بسم الله الرحمن الرحیم
هشت ماه بعد از استقرار دولت جدید، هنگامی که عدهای از متدین ترین مردم تهران در اعتراض به اوجگیری ابتذال در پوشش زنان و دختران بی بند و بار، بازاریابی و روابط نامشروع آشکار آنان با مردان، تبدیل شدن خیابانهای تهران به جولانگاه عناصر فاسد، تسخیر شدن پارکها و کوهها و اماکن عمومی توسط زنان و مردان بی مبالات و تنگ شدن عرصه بر خانوادههای متدین، اقدام به تظاهرات کردند و در پی آن وزیر دادگستری وعده برخورد قانونی داد و نیروی انتظامی نیز اعلام کرد با افراد خاطی برخورد خواهد کرد، آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور، در یک موضعگیری شگفت انگیز سخنانی گفتند که همه تصورات مربوط به اصولگرائی وعده داده شده و تبلیغ شده در این هشت ماه و در ایام تبلیغات انتخاباتی زیر سئوال و یکبار دیگر مبارزه با ابتذال به محاق رفت.
می توان با توسل به توجیهات و تاویلات، این سخنان را نادیده گرفت و از کنار این واقعه عبور کرد، ولی عمل به حدیث شریف «صدیقک من صدقک لامن صدقک» دوست تو آنست که صادقانه با تو سخن بگوید نه آنکه هر چه را که تو گفتی تصدیق کند، ایجاب می کند به آقای رئیس جمهور بگوئیم متاسفانه سخنان شما در این زمینه مخلوطی از مطالب درست و نادرست بود. به نظر می رسد اگر با این عجله وارد این مبحث نمی شدید و با اندکی تامل و مشورت و همه جانبه نگری به موضعگیری ـ اگر لازم بود ـ می پرداختید، بهتر بود. کما اینکه یک روز بعد از این سخنان، دستوری از شما خطاب به رئیس سازمان تربیت بدنی منتشر شد که مربوط به فراهم ساختن زمینه حضور زنان در ورزشگاهها برای تماشای مسابقات ورزشی مردان است که آنهم متاسفانه دچار همین مشکل است. هر چند پرداختن به این دو مبحث، نیازمند مجال بیشتری است اما در این فرصت نکاتی را به اجمال یادآوری می کنیم بدان امید که در این هر دو زمینه تجدیدنظر نمائید و جلوی خسران را تا دیر نشده بگیرید.
اینکه گفتهاید حجاب اسلامی انتخاب تاریخی زنان ایرانی است، سخن کاملا درستی است.
اینکه گفتهاید ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه ما نیازی به برخوردهای آمرانه ندارد، کاملا درست است.
اینکه گفتهاید زنان ایرانی همواره در صحنههای مختلف تاریخی و بخصوص انقلاب اسلامی پیشتاز بودهاند و امروز نیز بار اصلی و ترویج فرهنگ اسلامی و عفاف بر عهده مادران مومن و برومند ایرانی است که هزاران هزار انسان عالم، مومن، فداکار و ارزشمند را در دامان خود پرورانده و تربیت کردهاند، واقعیتی انکارناپذیر است.
اینکه گفتهاید مسائل فرهنگی یک شبه حل نمی شود و نباید بر اساس جوسازیها و جنجالها دستگاههای فرهنگی و انتظامی دچار انفعال شوند و در فضائی گرفتار شوند که مشخص نیست مدیریت آن بر عهده کیست و تنها برخی فرصت طلبها از آن بهره می برند، اینهم فی نفسه سخن درستی است هر چند در مصادیق آن بحثهائی وجود دارد.
تاکید شما بر اینکه دستگاههای حکومتی و اجرائی باید زمینهها و بستر لازم، از جمله امکان عرضه لباسهای متناسب با فرهنگ، دین، اخلاق و عرف جامعه و در عین حال تامین کننده ذائقه نوگرایی و تنوع خواهی جوانان را فراهم کنند بطوریکه افراد به راحتی قدرت انتخاب لباسهای مناسب شان زن و مرد مسلمان را داشته باشند، سخن کاملا درستی است.
