معصومه ابتکار
انتخابات فرارو که اواخر سال جاری برگزار خواهد شد میتواند فرصت خوبی برای بازنگری برخی روندهای گذشته و ارائه نقشه راه نوینی برای آینده باشد. در میان اظهارنظرهای مختلفی که درباره شاخصههای یک انتخابات مطلوب در حکومتهای مردمسالار میشود حتماً به مواردی مانند فضای سالم و رقابتی، آزادی انتخاب، امکان طرح شفاف دیدگاهها و برنامهها و توزیع عادلانه امکانات برمیخوریم. در این حال چندی است واژه مهندسی انتخابات و مهندسی افکار عمومی به این مجموعه واژگان افزوده شده است. اما خوب است بدانیم ریشه و مفهوم این لغات یا تعبیر جدید چیست و تفاوت نگاه مهندسی با نگاههای دیگر در کجاست. در این صورت شاید بتوانیم به ارزیابی مفیدی برسیم.
در نگاه مهندسی بیتردید تعادل، پایداری، بهینه کردن زمان و هزینهها، اصلاح مستمر و مدیریت تحولگرا همواره مدنظر است. این عوامل با انتخاباتی که مطابق انتظارات جامعه و جهان کنونی است، همخوانی دارد. در کشور ما ملاک تعیین سرنوشت و تصمیمگیری ـ براساس قانون اساسی و آرمانهای امام عزیز و انقلاب اسلامی ـ رای مردم است. اما اگر واقعاً رای مردم ـ حداقل به اندازه سایر امور مهم ـ دارای حرمت و تقدس باشد برای صیانت و حفاظت از آن نیز باید حرمت قائل باشیم.
مهندسی انتخابات به مفهوم زمینهسازی برای انتخابات آزادانه است تا حداکثر گزینههای مورد قبول بتواند در چارچوب مقررات کلی نظام ارائه شود. یعنی ردصلاحیتها و برخوردهای سلیقهیی در حداقل ممکن قرار گیرد. چنانچه مقام معظم رهبری در بیاناتی که خطاب به ستادهای نظارت شورای نگهبان داشتند بر اجرای مر قانون تاکید کرده و مخاطبین را از برداشتهای شخصی و هرگونه برخورد باندی و جناحی برحذر داشتند. بنابراین در مرحله نخست یکی از مهمترین چالشها و آزمونهای هر انتخابات، رعایت اخلاق سیاسی است و نگاه مهندسی حکم میکند در این مرحله براساس ملاکها و معیارهای مشخص که همان مر قانون است، اقدام شود. در مرحله بعد، برگزاری انتخابات سالم نیازمند برخورداری همه کاندیداها، احزاب و گروههای قانونی از دسترسی برابر به امکانات است.
کسانی که در مصدر قدرت هستند نباید از رانت و امتیاز بیشتری برای تبلیغات و تامین هزینههای آن برخوردار باشند. این شایبه در بسیاری از انتخابات مطرح بوده و نگرانیهایی را برای فعالان سیاسی به دنبال داشته که آیا واقعاً طیفها و جناحهای حاکم و در مصدر قدرت از پارسایی و پرهیزکاری لازم برای صیانت از بیتالمال و عدمبهرهبرداری از موقعیت و سمت دولتی و حکومتی خود برخوردارند؟ آیا کسانی را میتوان یافت که از این قدرت برای مقاصد انتخاباتی بهرهبرداری نکنند؟ و آیا گروهی که ابزار و امکانات بیشتری در دست دارند از این ابزار برای بیحیثیت کردن طرف مقابل و حذف رقیب استفاده نمیکنند؟ و اگر اینگونه باشد آیا از عدالت و منطق حکومتداری به دور نیست؟ البته مهندسی افکار عمومی این نیست که مردم پیچ و مهرههایی در دست عدهیی باشند تا آنها هر طور بخواهند ایشان را شکل دهند، با این قصد که به آرای دلخواه خود برسند. قرآن کریم میفرماید: فبشر عبادی الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه. بگذاریم مردم خود انتخاب احسن را انجام دهند. تنها در این صورت است که به شعور و اندیشه مردم در خلال انتخابات احترام گذاشته میشود. در این مرحله است که میتوان فضای سالم رقابت را تضمین کرد؛ فضایی را که متاسفانه در انتخابات گذشته میسر نشد و جامعه شاهد بدترین برخوردها حتی به قیمت تخریب پیشینه و خدمات پر افتخار بهویژه در 16 سال اخیر بود. در حالی که اعتبار جمهوری اسلامی متعلق به هیچ دسته و گروهی نیست و دستاوردهای عظیم آن متعلق به آحاد مردم است و نباید دستاویز خواستها و تمایلات دسته و گروه خاصی شود. از دیگر شاخصههای انتخابات سالم این است که بتوانیم همه را یکسان و عادلانه ببینیم. رقابتهای انتخاباتی، آن هم در کشوری که سیاست و فرهنگش مبتنی بر آموزههای الهی و نظام ارزشمند مردمسالاری دینی است میبایست نمایشی از اخلاقمداری و پایبندی به اصول، ترس از معاد و روز قیامت باشد. اجازه دهیم مردم امانت را به اهلش بسپارند. مردم ما متدین و اکثریت باسواد، دنیادیده و باتجربه هستند و بدانیم انتخاب آنها براساس خرد جمعی میتواند به صلاح و خیر نزدیکتر باشد.
اگرچه ممکن است از دل این انتخاب «مخالف من» انتخاب شود. چنانچه سیدمحمد خاتمی گفت: زنده باد مخالف من، و دیدیم زیر نظر دولت او، از دل صندوقهای انتخابات شوراهای دوم، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم این شعار چگونه به عمل پیوست. در مرحله آخر نیز این صیانت از رای مردم است که در واقع مهمترین بعد عدالت را در روشهای مهندسی شده نمایان میکند. عدمصیانت از رای زنان و مردان این سرزمین از سوی مجریان و ناظران انتخابات آفتهای زیادی دارد و سبب بیاعتمادی، ناامیدی و گسست از نظامی میشود که همه هویت آن وابسته به مردمسالاری دینی است. ناگفته نماند در تعالیم دینی و سیره بزرگان ما تاکید بسیاری بر تالیف قلوب شده است. در کشورهای دموکراتیک نیز یکی از شیوههای تجربه شده برقراری مناسباتی بین رقبا و حریفان است تا بتوانند حرف یکدیگر را بشنوند و بفهمند. امروز در حالی که با حریف قدری چون آمریکا پای میز مذاکره نشستهایم یا در حالی که برخی دوستان اصولگرای سنتی، چینیها را رفیق شفیق خود معرفی میکنند، جای گفتمان میان جناحها و طیفهای مختلف درون نظام و پایبند به قانون اساسی بسیار خالی است.
آیا در آستانه ورود به چهارمین دهه انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی هنوز سیاستمداران، گروهها و کسانی که مدعی داشتن فکر و برنامه برای مدیریت کشور هستند به آن درجه از بلوغ سیاسی نرسیدهاند که در نشستهای سراسری به دور از اتهامات، جانبداریها و سیاهنماییها، اقدام به گفتمان در سال وحدت ملی و انسجام اسلامی کنند؟ اگر مدعی اعتقاد به بیان شهید آیتالله مدرس هستیم که سیاست ما عین دیانت ماست، تلاش کنیم اخلاقمداری، رواداری، انصاف و عدالت در انتخابات اصل قرار گیرد و آن را از حاکمان طلب کنیم. دیانت ما که تمامی شرافت دنیوی و اخروی ما در آن نهفته است با سیاست ما پیوند خورده و این مباد که در بازیهای زمانه از دست برود.