جان سی فورتیر/ محقق موسسه آمریکایی پژوهشهای سیاستگذاری عمومی است.
ترجمه: مهدی متینجاوید
طرفداران پرزیدنت بوش او را با هری ترومن قیاس میکنند، رئیسجمهور منفوری که تاریخ او را تبرئه خواهد کرد. اما برای جمهوریخواهان کنگره قیاس بوش با ترومن شاید واقعیتر باشد: یک جنگ منفور و یک رئیسجمهور منفور که نزدیکی اتمام دوره ریاست جمهوریاش منجر به شکست حزب او در انتخابات کنگره شد.
چشمانتان را ببندید. تصور کنید رئیسجمهور فعلی را که رایدهندگان در یک رقابت سخت، نزدیک و بحثانگیز او را برای چهار سال دیگر انتخاب کردهاند کشور را درگیر جنگی ساخته است، اما جنگ آنگونه که برنامهریزی شده بود، پیش نرفت و افکار عمومی برضد جنگ و رئیسجمهور موضعگیری کردند. در مدت نه چندان طولانی از شروع دوره دوم ریاست جمهوریاش، ارقام مقبولیت کاری او به سطح متوسط و زیر 30 درصد کاهش یافت و این ارقام در سالهای بعد نیز به همان میزان پایین بود. در انتخابات میان دورهای، حزب رئیسجمهور 30 کرسی را در مجلس نمایندگان و پنج یا شش کرسی در سنا را از دست داد. نامزدهای ریاست جمهوری از حزب مخالف قول دادند که به جنگ پایان بخشند. حال چشمانتان را باز کنید. این هری ترومن بود یا جورج دبلیوبوش؟ این تشابهات شگفتانگیز است. اینها دو رئیسجمهور معاصر هستند که محبوبیت آن دو، به مرور در افکار عمومی کاهش پیدا کرده است. با استفاده از نظرسنجی گالوپ میزان مقبولیت کاری ترومن به نحو چشمگیری در اوایل سال 1950 کاهش یافت و این ارقام اساسا حدود 30 درصد و حتی گاهی اوقات 20 درصد در طول سه سال باقیمانده از دوره ریاست جمهوری وی باقی ماند. ارقام مشابه ارائه شده توسط گالوپ نشان میدهد که تقریبا در طول دو سال گذشته این ارقام برای بوش به طور میانگین رقم پایین 30 درصد بوده است.
ما روسای جمهور دیگری نیز داشتیم که دورههای محبوبیت پایینی داشتهاند اما همانند دوره بوش و ترومن طولانی نبوده است. میزان مقبولیت ریچارد نیکسون به 20 درصد سقوط کرد اما او تنها سال آخر خود را با میزان محبوبیت زیر 40 درصد به پایان برد. جیمی کارتر دو دوره 9 ماهه مقبولیت کاریاش زیر 40 درصد بود اما او میزان پایین و ناخوشایند محبوبیت بوش و ترومن را نداشت. پرزیدنت جورج اچ.دبلیو.بوش (بوش پدر) در اواخر دوره ریاست جمهوری خود فقط دوره پنج ماهه قبل از انتخابات را با محبوبیت زیر 40 درصد سپری کرد. لیندون جانسون با شرایط مشابه مواجه بود. او مسوول جنگی منفور بود و میزان مقبولیت کاری او در سال آخر دوره ریاست جمهوریاش تنزل پیدا کرد. گر چه جنگ ویتنام منفور بود اما جانسون خیلی محبوبتر از ترومن و بوش با عمدتا بالای 40 درصد میزان مقبولیت کاری باقی ماند.
هنگام جنگ در سال 1952 دو نظرسنجی قبل از انتخابات نشان داد 43 درصد معتقد بودند که جنگ کره یک اشتباه بود. در مقابل 37 درصد معتقد بودند که چنین نبود. در تازهترین نظرسنجی مشابه گالوپ، 57 درصد آمریکاییها معتقدند که جنگ عراق یک اشتباه بود در حالی که 41 درصد معتقدند که چنین نبود.
با چنین میراثی حزب دموکرات ترومن در انتخابات 1952 عملکردش چگونه بود؟ حزب دموکرات 22 کرسی را در مجلس نمایندگان و 2 کرسی را در سنا از دست داد. این در صدر شکستهای قابل ملاحظه در انتخابات میان دورهای 1950 بود. حزب دموکرات نتوانست از شکست در انتخابات میان دورهای قد راست کند و ناکامیهایش ادامه یافت.
منفوریت پیوسته جنگ تبیینگر انتظارات تعدیل شده رهبر اقلیت جمهوریخواه آقای میچ مک کنل برای انتخابات 2008 است. او بر این باور است که برای جمهوریخواهان دشوار خواهد بود که موفق شوند. موفقیت در مجلس نمایندگان نیز به همین ترتیب دشوار خواهد بود.
روزی شاید مورخان، بوش و ترومن را تحسین کنند. حتی شاید در کوتاهمدت بوش چرخشی در جهت افزایش محبوبیت خود ایجاد کند و این امر برای حزبش نیز سودمند باشد. اما اگر او در این رکورد طولانی افکار عمومی باقی بماند، حزب او ممکن است متحمل شکستهای بیشتری در کنگره شود آنگونه که ترومن 55 سال پیش متحمل شد.