تحلیلگران بر این عقیدهاند که دیپلماسی رسانهای امروز، بخش قابل توجهی از دیپلماسی عمومی کشورهای قدرتمند جهانی را به خود اختصاص داده است چرا که در سایهی محیط جهانی نوین از یکسو بازی نرمافزاری به عنوان بخش از دگرگونیهای جدید دیپلماسی و سیاست خارجی موجب شده است تا گفتمان، تصویرسازی و اقناع دیگران در تعاملات مربوط به سیاست خارجی جایگاهی نوین یابند و از سوی دیگر رسانههای نوین گسترهی دیپلماسی و سیاست خارجی را به تحریریهی روزنامهها، شبکههای اینترنتی، تلویزیونها و رادیوهای جهانی کشاندهاند.
گزارش زیر جایگاه دیپلماسی رسانهای در دنیای امروز، تاثیرات رسانهها بر فرآیندهای دیپلماتیک و روند سیاست خارجی، ظرفیتهای رسانههای داخلی در خدمت فرایندهای دیپلماتیک و ملزومات گسترش نفوذ دیپلماسی رسانهای کشور در عرصهی جهانی را در گفتوگو با کارشناسان و اساتید ارتباطات مورد نقد و بررسی قرار داده است. به گزارش ایسنا، اشاره به این نمونه که رسانههای غربی با سیاهنمایی درباره طالبان و ساختن یک دشمن فرضی از آنها و همچنین سیاهنمایی دربارهی صدام و زمینهسازی برای ارایهی اطلاعات اشتباه در مورد تسلیحات نظامی عراق، افکار عمومی جهانی را جهت حملهی آمریکا به افغانستان و عراق آماده کردند، میتواند نشاندهنده بخشی از تاثیرگذاری فراوان دیپلماسی رسانهای، در کنار دیپلماسی سنتی در جهان امروز باشد. کارشناسان معتقدند افزایش نقش رسانه در عرصهی دیپلماسی، به معنای ضعیف شدن دیپلماسی سنتی در میان جوامع نیست؛ بلکه بدین معناست که رسانه به کمک دیپلماسی سنتی آمده و حتی آن را تقویت کرده است و در مواردی که روابط دیپلماتیک سنتی غیرممکن بوده، رسانه راه دیپلماسی را باز نگه داشته است.
تاثیر نامحسوس دیپلماسی رسانهای در سیاست خارجی
دکتر حسینعلی افخمی ـ عضو هیات علمی گروه ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی ـ در اینباره معتقد است: دیپلماسی، خود یک رسانهی سنتی است که پیام رد و بدل میکند و تفاوت اصلی آن با دیپلماسی رسانهای، تنها در کند بودن آن است؛ با وجود حضور رسانه در عرصهی دیپلماسی و نقش غیرقابل انکار آن، در تغییر تصمیم دولت و حتی روابط سیاسی کشورها، هنوز کتاب دیپلماسی جوامع مختلف، طبق تصمیم دولتمردان و با نظارت مستقیم دیپلماتها ورق میخورد. اما به عقیدهی تحلیلگران از شواهد چنین برمیآید که حضور رسانه به عرصهی دیپلماتیک، به عنوان یک ابزار بسیار قوی در کنار دیپلماسی عمومی، باعث شد که ارتباط مستقیم و رودرروی دیپلماتها، در این ارتباط رسانهای کمی تغییر کند؛ بدین شکل که علاوه بر ارتباط دو سیاست مدار و ردوبدل شدن اطلاعاتشان، دولتمردان و مردم هم، به طور مستقیم مورد خطاب قرار گیرند.
پر شدن فاصله میان مسئولان حکومتی و مردم
دکتر رها خرازیآذر ـ استاد دانشگاه ـ نیز بر این باور است که دیپلماسی رسانهیی بهترین راه ورود به فضای جهانی برای کشورهای کوچک و ضعیف از نظر بینالمللی است که از نظر مالی و اقتصادی توان برابری با کشورهای بزرگ را ندارند و میتوانند با استفاده از رسانههای نوین خود را به عنوان یک قدرت فکری و اندیشهای در سطح جهانی مطرح کرده و بر فضای سیاسی بینالمللی افکار جهان حاکم شوند.