افسوس که این سخنان صحیح و بدیهی، با نتیجه گیری هائی همراه شده که متاسفانه نادرست و غیرکارشناسانه است و شاید در پارهای موارد محصول عدم اطلاع یا بدبینی باشد.
در تظاهرات هفته گذشته، عدهای از خانوادههای شهدا و متدین ترین و دلسوزترین افراد جامعه شرکت داشتند و تا لحظه انتشار سخنان شما آقای رئیس جمهور، هیچ سواستفادهای از این تظاهرات مشاهده و حتی شنیده نشده بود کما اینکه تا این لحظه نیز نه تنها هیچ فرصت طلبی وارد صحنه نشده بلکه با کمال تاسف باید به اطلاع شما برسانیم که همان افراد بی بندوبار که خیابانهای تهران و پارکها و کوهها و اماکن عمومی را جولانگاه ابتذال قرار دادهاند با انتشار سخنان شما احساس آزادی عمل بیشتری کردهاند و اکنون از فرصت پیش آمده حداکثر استفاده را می برند در حالیکه مسئولان و ماموران دچار انفعال شده اند.
گفتهاید: «برخی افراد بدون توجه به آرمانهای امام راحل و مقام معظم رهبری با استفاده از تریبونهای عمومی سخنانی مطرح می کنند که ارتباطی با اسلام ناب ندارد و وانمود می کنند که جامعه اسلامی و متدین ایران دست به گریبان مشکلی خانمان برانداز شده است».
درباره قسمت اول این فراز از اظهارات شما به دلیل آنکه مشخص نیست افراد مورد نظرتان چه کسانی هستند و چه مطالبی گفتهاند نمی توان اظهار نظر کرد و مطالب آنها را با اسلام ناب محک زد، ولی این انتظار از آقای رئیس جمهور وجود دارد که وقتی درصدد مردود شمردن اظهارات انسانهائی که در کشور تحت مسئولیت ایشان زندگی و ابراز نظر می کنند برمیآیند بگونهای سخن بگویند که مشخص باشد چه چیزی را مردود می دانند و نسبت بی ارتباط بودن با اسلام ناب را که نسبت سنگینی است به چه کسانی و چه سخنانی می دهند. در مورد قسمت اخیر این فراز از اظهارات شما باید بگوئیم متاسفانه اطلاعات شما از وضعیت جوانان و خانوادهها کامل نیست. واقعیت اینست که جامعه اسلامی ومتدین ایران در اثر اوجگیری ابتدال و فراوانی گناهان آشکار و فراهم بودن زمینههای منکرات، متاسفانه دست به گریبان مشکلات اخلاقی فراوانی است که بسیاری از خانوادهها را دچار فروپاشی کرده است. آقای رئیس جمهور! جوانانی را می شناسیم که به برکت انقلاب اسلامی و در اثر تربیت خانوادههای مذهبی، همچون سلمان فارسی وارد جامعه شدند ولی هنگامی که خانوادههایشان آنها را از همین جامعه تحویل گرفتند بدتر از مایکل جکسون بودند. قطعا بیان این واقعیت تلخ بهیچوجه به معنی نادیده گرفتن خیل جوانان پاک و مخلص و فداکار جامعه نیست ولی نگرانی اینست که وضعیت غیر قابل تحمل موجود همچون خوره به جان این پاکان افتاده و آنها را نیز در معرض قرار داده است و مگر از دست رفتن حتی یک جوان پاک در اثر این بی بند و باریها و ابتذال، خسران کمی است!
گفتهاید: «متاسفانه برخیها طوری صحبت می کنند که گوئی تنها راه حل مشکل، برخورد فیزیکی و دیوار کشیدن در خیابانهاست و برخی دیگر نیز جوانان فرهیخته و متعهد ایرانی را ناسازگار توصیف می کنند در حالی که در امور فرهنگی باید بشدت از برخوردهای حساب نشده جلوگیری کرده و اجازه نداد مباحث و پدیدههای فرهنگی به بحثهای سیاسی و دعواهای گروهی تبدیل شود».
قطعا اگر اعلام می کردید چه کسانی توصیه به برخورد فیزیکی یا دیوار کشیدن در خیابانها کرده اند، بسیار بجا بود. نسبت دادن چنین مطالب ضربه زنندهای به کسانی که فقط خواستار برخورد قانونی با افراد متخلف هستند، از آقای رئیس جمهور دور از انتظار است. کسانی که در تظاهرات ضد بی بندوباری و ابتذال شرکت کرده بودند، از اقشار تحصیل کرده جامعه بودند که در میان آنها بسیاری از اساتید دانشگاهها نیز حضور داشتند، درست مثل خود شما آقای رئیس جمهور که قبل از رسیدن به این مقام در همین قبیل اجتماعات حضور داشتید و با شور و احساسات بالائی همین خواستهها را دنبال می کردید.
شاید آن زمان به شما و کسانی که در آن تجمعات شرکت می کردند نیز نسبت هائی از قبیل ورود به دعواهای گروهی و برخوردهای حساب نشده می دادند، ولی واقعیت اینست که این اعتراضات برخاسته از دین خواهی و نگرانی برای آینده این جامعه است، آیندهای که توسط عدهای عناصر فاسد در حال تهدید شدن است. این همان تهدیدی است که در بیان رهبر معظم انقلاب سالهاست با عناوینی از قبیل «تهاجم فرهنگی» و «شبیخون فرهنگی» و با ابراز نگرانی شدید مطرح شده و همواره به مسئولان تاکید گردیده از این خطر غفلت نکنند و از کنار آن بی تفاوت نگذرند.
گفتهاید: «در عین حال باید با دقت، ظرافت و خیرخواهی و دوستی، کسانی را که قصد نادیده گرفتن هنجارهای جامعه را دارند برحذرداشت، زیرا ما با انسانهای دارای شخصیت و کرامت مواجهیم که در عمق وجود خود دین مدار هستند». در اینکه قانون باید با ظرافت و خیرخواهی و دوستی اجرا شود تردیدی نیست، لکن شخصیت و کرامت متعلق به انسان هائی است که به احکام الهی، قوانین جامعه و اخلاق عمومی احترام می گذارند و افرادی که همه اینها را نادیده می گیرند و به همه چیز و همه کس دهن کجی می کنند، قطعا نه شخصیت دارند و نه کرامت. دین مداری را نیز باید از رفتارها شناخت. هر چند فطرت اولی همه مردم، خداجوئی و دین مداری است، لکن هنگامی که غبارها و زنگارهای متراکم آلودگیها این فطرت را پوشانده باشد و کار به گستاخی کشیده شود، راهی جز اعمال قانون وجود ندارد، البته همه اینها مربوط به شرایطی است که دستهای خارجی درصدد تحقق اهداف بالاتری از طریق این افراد نباشند که شواهد روشن نشان می دهند نباید به ظواهر اکتفا کرد و باید عمق این جریان حساب شده را نیز در نظر گرفت و با تعمق بیشتر به مصاف آن رفت.
در خصوص دستورالعملی که شما آقای رئیس جمهور به رئیس سازمان تربیت بدنی برای فراهم ساختن ورود زنان به ورزشگاهها دادهاید، هر چند نکات فراوانی برای گفتن داریم، ولی در این مجال اندک فقط به همین اکتفا می کنیم که اوضاع ورزشگاهها منهای حضور زنان چنان ضد اخلاقی است که باید به حال آن گریست. آیا به عواقب و عوارض ورود زنان به چنین محیطی اندیشیدهاید آیا شما با این دستورالعمل درصدد برآورده ساختن مطالبات خانوادههای متدین هستید زنان مذهبی، آیا چنین مطالباتی دارند حتی اگر داشته باشند آیا هم اکنون که در پارکهای عمومی امنیت ندارند در ورزشگاهها امنیت خواهند داشت علاوه بر اینها با مسائل شرعی و واقعیتهای تلخ موجود چه خواهید کرد.
ضمنا آقای رئیس جمهور! توصیه دوستانه و خیرخواهانه ما به شما اینست که به تعریف و تمجید آن دسته از اصحاب رسانهها که کاری جز تایید ندارند دل نبندید، در جامعهای که شما ریاست اجرائی آنرا برعهده دارید خبرهای دیگری هم هست که باید از زبان و قلم کسانی که اهل مدیحه سرائی نیستند و واقع بینی و واقع گوئی و واقع نگاری را وظیفه خود می دانند شنید و خواند.