علی تتماج
گزارش محمد البرادعی دبیر کل آژانس انرژی اتمی مبنی بر حل پرونده پلوتونیوم ایران که نشانهای بر حقانیت و موفقیتهای هستهای کشورمان از یکسو و همکاریهای خوب تهران و آژانس میباشد، خشم آمریکا را به همراه داشته است. پس از سه دور مذاکرات ایران و آژانس و گزارش البرادعی، مقامات کاخ سفید سراسیمه به موضعگیریهای غیر اصولی و فرافکنانه روی آورد چنانکه آنها ضمن رد گزارش آژانس بار دیگر بر تعلیق فعالیتهای هستهای ایران تاکید کردند. این اقدام آمریکاییها که بدون همکاری سایر متحدان آمریکا و صرفا در قالب رسانههای وابسته به کاخ سفید انجام گرفت هرچند اقدامی تکراری میباشد اما چند نکته را آشکار میسازد که گواه شکست دوباره آمریکا در اجرای سیاست یکجانبهگرایانه است.
1- آمریکاییها بر این باور بودند که با تشکیل 1+5 به اجماعی جهانی علیه ایران دست مییابند اما سیر تحولات مغایر با خواست آنها پیش رفت. دیپلماسی فعال ایران در تعامل با سایر کشورها بویژه بازیگران پرونده هستهای این ائتلاف را رو به زوال کشاند بگونهای که اعلام تایم اوت دو ماهه ـ در تیر ماه ـ از سوی این گروه آشکارا تزلزل ائتلاف آنها را نشان داد. این امر زمانی تکمیلتر گردید که این کشورها به جز فرانسه که در اوهام قدرتطلبی و کسب منفعت در کنار آمریکا است در برابر گزارش آژانس با آمریکا همراهی نکرده و از گزارش حمایت یا راه سکوت در پیش گرفتند. آمریکاییها اکنون با فرافکنی و تکرار جنگ رسانهای و تبلیغاتی تلاش دارند بر این شکست سرپوش گذارند که تاکنون موفق نبودهاند.
2- استراتژی آمریکا در سالهای اخیر ایجاد نظام تکقطبی براساس سیاست یکجانبهگرایی بوده است. در این راستا آژانس انرژی اتمی به عنوان مرجعی که نقشی مهم در تامین انرژی جهان دارد مورد توجه قرار داشته است. واشنگتن با خروج پرونده ایران از آژانس و کشاندن آن به محوریت 1+5 و سپس شورای امنیت، طرح انزوای آژانس را در پیش گرفت. همکاریهای اخیر تهران و آژانس و گزارش البرادعی، بار دیگر نشان داد که این سازمان توانایی اجرای تعهدات خود را دارا میباشد و صرفا سیاسیکاریهای قدرتهای بزرگ مانع از فعالیتهای آنها بوده است. آمریکا این تهدید را احساس میکند که اولا این رویه به زمینهای برای بازگشت پرونده ایران به آژانس مبدل گردد ثانیا با بازگشت آژانس به جایگاه واقعی خود، آمریکا بیش از پیش در حاشیه تحولات جهانی و یا همانا شکست استراتژی یکجانبهگرایانه قرار گیرد.
3- آمریکاییها در حالی به جوسازی دوباره در قبال برنامه هستهای ایران میپردازند که پیش از این در جنگهای تبلیغاتی برای تخریب جایگاه جهانی ایران و تحقق اهداف منطقهای خود مطرح کردهاند. اظهاراتی واهی پیرامون دخالت ایران در ناآرامیهای عراق و افغانستان، افزایش توان دفاعی ایران که به اصطلاح آمریکاییها تهدیدی برای منطقه است، اعلام آمادگی ایران برای تهاجم موشکی به اروپا که توجیهی برای سپر موشکی آمریکا میباشد و... از جمله این تحرکات است که تماما با شکست مواجه شدهاند. آمریکاییها که به دلیل عملکردهای ایران و مواضع کشورهای منطقه ـ که صراحتا ایران را عامل ثبات منطقه دانستهاند ـ در این تبلیغات شکست خوردهاند، از تبلیغات پیرامون پرونده هستهای برای سرپوش نهادن بر این ناکامیها بهرهبرداری میکنند. البته این نکته قابل ذکر است که آنها همزمان با این تحرکات از ابراز تمایل برای آغاز دور چهارم گفتگوها در عراق سخن به میان آوردهاند تا چنان وانمود سازند که مذاکره ایران نه به دلیل مردم عراق بلکه برای کاهش فشارهای آمریکا است در حالی که مقامات عراقی و نهادهای جهانی همواره بر اصل عملکرد ایران در چارچوب خواست مردم عراق سخن به میان آوردهاند.
4- آمریکاییها همواره از الگو شدن ایران برای نهضتها و کشورهای آزادیخواه و عدالتطلب در هراس میباشند. گزارش آژانس که مهر تاییدی بر حقانیت ایران است دو پیامد اساسی دارد اولا نفس مذاکرات تهران و آژانس نشان میدهد که ایران به رغم ادعاهای غرب منزوی نگردیده بلکه تاکید آن بر صلح و عدالت مورد تایید جهانیان است و آژانس نیز آن را تایید کرده است ثانیا اصرار و پافشاری ایران بر دستیابی به حقوق هستهای الگویی برای سایر کشورها است که برای تحقق اهدافشان که برگرفته از سیاست توسعه و پیشرفت با محوریت حفظ استقلال از استعمار غرب میباشد، تلاش میکنند. این امور بیش از پیش جایگاه جهانی ایران را ارتقاء میدهد که مغایر با اهداف واشنگتن است.
بر این اساس میتوان گفت که مواضع اخیر آمریکا در قبال ایران برگرفته از ناکامیها و شکستهای این کشور در قبال ایران، وحشت واشنگتن از ارتقای جایگاه آژانس در معادلات هستهای جهان و در نهایت تحکیم پایههای اقتدار بینالمللی تهران است که به دلیل مقابله آن با امپریالیسم جهانی ایجاد شده است. آمریکاییها با ایجاد جنگ روانی و رسانهای جدید تلاش دارند تا ضمن سرپوش نهادن بر ناکامیهایشان در این عرصهها همچنان خود را تنها قدرت جهان نشان دهند هرچند که عملکرد آنها بیشتر سیاست فرار به جلو در مسیر انزوا و اضمحلال است که خود پیروزی بزرگ برای ایران و ناکامی بزرگ برای واشنگتن و رژیم صهیونیستی خواهد بود.