به عقیده وی استفاده گسترده دیپلماتها و رهبران کشورها از رسانههای نوین، به ویژه رسانههای جهانی برای پیشبرد مذاکرات دیپلماتیک و اجرای سیاستهای خارجی کشورهایشان در جهت منافع ملی، همان دیپلماسی رسانهای است که فراهم کردن زمینههای مذاکرات، ایجاد اعتماد و بسیج افکار عمومی برای پشتیبانی از تصمیمات دیپلماتیک از جمله کارکردهای آن است. رسانهها زمینهای برای رساندن صدای مردم و افکار عمومی به گوش دیپلماتها و سیاستگذاران سیاست خارجی هستند؛ دیپلماسی به گفتهی کارشناسان هنوز هم در اغلب کشورها، به عنوان سیاست طبقهی نخبه شناخته شده و افکار عمومی کمتر در آن دخالت داده میشود و در حقیقت دیپلماسی رسانهای میکوشد تا این فاصلهی موجود بین مسوولان حکومتی و عامه مردم را پر کند. از سوی دیگر مطالعات نشان میدهد که جهان امروز، به مدد رسانهها و تکنولوژیهای نوین اطلاعات و ارتباطات، نوعی دیپلماسی شبکهای را با حضور دولتیها، غیر دولتیها، افکار عمومی و رسانهها شاهد است که این امر نیز نتیجهی گسترش نفوذ روزافزون رسانهها در عرصه دیپلماتیک کشورها برای انتقال عقاید بازیگران نوین دولتی و غیردولتی در سطح جهان است.
دیپلماسی رسانهای به امور سیاسی محدود نمیشود
دکتر حسین قندی ـ مدرس دانشگاه ـ نیز معتقد است: دیپلماسی رسانهای یا سیاست رسانهیی، تنها در امور سیاسی تاثیرگذار نیست؛ بلکه نگاه رسانه به تمامی موضوعات موجود در جامعه، دربرگیرندهی نوعی سیاست رسانهیی است. این مدرس دانشگاه ادامه میدهد: عموما مطبوعات در کشور ما، از نفوذ بالایی برخوردار نیستند و بنابراین نمیتوانند در تغییر تصمیمات دولتمردان، نقش موثری ایفا کنند. از سویی مطالعات نشان میدهد که اکثر کشورهای قدرتمند جهان از طریق رسانههایشان مطرح میشوند و این بدان معناست که اگر رسانه نتواند به وظیفهی مهمش یعنی اطلاعرسانی درست، کامل و جامع عمل کند، شایعه در جامعه رواج پیدا کرده و به اعتبار رسانه لطمه خواهد زد؛ مخدوش شدن اعتبار رسانه هم در نهایت، به کاهش تاثیرگذاری و نفوذ رسانه در افکار عمومی منجر خواهد شد.
اعتبار رسانه موثر بر دیپلماسی رسانهای
دکتر محمد سلطانیفر ـ عضو هیات علمی دانشگاه ـ هم در اینباره میگوید: شناخت کافی دستگاه دیپلماسی از قدرت رسانهها و تاثیرگذاری آنها بر افکار عمومی، همچنین وجود رسانههای قدرتمند و تاثیرگذار و آشنا با جمعیت و جامعهی مخاطبان، از جمله ابزار وجود یک دیپلماسی رسانهای قوی در جوامع امروزی است که متاسفانه هیچ کدام از این دو ابزار، در حال حاضر، در ایران وجود ندارد و در نتیجه دیپلماسی رسانهای کشور بسیار ضعیف است. او با تاکید براینکه دیپلماسی رسانهای، یک دیپلماسی قدمبهقدم و طولانیمدت است، اضافه میکند: مجموع سازوکارهایی که دستگاه دیپلماسی در یک کشور، همراه با استفاده از رسانهها، برای دستیابی به اهداف مورد نظر، در یک پروژهی سیاسی میتواند انجام دهد را اصطلاحا دیپلماسی سیاسی میگویند. این استاد دانشگاه، همچنین دیپلماسی رسانهای را در ایران، به دلیل آن که دستگاه دیپلماسی کشور رسانهها را باور ندارد و قدرت تاثیرگذاری آنها را نمیشناسد و علاوه بر آن، رسانهها نیز از تاثیرگذاری لازم، در میان مخاطبانشان برخوردار نیستند، بسیار ضعیف ارزیابی میکند.
دیپلماسی رسانهای در دستور کار سیاستمداران
کاظم انبارلویی ـ سردبیر روزنامهی رسالت ـ هم دربارهی این موضوع میگوید: توسعهی فنآوریهای نوین ارتباطی همراه با گسترش رسانهها، دیپلماسی رسانهای را در دستور کار سیاستمداران جهان قرار داده است. به گفتهی وی نقش ارتباطات و رسانهها در جهان امروز تعیینکننده بوده و بسیاری از روابط دیپلماتیک و سیاسی بین کشورها از این طریق صورت میگیرد.