تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۲  ، 
کد خبر : ۳۴۸۴۰

بصره در انتظار ناآرامی

اشاره: گروه سیاسی ـ آرش خلیل‌خانه: قطعی شدن خروج نیروهای انگلیسی از جنوب عراق، هر چند به صورت تدریجی حتی اگر گواه بر اختلاف استراتژیک میان دیدگاه لندن با واشنگتن نباشد، گواهی بر تفاوت در رویه و تاکتیک دو کشور در این حوزه هست. بی‌شک جایگزینی نیروهای آمریکایی در جنوب عراق که نسبت به مناطق دیگر این کشور از امنیت نسبتاً بهتر و قابل قبول‌تری برخوردار بوده است، تبعات و تحولاتی را در پی خواهد داشت، زیرا گزینش نیروهای انگلیسی برای حضور در این منطقه ناشی از برآیند درستی نسبت به مؤلفه‌های سیاسی و جامعه‌شناختی عراق بوده است. با این حال در کنار این مسأله تفاوت دیدگا‌ههای براون و بوش را که به شکل‌گیری یک شبه جنگ رسانه‌ای میان دو کشور انجامیده را نیز نباید از نظر دور داشت، زیرا نیروهای آمریکایی برای غلبه بر فشار روانی فشار ناشی از خروج نیروهای انگلیسی، آنها را به ناکارآمدی متهم می‌کنند و متقابلاً نیروهای بریتانیایی همپیمانان خود را فاقد راهبردی جایگزین برای خروج خود می‌دانند. گروه سیاسی قدس به انگیزه این تحول مهم، ابعاد مختلفی از آن را در گفتگو با دکتر سیروس برنا کارشناس ارشد مسایل عراق به بحث گذاشته است.

* آقای برنا! آیا با خروج نیروهای انگلیسی از جنوب و شرق عراق که با حواشی زیادی نیز روبه‌رو بوده باید شاهد تحولات و رخدادهای مهمی در این مناطق باشیم؟!

** چند نکته در این مسأله حایز اهمیت است. اول اینکه اصلی‌ترین محور راهبرد کنونی آمریکا در عراق یافتن راهی برای خروج آبرومندانه است.

 نکته دوم اینکه تحرکات اخیر بدین ‌معنا نیست که ما به این زودی‌ها شاهد خروج نیروهای انگلیسی از عراق باشیم. این اصل در مورد نیروهای آمریکایی هم صادق است. به عبارت دیگر خروج نیروهای انگلیسی ممکن است به صورت تدریجی انجام شود، اما الزاماً تمامی نیروهای آنها را شامل نمی‌شود و انگلیسی‌ها می‌کوشند پایگاههای امنیتی و شبه‌نظامی خود را در نقاط مختلف عراق حفظ کنند. در مورد خروج تدریجی نیروهای انگلیسی در جنوب عراق لازم است به پیشینه تقسیم‌بندی مناطق عراق برای حضور نظامیان بیگانه توجه کرد و اینکه از گذشته‌های دور انگلیس همواره حضور بیشتر، کیفی‌تر و دامنه‌دارتری در خاورمیانه و بویژه عراق داشته است و اشراف کارشناسان آنها از وضع جامعه‌شناسی سیاسی عراق و الگوهای رفتاری عراقیها بسیار بیشتر از آمریکاییهاست.

بنابراین به 3 دلیل منطقه جنوب وضع امنیتی بهتری داشته است. نخست تجربیات گرانبهای رهبران معارضان اسلامی در استانهای جنوبی عراق نظیر بصره، العماره، نجف و کربلا و ورزیدگی نیروهای آنها همچون سپاه بدر و دوم اینکه شکاف بین شیعه و سنی عمود بر مناطق جنوبی عراق نبود و در مراکز عراق متمرکز بود و عامل سوم تجربه نیروهای انگلیسی از حضور سابقه‌دار در عراق و اشراف آنها بر جامعه‌شناسی سیاسی در تأمین امنیت بسیار موفق‌تر از آمریکایی‌ها بوده‌اند، با این حال برخی تنشهای رسانه‌ای را نباید خیلی معنادار و دامنه‌دار دانست که سبب شود این جنگ به رأس ساختار دو کشور برسد و استراتژی توامان آنها را در عراق مخدوش نماید.

* با این وصف، در پی جایگزینی نیروهای آمریکایی در جنوب عراق باید شاهد تحولاتی در حوزه امنیتی در جنوب این کشور باشیم!

** بله بدون تردید باید در کوتاه ‌مدت منتظر باشیم که سطح خشونتهای کور در جنوب عراق افزایش یابد.

توجه کنید که در وهله اول اصل جابه‌جایی ساختار، مدیریت امنیتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و دیگر اینکه آشکارا نیروهای آمریکایی در مهار شرایط جنوب عراق و تأمین امنیت ضعف دارند. بنابراین از نظر آمریکاییها تصمیم انگلیس خیلی اقدام کارشناسانه نبوده و متأثر از فشار افکار عمومی در انگلیس می‌باشد.

* انگلیسی‌ها نگرانی واشنگتن را ناشی از نبود استراتژی جایگزین می‌دانند. این تحلیل را می‌پذیرید؟

 ** بزرگترین ایرادی که به آمریکایی‌ها در فرآیند دولت ـ ملت‌سازی وارد می‌شود این است که آمریکا اگرچه با شتاب خوبی توانست حکومت بعث را ساقط کند، اما راهبرد حساب شده‌ای برای فردای سقوط نداشت و این مسأله مختص به جنوب عراق نیست.

 نکته دوم اینکه این شرایط را باید به تلاشی که آمریکا برای خلع سلاح و کودتای آرام علیه دولت نوری المالکی انجام می‌دهد، ارتباط داد. آنها تلاش می‌کنند وظایف و مسؤولیتهایی را که در زمینه تأمین امنیت باید بتدریج به دولت مالکی واگذار کنند، کند سازند و از آنجا که حزب‌الدعوه و رهبر آن مالکی نفوذ قابل توجهی در جنوب عراق دارد، با افزایش خشونت و ناامنی در این منطقه به دولت مرکزی مالکی فشار وارد آورد تا از این طریق به طرفهای مؤثر فشار آورده و دولت از سوی مجمع ملی عراق استیضاح شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات