مهدی مروتی
اشاره:
زمانی که "یاسر عرفات" آخرین روزهای عمر خود را میگذراند ،سعی کرد واپسین پیامهای خود به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را برای مردم این سرزمین و خصوصا اعضای جنبش فتح مخابره نماید .عرفات هنگامی که از اقامتگاه خود عازم پاریس بود از کسانی که به بدرقه او آمده بودند خواست تا در مقابل رژیم اشغالگر قدس مقاومت کنند. این سخن را فردی بر زبان میراند که خود در مقطعی فریب نیرنگ تلآویو و واشنگتن را خورده و در دام بلندپروازیهای خود گرفتار شده بود. محمدالدحلان و محمود عباس که مترصد فرصتی جهت حضور در معادلات سیاسی فلسطین بودند، پس از مرگ عرفات با نشان دادن چهرههایی دلسوزانه و گمراهکننده از خود در راس تشکیلات خودگردان جای گرفتند. در آن زمان بازتاب مرگ عرفات به گونهای تحت پوشش رسانههای خبری و تحلیلی جهان قرار گرقته بود که کمتر کسی نسبت به چرایی مرگ وی و دخالت ابومازن و دحلان در این خصوص آگاه شد.
">مهدی مروتی
اشاره:
زمانی که "یاسر عرفات" آخرین روزهای عمر خود را میگذراند ،سعی کرد واپسین پیامهای خود به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را برای مردم این سرزمین و خصوصا اعضای جنبش فتح مخابره نماید .عرفات هنگامی که از اقامتگاه خود عازم پاریس بود از کسانی که به بدرقه او آمده بودند خواست تا در مقابل رژیم اشغالگر قدس مقاومت کنند. این سخن را فردی بر زبان میراند که خود در مقطعی فریب نیرنگ تلآویو و واشنگتن را خورده و در دام بلندپروازیهای خود گرفتار شده بود. محمدالدحلان و محمود عباس که مترصد فرصتی جهت حضور در معادلات سیاسی فلسطین بودند، پس از مرگ عرفات با نشان دادن چهرههایی دلسوزانه و گمراهکننده از خود در راس تشکیلات خودگردان جای گرفتند. در آن زمان بازتاب مرگ عرفات به گونهای تحت پوشش رسانههای خبری و تحلیلی جهان قرار گرقته بود که کمتر کسی نسبت به چرایی مرگ وی و دخالت ابومازن و دحلان در این خصوص آگاه شد.
زمانی که "یاسر عرفات" آخرین روزهای عمر خود را میگذراند ،سعی کرد واپسین پیامهای خود به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را برای مردم این سرزمین و خصوصا اعضای جنبش فتح مخابره نماید .عرفات هنگامی که از اقامتگاه خود عازم پاریس بود از کسانی که به بدرقه او آمده بودند خواست تا در مقابل رژیم اشغالگر قدس مقاومت کنند. این سخن را فردی بر زبان میراند که خود در مقطعی فریب نیرنگ تل آویو و واشنگتن را خورده و در دام بلندپروازیهای خود گرفتار شده بود. محمد الدحلان و محمود عباس که مترصد فرصتی جهت حضور در معادلات سیاسی فلسطین بودند، پس از مرگ عرفات با نشان دادن چهرههایی دلسوزانه و گمراهکننده از خود در راس تشکیلات خودگردان جای گرفتند. در آن زمان بازتاب مرگ عرفات به گونهای تحت پوشش رسانههای خبری و تحلیلی جهان قرار گرقته بود که کمتر کسی نسبت به چرایی مرگ وی و دخالت ابومازن و دحلان در این خصوص آگاه شد.
