مهدی تاجیکک
نام ائتلاف حزبالله را در هفتهها و ماههای آینده بیشتر خواهید شنید. ائتلاف حزبالله پدیده نوظهور جبهه اصولگرایان است که رهبرانش از مدتی پیش مسیرشان را به طور آشکار از بدنه اصولگرایان جداکرده و فارغ از تلاشهای ریشسفیدان برای رسیدن به ائتلاف در انتخابات مجلس هشتم، از قصد خود برای ارائه لیست مستقل انتخاباتی سخن گفتهاند.
با آن که هدایتکنندگان حزبالله ریشه شکلگیری تشکل متبوعشان را به سی و سه سال قبل یعنی سال ۱۳۵۳ برمیگردانند اما آن چه به تازگی با نام ائتلاف عنوان حزبالله وارد جریان سیاسی شده هنوز از نظر بسیاری از کارکشتههای اصولگرا نیز ناشناخته است و نسبت جریان رسمی اصولگرایی با مرام ائتلاف حزبالله به دقت تبیین نشده است.
به همین دلیل هم بسیاری از بزرگان اصولگرا در مواجهه با حزبالله جانب احتیاط را رعایت کرده و از پذیرش تمامعیار این ائتلاف در کمپ اصولگرایان پرهیز میکنند. بزرگان اصولگرا از این بیم دارند که پذیرش تمام عیار ائتلاف حزبالله در کمپ اصولگرایان به تلاشهای آنان برای رسیدن به ائتلاف در انتخابات مجلس آسیب بزند.
نگرانی بزرگان اصولگرا نگرانی بیدلیلی هم نیست چرا که سخنگویان ائتلاف حزبالله نیز در موضع گیریهای خود نه تنها هیچ رغبتی برای جذب شدن در بدنه اصولگرایی از خود نشان نداده اند بلکه با اعلام تصمیم خود برای ارائه لیست مستقل انتخاباتی آب پاکی را روی دست اصولگرایان ریخته اند.
موضعگیریهای هدایت کنندگان حزبالله نشان میدهد که آنان در واقع قصد دارند به شکلی آگاهانه مرز گفتمانی خود را با اصولگرایی رسمی به نمایش بگذارند و بهرغم تشابه زیادی که در شعارها و دیدگاهها میان این دو وجود دارد ولی حزباللهیها حاضر نیستند به همه الزامات حضور در جمع اصولگرایان تن دهند.
ترتیبدهندگان ائتلاف حزبالله به درستی میدانند که در صورت جذب در بدنه اصولگرایی، سهم چندانی از لیست انتخاباتی این جریان به دست نخواهند آورد و در حاشیه سهم خواهی جریانهای شناخته شده اصولگرا قرار خواهند گرفت. بر همین اساس هم هدایت کنندگان حزبالله تاکنون چندباری نسبت به آفت «سهمخواهی» و «انحصارطلبی» در جریان اصولگرایی هشدار دادهاند و مجتبی بیگدلی سخنگوی این ائتلاف نیز در بیانی صریح خطاب به اصولگرایان توصیه کرده که آنان نباید به دنبال تبدیل جبهه اصولگرایی به شرکت سهامی باشند و از آن سهم بخواهند چرا که اگر قرار باشد سهمها بذل و بخشش شود، جلسات ائتلاف اصولگرایان بیتاثیر خواهد بود. حزباللهیها با این حال و بهرغم انتقاد از سهمخواهی سیاسی در جریان اصولگرا، همچنان خود را بخشی از اردوگاه اصولگرایان میدانند ولی مشخص است که رهبران حزبالله مایل نیستند در حصار اصولگرایی رسمی محدود شوند و به همین دلیل نیز سخنگویان این جریان بارها تاکید کردهاند که چتر حزبالله فراتر از این است که فقط اصولگرایان در آن قرار بگیرند.
مرزهای گفتمانی
اعضای ائتلاف حزبالله با آن که به تازگی فاز جدیدی از فعالیتهای سیاسی خود را آغاز کردهاند ولی در همین مدت موضعگیریهای زیادی داشتهاند که هر کدام به تنهایی میتواند رنجش خاطر بزرگان اصولگرا را فراهم سازد و باعث مرزبندی جدی این جریان با ائتلاف حزبالله شود. حزباللهیها چنانچه دبیر سیاسیاش در نشست خبری دو هفته پیش این تشکل اعلام کرد میان اصولگرایی و اصلاحطلبی قائل به مرزبندی نیستند و بر پایه این شعار حرکت میکنند که تمام نیروهای انقلاب باید در ائتلاف حضور داشته باشند. منظور حزبالله از نیروهای انقلاب شخصیتهایی هستند که برخی جریانهای اصولگرا مرزبندیهای خود با آنان را به نمایش گذاشتهاند و این نقطه اختلاف بعدی اصولگرایان و ائتلاف حزبالله است. حزباللهیها با نام بردن از شخصیتهایی چون هاشمی، خاتمی، کروبی، رضایی و قالیباف آنان را نیروهای اصیل انقلاب خواندهاند و ابراز علاقه کردهاند که این شخصیتها زیر چتر حمایتی حزبالله وارد صحنه شوند. این در حالی است که ابراز علاقه این ائتلاف به همکاری با شخصیتهایی چون هاشمی تنها در حد شعار خلاصه نشده و برای مثال هفته گذشته حسین کنعانی نماینده این تشکل به دیدار هاشمی رفت و سپس در گفتوگو با خبرنگاران گفت که از هاشمی درخواست کرده در نقش یک روحانی انقلابی برای اتحاد ملی در ائتلاف بزرگ حزبالله تلاش کند. تاکید ائتلاف حزبالله بر همکاری با هاشمی و نقش محوری این شخصیت در گفتمان ائتلاف حزبالله، برخی اصولگرایان را دچار این تردید کرده که حزباللهیها با در پیش گرفتن چنین رویهای درصددند در روند ائتلاف جبهه اصولگرایان مانعتراشی کنند ولی دبیر سیاسی تشکل حزبالله در نشست خبری خود چنین اتهامی را کاملاً رد کرده و معتقد است که ائتلاف حزبالله برای شکستن هیچ جریانی تشکیل نشده و نفیکنندگان هاشمی نیز کسانی هستند که از این طریق در جهت اثبات خود تلاش میکنند. همین حمایت قاطعانه تشکل حزبالله از هاشمی، برخی از اصولگرایان را بر آن داشته تا اصولاً این تشکل را، تشکل حامیان هاشمی در انتخابات بنامند و به این ترتیب مرزهای خود با حزباللهیها را به طور دقیق، روشن کنند. موضعگیریهای اعضای ائتلاف حزبالله نیز البته نشان میدهد که آنان در شرایط فعلی به هیچ وجه مایل به جذب شدن در بدنه اصولگرایی نیستند و از مرزبندی با جریان رسمی اصولگرایان استقبال هم میکنند. حزباللهیها به گفته دبیر سیاسیشان معتقدند که «اصولگرایان نمیتوانند در حال حاضر اتحاد استراتژیک ایجاد کنند» و بنابراین ترجیح میدهند که سرنوشت خود را با تصمیمهای اصولگرایان پیوند نزنند. به گفته کنعانیمقدم، تجربه انتخابات ریاست جمهوری نشان داده که اصولگرایان نمیتوانند یکی شوند و حزبالله نیز بر همین اساس نمیخواهد تمام نیروهای خود را در یک جریان اصولگرایی محدود کند. به این ترتیب وقتی پازل گفتمان حزباللهیها در کنار هم چیده میشود، نمایانگر آن است که این تشکل با تبری جستن از جریان رسمی اصولگرایی، به شکلی زیرکانه میکوشد نقش موازنهگری میان جبهه اصولگرایی و اصلاحطلبی ایفا کند تا بهرغم بهرهوری از امکانات هر دو طیف، از آسیبهای جذب شدن در هر یک از این جریانها مصون بماند.
