گروه سیاسی: در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم و پشت سر گذاشتن انتخابات شوراها بیشک تاثیر بسزایی در تغییر آرایش نیروهای سیاسی گذاشته است.
فعالان سیاسی هم از این مسئله غافل نیستند و در تحلیلهای خود به این موضوع میپردازند.
ائتلاف در اصلاحطلبان و انشعاب در اصولگرایان مهمترین محور صحبتهای فعالان جناحهای سیاسی مختلف است. به طوری که رسول منتجبنیا نیز همین مسئله را مورد توجه قرار داده و البته پیشبینی میکند که ائتلاف اصولگرایان با شرایطی که در آن قرار گرفتهاند، بعید به نظر میرسد. وی راههایی که اصولگرایان برای حصول وحدت جستوجو میکنند را مناسب ندانسته و معتقد است که شخصیتهای محوری این جناح به قدری از هم فاصله دارند که امکان تفاهمشان ضعیف است. وی تضاد شدید منافع اصولگرایان را به قدری زیاد میداند که اظهار میکند! ائتلاف اصولگرایان به معنای شکستن همه برنامههایی است که آنها برنامهریزی کرده و در حال تدارک هستند.
حلقه وصلی باید...
حجتالاسلام رسول منتجبنیا، وجود سلایق متعدد را در بین جناحها و گروههای مختلف نه تنها مضر ندانست بلکه این اختلاف سلیقهها و رقابتها را طبیعی، مفید و موثر عنوان و خاطرنشان کرد: وجود یک تفکر و اندیشه به صورت انحصاری منجر به تکروی، انحصارگرایی و استبداد میشود و این در حالی است که تفاوت اندیشهها و سلایق حداقل میتواند دوری از استبداد و دیکتاتوری را تضمین کند.
این فعال سیاسی لازمه کار یک جناح و جبهه سیاسی را «وجود یک شیرازه، حلقه وصل و یا رشته ارتباط بین همه افراد در احزاب مختلف» دانست و ادامه داد: اگر این ارتباط و اتصال نباشد جناح و جبهه اصلا معنا ندارد. حلقه وصل یا وجه اشتراک میتواند اختلاف سلایق را به حداقل برساند و البته میشود از آن به عنوان یک فرصت استفاده کرد و اجازه نداد که اختلاف سلایق منجر به متلاشی شدن و جدا شدن گردد، اما اگر محوریت و هدایتکننده وجود نداشته باشد قطعا کمترین اختلاف سلیقه منجر به انشعاب و متلاشی شدن میشود. وی گفت: از این جهت ما همواره تاکید داریم که در جبهه اصلاحات نه یک شخصیت بلکه شخصیتهای محوری قابل قبول و مورد احترام کل اصلاحطلبان با هم نشست داشته و هدایت و کنترل جبهه و جناح را در دست بگیرند تا اختلاف سلایق را رفع کرده و گروها و افراد مختلف را به هم نزدیک کنند و یا از وجود سلیقهها و نگاههای گوناگون به نفع جناح اصلاحات استفاده کنند.
این فعال سیاسی با تاکید بر اینکه «در جبهه اصولگرا نیز چنین مرکزیتی باید وجود داشته باشد»، افزود: البته اصولگرایان هماکنون از این مسئله بیبهره هستند و مشکلات آنها در این زمینه بسیار بیشتر است. در آنجا مرکزیتهای مختلفی وجود دارد که آن مرکزیتها با هم به هیچوجه کنار نمیآیند. شخصیتهای محوری که در جبهه اصلاحات وجود دارد این امکان را که دور هم باشند، دارند و میتوانند با هم تفاهم داشته باشند، کما اینکه در گذشته هم داشتند، اما شخصیتهای محوری آن جناح به قدری از هم فاصله دارند که امکان اینکه بنشینند و با هم تفاهم کنند بینشان بسیار ضعیف است.
منتجبنیا با اشاره به رقابتهایی که در شورای شهر بر سر انتخاب شهردار وجود داشت، اضافه کرد: در شورای شهر سوم در کنار اصلاحطلبان که با همه بیمهریها بر سر کار آمدند دو جبهه قوی وجود دارد که یکی از این دو جبهه خود را وابسته به رئیسجمهور میداند و اهداف کوتاهمدت و بلندمدتی در تقویت آنها دنبال میشود و البته یک تعدادی هم در شوراها طرفدار قالیباف هستند که آنها هم به دلایل مختلف تلاش میکردند که انسجام خود را بیشتر کرده و از شهردار فعلی دفاع کنند.
این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، درباره تاثیر رقابتهای صورت گرفته در انتخاب شهردار بر انتخابات مجلس هشتم، گفت: رقابتها هم برای کلیت جامعه میتواند مفید باشد و هم در انتخابات نیز میتواند مثمرثمر واقع شود. برای طرح نظرات و طرح چهرهها به عنوان کاندیدا دیدگاههای مختلف مفید است اما تاکید ما این است که در انتخابات حتما و لزوما باید یک محوریتی هدایت و کنترل را به دست بگیرد.
قائم مقام دبیر کل حزب اعتماد ملی اضافه کرد: البته نمیگوییم که همه گروهها در یک جناح باید ائتلاف کنند و لیست واحدی بدهند اما آن رشته و حلقه وصلی که ذکر شد باید حتما باشد و آن ارتباط و تعامل و تفاهم باید وجود داشته باشد تا اینکه بتوانند موفق شوند والا اگر هر یک لیست جدایی ارائه کنند و هیچ تفاهمی بینشان نباشد احتمال موفقیت آنها کم است.
تقابل دیدگاه در اصولگرایان
وی همچنین درباره طرفین رقابت در جبهه اصولگرایان، گفت: در این جریان یک جمعیت سنتی مثل جامعه روحانیت مبارز، حزب موتلفه و جامعههای اسلامی بازار و فرهنگیان وجود دارد که سالهای سال سابقه کارهای سیاسی دارند و البته در نقطه مقابل آنها یک گروه دیگر وجود دارد که الان خود را جزء هواداران رئیسجمهور معرفی میکنند.
وی معتقد است: گروه مذکور یک جبهه تعریف نشده، غیررسمی و غیرقانونی هستند که در هر انتخابات یک عنوان را مطرح میکنند و بعد از انتخابات پرچم خود را پایین میآورند و هیچکس هم مسئولیت آنها را نمیپذیرد. اینان در انتخابات ریاست جمهوری به یک عنوان و در شورای شهر به عنوان دیگر به صحنه آمدند و لذا ممکن است در نمایندگی مجلس با یک عنوان دیگر وارد صحنه شوند اما این عناوین، عناوین جعلی است که مدعیان حمایت از رئیسجمهور در آن قالب میگنجند. این گروه شبههقانونی قوی دارد و قطعا باید وزارت کشور و هیاتهای اجرایی مانع فعالیتهای هر گروه بدون شناسنامه و بدون مجوز بشوند. اینها باید بروند و در قالب یک حزب کار کنند. نمیشود کار حزبی را بدون شناسنامه و قانونمندی انجام داد؛ چرا که این قانونشکنی بیش نیست و کار نابخشنودنی است.
وی با تاکید بر اینکه «انتظار همه دلسوزان نظام این است که طرفداران رئیسجمهور اگر میخواهند کار سیاسی کنند به عنوان رئیسجمهور دولت این کار را انجام ندهند»، افزود: این کار رانتخواری، قانونشکنی و سوءاستفاده از پست و مقام است. لذا اگر میخواهند بیایند یک حزب تشکیل دهند و مثل سایر احزاب تحت عنوان حزب کار کنند. طرفداران قالیباف هنوز هویت خود را مشخص نکردهاند.
هویت خود را مشخص کنید
منتجبنیا با اشاره به عملکرد طرفداران قالیباف نیز اضافه کرد: آنها هنوز هویت خود را مشخص نکردهاند و تنها به صرف اینکه آقای قالیباف زمانی فرمانده نیروی انتظامی بود و بعد از آن هم کاندیدای ریاست جمهوری و هماکنون هم شهردار تهران است و قطعا در پستهای خود موفقیتها و طرفدارانی هم داشته و دارد از این پتانسیل برای شکل دادن یک جریان و یک طیفی در انتخابات استفاده میکنند.
این دسته نیز باید حتما قانونمند شوند. طرفداران آقای قالیباف باید در قالب حزب کار کرده و اگر حزبی دارند آن را رسما اعلام کنند و البته اگر هم ندارند باید بروند در قالب یک حزب و یک جمعیت شناسنامهدار کار کنند.
ما همیشه طی این دو دهه به برخی تشکیلات صنفی انتقاد داشتیم که چرا مجوز فعالیت سیاسی از نظام جمهوری اسلامی اخذ نمیکنند، اما متاسفانه برخی اعضای آن تشکلهای صنفی حرفهای غیرقابل قبولی میزدند که ما چون روحانی هستیم نیازی به مجوز نداریم و ما فراتر از حزب کار میکنیم.
البته این حرف صددرصد غیرقانونی و غیرمنطقی است، اما ما این اشکال را به آنها داشتیم و خیلی از حقوقدانهایی که چه بسا الان در طیفهای اصولگرا هستند این انتقاد را داشتند، الان این اشکال به خود آنها وارد است که چطور میشود یک جمعیتی تحت عنوان حامیان دولت و شهردار بیایند و کار حزبی کنند بدون اینکه شناسنامه داشته باشند.
وی همچنین با بیان اینکه «اما در جریان اصولگرا بعید است با تضادی که بینشان وجود دارد با وساطت چند ریشسفید بشود این تقاضا را حل کرد»، اعتقاد خود را اینگونه توضیح داد: تضاد منافع در بین جناح اصولگرا خیلی بیشتر از این است که بتوانند با هم کنار بیایند. ائتلاف آنها به معنای شکستن همه برنامههایی است که برای آن برنامهریزی کرده و دارند تدارکات میبینند.
ائتلاف آنها به معنای انصراف همه چهرههایی است که خودشان را آماده ریاست جمهوری آینده کردند و یا آماده قبضه کردن مجلس هستند. در بین اصولگرایان این احتمال بسیار ضعیف است که بتوانند به اتحاد برسند، اما در اصلاحطلبان این احتمال قوی است و به دنبالش هم موفقیتها مشخص است.