه ژوئن، 1996 ولایت تخار پس از 5 سال جنگ و درگیری خشونت‌بار عاقبت صلح به سرزمین تاجیک‌ها بازگشت. و درست یک سال پس از این ملاقات، پیمان صلح آشتی ملی در 27 ژوئن سال 1997 به امضا رسید.

هرچند مراحل و تشریفات صلح بعد از این در رهبران تاجیک در شهرهای عشق‌آباد، تهران و مسکو ادامه یافت، اما نام احمدشاه مسعود از همان روز به عنوان یکی از پایه‌گذاران طرح آشتی تاجیک‌ها در خاطرها ماند.

اقدام آن روز مسعود برای نخبگان تاجیک، پیام‌ها و معانی بزرگی همراه داشت. افزون بر این‌که این اتفاق در آن روزگار پرآشوب از مسعود، چهره یک منجی را در ذهن تاجیک‌ها ثبت کرد رفتار مسعود ثابت نمود که می‌شود ده‌ها هزار مهاجر و آواره تاجیک را به سرزمین‌شان بازگرداند و مانع از گسیختگی شیرازه جامعه تاجیک شد. همین اقدام رویه دوستی دوشنبه با افغانستان را پایه گذاشت که حتی تا دوره کرزای نیز ادامه یافته است. تاجیک‌ها پس از این دریافتند که مردان کابل در برابر تاجیکستان نگاهی متفاوت از همسایه‌ای مثل پاکستان دارند.

بعد از این توافقات، احمدشاه مسعود اجازه نداد تا نیروهای افغانستان خاک و مرز کشور همسایه شمالی خود را در میدان مشق فعالیت‌های جنگی خود قرار دهند یا محموله‌های جنگی هموطنانش از افغانستان وارد مرزهای تاجیکستان شود. حتی آخرین فرمانده شورشی تاجیک‌ها به نام رضوان از کافرنهان که با روند صلح موافق نبود به دستور مستقیم خود مسعود به کشور تاجیکستان برگردانده شد و موکب صلح که با قدم‌های لرزان وارد تاجیکستان شده بود، در نتیجه این سیاست‌ها توانست به روند برگشت‌ناپذیر و مطمئن مبدل گردد.

البته نخبگان سیاسی تاجیک نسبت به برخی بی‌مهری دولتمردان دوشنبه نسبت به اصول مهمی از پیمان صلح سازش هنوز گلایه دارند و کسانی مانند اکبر تورجان‌زاده معتقدند که زمامداران دوشنبه، اصلاحات قانون اساسی بویژه در عرصه دموکراسی و تأمین حقوق احزاب را که، یک شرط صلح بود به کنار گذاشته است اما با همه این کمبودها، دستاوردها این صلح فراتر از آن است که تاجیک‌ها به خاطر خطاهای حکومت از آن چشم بپوشند.

صلح امروز، گرانبهاترین کالا در تاجیکستان و بالاترین مزیت سیاسی این سرزمین است. با آن که این کشور به لحاظ اقتصادی در قیاس با جمهوری‌های نفت‌خیز آسیای مرکزی جمهوری فقیری است اما آنچه از صلح و آرامش نصیب این کشور شده همه همسایگانش از آن محروم مانده‌اند. از همین روست تاجیک‌ها حیات سیاسی خود را تا حد زیادی مرهون تدابیر آن روز مسعود و دوستداران ملت تاجیک در این سوی آسیای مرکزی می‌دانند.

در سال‌روز امضای این پیمان آشتی تاجیک‌ها در آئین ویژه‌ای از پایه‌گذاران صلح تاجیکستان تجلیل کردند در جریان یک همایش بین‌المللی که به دهمین سالگرد صلح در تاجیکستان اختصاص داشت نام کشور ایران و دو دیپلمات ایرانی ـ علی‌اکبر ولایتی، ‌وزیر خارجه سابق ایران و علی اشرف مجتهد شبستری، سفیر سابق ایران در تاجیکستان ـ نیز به عنوان کسانی که کمک شایانی به فرایند صلح این سرزمین کردند مطرح شد اما در میان کسانی که در بهار صلح دوشنبه مدال گرفتند و نامشان به عنوان معماران صلح این سرزمین درخشید 2 تن بیشترین تحسین‌ها را برانگیختند دو چهره‌ای که از دوستداران ایران و ایرانی‌ها بودند: سیدعبدالله نوری، رهبر فقید مخالفان و احمدشاه مسعود، فرمانده فقید افغان.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات