عباس پازوکی
در طول روزها و هفتههای گذشته شاهد دو اقدام همزمان از سوی برخی حامیان افراطی دولت نهم بودهایم که بسیاری از صاحبنظران آنرا در ارتباط با انتخابات مجلس هشتم ارزیابی میکنند. این اقدامات شامل تخریب دولتهای سابق و بویژه تخریب گسترده آقایان هاشمیرفسنجانی و سیدمحمد خاتمی روسای جمهور سابق ایران و تلاش برای وادار کردن منتقدان دولت نهم به سکوت بوده است.
هرچند پروژههای تخریب، چندین سال است که در کشور ما اوج گرفته اما این روزها شاهد افراطیترین اقدامات ممکن بودهایم. از مونتاژ فیلم و عکس تا استفاده نادرست از برخی تریبونهای عمومی کشور برای تبلیغ دولت و تخریب منتقدانش. با این وجود استقبال گسترده مردمی از سیدمحمد خاتمی در شیراز نشان داد که تخریبها اثر چندانی در محبوبیت این اندیشمند فرزانه نداشته است.
سیدمحمد خاتمی بدون اینکه سمتی رسمی در حاکمیت داشته باشد، بدون استفاده از ابزار صداوسیما، بدون تعطیل کردن مدارس، پادگانها، ادارات و... و بدون هیچ تبلیغاتی، پنجشنبه گذشته وارد شهر تاریخی و فرهنگی شیراز شد و چنان مورد استقبال گرم مردمی قرار گرفت که خاطرات شیرین سفرهای اتوبوسی او در بهار 76 را دوباره در اذهان مردم ایرانزمین زنده کرد.
هرچند همگان میدانند که خاتمی قصد ورود به هیچ انتخاباتی ندارد و برغم اینکه در صورت نامزد شدن به راحتی توان شکست هر رقیبی را دارد، هرگز سودای ریاست جمهوری به سرش نزده است. اما با این وجود آنچه که باعث خشم مخالفانش شده، توان بالای او در سازماندهی اصلاحطلبان است. محبوبیت سیدمحمد خاتمی، ریشسفیدی هاشمیرفسنجانی و جسارت و عزم بالای مهدی کروبی، از پتانسیلهای بالای اصلاحطلبان در دو انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم است. این همان چیزی است که سبب خشم مخالفان اصلاحات شده است.
اما همین جریانات افراطی تخریبگر در طول روزهای گذشته همزمان با تخریب خاتمی و اصلاحطلبان، تلاش دیگری را آغاز کردهاند و آن وادار کردن منتقدان دولت به سکوت است. متأسفانه این افراد و جریانات تاحدی نیز موفق شدهاند و کاملاً واضح است که بهویژه در جریان اصولگرا، کسانیکه پرچم نقد درونگفتمانی را در درست گرفته بودند، مدتی است که سکوت را بر نقد ترجیح دادهاند و درست در ایام نزدیک به انتخابات دست مدعیان حمایت از دولت را کاملاً باز گذاشتهاند تا هر اقدامی انجام دهند. تنها ابزار این جریانات نیز حمایتهای اخیر رهبری نظام از دولت نهم هست.
در همین حال نگارنده بر این باور است استفاده ابزاری و جناحی از توصیهها و تأکیدات مقام معظم رهبری بیش از آنکه خدمت به یک جریان سیاسی و یا کمک به دولت باشد، ظلم به باورهای جامعه درباره نقش و جایگاه رهبری است. لذا در این شماره از ویژهنامه مردمسالاری تلاش میکنیم تا با افشای برخی از واقعیات، نشان دهیم چگونه عدهای این روزها خود را مدعی انحصاری حمایت از رهبری و یا ذوق در ولایت میدانند، نسبت به روح کلی حاکم بر رفتارها و بیانات ایشان در طول سالیان گذشته بیتفاوت بودهاند.
مرور بیانات مقام معظم رهبری درباره دولتهای حاکم بر کشور در طول 18 سال گذشته نشان میدهد که ایشان یک اصل کلی را در برابر همه دولتها رعایت کردهاند و آن حمایت از دولتها و روسای جمهور بوده است. نگارنده با استناد به مطالب موجود در سایت مقام معظم رهبری میتواند اثبات کند حمایتهای ایشان از دولتهای سابق نیز اگر بیشتر از دولت فعلی نبوده، کمتر هم نیست.
اکبر هاشمیرفسنجانی
اکبر هاشمیرفسنجانی اولین رئیسجمهوری است که حضرت آیتالله خامنهای حکم ریاست جمهوری وی را تنفیذ کرده است. ایشان در حکم تنفیذ هاشمیرفسنجانی در تاریخ 12/5/68 آوردهاند: "و خدا را شکر که اراده و رأی ملت عزیز، بار سنگین امانت و مسوولیت الهی را بر دوش توانای مردی بزرگ از فرزندان اسلام و حواریین امام عظیمالشأن، عالمی مجاهد، فقیهی اسلامشناس، سیاستمداری هوشمند و مدیری دردآشنا و دلسوز قرار داد.
شخصیتی که پرونده تلاش در راه خدا و مجاهدتش برای حاکمیت دین و اعلاء کلمه اسلام حتی پیش از نخستین روزهای شروع نهضت آغاز شده و سرگذشت رنجها و سختیها و فعالیتهای کمنظیر را در خود گنجانیده است، چهره موجهی که به برکت حرکت در صراط مستقیم انقلاب، همواره امین امام و محبوب امت بوده و انشاءالله از این پس نیز خواهد بود.
اینجانب ضمن سپاس مجدد از الطاف نهان و آشکار حضرت حقتعالی جلت عظمته، به پیروی از ملت عظیمالشأن و با معرفت به مقام و مرتبت یاور صمیمی امام و شخصیت برجسته نظام جمهوری اسلامی و بازوی توانا و زبان گویای آن، جناب آقای هاشمیرفسنجانی دامت تأییداته رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم..."
لذا مشاهده میکنیم که آقای هاشمیرفسنجانی در این حکم و در سخنرانی مراسم تنفیذ به شدت مورد حمایت رهبری نظام قرار میگیرد. اما شاید عدهای بگویند این حمایتها برای آغاز کار بوده و تا پایان ادامه نداشته است. لذا میتوان به موارد دیگری از این دست در سالهای بعد نیز اشاره کرد. مقام معظم رهبری در یکی از دیدارهایشان با اعضای دولت هاشمی، بخش قابل توجهی از موفقیتهای دولت در امر بازسازی و سازندگی را مرهون خصوصیات شخصی جناب آقای هاشمیرفسنجانی دانستند و فرمودند: "برخی از خصوصیات رئیسجمهور تأثیر تام و تمامی در موفقیتهای دولت داشته است. برخورداری ایشان از روحیه کار، ابتکار و نوآوری، همت بلند ایشان در امر سازندگی و نترسیدن از اجرای طرحهای بزرگ، شجاعت ایشان برای ورود به عرصههای جدید و ناپیموده، شیوه مدیریت باز ایشان که امکان تلاش و ابتکار را برای همکارانشان فراهم میساخت، ایمان عمیق به تواناییهای خود و هوشمندی در شناخت مشکلات و یافتن راهحلها، بخشی از خصوصیات آقای هاشمیرفسنجانی است که بدون تردید تأثیر مهمی در موفقیتهای دولت داشته است."
ایشان همچنین در تاریخ 8/6/75 با اشاره به خرابیهای ناشی از جنگ تحمیلی گفتهاند: "در سالهای اخیر برای جبران این خسارتها و سازندگی کشور کارهای بسیار بزرگی شده است. به گونهای که میتوان گفت: ایجاد زیرساخت مستحکم اقتصادی که در سالهای نه چندان دور تنها یک آرزو به شمار میآمد، اکنون تحقق یافته و این افتخار ناشی از کار خستگی ناپذیر و بیوقفه و مدیریتهای علاقمند بویژه مدیریت قوی و بسیار خوب شخص رئیسجمهور است که بدون آن، دستاوردهای اخیر قابل حصول نبود".
مقام معظم رهبری حتی در آخرین دیدار خود با اعضای دولت هاشمیرفسنجانی که در تاریخ 9/5/76 صورت گرفته طی سخنانی کارنامه عملکرد هشت ساله دولت آقای هاشمیرفسنجانی را در مجموع مثبت، واضح و بیابهام ارزیابی کردند و آن را دورهای آکنده از کار و تلاش و عایدی برای کشور دانستند.
لذا مشاهده میکنیم که هاشمیرفسنجانی و دولت وی در طول هشت سال ریاست جمهوری یعنی از روز تنفیذ حکم تا روز آخر فعالیت به شدت مورد حمایت قرار داشتند. این حمایت نیز آنقدر آشکار، شفاف و صریح بوده است که به هیچ روی قابل انکار نیست.
سیدمحمد خاتمی
برخلاف تصور برخی از عوام و حتی فعالان سیاسی، به جرأت میتوان ادعا کرد حمایتهای رهبری از دولت و بویژه شخص سیدمحمد خاتمی کم نظیر بوده است. مروری بر واژههایی که ایشان درباره سیدمحمد خاتمی به کار برده است میتواند بینظیر ارزیابی شود. ایشان در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری در تاریخ 12/5/76، انتخابات دوم خرداد را انتخاباتی "بسیار خوب، خوش عاقبت و همراه با خرسندی عمومی مردم" ارزیابی کردند و روز تنفیذ حکم را "روز مبارکی" برای ملت ایران خواندند.
حضرت آیتالله خامنهای همچنین در تاریخ 2/6/76 با قدردانی از زحمات و خدمات آقای هاشمیرفسنجانی و دولت ایشان، این زحمات را "حسنه جاوید" خواندند و افزودند: "بحمدالله اکنون احساس میکنم این خلاء، با حضور دولت جدید پر شده است". به کار بردن لفاظ "حسنه جاوید" درباره دولتهای هاشمی و خاتمی در مجموع موضعگیریهای ایشان بینظیر است و در هیچ مورد دیگری چنین لفظی را به کار نبردهاند.
مقام معظم رهبری همچنین در تاریخ 2/6/77 یعنی یک سال پس از روی کار آمدن دولت خاتمی بر "زحمات زیاد دولت آقای خاتمی در مدت کوتاه تشکیل آن" تاکید کردند و فرمودند: "مسوولان محترم دولت باید مردم را در جریان کارها قرار دهند و وعدههای انجام شده را به اطلاع مردم برسانند. در حالی که دشمن بیشترین تلاش خود را در بزرگنمایی نقاط ضعف احتمالی متمرکز کرده است و قصد دارد دلبستگی و پیوند مردم را با نظام اسلامی قطع کند مسوولان دولت باید نتیجه فعالیتها و خدمات انجام شده را با مردم در میان بگذارند و تلاش دشمن را بیاثر کنند". ایشان همچنین در این دیدار ضمن ابراز خرسندی از "طرح ساماندهی اقتصادی" دولت اصلاحات، اهمیت همکاری دستاندرکاران و صاحبنظران مسائل اقتصادی را با دولت برای اجرای این طرح مورد تأکید قرار دادند و فرمودند: "وجود نظرات مخالف در ارتباط با این طرح ایرادی ندارد اما همه موظف به همکاری هستند تا این کار انجام شود و آنچه که در این مجموعه به صورت سیاستها اعلام شده تحقق پیدا کند". تأکید رهبری بر "همکاری همه" تا تحقق سیاستهای اعلام شده از جمله حمایتهای صریح ایشان در بعد اقتصادی بوده است.
رهبری همچنین در تاریخ 2/6/78، "دولت آقای خاتمی را دولتی فعال و کوشنده بر شمردند". ایشان در این دیدار نیز اطلاعرسانی بیشتر "فعالیتها و خدمات مفید و فراوان دولت" را برای مردم، ضروری بر شمردند. مقام معظم رهبری همچنین با تأکید بر لزوم محوریت کامل رئیسجمهور در تمامی فعالیتهای دولت افزودند: "الحمدالله آقای خاتمی رئیسجمهور محترم و عزیز، توان و دیگر شرایط لازم را برای این مسوولیت عظیم دارا هستند و تمامی بخشهای دولت باید با فرماندهی ایشان فعالیت و حرکت کنند."
مقام معظم رهبری با یادآوری تلاشها و زحماتی که دولت برای تدوین طرح ساماندهی اقتصادی متقبل شده است، افزودند: "این طرح بزرگ و مفید که امیدهایی در مردم ایجاد کرد، باید در عمل به طور جدی دنبال شود تا برنامههایی که دولت برای حل مشکلات اقتصادی تدارک دیده، آثار خود را آشکار سازد."
اما این حمایتها هر چه بر عمر دولت خاتمی افزوده میشد اوج بیشتری میگرفت. ایشان در تاریخ 12/5/80 در حکم تنفیذ دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی نوشتند: "با سپاس خداوند متعال و عرض تبریک به ملت عزیز و با معرفت به مراتب شایستگی اندیشمند فرزانه جناب حجتالاسلام آقای حاجسیدمحمد خاتمی دامت معالیه، رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به ریاست جمهوری اسلامی ایران منصوب میکنم."
مقام معظم رهبری در این حکم "رأی اکثریت قاطع و شورانگیز ملت به شخصیت انقلابی و فرزانه و منتسب به بیت سیادت و علم و تقوا، آقای خاتمی را نشاندهنده پایبندی ملت به دین و اخلاق و معنویت و روحانیت خواندند."
حضرت آیتالله خامنهای همچنین همه فعالین، مسوولین سیاسی و کسانی را که به تریبونهای عمومی دسترسی دارند به پرهیز از تهیج و تشنجآفرینی توصیه کردند و افزودند: "کسانی که به منبرها، روزنامهها، تریبون نماز جمعه، صداوسیما، مجلس و دیگر تریبونها دسترسی دارند باید فضا را کاملا آرام و متعادل نگه دارند."
هرچند بسیاری از مدعیان اطاعت از رهبری هیچگاه به این توصیه ایشان عمل نکردند و منبرها، روزنامهها و تریبونهایشان، سکوت پرتاب هر سنگی بهسوی دولت اصلاحات شده بود.
اما شاید جالبترین و بیسابقهترین تقدیرها و حمایتها را بتوان به سخنرانی رهبری در تاریخ 10/5/84 یعنی آخرین دیدار ایشان با اعضای دولت خاتمی نسبت داد که جا دارد کسانی که امروز ادعای اصولگرایی میکنند یکبار دیگر این سخنرانی را مطالعه کنند. فرازهایی از سخنرانی تاریخی مقام معظم رهبری را جهت اطلاع خوانندگان روزنامه و قضاوت صاحبنظران منصف در پی میآید:
"اساس این جلسه برای این است که من از برادران و خواهران عزیز قلباً تشکر کنم و بهخاطر خدماتتان و زحماتی که کشیدید و تلاشهایی که انجام دادید، چه از شخص جناب آقای خاتمی و چه از شما دوستان، صمیمانه سپاسگزاری کنم."
"... من به سهم خودم ـ آن مقداری که شاهد تلاشهای شما بودم ـ از شما تشکر میکنم. در سالهای گذشته من شاهد تلاش پُرحجم و جدی جناب آقای خاتمی و شما برادران و خواهران در همه زمینهها بودم؛ این چیزی است که ما باید آن را نعمت بزرگی از نعم الهی بدانیم. شما در این مدت کار سخت و تلاش متراکمی را انجام دادید و بحمدالله به توفیقات زیادی هم رسیدید. امروز، هم در زمینه صنعت، هم در زمینه کشاورزی، هم در زمینه علم و فناوری، هم در زمینههای گوناگون خدمات، ما پیشرفتهای بسیار چشمگیر و زیادی داریم؛ اینها برای این کشور و این ملت خواهد ماند و از حافظه این ملت زدوده نخواهد شد. همه شما برادران و خواهرانی که در این کارها سهیم یا مؤثر یا مؤسس بودید..."
"... این مردم، مؤمن و عمیقاً پایبند به مبانی دینی هستند. همیشه در انتخاباتهای ما این نشان داده میشود. در سال 76 هم همینطور بود؛ سال 80 هم همینطور بود؛ امسال هم که 1384 است، همینطور است. در انتخابات، مردم در حقیقت به پایههای اعتقادی خودشان و به آنچه بر آن پایهها مبتنی است، رأی میدهند. مردم عقاید خود را دوست میدارند و به این عقاید و مبانی پایبند هستند؛ و همین مبانی هم ما را پیش میبرد..."
"... لازم است از شخص جناب آقای خاتمی هم صمیمانه تشکر کنم. این را به شما دوستان بگویم، به خود ایشان هم شاید بارها گفتهام؛ در طول هشت سالی که ما با ایشان بهطور مستمر و مداوم در ارتباط بودیم، رفاقت و صمیمیت ما با ایشان روزافزون بوده؛ خدا را شکر. الان پیوند عاطفی و محبتآمیزی که بین بنده و آقای خاتمی هست، از آنچه در هشت سال پیش بوده، به مراتب مستحکمتر است؛ و این ناشی از خصوصیاتی است که من در این مدت در ایشان حس کردم. تدین و پایبندی و نجابت و روحیه نجیب ذاتیِ ایشان واقعاً جزو امتیازات و خصال برجسته در ایشان است. ایشان در این مدت تلاش متراکمی انجام دادند؛ ما شاهد بودیم و میدیدیم. در مقاطع زمانی مختلف، کشور و دولت و مسوولان با حوادثی مواجه شدند، و ایشان در یکی از حساسترین مراکز این مواجهه قرار داشتند و صبر و تحمل کردند؛ انشاءالله خدای متعال اجر این صبر و تحمل را خواهد داد..."
ایشان در فرازی مهم از بیاناتشان با اشاره به مواضع سیاسی خاتمی فرمودند "... اینها مواضعِ خیلی باارزشی است. ما که قصور داریم و دیدمان اینقدر کوتاه است، میفهمیم و میبینیم. کاتبانِ نامه اعمال ما ـ که مأموران الهی هستند ـ به طریق اولی میبینند؛ و خدای متعال هم که "من ورائهم محیط" است، همه چیز را میبیند. اینها پیش خدای متعال اجر دارد. انشاءالله در آینده هم باید همینطور باشد..."
"... از تجربه و توان شماها باید استفاده شود. مسوولان و کسانی که مأموریتهایی را بر عهده میگیرند، باید از محصول کار و از نظرات شما بهره ببرند و استفاده کنند"
"... من همیشه در این مدت شماها را دعا کردهام. آقای خاتمی را حداقل در هر شبانهروز یکبار دعا کردهام؛ یعنی در تمام این مدت شاید هیچ شب و روزی نبوده که من شخص ایشان را دعا نکنم. بقیه مسوولان و دیگران را هم همیشه دعا کردهام و باز هم دعا خواهم کرد. دعا کنیم که خدای متعال این کشور و این ملت و این نظام را روزبهروز به اهداف خودش نزدیکتر کند و اقتداری را که شایسته این کشور و این ملت است، به او ارزانی بدارد؛ و همینطور هم خواهد شد؛ این را من تردید ندارم..."
"... اگر ما این کشور را با ده سال پیش و بیست سال پیش مقایسه کنیم، خواهیم دید که پیشرفتهای بسیار زیادی داشتهایم..."
با این اوصاف کدام صاحبنظر منصفی میتواند ادعا کند، دولت نهم بیش از دولتهای قبل مورد حمایت رهبری بوده است و یا رهبری از دولتهای قبل حمایت نکرده است؟ اتفاقاً نگارنده بر این باور است رهبری بر طبق اصول خود همواره از همه دولتهای حاکم در 18 سال گذشته حمایت کردهاند. شاید راز این حمایت را نیز بتوان در بیانات خودشان دریافت. آنجا که در دیدار نهایی با دولت هاشمیرفسنجانی و پس از تقدیر و تشکرهای فراوان میفرمایند: "اینجانب با وجود آنکه در مواردی بخشی از مجموعه برنامه دولت را هم قبول نداشتم، خود را موظف میدانستم از دولت با ایمانی که حقیقتا دارای حس خدمتگزاری و دلسوزی نسبت به مردم بوده است، حمایت کنم". لذا میبینیم رهبری نظام از دولتی بیسابقهترین حمایتها را کرده که حتی خودشان هم به بخشی از سیاستهایش بهطور طبیعی نقد داشته است.
لذا طبیعی است که ایشان امروز نیز از دولت نهم و رئیسجمهور احمدینژاد حمایت کنند جالب این است که رهبری در هیچیک از بیانات خود در حمایت از دولتها، راه نقد را نبسته است و اتفاقاً در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدینژاد توصیهای صریح و شفاف به دولت میکنند. ایشان میفرمایند: "نباید هوا و هوسهای خودمان را به اشتباه جای آرمانها بگذاریم و خود را توجیه کنیم. به انتقادها و عیوبی که برای ما میشمارند، گوش فرا دهیم و خود را اصلاح کنیم تا وقتی که با خدای متعال ملاقات میکنیم، بتوانیم عذر تقصیر داشته باشیم ـ ما که از تقصیر و قصور خالی نیستیم".
با توجه به مجموع بیانات رهبری میتوان به نتایج ذیل دست یافت:
1- حمایت از دولت مختص به دولت نهم نبوده و این سیاست کلی رهبری نظام است که درباره دولتهای سابق نیز با همین جدیت و بدون هیچ تبعیضی دنبال شده است. اتفاقاً این مهم نشاندهنده اعتقاد و التزام رهبر به مردمسالاری دینی است.
2- حمایت رهبری از آقایان هاشمیرفسنجانی و سیدمحمد خاتمی ایجاب میکند که مدعیان ذوب در ولایت دست از تخریب این بزرگان بردارند. اما در طول چند هفته گذشته شاهدیم که برخی از حامیان افراطی دولت نهم با زشتترین ادبیات ممکن درباره هاشمی و خاتمی مطلب مینویسند و با قلم زهرآگین خود تنها به تخریب این دو بزرگوار میپردازند. لذا اگر بناست کسانی در این زمینه متهم شناخته شوند این حامیان افراطی دولت هستند که بهنام حمایت از دولت فعلی دست به تخریب دولتهای قبلی میزنند، در حالی که از اساس معنی و مفهوم نقد را هم نمیشناسند و آنرا با فحش دادن اشتباه گرفتهاند.
حتی میتوان بسیاری از صاحبان تریبونها را نیز بهعنوان متهمان این پرونده مطرح کرد که موضع این یادداشت نیست.
3- حمایت رهبری نظام از دولتها، هیچگاه به مفهوم بسته شدن راه نقد نبوده بلکه ایشان بر نقد دولت و برنامههایش أکید صریح و شفاف داشتهاند که از جمله میتوان به توصیه ایشان در مراسم تنفیذ حکم رئیسجمهور احمدینژاد اشاره کرد. چه توصیهای فراتر از اینکه میفرمایند: "به انتقادها و عیوبی که برای ما میشمارند، گوش فرا دهیم و خود را اصلاح کنیم". مفهوم واضح این توصیه این است که دولت نهتنها باید راه نقد را باز بگذارد بلکه اگر عیب و اشکالی دارد به سادگی از کنار نقدها نگذرد و خود را اصلاح کند. لذا به نظر میرسد هر تفسیری از حمایتهای رهبری از دولت نهم که خلاف سیاستهای کلی و خدشهناپذیر ایشان باشد مردود است.