امیر محبیان
گفته می شود ایران و آمریکا روز شنبه 19 فروردین در بغداد در خصوص راههای حفظ صلح و امنیت در عراق به صورت علنی مذاکره خواهند کرد پیرامون این مذاکرات از مدتها پیش گمانه زنیهایی در میان کارشناسان آغاز شده و موافقان و منتقدان نظرات خود را در مورد منافع و مضار این گفتگوها در اختیار رسانهها قرار می دهند. بر حسب نظر طرف ایرانی در پی درخواستهای مکرر مقامات آمریکایی و درخواست عبدالعزیز حکیم رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق، جمهوری اسلامی ایران با انجام مذاکره با آمریکا برای کمک به صلح و ثبات در عراق موافقت کرد و علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی روز 25 اسفند ماه سال گذشته ضمن اعلام این موافقت تصریح کرد مذاکره صرفا برای حل مسایل عراق و حل مشکلات و تشکیل دولت مستقل و آزادی واقعی در عراق خواهد بود.
از سوی دیگر؛ در مورد محتوای مذاکرات حسن کاظمی قمی کاردار سفارت ایران در عراق که پیشتر نیز به عنوان سفیر ایران در افغانستان در مذاکرات ایران و آمریکا در نشست 2+6 آلمان که با هدف بازسازی افغانستان برگزار شد حضور داشته در خصوص مذاکرات روز شنبه گفته است: « ایران و آمریکا در بحث عراق در این نکته اتفاق نظر دارند که دولت وحدت ملی عراق باید هر چه زودتر تشکیل شود اما اختلاف نظر اینجاست که تهران معتقد است این دولت باید بر پایه استحقاقات ناشی از نتایج انتخابات شکل گیرد در حالی که واشنگتن بر تشکیل دولت وحدت ملی بر پایه توافق تاکید دارد.»
به گفته وی «ایران بر اساس اصول دموکراسی و انتخابات خواستار ایفای نقش برتر لیست برنده در انتخابات است اما آمریکا توافق سه گروه عمده شیعه و کرد و سنی را به عنوان پایه تشکیل دولت ملی می خواهد.»
پیرامون مذاکرات مذکور؛ به نظر نگارنده پرسشهایی مطرح است که باید پاسخ داده شود:
1- زمان پذیرش ناگهانی انجام این مذاکره (در اوج فشار آمریکا و متحدینش در موضوع پرونده هستهای) نشان میدهد که کاستن از فشارهای وارده بر ایران میتواند یکی از اهداف پذیرش ناگهانی پیشنهاد آقای عبدالعزیز حکیم باشد؛ ولی آیا وقتی این مذاکرات صرفا در حوزه عراق منحصر گردد این مذاکرات تعهدی برای آمریکا پدید خواهد آورد؟ آیا اگر قرار است مذاکرهای صورت پذیرد؛ نباید ما بر سر یک مجموعه از مسایل که همه با هم مرتبطند؛ به مذاکره بنشینیم تا همچون قانون ظروف مرتبطه ضعف خود را در یک نقطه با قدرت خود در جایی دیگر حل کنیم؟ والا آیا در عراق ما حول موضوعی بر سر میز مذاکره ننشستهایم که در صورت موفقیت احتمالی؛ فقط مشکل آمریکا را حل کردهایم؟
2- ممکن است گفته شود چون مذاکره آغاز شود؛ فرآیند چانه زنی به همه جا سر خواهد کشید «آیا وقتی که مذاکرات علنی بوده و طرفین مرزهای گفتگو را فقط در حوزه عراق منحصر ساختهاند؛ این سرکشی از موضوع اصلی ممکن است؟
3- میگویند اختلاف ما و آمریکا در عراق این است که ما از قواعد دموکراسی و تشکیل دولت اکثریت پیروز دفاع میکنیم و آمریکا از دولت وحدت ملی. آیا در شرایط اختلافات جدی و فعلی در عراق شعار دولت وحدت ملی آمریکاییها (حتی در شعار) برای آنها کسب وجهه نکرده واهل تسنن و کردها و سایر اقلیتها را به کنار آمریکاییان نخواهد کشاند؟ فراموش نکنیم که هر چند در انتخابات پارلمانی عراق که در ماه دسامبر برگزار شد؛ ائتلاف گروههای شیعه توانست بیشترین تعداد کرسیهای پارلمان را به دست آورد اما قادر به کسب اکثریت لازم برای تشکیل دولت نشده و به حمایت سایر احزاب نیاز دارد. در این صورت آیا در عراق، منطق ایران؛ دفاع از دولت یک گروه و نه دولت عراقیان تلقی نخواهد شد و نهایتا ایران را (با تبلیغات منفی آمریکاییها) به عنوان عامل تفرقه، مداخلهگر و ضد وحدت ملی عراق جلوهگر نخواهند کرد؟
4- اساسا آیا مذاکرات با آمریکا در عراق یک تله فراروی ایران نیست؟ آیا آمریکا در پی آن نیست که رسما به عراقیها حضور یک کشور همسایه در خاک آن کشور و مذاکره پیرامون سرنوشت آن کشور را به صورت عینی نشان داده و در حالی که رایس با فریبکاری اعلام میکند عراقیها باید رهبر خود را برگزینند «به عراقیها بگوید» ولی در مقابل ایرانیها قصد مداخله در عراق را دارند و میخواهند دولت دست نشانده تحمیل نمایند؛ اما ما مخالفت میکنیم. «آیا این تصویر را نمیخواهند در ذهن عراقیها پدید آورند» که ایران با محتوای جیب عراقیها قصد معامله با آمریکا را دارد»
از این رو نگارنده معتقد است؛
الف: مذاکره با آمریکاییها در عراق در مورد عراق آن هم با فضا سازیهای انجام گرفته به مصلحت وجهه و حتی منافع ایران در عراق و میان کشورهای منطقه نیست. به ویژه به صورت علنی.
ب- هر چند مذاکره در شریاط فعلی با آمریکاییها به ظاهر واجد منافعی خصوصا برای تلطیف فضا است ولی بواقع عمق اختلاف ایران و آمریکا به حدی رسیده است که این مذاکرات هیچ اثر عینی نداشته فقط موضع ایران را ضعیف نشان خواهد داد. اگر بر فرض هم قرار است مذاکرهای صورت گیرد در موقعیتی بهتر؛ حول کلیه محورهای مورد اختلاف با استراتژی منطقی و فضا سازی رسانهای معقول؛با ارزیابی کلیه نقاط ضعف و قدرت ایران و رقیب باید انجام پذیرد و الا در میدان تحت اشغال رقیب؛ با دستور نویسی او؛ و زیر چشمان همه دنیا آن هم در شرایط خاص کنونی باعث ایجاد این تصویر خواهد شد که ایرانیها زیر فشار به معامله کم سودی دست یازیدهاند لذا اگر بر فشار بیفزاییم امکان امتیازگیری فراوان وجود دارد.