ابومازن شخصی خائن به آرمانهای فلسطین محسوب میشود. وی نه تنها از تجربیاتی تلخ مانند پیمان صلح اسلو عبرت نگرفته است، بلکه همواره در راستای تامین منافع ایالات متحده آمریکا و رزیم اشغالگر قدس گام بر میدارد. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین پس از پیروزی دموکراتیک و غیر قابلانکار حماس در انتخابات فلسطین، از هیچ گونه اقدامیدر راستای تضعیف دولت مشروع اسماعیل هنیه فروگذار نکرد .وی و دیگر اعضای فتح با پیروی از سیاستهای ایهود اولمرت و شیمون پرز، سعی کردند تا حماس را به حاشیه برانند اما در این راستا شکست سختی خوردند.
محمود عباس و محمدالدحلان تصور میکردند که در صورت شکست مقاومت اسلامیلبنان در جنگ 33 روزه، آنها فرصت مناسبی در جهت حذف حماس خواهند یافت. اما پیروزی حزبالله بر رژیم اشغالگر قدس از یک سو و پایداری و استقامت حماس از سویی دیگر ،محمود عباس را در اهداف پلید خود ناکام گذاشت. همکاری رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با سازمانهای سیا و موساد سبب شده است تا وی به راحتی خواستههای ملت فلسطین را زیر پا گذاشته و تنها به فکر تامین نیازهای واشنگتن و تلآویو باشد.
البته برخی از اعضای گروه فتح نسبت به رویکرد نادرست و خائنانه ابومازن آگاه شده اند و مخالفت صریخ خود را با او و محمد الدحلان اعلام نموده اند.اما برخی دیگر از اعضای فتح، گذشته فلسطین و جنایات صهیونیستها را به فراموشی سپرده اند و به سوی همراهی با رژیم اشغالگر قدس گام برداشتهاند. مسلما ادامه این روند شکست دیگری را در کارنامه سیاسی محمود عباس و حامیان وی در فتح رقم خواهد زد.
مقامات آمریکایی و اسرائیلی نسبت به ابومازن و گروه فتح نگاهی کاملا ابزاری دارند. دقیقا مانند همان نگاهی که به یاسر عرفات داشتند.اما رئیس تشکیلات خود گردان فلسطین حاضر به مرور گذشته سرزمین خود نیست.در دیدارهای محمود عباس و اولمرت تنها بر تامین منافع آمریکا و اسرائیل تاکید میشود و حقوق ملت فلسطین و مسئله بیت المقدس به فراموشی سپرده شدهاند. مسئله بازگشت آوارگان به فلسطین نیز به دلیل بیکفایتی سیاسی محمود عباس و همراهانش در این گفتگوهای ننگین مطرح نمیشود .باید اذعان نمود که رئیس کنونی تشکیلات خودگردان تبدیل به فردی خودکامه و خائن به آرمانهای فلسطین شده است که توانایی اداره این سرزمین و حرکت بر اساس خواستهها و نیازهای مشروع ملت خود را ندارد.
نباید فراموش کرد که ابومازن از اکنون به عنوان یک بازنده بزرگ شناخته میشود. وی در آیندهای نه چندان دور از سوی کاخ سفید و تل آویو کنار گذاشته خواهد شد و به سزای خودباختگی خود خواهد رسید.
ابومازن با وجود اینکه از هیچگونه خیانتی در تقابل با ملت فلسطین فروگذار نمیکند، از سوی مقامات آمریکایی به بیکفایتی متهم میشود. این مسئله به راحتی از تحلیل اخیر روزنامه واشنگتن پست قابل استنباط است. در این راستا مقامهای سیاسی و امنیتی آمریکا به روزنامه واشنگتن پست اعلام نمودهاند که برآوردهای اطلاعاتی مختلف نشان میدهد که محمود عباس رهبر فتح و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین که سیاستمداران آمریکایی امیدوارند بتواند روند صلح خاورمیانه را نجات دهد، از توان و قدرت سیاسی کافی برای رسیدن به این هدف برخوردار نیست! این در حالی است که کاخ سفید امیدوار است با از سرگیری کمک مالی غرب و درآمدهای مالیاتی توسط اسرائیل، محمود عباس که رهبری حزب فتح را برعهده دارد، بتواند ناحیه ای باثبات در کرانه باختری ایجاد کند و مذاکرات صلح با اسرائیل را از سر گیرد.