آغاز تدارکات
حزباللهیها در تدارک برای حضور در میدان رقابتهای انتخاباتی مجلس هشتم تنها به لابی کردن با شخصیتهای سیاسی و مرزبندی با جریانهای سیاسی رسمیبسنده نکردهاند. آنان درصدد تشکیل فراکسیونی در مجلس هفتم هستند که با پایان تعطیلات مجلس، اعلام موجودیت خواهد کرد. تشکیل فراکسیون حزبالله در مجلس آن هم به فاصله چند ماه تا پایان عمر مجلس هفتم، نشان میدهد که بانیان ایجاد چنین فراکسیونی بیش از هر چیز درصدد بهرهکشی انتخاباتی از آن هستند. فراکسیون حزبالله که هنوز اطلاع درستی از تعداد اعضای آن در دست نیست، قرار است با نطق پیش از دستور حجت الاسلام علی عسگری نایب رئیس کمیسیون اصل نود اعلام موجودیت کند و هدف از تشکیل آن نیز به گفته بانیان آن تقویت بعد نظارتی مجلس خواهد بود. با این حال به گفته عسگری، این فراکسیون قصد دارد کارهای بر زمین مانده دولت از جمله بحث پیشگیری از گرانیها را نیز در دستور کار قرار دهد و این امر نشان میدهد که فراکسیون حزبالله احتمالاً در آینده نزدیک مرزبندی خود را با سیاستهای دولت نیز روشن کند. حزباللهیها علاوه بر تشکیل فراکسیونی در مجلس، دو هفته پیش منشوری را هم منتشر کردند تا از طریق آن خطمشی جریان خود را مشخص کنند. در این منشور حزباللهیها خود، تعریفی از جریان متبوع خود به دست داده و اعلام کردهاند «حزبالله اردوگاهی برای کسانی است که خود را عضوی از خانواده بزرگ انقلاب اسلامی و دلسوز نظام جمهوری اسلامی ایران و خواهان کشوری سرافراز و مقتدر و آزاد میدانند.» ائتلاف حزبالله با آن که در عمل مرزهای گفتمانی خود با جریان اصولگرایی را روشن کردهاند ولی در بندی از منشور سیاسی شان آوردهاند که «حزبالله همکاری و تعامل با احزاب و جریانهای سیاسی و تشکلهای مردمی در اردوگاه اصولگرایان را بر خود واجب دانسته و برای جلوگیری از تفرقه و رخنه دشمنان در این اردوگاه در تبعیت از رهبری و روحانیت خود را متعهد به الزام عملی میدانند.» تدوینکنندگان منشور حزبالله با این حال در نگارش مرام نامه سیاسی شان هم برای نشان دادن استقلال نسبی خود، حزبالله را فارغ از دسته بندیها و جناحبندیهای سیاسی در درون حاکمیت یا دولتها و مجلس خوانده و اعلام کردهاند که این تشکل تشکیل دولت در سایه براساس خطمشی سیاسی مورد تایید ولایت عمل خواهد کرد. تشکل حزبالله در بعد رسانهای هم فعالیتهایی را برای جلب آرای مخاطبانشان در انتخابات مجلس هشتم آغاز کردهاند و علاوه بر انتشار روزنامه حزبالله که به عنوان ارگان این تشکل عمل میکند، قرار است در آیندهای نزدیک یک پایگاه خبری را هم تحت عنوان خبرگزاری حزبالله راهاندازی کنند. حزباللهیها همچنین وعده برگزاری یک همایش بزرگ را در هفته آخر تیر ماه دادهاند که احتمالاً به منزله حضور رسمی این جریان در عرصه رقابتهای انتخاباتی مجلس هشتم خواهد بود.
