تصمیم اخیر آقای رئیسجمهور در مورد کاهش نرخ سود بانکی و یکسان شدن نرخ سود در بانکهای دولتی و خصوصی از زوایای مختلفی مورد نقد قرار گرفته است. من قصد دارم فارغ از اینکه آیا رئیسجمهور طبق قوانین جاری کشور، دارای چنین حقی میباشد یا خیر؟ و یا اینکه آثار این تصمیم بر سرمایهگذاری و نرخ تورم چیست و اینکه کدام یک از این دو موضوع مهم اقتصادی دارای اولویت برای تصمیمگیران کشور هستند، از زاویه جدیدی به این موضوع نگاه کنم.
قبل از ورود به بحث، یادآوری این نکته ضروری است که کاهش نرخ سود بانکی متناسب با کاهش تورم امری پذیرفته شده و قابل اجرا و مفید است و آرزوی کارشناسان علم اقتصاد است که با تن دادن سیاستمداران به راهحلهای علمی، روزی در ایران هم شاهد کاهش نرخ تورم و نرخ بهره در کنار افزایش نرخ رشد اقتصادی باشیم. لکن متاسفانه باید بپذیریم که به قول قدیمیها با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشود و متاسفانه دولت نهم بیش از همه دولتهای گذشته با راهکارهای علمی فاصله دارد.
من برای فراهم کردن بستر برای طرح دیدگاههای خود نقل یک خاطره را خالی از لطف نمیدانم. در سفری که در دوران نمایندگان ملت ایران در مجلس به دبی داشتم، ناهار، میهمان آقای عبداللهالغریر مدیر و مالک اصلی بانک المشرق بودم. او در حین بحثها داستانی را تعریف کرد که برای من آموزنده بود.
او گفت: زمانی بازرگانی الغریر یک کشتی موز وارد کرده بود و چون موزها فاسد بودند ما بار را در دبی تحویل نگرفتیم و آنها را برگرداندیم. ملوانان کشتی پس از دور شدن از دبی و با توجه به اینکه خسارت را بیمه پرداخت میکرد برای جلوگیری از حمل بار اضافی، جعبههای موز را در دریا تخلیه کرده و امواج دریا این جعبهها موز را شکسته شده بودند به ساحل آورده بود و هر روز تلویزیون ابوظبی تصاویر آلودگی ساحل را پخش و روی آرم الغریر جعبهها متمرکز میشد. در همین اثنی بود که از دفتر شیخ زاید تماس گرفتند و گفتند شیخ میخواهد شما را ببیند. من پیش خود گفتم در بد مخمصهای افتادهایم و باید خسارت آلودگی محیطزیست را هم بدهیم. وقتی که شیخ را دیدم، او سوال کرد که شما موز وارد کردهاید؟ توضیح دادم که ما در ماجرای آلودگی ساحل مقصر نبودهایم و ملوانان کشتی این کار را کردهاند. او گفت نه من به این دلیل سوال نکردم، من از تلویزیون دیدم که موزهای شما به دریا ریخته شده گفتم شما بیایید تا بررسی کنم اگر ضرر کردهاید دستور بدهم خسارت شما را دولت بپردازد. من تشکر کرده و گفتم نه خسارت ما را بیمه پرداخت میکند. او گفت: مرعشی، این شیخ زاید با این روحیه و منش است که دبی و ابوظبی را به اینجا رسانده.
چرا شیخ زاید چنین کرده بود؟ شیخ زاید خوب میدانست که متضرر شدن و احیانا ورشکست شدن الغریر، به همین سادگی اتفاق نمیافتد بلکه با توجه به اتکای واحدهای اقتصادی به یکدیگر و پیوستگی بین بخشی و فرابخشی، شکستن یک بنگاه اقتصادی، شکست بنگاههای دیگر را در پی داشته و در نهایت رشد اقتصادی امارات را کند خواهد کرد.
من در این یادداشت قصد دارم از دو زاویه به تصمیم آقای رئیسجمهور نگاه کنم. نگاه اول از زاویه ماندگاری نظام بانکی و به ویژه بانکهای خصوصی است. ممکن است آقای رئیسجمهور با ادامه فعالیت بانکهای خصوصی موافق نباشند ولی ایشان باید دقت کنند که امروز بانکهای خصوصی بخشی از نظام اقتصادی ایران هستند، این بانکها سهم مهمی از سپردههای مردم را جذب کرده و با استفاده از این سپردهها به بنگاههای متعددی تسهیلات دادهاند و خود نیز دارای سهم در تولید ناخالص ملی هستند.
جناب رئیسجمهور شکستن بانکهای خصوصی، شکستن صرف چند بنگاه اقتصادی نیست، هر چند شکستن حتی یک بنگاه خرد و کوچک اقتصادی توسط هیچ مقامی خصوصا از سوی مقامی در سطح مسئول دولت زیبنده نیست، شکستن بانکهای خصوصی و متضرر کردن بانکهای دولتی، پیامدهای ناگواری برای سایر بنگاههای اقتصادی بدنبال خواهد داشت. یک چنین جهتگیری خطرناکی ممکن است اقتصاد ملی را به بحران بکشاند.
نگاه دوم از زاویه منافع سپردهگذاران است. جناب رئیسجمهور، سپردهگذاران و وامگیرندگان هر دو گروه، شهروندان همین کشورند و شما نیز رئیسجمهور هر دو گروه هستید. چرا شما همواره نگاه به یک گروه دارید. بانکها فقط و فقط واسطه بین تامینکنندگان منابع و مصرفکنندگان منابع هستند. مگر سپردهگذاران باید به مصرفکنندگان منابع بانکها یارانه پرداخت کنند؟
با توجه به اینکه تحتتاثیر سیاستهای انبساطی مالی دولت شما، نقدینگی سالانه بیش از 40 درصد رشد داشته و نرخ تورم افزایش یافته است، آیا سپردهگذاران باید این هزینه را پرداخت کنند؟
آیا اگر شما بدون محاسبه و کارشناسی، قول کاهش نرخ بهره را به مصرفکنندگان دادهاید، سپردهگذاران باید هزینه تصمیمات غیراصولی شما را پرداخت کنند؟
خلاصه آنکه جناب رئیسجمهور، شما رئیسجمهورید و نه رئیس نیمی از جمهور. شما رئیسجمهور سپردهگذاران، بانکهای دولتی، بانکهای خصوصی و شاغلان و سهامداران آنها و نیز رئیسجمهور مصرفکنندگان منابع بانکی هستید، طوری یکطرفه و یک بعدی عمل نکنید که در تاریخ ایران به عنوان رئیس نیمجمهور شهرت یابید.
البته من به هیچ عنوان به اینکه آقای رئیسجمهور به نظرات کارشناسی توجه کنند خوشبین نیستم و تصور میکنم اقتصاد ملی ایران طاقت این همه دستور غیرکارشناسی را نداشته و ندارد. انتظار آحاد ملت دخالت رهبری معظم انقلاب و مجلس محترم برای پایان دادن به این خودمحوریها در اقتصاد ایران است.