پیمان همکاری شانگهای که در فضای حاکم بر سر تحولات بینالمللی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ابتدا به عنوان یک پیمان امنیتی در سال 1996 با هدف ایجاد ثبات و امنیت در مرزهای 5 کشور چین، تاجیکستان، روسیه، قرقیزستان و قزاقستان و در سال 2001 با الحاق ازبکستان تشکیل شد در اساسنامه خود اعتمادسازی در مرزهای مشترک، مبارزه با تروریسم، جداییطلبی و تندروی مذهبی و همکاریهای امنیتی را مهمترین وظایف و اهداف سازمان تعریف و در سال 2004 به طور رسمی اولین اجلاس خود را برگزار کرد. سازمان همکاری شانگهای سازمانی بین دولتی است که در 15 ژوئن 2001 و بر پایه گروه 5 شانگهای تشکیل شده است. در این سازمان شورای سران کشورهای عضو، عالیترین نهاد تصمیمگیری محسوب میشود که سالانه جلسات منظمی را برگزار و درباره مسائل مهم سازمان تصمیمگیری میکند. این سازمان دو مقر ثابت در پکن و تاشکند دارد. هماکنون کشورهای عضو سازمان شانگهای 25 درصد جمعیت کره زمین را در بر گرفتهاند. ایران، پاکستان، مغولستان و هند نیز از سال 2003 به عنوان عضو ناظر در سازمان همکاری شانگهای پذیرفته شدند که در صورت عضویت دایم جمعیت تحت پوشش این سازمان 50 درصد جمعیت جهان را در بر میگیرد.
استحکام بار موازنهای
نیکلاس برنز، معاون وزیر خارجه آمریکا در جلسه هفتگی سال گذشته خود به طور ضمنی این سال را از پکن و مسکو پرسید که کاخ سفید هنوز با این معما روبهروست که چرا چین و روسیه میخواهند عضویت ایران را حتی به صورت عضو ناظر در این سازمان بپذیرند؟
در گروه 5 شانگهای هدف چین و روسیه از تشکیل چنین گروهی جلوگیری از کمک دولتهای تازه استقلال یافته آسیای میانه به شورشیان استان سین کیانگ چین و جداییطلبان «چچنی» در روسیه بود. کشورهای آسیای میانه مساله قومیتگرایی، خصوصا در موزاییک اقوام منطقهای فرصتی فراهم آورد تا از این مناسبات بهرهبرداری تجاری از همسایه قدرتمند شرقی کند. هدف روسیه از پیوستن به این سازمان هم تثبیت مجدد اقتدار خود در منطقهای بود که آن را به طور سنتی جزو حوزه نفوذ و حتی حیاط خلوت خود تلقی میکرد.
از سوی دیگر، چین و روسیه همواره تلاش کردهاند از اقدامات سخت علیه ایران از سوی غرب جلوگیری کنند. چین تلاش دارد با تعدادی از کشورهای خاورمیانه و از جمله ایران روابط نزدیکی داشته باشد و این به علت نیاز به منابع انرژی فسیلی این کشور است. ایران حدود 13 درصد واردات نفت چین را فراهم میکند و پکن نیز قراردادی را برای خرید گاز طبیعی مایع از ایران به ارزش بیش از 100 میلیارد دلار در طول 10 سال امضا کرده است. واشنگتن بارها ابراز نگرانی کرده که سازمان همکاری شانگهای به یک سد در برابر منافع آمریکا در منطقه سرشار از انرژی قفقاز تبدیل شود. چرا که اکنون 2 کشور روسیه و چین در چارچوب سازمان همکاری شانگهای همفکریهای مربوط به امنیت مرزی، مبارزه با گروههای تروریستی و همچنین مبادلات تجاری را دنبال میکنند و ایران مبادله وسیع انرژی و هند هم سطحی وسیع از همکاریهای تکنولوژیک و اقتصادی را با روسیه و چین برقرار کرده است.
ساختار ژئوپلیتیکی ایران در منطقه و محدوده جغرافیایی گروه شانگهای بسیار با اهمیت و استراتژیک است. ایران با دسترسی و تسلط بر 2 دریای خزر و خلیج فارس میتواند بیشتر کشورهای گروه شانگهای را از بنبست ارتباط دریایی خارج و به مناطق دور دست و آبهای وصل کند. این نقش ممتاز ایران است که کشورهای دیگر در این گروه قادر به ایفای آن نخواهند بود. با این وصف، کفه ژئواستراتژیک و ژئوپلتیک ایران میتواند در مسائل امنیتی و اقتصادی این حوزه موازنه استراتژیکی را به نفع سازمان سنگینتر کند.
از این رو بسیاری معتقدند روند رو به رشد همکاریهای تهران و تبدیل به یک عضو اصلی تاثیر غیرقابل انکار در بهبود و ارتقای بار موازنهای سازمان همکاری شانگهای خواهد داشت.
عبور از سد کاخ سفید
اگرچه در بدو تاسیس، سازمان همکاری شانگهای سرلوحه فعالیتش را مسائل سیاسی و مبارزه با تروریسم قرارداد اما با گذشت نزدیک به نیم دهه اکنون به این درک رسیده است تا زمانی که به یک قدرت یکپارچه اقتصادی و صنعتی تبدیل نشود و اعضای این سازمان قدرت و توان اقتصادی کافی را نداشته باشند، کارایی این سازمان برای رفع چالشها و تنشهای بینالمللی ناچیز خواهد بود و به طور طبیعی دستاوردهای سازمان چشمگیر نخواهد بود. اما با این حال سازمان همکاری شانگهای با توجه به ملزم کردن خود برای تقویت همکاریهای اقتصادی، مبارزه با تروریسم، همیاری با افغانستان برای مقابله با قاچاق مواد مخدر، مبارزه با پولشویی و تکثیر تسلیحات کشتار جمعی و قاچاق اسلحه در منطقه و همکاری با کشورهای ناظر در زمینه انرژی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، در آینده پتانسیل تبدیل به یک سازمان توانمند منطقهای و بینالمللی را داراست و محدوده برد فعالیت آن محدود به منطقه آسیا و آسیای مرکزی و شرقی نخواهد بود.
اجلاس اخیر سازمان همکاری شانگهای و تصویب بیش از 5 سند همکاری اقتصادی اشاره روشنی داشت به این که اقتصادهای کشورهای عضو، همکاری همهجانبه خود را افزایش خواهند داد و برای تبدیل منطقه به منطقهای بهرهمند از ثبات و امنیت و شکوفایی اقتصادی تلاش خواهند کرد. در این چارچوب هم «هوجین تائو»، رئیسجمهور چین در این نشست پیشنهاد تدوین معاهدهای شامل روابط حسن همجواری و همکاری دائم اقتصادی در چارچوب سازمان را مطرح کرد که با استقبال کشورهای عضو مواجه شد.
تنگناهای موجود
تقویت اعتماد متقابل و حسن همجواری و دوستی بین کشورهای عضو، تشویق و ترغیب برای همکاریهای موثر در عرصههای سیاسی، اقتصادی و تجاری و تلاش مشترک برای حفظ و تامین صلح، امنیت و ثبات جهان و منطقه از مهمترین اهداف تشکیل سازمان همکاری شانگهای عنوان شده است. سازمان شانگهای در سالهایی که از موجودیتش میگذرد، عملا نشان داده است که مخالف ایجاد جهان تکقطبی به رهبری ایالات متحده است. به نحوی که در نشست سال گذشته خود برای اولین بار موضع قاطعی در رابطه با سیاستهای آمریکا در منطقه اتخاذ کرد و اعضای آن خواستار خارج شدن پایگاههای نظامی این کشور از قرقیزستان و ازبکستان شده بود. هر چند هدف سازمان از ابتدا تامین امنیت مرزها بوده است ولی اکنون به مسائلی چون مبارزه با تروریسم و مسائل اقتصادی نیز میپردازد و همین امر هم به نگرانی واشنگتن منجر شده است، اما آنچه مهم است این که اجلاس شانگهای هنوز ماهیت امنیتی خود را حفظ کرده است و حضور 6 قدرت هستهای چین، روسیه، ایران، هند، پاکستان و قزاقستان توانمند نظامی آن را تقویت کرده است.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی و پیمان ورشو کشورهای غرب درصدد برآمدند با گسترش ناتو به شرق هرگونه تحول امنیتی را در شرق مدیریت و کنترل بحران نمایند و با وجود اجلاس شانگهای که در بستر امنیتی و به منظور مقابله با نفوذ و سیطره غرب در منطقه شکل گرفته است، تداوم این سیاستها را با مشکل مواجه میکند. نکته قابل توجه دیگر این که سازمان همکاری شانگهای شامل برخی از بزرگترین کشورهای نفتخیز جهان از جمله روسیه، ایران و برخی کشورهای مصرفکننده مانند چین و هند میشود. بیتردید از مهمترین زمینههای تقویت رویکرد اقتصادی وجود بازار گسترده تولید و مصرف انرژی بین کشورهای عضو سازمان است که در این میان چین و هند با توجه به اقتصاد رو به رشد خود تاثیرگذارترین نقش را در این بازار ایفا میکنند. همه این امتیازهای مثبت سازمان به همراه مشارکت امنیتی روسیه و چین در گروه بازیگران منتقد نسبت به سیاستهای یکجانبهگرای آمریکا در نظام بینالملل هستند. شواهد نشان میدهد چین و روسیه با یکجانبهگرایی و تثبیت هژمونی آمریکا سر ناسازگاری دارند و درصدد گسترش چنین ائتلافهای منطقهای بوده و از سوی دیگر، تلاش دارند تا قابلیتهای نظامی کشورهای عضو پیمان شانگهای را برای مقابله با تهدیدات تروریستی یا شکلهای دیگری از تهدیدات امنیتی سازماندهی کنند و نمایی کلی از وزنه بالای امنیتی سازمان را ترسیم میکند.
به هر حال، حضور ایران در اجلاس شانگهای واکنشی از روی سردرگمی در نزد غرب به همراه داشت. غربی که تلاش میکند با مستمسک شدن به توجیهات واهی و بیپایه بخصوص در چالش پرونده هستهای وضعیت یک کشور در حال انزوا که تهدیدی آنی علیه امنیت جهانی نیز هست را درباره ایران به تصویر بکشد. حضور پررنگ و موثر ایران در اجلاس شانگهای تاییدی بر بیاساس بودن تهدید ایران به انزوا در مجامع بینالمللی بود.