تغییر ذهنیت
چنانچه حزبالله بتواند در قامت یک تشکل تمامعیار در عرصه سیاسی ایران حضور پیدا کند و حضور آن از جانب سایر جریانهای سیاسی نیز به رسمیت شناخته شود، احتمالاً شاهد یک تحول کارکردی در میان منسوبین به تفکر حزباللهی خواهیم بود. به گفته دبیر سیاسی تشکل حزبالله، یکی از فعالیتهای سیاسی این تشکل در فاز نخست این است که ذهنیت افراد جامعه نسبت به حزبالله را که اکنون به عنوان تروریست و آنارشیست معرفی شدهاند برطرف ساخته و حزبالله واقعی را که در قرآن به آن اشاره شده، معرفی کنند. با این حال از هم اکنون میتوان پیشبینی کرد که حزباللهیها برای تشکلسازی از همه قائلان به این تفکر با دشواریهای فراوان روبهرو شوند چرا که بسیاری از حزباللهیها حاضر نیستند در هیچ تشکل سیاسی حضور پیدا کنند، حتی اگر این تشکل نام حزبالله را هم یدک بکشد. از طرف دیگر، بسیاری از کسانی که در جبهه اصولگرایان و اصلاحطلبان مرزشان را از تشکل حزبالله جدا کردهاند، خود را افرادی حزباللهی ولی با گرایش متفاوت از تشکل رسمیحزبالله میدانند و این کار را برای هدایت کنندگان تشکل حزبالله دشوار میکند، چرا که برخلاف شعارهایشان نمیتوانند چتری برای همه گروههای مدافع جمهوری اسلامی باشند. بر همین اساس هم برخی چهرههایی که به عنوان چهرههای حزباللهی در جامعه شناخته شدهاند، از هماکنون اعلام کردهاند ارائه لیست انتخاباتی واحد نیروهای حزبالله بعید است. در همین رابطه مسعود ده نمکی در واکنش به ایجاد تشکل حزبالله بر این نکته تاکید میکند که «حزبالله یک جریان یکپارچه نیست» و امروز چند گروه تحت عنوان حزبالله در کشور فعالیت میکنند و برخی جریانات نیز به دنبال مصادره این عنوان برای خودشان هستند. ده نمکی در گفت وگو با مهر با بیان این که استفاده از عنوان حزبالله بدون توجه به الزامات این لقب برای احزاب و افراد سودی ندارد، میگوید «آنچه از نظر افکار عمومیاهمیت دارد، رسم و منش حزباللهی است که باید مدنظر قرار گیرد.»
این عضو سابق منتسب به جریان حزبالله در ادامه به تفاوت دیدگاههای قائلان به تفکر حزباللهی اشاره میکند و معتقد است گروههایی که با عنوان حزبالله در عرصه فعالیتهای سیاسی حضور دارند، دیدگاهها و آرای مختلفی دارند و به صورت مستقل در انتخابات حضور مییابند، اما ائتلاف و همگرایی آنان برای ارائه فهرست مشترک بعید به نظر میرسد. ده نمکی در پایان نیز عقیدهای را مطرح میکند که احتمالاً دغدغه بسیاری از قائلان به تفکر حزبالله محسوب میشود. به باور ده نمکی گروههایی که عنوان حزبالله را یدک میکشند، نباید جایگاه خود را در سطح احزاب پایین آورده و وارد مصادیق انتخاباتی شوند بلکه مسوولیت آنان در زمینه جلوگیری از هر گونه سوءاستفاده از این نام است. چنین موضعگیریهایی نشان میدهد که تشکل حزبالله برای اثبات خود در عرصه سیاسی کشور با مشکل مضاعفی روبه روست. آنان از یک طرف در مرز باریک و پر چالشی با جریانهای رسمی اصولگرا حرکت میکنند و از سوی دیگر نگران هستند که دیگر تفکرات منسوب به حزباللهی نیز آنان را همراهی نکنند. تشکل حزباللهیها دست کم باید تا انتخابات مجلس هشتم راه رفتن روی مرز را تجربه کنند. کوچکترین لغزشی مسیر سیاسی آنان را تغییر خواهد داد.