ابراهیم میر عزیزی
بی شک پرونده هستهای ایران طی دو سال گذشته، یکی از خبرسازترین موضوعات کشور بوده است. اما باید اذعان داشت که اظهار نظر در رابطه با این موضوع، نیاز به دقت و تحلیل عمیق جریانات بینالمللی دارد. در میان اظهارات راجع به این موضوع، سخنگوی سازمان مجاهدین نیز سخنانی چند در مورد چالشهای پیش روی کشور در سال 85 بیان نمودهاند که در نگاهی تحلیلی خالی از ایراد نیست.
ایشان بیان داشتهاند: «موضوع پرونده هستهای ایران با ورود شورای امنیت به این پرونده و صدور بیانیه از سوی این شورا وارد مرحله جدیدی شده است. در حال حاضر، تصمیم گیری در مورد پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سپرده شده و در عین حال، تلاش روسیه و چین مانع از آن شده است که مرجعیت آژانس بینالمللی انرژی هستهای به طور کامل رسمیت خود را از دست بدهد. در آینده نزدیک پرونده ایران به شورای امنیت ارجاع و تصمیم گیری در مورد آن بر عهده این شورا گذاشته خواهد شد . این در حالی است که تلاشهای دیپلماتیک ایران در زمینه فعالیت هستهای فاقد نوآوری و ابتکار لازم است.» (1)
چند نکته را باید تذکر داد:
1- با توجه به این که ایران تاکنون سابقه رویارویی با 17 بیانیه از سوی شورای امنیت را داشته است تدابیر لازم؛ جهت رویارویی با موضوع فوق را اندیشیده است و به استناد فرمایشات مقام معظم رهبری، اگر پذیرش این بیانیه، به ضرر ملت ایران باشد، همچون گذشته بدان تن نخواهد داد.(2)
همچنین آنچه از بررسی کلی 17قطعنامه گذشته برداشت میشود، عدم توجه لازم به حقوق مردم ایران است که به ویژه در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، این امر آشکار است ویژگی دیگر این قطعنامهها، فقدان پشتوانه اجرایی کافی بوده که همین امر، باعث صدور قطعنامههای پی در پی شده که گاه، تنها خواستار اجرای قطعنامههای قبلی شده است. از جمله شواهد عدم پشتوانه اجرایی، 2 قطعنامه ابتدایی شورای امنیت است که پیرامون دستگیری دیپلماتهای آمریکایی در تاریخ 4 دسامبر سال 1979(13 آذر 1358) و 31دسامبر 1979 (30 آذر 1358) صادر شد. با بیاعتنایی ایران به این دو قطعنامه، پس از این دو قطعنامه، دیگر شورای امنیت قطعنامهای درباره ایران برای موضوع گروگانگیری صادر نکرد.(3)
2- سخنگوی سازمان مجاهدین سپس با اشاره به نزدیک بودن ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت، تلاشهای دیپلماتیک ایران را در زمینه فعالیت هستهای فاقد نوآوری و ابتکار لازم میداند. این در حالی است که ایشان پیشتر در آنجا که اشاره به تلاشهای روسیه و چین برای حفظ مرجعیت آژانس بینالمللی انرژی هستهای در مقابل ارجاع این پرونده به شورای امنیت میکنند، با مجهول قرار دادن علت این مقاومتها، شائبه وجود نوعی عدول از انصاف را در این سازمان نزد مخاطب ایجاد میکند، غافل از آن که اعتراف به نقش روسیه و چین در مقابله با آمریکا، خود حکایت از نوآوری و ابتکار در سیستم دیپلماتیک ایران دارد. جناب سخنگو در حالی اشاره به نقش دیپلماتیک ایران در جلب رضایت چین و روسیه، دو قطب بینالمللی، در حمایت از ایران نمیکند که نشریات و تحلیلگران غربی بدان اعتراف میکنند.
روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به سخنان پل اینگرام، تحلیلگر ارشد در شورای امنیت اطلاعات امنیتی آمریکا- بریتانیا و اناالین عضو ارشد موسسه بینالمللی لندن در مطالعات استراتژیک مبنی بر عجز غرب در مقابل دیپلماسی ایران مینویسد:
«در مواجهه با یک ایران سرسخت، قدرتهای غربی به این نتیجه رسیدهاند که آنها از نظر تاکتیکی فاقد حمایت چین و روسیه و دولتهای دیگر برای اقدام تنبیهی فوری علیه تهران هستند.»(4)
همچنین میتوان به سخنان اسکاد مک لود سردبیر هفته نامه آمریکایی تایم اشاره کرد که نظری مشابه نظر تحلیلگران فوق دارد. (5)
اما سخن آخر این که تلاشهای دیپلماتیک ایران در یک تحلیل منصفانه علاوه بر این که دلالت بر ضعف ندارد بلکه نشان از قوت و پویایی نیز دارد و این امر در به بازی گرفتن روسیه و چین به عنوان سپری نفوذ ناپذیر در مقابل غرب، کاملا مشهود است و پیچیدگیهای کنونی پرونده هستهای ایران به دلیل خوی استکباری آمریکا و سنگاندازی وی در روند حل این پرونده است که البته اسکات مک لود آمریکایی نیز بدان اعتراف می کند:«البته آنچه از بیانیه آمریکا بر میآید این است که این کشور قصد دارد هر زمان که شده پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع دهد، اما ادامه یافتن راه حلهای دیپلماتیک به نفع تمام کشورهای جهان است، البته این موضوعی سیاسی است و نه فنی» (6)