دولت آمریکا قصد دارد از نظر سیاسی دولت حماس در نوار غزه را همچنان منزوی نگاه دارد. محمود عباس نیز پس از آنکه نیروهای فتح از غزه رانده شدند، دولت حماس را منحل کرد و دولت اضطراری تشکیل داد. مقامات ارشد آمریکایی معتقدند از ماه گذشته که حماس کنترل نوار غزه را به دست گرفت، موضع محمود عباس حتی در کرانه باختری نیز آسیب پذیر شده است.
مقامات اطلاعاتی آمریکا هشدار دادهاند که منزوی کردن حماس در غزه، ممکن است حتی باعث بهبود موضع آن در میان فلسطینیان گردد زیرا بسیاری از فلسطینیان، اسرائیل و خارجیها را مسئول مشکلات خود میدانند. در میان فلسطینیان نیز عدهای پیش از این محمود عباس را به خاطر طرفداری از آمریکا و اسرائیل "همدست" و "دستنشانده" خواندهاند. یکی از مقامات آمریکایی که برخی از این برآوردهای اطلاعاتی را مشاهده کرده است، اظهار داشته است که ابومازن با چالشهای چشمگیری مواجه است. او باید مانع از افزایش حمایتها از حماس شود، شهرت دولت خود به خاطر فساد را تغییر داده و نشان دهد که میتواند در کرانه باختری امنیت و فرصتهای اقتصادی بهتری را به فلسطینیان ارائه کند زیرا حماس نیز به شدت اقدامات موازی را انجام میدهد تا نشان دهد که میتواند مدافع منافع مردم فلسطین باشد. در صورت شکست خوردن عباس و موفقیت حماس، مفهوم آن برای عباس و حامیان خارجی او بسیار مشکل ساز خواهد بود. سازمانهای اطلاعاتی آمریکا همچنین هشدار دادهاند که محمود عباس در عمل کردن به وعدههای چند ماه قبل خود مبنی بر پاکسازی و بازسازی حزب فتح با استفاده از نسل جوانتری از سیاستمداران با مشکلات زیادی مواجه خواهد بود و بسیار بعید است که او بزودی بتواند چنین اصلاحاتی را انجام دهد.
همانگونه که از شواهد و مستندات موجود بر میآید، محمود عباس علاوه بر اینکه به ملت فلسطین و آرمانهای این سرزمین خیانت کرده است، در تامین خواستههای آمریکا و رژیم اشغالگر قدس نیز ناتوان بوده است.
به گونهای که از وی به عنوان شخصی شکست خورده در برابر حماس یاد میشود. به راستی رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین به دنبال چیست؟ او در مقایسه با شیخ احمد یاسین و حتی باسر عرفات، از مقبولیت کمتری در میان فلسطینیان برخوردار است.پس از انحلال دولت مردمیاسماعیل هنیه و جایگزینی دولت بی اراده و خودفروخته سلام فیاض، ابومازن به عنوان فردی سازشکار و ناتوان شناخته شده است. به نظر میرسد که ابومازن به بن بست رسیده است. بن بستی که راه فرار یا بازگشتی ندارد. واشنگتن و تلآویو بسیاری از توافقات خود در خصوص فلسطین را بدون حضور یا اطلاع ابومازن انجام میدهند.ا ین در حالی است که رئیس تشکیلات خودگردان تاکنون به جز تعظیم خفت بار در برابر خواستههای صهیونیسم بینالملل اقدامیانجام نداده است. اظهارات محمودعباس پس از دیدار با بوش در نوع خود جالب توجه است:
"بوش رئیسجمهور و کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا به من (محمود عباس) قول دادهاند تا برای حصول یک توافقنامه صلح نهایی ظرف یک سال با جدیت تلاش کنند.»
آمریکاییها مصمم هستند تا طرفین را برای دستیابی به یک توافقنامه صلح در زمان باقیمانده از مدت ریاست جمهوری بوش ترغیب کنند. من خودم این مطلب را با گوشهای خودم از رئیسجمهور آمریکا و رایس شنیدم! ما امیدواریم صلح جامعی با اسرائیلیها ظرف یک سال یا حتی کمتر حاصل شود.
سخنان اخیر محمود عباس در خصوص "صلح پایدار با اسرائیل" نشاندهنده اوج بیاطلاعی رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین از مسائلی است که در اطراف وی میگذرد. ماهیت صهیونیسم بینالملل به گونهای است که هیچگونه صلح پایداری را نمیپذیرد. خشونت و اشغالگری در ذات صهیونیسم بینالملل نهفته است. حقیقت مسلمی که در تاریخ اشغال فلسطین بارها اثبات شده است. از سوی دیگر، کاخ سفید نیز هدفی به جز افزایش قدرت خود در خاورمیانه ندارد. از این رو نه تنها گامی در جهت استیفای حقوق فلسطینیان بر نخواهد داشت، بلکه در جهت وخامت بیشتر اوضاع آنها تلاش خواهد کرد. بسیاری از جنایات وحشیانه و ضدبشری صهیونیستها در فلسطین، با حمایت علنی و چراغ سبز واشنگتن صورت میگیرد. بسیار مضحکانه است که محمود عباس و طرفداران وی از افرادی خونریز و جنگطلب مانند جرج بوش و تونی بلر میخواهند که صلح را در منطقه برقرار نمایند.
در حالی که رئیسجمهور کنونی ایالات متحده آمریکا و نخستوزیر سابق انگلستان باید به علت ارتکاب جنایات جنگی در عراق و افغانستان تحت محاکمه قرار گیرند و از آنها به عنوان افرادی منفور و متوحش یاد میشود، رئیس ناکارآمد و خود فروخته تشکیلات خودگردان فلسطین دست دوستی را به سوی آنها و ایهود اولمرت دراز نموده است. البته مسلم است که با شکست کامل حامیان کنونی محمود عباس در خاورمیانه و نظام بینالملل، وی نیز به انزوا رانده خواهد شد. البته اگر تا آن زمان از معادلات حذف نشود. تلآویو و واشنگتن پس از پایان تاریخ مصرف مهرههای بیاراده خود در خاورمیانه و سرتاسر جهان، آنها را به بدترین نحو ممکن کنار خواهند گذاشت. این قاعده در خصوص محمود عباس نیز صدق خواهد کرد.
ابومازن به صورت علنی در مقابل ملت فلسطین قرار گرفته و حتی جهت سرکوب نظامی آنها از تل آویو کمک مالی و تسلیحانی در یافت نموده است. رژیم اشغالگر قدس صراحتا انتقال یکهزار قبضه سلاح به نیروهای امنیتی دولت منتصب ابومازن در کرانه باختری را مورد تائید قرار داده است. این بیشترین سلاحی بوده که رژیم اسرائیل در طی چند سال اخیر به دولت فلسطین تحویل داده است. صدها قبضه سلاح نیز در اوائل سال 2007 میلادی به نیروهای فتح ارائه شده است. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین با ایستادگی در برابر حماس نشان داده است که برای آزادی رای و عقیده فلسطینیان ارزشی قائل نیست. مسلما شخصی که به سازمان سیا و موساد وابسته است نمیتواند در راس معادلات سیاسی فلسطین قرار گیرد. ابومازن، فواد سینیوره و حسنی مبارک در ریخته شدن خون هزاران انسان بیگناه مسئول هستند. این افراد که منافع خود را در مجرای همراهی با آمریکا و اسرائیل جستجو میکنند، در آیندهای نزدیک از سوی ملتها و دولتهای آگاه خاورمیانه مورد بازخواستی شدید قرار خواهند گرفت. البته اگر سرنوشتی مانند صدام حسین در انتظار آنها نباشد.