سیدرضا علوی
پستصهیونیسم (postZionism) اعتراضی یهودی است که برپایه آن برخی از یهودیان، صهیونیسم را از بعد مذهبی و غیرمذهبی رد میکنند. کسانی که صهیونیسم را از بعد مذهبی و غیرمذهبی رد میکنند به سه دسته تقسیم میشوند:
یکم ـ برخی از یهودیان ارتدوکس، مانند گروه "نتوری کارتا"، این گروه این اشکال را به جنبش صهیونیسم وارد میکند که صهیونیسم جنبشی غیرمذهبی است که از یهود امتی نژادپرست و غیرمذهبی میسازد و این موضوع با تعالیم مذهب یهود در تعارض است، در حالی که ارتدوکسها خواهان تشکیل و ایجاد امتی به تمام معنا مذهبی بوده که هویت آن با اجرای اوامر و نواهی خداوند مرتبط باشد. این یهودیان ارتدوکس، جنبش صهیونیسم را جنبش مشیحانی دروغین میدانند که با اراده خداوند به ستیزه پرداخته است، به نظر آنها، صهیونیسم باید یهود را به صبر، انتظار و بردباری دعوت کند تا خداوند به آنها اجازه بازگشت دهد در واقع خداوند آنها را به گرفتن زمام امور و بازگشت به فلسطین برای سکونت در آن دعوت نمیکند.(1)
دوم ـ اطلاحطلبان؛ این دسته بر این باورند که صهیونیسم، یهود را از جنبههای مذهبی تهی کرده، تنها درپی بازگشت به گذشته پرشکوه یهودی است. بسیاری از اصلاحطلبان عقیده دارند که دولت صهیونیسم در وجدان یهودیان، خداوند، وفاداری به آن، حمایت از آن و اقامه شعائر او را گرفته است. "الکساندر شندلر" یکی از خاخامهای اصلاحطلب میگوید: یهود در حال حاضر تصور میکند، اسرائیل معبد آنها و رئیس دولت آن بزرگ خاخامهای آنهاست؛
همچنین، یکی دیگر از خاخامهای صهیونیست را چون گوسالهای طلایی توصیف کرده و میگوید: در حال حاضر، بتپرستی جای عبادت واقعی و حقیقی را گرفته است.
سوم ـ کسانی که از بعد غیرمذهبی با صهیونیسم به مخالفت برخاستهاند، یا لیبرال هستند و یا کمونیسم؛ آنها در این دیدگاه اشتراکنظر دارند که میتوان مشکل یهود را در جوامع غرب، یا از طریق افزایش لیبرالیسم در جامعه یا از طریق وضع قوانین اشتراکی و سوسیالیستی حل کرد. این گروه که صهیونیسم را رد میکنند، در جوامع غرب در اقلیت قرار دارند. اما روز به روز رو به افزایش هستند بسا صهیونیسم در شکل دیگری هم ظهور کرده است؛ برخی از یهودیان بر این باورند که مسئله صهیونیسم به آنها مربوط نیست و به شهرکنشینان صهیونیسم یا برخی یهودیانی که به دنبال وطن جدیدی برای خود هستند ارتباط دارد. پس میتوان گفت که عدمتوجه به صهیونیسم، دیدگاه غالب یهودیان در جهان است و بسیاری از بزرگان بافرهنگ و تحصیلکرده یهود در جهان به این دیدگاه باور دارند.(2) البته با گسترش صهیونیسم و بهدست گرفتن رهبری گروههای یهودی جهان، رهایی یا رد کردن آشکار آن مشکل است؛ به همین دلیل برخی از اعضای گروههای یهودی برای اسرائیل به جنگ روی آوردهاند، اما عملا کاری در خدمت به منابع صهیونیسم انجام ندادهاند و چهبسا صهیونیسم ملی؛ میهنی در هر نوع آن، تعبیری از این رهایی است. یکی از طرفداران این ایده، این نوع از صهیونیسم را به گروههای ارشاد نظامی تشبیه کرده که سرود نظامی "به پیش، به پیش" را میخواند، اما از جای خود تکان نمیخورد.(3) به بیان دیگر، بسیاری از یهودیان جهان، دولت صهیونیستی را بهعنوان حقیقتی موجود میپذیرند اما گاهی اوقات روی به نقد ریشهای جنبش و دولت صهیونیسم میآورند، مثلا برخی ارتدوکسها دولت صهیونیسم را دولتی غیرمذهبی میداند که در آن لامذهبی منتشر شده، شعائر دینی در آن بهپا داشته نمیشود. برخی یهودیان سکولار اصلاحطلب و محافظهکار، آن را دولتی خشکهمذهب میدانند که تعدد و تنوع درون خود را رد میکند و یهودیت ارتدوکس بر آن خیمه زده است. برخی از لیبرالها هم آن را دولتی مییابند که در بخش عمومی و دولتی، برخی از سمبلها و اصول خشک کمونیسم تسلط دارد و دولت سیاست دولتهای نژادی و نژادپرست را دنبال میکند. برخی چپیها هم آن را دولتی فراگرد چون ایالات متحده میبیند که حول محور اقتصاد سرمایهای در حال گردش است و یا رودرروی نظام فاشیستی جهان قرار دارد. همچنین بسیاری از یهودیان اعتقاد دارند که مفهوم صهیونیسم در مرکزیت اسرائیل و حیات دیاسپورای آن نقش نداشته بهجای آن مفهوم مرکزیت دیاسپورا در حیات یهودیان مطرح است.(4) تصویر کوچک ارائه شده در بالا نشان میدهد، علاقه و عشق اعضای گروههای یهود به اسرائیل علاقهای واقعی نیست، بلکه مملو از اختلافنظرهاست، اما اکثر یهودیان جهان پرچم صهیونیسم را برمیدارند و از آن دولت حمایت میکنند تا پرستیژ این کشور را بالا برده، دیدگاهها و شناختهای سنتی را که بر فرهنگ عامه حاکم است، از بین ببرند. دیدگاه و شناختی که معتقد است، یهود حیواناتی خونخوار و ترسو بوده، رحم و شفقت در وجود آنها نیست.(5) بدین ترتیب، یهودیان سعی میکنند بهجای این نگرش، یهودی تلاشگرا را معرفی کنند که صحرا را میکارد و از آنچه دارد، به ملل مستضعف جهان میبخشد. به همین دلیل از بین رفتن تصویر ارائه شده و زیبا از دولت صهیونیسم از جاذبیت آن برای سایر یهودیان جهان میکاهد و باز به همین دلیل، آنها تمام سعی خود را بهکار میبرند تا مسافت میان خود و این دولت را حفظ کنند و از آن دور بمانند و به هر ترتیب، پیوستن به آن را رد میکنند.