* در روزهای اخیر مباحث مختلفی درباره اصلاح و ترمیم کابینه در رسانهها مطرح شده است، برخی آن را در راستای جابهجاییهایی میدانند که از پیش مدنظر بوده؛ اما بسیاری این را اقدامی در راستای میثاق یکساله احمدینژاد با وزیران میدانند. شما به عنوان مشاور ارشد رئیسجمهور چه تفسیری از این تحول دارید آیا مطالب ناگفتهای در این باره وجود دارد؟
** دولت یک تیم منسجم است که مأموریت سنگینی را به دوش دارد و در واقع مسئولیت سنگینی متوجه رئیسجمهور و دولت منتخب است. برای درک بهتر مطلب میتوانیم تیم دولت را به یک تیم ورزشی تشبیه کنیم که هرکس در آن تیم وظیفهای را به عهده دارد. به عنوان مثال در یک تیم فوتبال افراد با توجه به تواناییها و به تشخیص مربی در محل خاصی به ایفای نقش میپردازند اما در حین بازی افراد ضرورت دارد که تعویض شوند و نیروهای تازهنفس وارد میدان شوند. این به مفهوم کنار گذاشتن نیست بلکه جابهجایی در مسئولیتها است.
در دولت اسلامی، مسئولیتها سنگین، تحولآور و لازمالاجرا است و اگر در جایی آقای رئیسجمهور تشخیص دهند که مسئولیتی باید جابهجا شود و به فرد تازهنفسی سپرده شود لازم است که انجام شود.
این اقدام نه تنها حق رئیسجمهور است، بلکه امری طبیعی است. طبیعی است که افراد هم با توجه به گرایش سیاسی و منافع خود تفسیر و تعبیری از این تغییرات خواهند داشت.
باید توجه داشت که هیچ رئیس قوهای مفید و مکلف به حفظ نیرویی که در جای معینی به او مسئولیت داده نیست و ممکن است تشخیص بدهد در زمانی لازم است به او مسئولیت جدیدی بدهد و از استانی به استان دیگر و یا از مسئولیتی به مسئولیت دیگر منتقل شود.
* دولت در پایان نیمه اول فعالیت خود قرار دارد. ارزیابی و قضاوتی که افکار عمومی از عملکرد دولت دارد با برخی از کسانی که خود را متعلق به قشرهای نخبه میدانند متفاوت است. این تفاوت شاید به این دلیل باشد که دولت دیگر متمرکز نیست بلکه از گوشهای به گوشه دیگر کشور در حال حرکت است و مردم برخلاف گذشته از نزدیک میتوانند به دولت نمره بدهند. شما که نزدیکی بیشتر و آشنایی عمیقتری با فعالیت دولت دارید نقطههای مطلوب عملکرد قوه مجریه را در چه حوزههایی میبینید؟
** البته حوزه موفقیت دولت، حوزه کوچک و محدودی نیست و دولت نهم در حوزههای متعددی موفقیتهای بزرگی داشته است که میتوان به برخی از آنها اشاره کرد. به عنوان مثال، موضوع اشتغال یکی از مسائل مهم کشور است. ملاحظه میکنید که در فاصله 2 سال از آغاز فعالیت دولت، نزدیک به 12 هزار میلیارد تومان فقط برای تأسیس بنگاههای زودبازده و بانکها تخصیص یافته است.
حدود 600 هزار طرح اشتغالزایی از طریق کار گروههای اشتغال که معطوف به ارزیابیهای تخصصی و دقیق است به بانکها ارسال شده که از این مجموعه 500 هزار طرح به تأیید رسیده است. همینطور کارخانجات و کارگاههای زیادی که در ابتدای شروع به کار دولت دچار بحران بودهاند و تا حد زیادی وضعیتشان روشن شده و شاهد آن هستیم که بحرانهای ناشی از بیکاری شاغلان نیز به میزان زیادی کاهش یافته است.
دستاورد دیگر این که در این 2 سال درصد اعتبارات نفتی به کل بودجه کاهش یافته است. به طوری که در سال 83 سهم نفت 9/62 درصد از کل بودجه بود اما در سال 84 با 10 درصد کاهش به 52 درصد و در سال 85 نیز به زیر 50 درصد رسید. این در حالی است که کارهای عمرانی در سال 85 نسبت به سال 83، 3/2 برابر بود و طرحهای نیمهکارهای که بعضاً تا 15 سال معطل مانده بودند تکمیل و تعداد زیادی از آنها به پایان رسید.
خب مسأله دیگر افزایش حجم صادرات غیرنفتی است به طوری که در سال 85 حجم صادرات غیرنفتی به 2/16 میلیارد دلار رسیده است که در طول تاریخ کشور بیسابقه است. در این راستا ارائه خدمات فنی و مهندسی به خارج کشور نیز توسعه پیدا کرده است و صنایع ایران از جمله صنعت خودروسازی به سرعت جای خود را در بازارهای جهانی پیدا میکند. همچنین برای نخستین بار در سال 85، 2 میلیارد دلار صادرات کشاورزی داشتهایم. در بخش مسکن روستایی نیز انقلابی اتفاق افتاد و 200 هزار واحد مسکونی روستایی نوسازی و بازسازی شد و امسال این ظرفیت به 300 هزار واحد رسیده که امید است سالهای آینده در قالب یک برنامه سالانه به 500 هزار واحد افزایش یابد.
در بخش مسکن با توجه به اتفاقی که در افزایش قیمتها رخ داد و کارشناسان آن را به عنوان حرکت سینوسی تعبیر میکنند که هر چند سال یکبار اتفاق میافتد موجب شد که دولت با یک حرکت انقلابی سازمان خاص خود را تجهیز کند تا امکان ساخت مسکن، بیش از یک میلیون واحد در سال فراهم بشود. بدین منظور سهمیهها در همه استانها و شهرستانها معین شده است تا زمین به مردم، تعاونیها و انبوهسازان واگذار شود. دولت با واگذاری زمین به صورت اجارهای؛ در حال حذف قیمت زمین از بهای مسکن است و این از حرکتهایی است که ظرف یک تا دو سال آثار آن آشکار میشود. چون اثر فوری و آنی ندارد.
با وجود این تنها تصویب این طرح موجب شد که افزایش قیمت مسکن متوقف شود و در برخی مناطق کاهش یابد و هر استان هم پروژههای ویژه و خاص خود را دارد که تاکنون سابقه نداشته است. عملکرد مطلوب دیگر، سفرهای استانی به عنوان جلوهای از عدالتخواهی دولت نهم است، که طی آن برنامه توسعه استانها مشخص شده است. در این برنامه تعیین شده که کدام پروژهها باید اجرا شود و این که استان از چه نقطهای باید به چه نقطهای برسد. مردم هم از پروژههایی که در شهر و روستایشان قرار است اجرا شود مطلع هستند و نظارت عمومی گسترش پیدا کرده است. اکنون ما از هر شهروندی درباره مصوبات دولت درباره آن شهر سؤال کنیم به احتمال قوی حداقل به بخشی از آن تصمیمات اشاره خواهد کرد. در این سفرها همچنین برنامههای استان در زمینه صادرات، سرمایهگذاری، اشتغال و امور عمرانی مشخص شده و در واقع کشور از نظر پروژهها و برنامههایی که باید در سطح استانی یا ملی اجرا شود سامان یافته است.
بحث مهم دیگر، مسأله سوخت است که برای نخستین بار دولت اقدام شجاعانهای را براساس مصوبه مجلس انجام داد و مصرف سوخت را ساماندهی و میزان واردات، تولید و مصرف را شفاف کرد. در همین حال برنامهریزی شد در 2 تا 3 سال آینده ایران به جمع کشورهای صادرکننده سوخت بپیوندد. در برنامه جامعی که با عنوان لایحه تبصره 13 به مجلس تقدیم شده، مسائل حمل و نقل شهری و بین شهری، گازسوز کردن خودروها و خارج کردن خودروهای فرسوده در نظر گرفته شده است. این امید وجود دارد که در 2 تا 3 سال آینده حمل و نقل کشور ساماندهی خوبی پیدا کند. لایحهای نیز برای مدیریت اعتبارات ناشی از صرفهجویی در مصرف سوخت، ساخت راهآهن، در زمینههای گسترش پالایشگاههای تولید فرآوردههای نفتی و کمک به بیمههای عمومی پیشبینی شده است.
در هر حوزه فعالیتی که شما بررسی کنید، خواهید دید که دولت اقدامهای گستردهای را انجام داده است که از آن جمله میتوان به ترمیم حقوقها و پرداخت دیون دولت اشاره کرد.
همانطور که میدانید دولت مبالغ هنگفتی به بانکها بدهکار بود که تاکنون بخش زیادی از این بدهیها را پرداخت کرده است. دولت همچنین بدهیهای انباشته و چندین سالهای به قشر کارمند و بخصوص 850 هزار تن از معلمان داشته که بیش از 95 درصد از این بدهیها به معلمین پرداخت شده است. علاوه بر این موارد، دانشگاهها نیز در سطح وسیعی توسعه یافتهاند. در بخش فناوریهای نو هم اتفاقهای بزرگی به همت جوانان، اندیشمندان و خبرگان کشور رخ داده است. همانگونه که اشاره شد در هر حوزه از فعالیت دولت اتفاقات بزرگی افتاده که به نظر من درخشان و برجسته است.
* کسانی که ارزیابی دقیقتر و منصفانهتری از عملکرد دولت دارند، معتقدند که موفقیت دولت در اجرای پروژههای عمرانی و یا طرحهایی که از سالهای گذشته ناتمام باقیمانده بوده است و بودجه عمرانی را مثال میزنند که نسبت به سالهای قبل بسیار افزایش یافته است و در واقع نگاه دولت به عمران و سازندگی را نشان میدهد. به ویژه با شعارها و برنامههایی مبنی بر این که «ما میتوانیم» و تأکید دارند که این روحیه در سراسر کشور وجود دارد. با این حال برخی از کارشناسان دیدگاه دیگری دارند و میگویند اگرچه دولت در این حوزهها فعالیت خوبی داشته اما عملکردهای مهمتر دولت اتفاقاتی است که در عرصه نرمافزاری رخ داده است. به عنوان مثال تحول اداری که دولت ایجاد کرده و خیلی از مراکز تصمیمگیری که قبلاً فقط در تهران و در یک مرکز خاص صورت میگرفت را به استانها سپرده است و در واقع عدالت اداری به کل کشور و در تمامی حوزهها گسترش یافته از این قسم اتفاقات کم نیست، تحول نظام بیمهای و اقدامهایی مثل کاهش نرخ سود بانکی، سهمیهبندی بنزین و... به نظر شما واقعاً دولت در کدام حوزهها، دستاوردهای چشمگیرتری داشته است؟
** شما اشاره کردید در حوزههای نرمافزاری اتفاقات بزرگی افتاده و در راه است. بله من با این موافقم. همانطور که اعتبارات، سرمایهها و امکانات در سطح کشور توزیع شد، اختیارات هم به همان کیفیت توزیع شده است. هماکنون همانطور که گفتید استانداران بیشترین اختیارات را پس از انقلاب برعهده دارند. استانداران امروز بر بودجههای استانی نظارت دارند و باید پروژهها را تصویب کنند. در نصب و عزل مدیران مدخلیت دارند و هیچ مدیر کلی نمیتواند بدون نظر استاندار در استان عزل یا نصب شود و حتی در اختلاف بین دستگاههای اجرایی نظر استاندار حاکم است و هر مانعی که پیش از این وجود داشت و میتوانست مانع فعالیت استاندار شود، مرتفع شده است. توقعاتی هم که از استانداران در سراسر کشور هست توقعات بزرگ و در حد اختیارات آنها است.
به همین ترتیب در سطح کشور؛ سازمان مدیریت و برنامهریزی با فلسفه وجودی که براساس آن شکل گرفته و در ابتدای کار توزیعکننده درآمدهای نفتی در سطح کشور بوده و بعد در اثر پیچیده شدن بروکراسیها به یک مانع در تصویب اعتبارات پروژهها تبدیل شده بود، امروز در حال تبدیل به یک مجموعه کارآمد است که کار اصلی آن برنامهریزی در سطح کلان، تعیین راهبردهای اصلی دولت و کارآمد کردن سیستم است. همانطور که آقای رئیسجمهور فرمودند با این که مجلس مصوب کرده که دولت باید کوچک شود اما از جمله جاهایی که گسترش زیادی داشته خود سازمان مدیریت بوده است.
* یکی از موضوعهایی که سالها روی میز کار مسئولان معطل مانده بود، سهمیهبندی و یا ارائه هوشمندانه یارانه سوخت بود اما کسی توان و جرأت اجرای این پروژه را به خاطر تبعات اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی آن نیافت. چگونه شد که دولت نهم سهمیهبندی بنزین را در دستور کار خود قرار داد؟
** این اقدام با اتکا به اعتماد ملت و احساس مسئولیت صورت گرفت. دولت زمانی که به امر صحیح و مقتضی برسد با اتکا به اعتمادی که ملت به دولت دارند به آن عمل میکند. اگر دولت نهم طرح سهمیهبندی بنزین را اجرا نمیکرد چه دولتی اجرا میکرد؟ سابقه نشان داده که کسی اجرا نکرده بود.
البته ممکن است عدهای باشند که در ساحت سیاسی کشور با حرف زدن حضور خودشان را حفظ کنند. مردم تفاوت میگذارند بین افراد یا جریانهایی که با حرف، خود را در ساحت سیاسی کشور حفظ میکنند، با دولتمردان و افراد فداکاری که خود را در معرض تهاجمات قرار میدهند و در عین حال با اتکال به خداوند متعال و با احساس مسئولیت کار را جلو میبرند و به همین دلیل دولت تاکنون تلاش کرده بیشتر در ساحت عمل باشد. گاهی اوقات این تلاش به حدی صورت میگیرد که تذکر داده میشود که چرا کاری که انجام میدهید، به اطلاع مردم نمیرسانید؟ و چرا از نظر کار رسانهای ضعیف هستید؟ این ایراد وارد است، اما مقصد اولیه دولت خدمت به مردم است، البته باید اطلاعرسانی نیز صورت گیرد.
* دولت در چه حوزههایی با چالش روبهرو است و به دنبال این است که در آن حوزهها ریل خدمتگزاری را هم به سوی مردم برگرداند؟
** همانگونه که عرض کردم، خوشبختانه دولت با اتکای به ملت، برنامههای خود را پیش میبرد و با چالش عمدهای در داخل کشور مواجه نیست. البته برخی تلاش دارند برای دولت چالش درست کنند. در واقع چالش دولت مواجهه با بیانصافانی است که در صحنه قضاوت و ارزیابی عملکردها حضور دارند.
* با توجه به این که جنابعالی تقریباً در تمام سفرهای خارجی رئیسجمهور را همراهی کردهاید و چندین مأموریت هم به عنوان نماینده ویژه ایشان داشتهاید، قبلاً هم در حوزه سیاست خارجی مشغول بودهاید؛ در کل چه تفاوتی میان این ایام و دوران قبل احساس میکنید؟ و آیا این تفاوتها صرفاً محدود به مسائلی است که ما در داخل داریم؟ یا حرکت موجی که دارد ایجاد میشود، خیلی فراتر از اینها است؟
** در شرایط حاضر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران یک سیاست بسیار فعال و اثرگذار در منطقه و صحنه بینالمللی است و پیامهای ملت رشید ایران با توجه به این که مبتنی به پیامهای اسلام و انقلاب و سیاستهای امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب است، مخاطبین بسیار زیادی در جهان پیدا کرده است. قبل از این هم ملت ایران مخاطبان زیادی داشت، اما این پیامرسانی مدتی انجام نشده بود. اما هماکنون پیامها شفاف، روشن و دقیق است و به همین دلیل مخاطبین زیادی دارد و این پیامها در جریان امروز بدیع است، اگرچه در عالم بدیع نیست.
پیام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر توحید است که پیام بسیار عظیمی است. این پیام ظلم و زورگویی را برنمیتابد و با ضعف و فتور و انزوا سازگار نیست، از این جهت مخاطبان زیادی در دنیا دارد. در جهان افرادی که بخواهند آزادانه زندگی کنند، زیاد هستند و کسانی که از نظامهای شرکآلود به تنگ آمدهاند، کم نیستند. آنها پیامهای توحید را خوب دریافت میکنند و از نتایج این پیام توحیدی، عدالتخواهی است.
عدالتخواهی امروز در جهان منزلتی دارد، به گونهای که میتوانیم هر اقدام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را با معیار عدالت ارزیابی کنیم. اگر این معیار دست مردم باشد، آنها به راحتی قضاوت میکنند که حاکمانشان چگونه عمل میکنند و قوانین بر چه مبنایی وضع میشود؟ میبینیم که هم سازمانهای غیرمنصف و مبتنی بر ظلم و زورگویی در جهان و هم قدرتهای بزرگ با این پیامها دچار چالش میشوند. چالشی که پاسخی برای آن ندارند. بدین ترتیب امروز در جهان با این که ما این همه مخاطب داریم، در عین حال قدرتمندان و زورگوها هم با تمام توان علیه ملت ایران ایستادهاند تا این پیامها به دیگران نرسد.
اساس غلبه سیاست خارجی ایران نسبت به سابق این است که پیام، پیام الهی است.
* به نظر میرسد دولت نهم توانسته است با ابزارهای بهتر و دقیقتری این پیام را به ملتهای جهان برساند؟
** دولت نهم به عنوان نماینده منتخب، سخنگو و خدمتگزار ملت ایران در این زمینه توفیق داشته است، چون ملت ایران به این پیامها متعهد است.
* اکنون صدای ایران در نقاطی از دنیا شنیده میشود که حیاط خلوت برخی از قدرتهای جهانی محسوب میشوند، اما در گذشته چنین اتفاقی کمتر رخ میداد. تحلیل شما از این وضع چیست؟
** این مسأله دو علت دارد: نخست این که امروز دلهای مردم جهان آماده شنیدن حرفهای تازه است و آنها از وضعیت کنونی راضی نیستند، چون همه مکاتب سیاسی در دنیا شکست خوردهاند. آن مکتبی که کمونیستی بود، شکست خورد و نیز مکاتب لیبرال دموکراسی. وقتی مردم میبینند همه قدرتمندان و زورگویان از رژیم صهیونیستی حمایت میکنند و این رژیم که پرچمدار ظلم و ستم در دنیا است را به عنوان یک رژیم دموکرات معرفی میکنند، معلوم است که دیگر پیامهای آنان را برنمیتابند.
سوابق و رفتار کنونی کشورهایی که مدعی پرچمداری دموکراسی در دنیا هستند، اما به مردم خود حتی اجازه اظهارنظر تاریخی نمیدهند و نمیگذارند آنها مکالمه و نوشته خصوصی داشته باشند و در واقع فریادهایشان را در گلو خفه میکنند، باعث شده که مردم هیچگاه پیام دموکراسی آنها را باور نکنند.
بنابراین زمینهای که امروز در جهان برای دریافت پیامهای الهی ایجاد شده بسیار مساعد است. نکته دیگر تعهدی است که ملت ایران برای رساندن این پیامها دارد و این دو باعث میشود که مخاطب پیام را به راحتی از گوینده دریافت کند.
* ناظران دلایل مختلفی در زمینه دستیابی به فناوری هستهای ایران در دولت نهم عنوان میکنند. در دورهای تصور میشد دنیا اجازه فعالیت آموزشی و تحقیقاتی در عرصه غنیسازی اورانیوم به ما نمیدهد و کشور را به خاطر آن تحت فشار قرار خواهند داد. اما امروز ما از این مراحل گذشتهایم و تصورهای قبلی از میان رفته است. آیا حمایت افکار عمومی دنیا نیز در این مسیر تأثیرگذار بوده است؟ و بازیگران قدرت بینالمللی همانطور که آقای احمدینژاد اعتقاد دارند، از چند قدرت بزرگ که ادعای آقایی بر دنیا دارند به وجدانهای بیدار تغییر یافته است؟
** فکر میکنم همان فلسفهای بود که درباره سیاست خارجی اشاره کردم. یعنی زمانی که ملتی متکی به قدرت خداوند باشد و بخواهد در راه خدا گام بگذارد، خداوند او را حمایت میکند. از هیچ زورگویی به خود هراسی راه نمیدهد. دولت هم با این منطق وارد (عرصه انرژی هستهای) شده و وقتی با منطق توحید و کرامت انسانی اقدام کنید، خداوند نیز کمک میکند.
دیدید زمانی که آقای احمدینژاد دولت را تحویل گرفت، تمام سایتها و کارخانجات مرتبط به انرژی اتمی کشور در تعلیق بودند، اما قدم به قدم فعالیت آنها با اتکای به قدرت ملت از سر گرفته شد.
ملت ایران در 22 بهمن سال 84 و 85 را نیز دیدید که چگونه آمدند و از دستیابی کشور به فناوری هستهای دفاع کردند و در سفرهای استانی و همه شهرها و روستاهایی که در مسیر حرکت رئیسجمهور بودند، از این حق دفاع کردند. زمانی که ملتی امری را حق بداند و آن را طلب کند، خداوند هم از طرق مختلف کمک میکند و آن وقت میتواند حق خودش را تثبیت کند.
همانطور که آقای رئیسجمهور فرمودند، مشکل هستهای به پایان خودش نزدیک میشود و ایران امروز یک کشور هستهای است. فقط این حقیقت را باید هضم کنند و با آن کنار بیایند که البته مقداری زمان میبرد.