تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۸۷ - ۱۳:۰۹  ، 
کد خبر : ۳۴۶۳۰

حدیث نقد سروشی بر خاتمی


بهزاد حمیدیه

 دکتر عبدالکریم سروش در مصاحبه تفصیلی با شبکه تلویزیونی هما به تحلیل فضای کنونی کشور پرداخته و در ضمن مطالب خویش به نکته‌ای قابل توجه در مورد جناب آقای خاتمی، رییس جمهور سابق، اشاره کرده‌اند:

«همچنان بر این گمان هستم که جناب آقای خاتمی علاوه بر موانع بیرونی که ایشان را احاطه کرده بود و مانع از اجرای افکار و برنامه‌های او و یارانش می‌شد و من در آن، هیچ تردیدی ندارم، ایشان پاره‌ای موانع درونی هم داشت یعنی مفهوم‌هایی که از آنها دم می‌زد مانند آزادی، حقوق بشر و جامعه مدنی که شعار اصلی‌اش بود، ظاهرا حد و مرز این مفاهیم برای ایشان کاملاً روشن نبود.» 1

تذکر این نکته لازم است که ریشه آنچه جناب دکتر سروش مطرح نموده‌اند را باید در عدم تبیین حدود و ثغور آزادی، حقوق بشر و جامعه مدنی، از سوی جریان روشنفکری که جانب دکتر سروش. پیشکسوت و از طلیعه‌داران آن در زمان حاضرند جست. مفاهیم مزبور، از مولفه‌های گفتمان روشنفکری بوده، جناب آقای خاتمی نیز با تکیه بر همان گفتمان، به استعمال آنها پرداختند، نه آنکه ایشان در خلای مفهومی، واژگان مزبور را اختراع و استعمال نموده باشند. به عبارت دیگر، واژگان کلیدی جریان اصلاحات. منقول از گفتمان روشنفکری بودند نه مرتجل یا مخترع. بدین بیان، ریشه بی‌سامانی مفهومی که اتهام سروش علیه خاتمی است را باید در بی سامانی مفاهیم روشنفکری دانست.

گاهی گفته می‌شود منظور از آزادی‌ها، نه آزادی کامل مطلق، بلکه آزادی به قید قیود حداقلی است. چرا که آزادی مطلق، به معنای واقعی کلمه، خود ابطال گر بوده، نهایتا به نفی آزادی منجر می‌گردد. سخن اصلی بر سر آن قیود حداقلی یا حداکثری است؛ این قیود را کدام سیستم فکری- فلسفی یا مذهبی، معین می‌سازد و چگونه قابلیت اجرا دارند؟ در جریان روشنفکری، عمدتا خود «آزادی» به جهت تقدیس ذاتی 2 و خصوصیت تابویی‌اش (!)، هیچ قیدی را نمی‌پذیرد و به این استدلال که آنچه ذاتا نیکوست، هر چه پهن دامنه‌تر گردد نیکوتر است، به اطلاق میل می‌کند (هر چند بدان نمی‌رسد). نظریه پردازان فهیم سیاسی، به دلیل تفطن به خود ویرانگری آزادی و اینکه اعمال آزادی بی حد و حصر در جوامع، منجر به چنان آشفتگی و پایمال شدن حقوق افراد می‌شود که نهایتا همگان را از آزادی محروم می‌نماید، از دخالت قانونمند دولت در برخی حوزه‌ها حمایت نموده‌اند. ت.ه‌.گرین عقیده داشت که «نمی‌توانیم هر طور دلمان می‌خواهد آزادی را معنی کنیم. نمی‌توانیم منظورمان از آزادی این باشد که یکی از آن بهره‌ ببرد.. به بهای این که دیگران از آن محروم بمانند.»3 به نظر او، آزادی،‌ «قدرت مثبت عمل کردن و بهره‌گیری است و چیزی است که ما به طور مشترک با دیگران، آن را به کار می‌بریم و از آن بهره می‌گیریم.» 4 بدین قرار، گرین معتقد است در زمینه آزادی، دخالت در فروش و مصرف الکل، مسکن، مواد دارویی و بهداشتی، مسایل مربوط به اشتغال، مالکیت ارضی و آموزش و پرورش، امری توجیه پذیر است. این اقدامات اگر هم با زور همراه باشند، شرایط لازم را برای اعمال آزادی اصیل فراهم می‌زنند.5

تعیین منشا و سرچشمه استخراج حدود و ثغور آزادی،‌ملاکی است برای تعیین دینی یا سکولار بودن دیدگاه شخص در مورد آزادی، منشا مزبور اگر دین و نصوص مذهبی باشد، فضا و معنای آزادی، متحول می‌شود. آزادی دینی، مبتنی بر اومانیسم و ارزش فی ذاته انسان مستقل از پروردگار نیست و در قید زدن آن به منافع و آزادی‌های دیگران. تنها منافع مادی را در نظر نمی‌گیرد. به نظر اسلام، هر آنچه به دینداری، تقوا و اخلاق دیگران لطمه وارد آورد ممنوع است و لو به جسم و منافع مادی آنان ضرر نزند. عدم رعایت حجاب و پوشش مقرر در اسلام از این باب واجب است .در آزادی سکولار، چنین ملاک هایی ابدا مطرح نیستند.

روشنفکری در ایران، دو دغدغه دارد: یکی دغدغه شدید همسازی و همنوایی با مدرنیته و ارزش‌های روشنگری و دیگری دغدغه ملی، خانوادگی و روانشناختی به دین. دغدغه دوم که در عمده روشنفکران ایرانی مشهود است، موجب شده، مفاهیم پر کاربرد و اصلی آنان، میان دو قطب مدرنیته و سنت، در تذبذب و تردد باشد. قوت سکولاریته موجود در نظریه‌پردازان دین‌شناس، جامعه شناس دین و فیلسوفان غربی آنچنان مشهود است که نمی‌توان نظیری برای آنها در ایران یافت. تردد مزبور، به عقیده نویسنده،‌ علت اصلی ابهام در واژگان روشنفکری ایرانی است، ابهامی که زائل شدنی به نظر نمی‌رسد و دامنگیر هر آن کسی خواهد شد که مدرنیته را به عنوان یک اصل موضوع پذیرفته و بدون دخل و تصرف اصلاحی در آن، بخواهد دین را با آن سازگار سازد. جناب دکتر سروش، نباید ابهام مفهومی را به آقای خاتمی نسبت دهند، بلکه باید ریشه‌های آن را در هویت کل جریان روشنفکری ایرانی بجویند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات