تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۸  ، 
کد خبر : ۳۴۸۶۸
نگاهی به اتحاد شکننده مشرف و آمریکا

آینده نامعلوم ژنرال


 پرویز مشرف در جبهه جنگ علیه تروریسم جورج بوش همیشه متحدی شکننده بوده است ـ از آن جور آدم‌هایی که شما در همان حال که تشویقش می‌کنید، نگاه‌تان را از او می‌دزدید. البته بوش می‌گوید که در صداقت رهبر پاکستان، هیچ شک و تردیدی وجود ندارد. بوش روز 9 آگوست در یک کنفرانس خبری گفت: «ژنرال مشرف در مورد تندروها و نیروهای افراطی اعتقادات و نگرانی‌های مشابهی با ما و مردم آمریکا دارد.» اما مشکل اینجاست که مشرف هیچ‌گاه قادر به ورود به کلوب دموکراسی بوش نخواهد بود.

از سوی دیگر، توانایی مشرف برای جلوگیری از تبدیل تندروی مذهبی (چیزی که در پاکستان به وفور به چشم می‌خورد) به تروریسم، همیشه محدود بوده است. مشرف که یک دیکتاتور نظامی است، در سال 1999 از طریق کودتا قدرت را در دست گرفت و از آن زمان تاکنون یونیفورم ارتشی خود را کنار نگذاشته است. با این حال ژنرال مشرف موفق شده است با تحویل هر از چندگاهی مظنونان خرده‌پای عضویت در القاعده و کنترل احساسات مذهبی و ضدآمریکایی مردم پاکستان، حمایت واشنگتن از خود را به دست آورد. اما اکنون در میان نگرانی‌های فزاینده شماری از مقامات ارشد آمریکایی در مورد وضعیت مناطق قبیله‌نشین پاکستان و به ویژه وزیرستان که به پناهگاه امنی برای عناصر و رهبران القاعده تبدیل شده است، تکیه مشرف بر تخت قدرت روز به روز متزلزل‌تر از گذشته می‌شود.

در نتیجه، هر روز شمار بیشتری از سیاستمداران و مقامات آمریکایی از باراک اوباما نامزد ریاست جمهوری حزب دموکرات گرفته تا عناصر نئوکان و جنگ‌طلب دولت بوش خواهان توسل آمریکا به اقدام نظامی یک‌جانبه در داخل خاک پاکستان می‌شوند. به نوشته مجله نیوزویک، اکنون هفته‌ها است که بحث در مورد حمله به پاکستان و احترام به استقلال و تمامیت ارضی این کشور، در اتاق‌های دربسته ساختمان پنج ضلعی پنتاگون جریان دارد. هر چند مقامات پنتاگون فعلاً به این نتیجه رسیده‌اند که تا آنجا که می‌شود خویشتنداری به خرج دهند و از حمله به پاکستان در وضعیت فعلی خودداری شود، اما به گفته یکی از مشاوران ارشد پنتاگون که نمی‌خواست نامش فاش شود، بسیاری از سران ستاد مشترک ارتش آمریکا «برای حمله به وزیرستان ثانیه‌شماری می‌کنند».

در همین حال کنگره آمریکا به تازگی قانونی تصویب کرده است که براساس آن ادامه کمک‌های آمریکا به پاکستان، منوط به تایید بوش در مورد این موضوع شده است که مشرف تمام توان خود را برای مقابله با تروریسم به کار گرفته است. طلال مسعود ژنرال بازنشسته ارتش پاکستان در مورد این مصوبه جدید کنگره آمریکا می‌گوید: «این مصوبه برای مشرف بسیار توهین‌آمیز است و حتی ممکن است مقدمات سقوط او را نیز فراهم کند.» ترس از سقوط مشرف یکی از دلایلی است که باعث شده تا بوش همچنان در کنار او باقی بماند. مقامات دولت آمریکا از این می‌ترسند که با سقوط مشرف، پاکستان دستخوش هرج و مرج سیاسی شود و آن‌گاه بمب اتمی پاکستان و دانش هسته‌ای این کشور در دستان افراد نامناسبی قرار گیرد.

اما حتی اگر از این سناریوی بدبینانه و آخرالزمانی نیز صرف‌نظر کنیم، مقامات و دیپلمات‌های آمریکایی می‌گویند در صورت عدم برخورد قاطع، القاعده در مناطق قبیله‌نشین پاکستان رشد می‌کند و روزی از همان جا خاک آمریکا را هدف حملات خود قرار خواهد داد، همان‌طور که در یازدهم سپتامبر از افغانستان به عنوان پایگاه طرح‌ریزی حملات خود استفاده کرد. در اواخر ماه ژوئیه، گزارش اطلاعاتی ـ امنیتی ملی آمریکا که یکی از مهم‌ترین اسناد اطلاعاتی و امنیتی این کشور محسوب می‌شود، با اشاره به وضعیت پاکستان این‌گونه نتیجه‌گیری کرد که القاعده «موفق به بازتولید توانایی‌ها و قابلیت‌های کلیدی» خود شده است و اکنون این توانایی را دارد که از مناطق قبیله‌نشین وزیرستان شمالی و باجور در پاکستان حملاتی را علیه خاک آمریکا طراحی کند.

هنک کرمپتون افسر مشهور سرویس مخفی سازمان سیا که سال گذشته به عنوان هماهنگ‌کننده عملیات ضدتروریسم این سازمان بازنشسته شد، می‌گوید واشنگتن نمی‌تواند برای مبارزه با القاعده در مناطق قبیله‌نشین پاکستان تنها به ارتش و سرویس‌های اطلاعاتی این کشور متکی باشد. کرمپتون می‌گوید: «اگر من بودم یک تیم قدرتمند ضدتروریستی را با خودم به آن ناحیه می‌بردم. البته سعی می‌کردم پیش از انجام این کار رضایت پاکستانی‌ها را کسب کنم، اما وانمود نمی‌کردم که وزیرستان ناحیه تحت کنترل دولت پاکستان است چرا که به واقع چنین نیست.»

بروس ریدل یکی دیگر از افسران بازنشسته سیا نیز می‌گوید:‌ در پاکستان اختلاف‌نظرهای عمیقی در مورد چگونگی برخورد با تندروها و افراطیون مذهبی وجود دارد. این در حالی است که ایمن الظواهری (مرد شماره 2 القاعده که ظاهراً همراه با بن لادن در مناطق قبیله‌نشین پاکستان مخفی شده است) تاکنون لااقل دوبار اقدام به ترور نافرجام مشرف کرده است. اما با وجود تمایل شدید مشرف به دستگیری بن‌لادن و الظواهری، بازوهای اطلاعاتی پاکستان نیز لزوماً به همین اندازه مشتاق دستگیری سران القاعده نیستند.

اما در مقابل مقامات پاکستان به شدت نسبت به این گفته عکس‌العمل نشان می‌دهند و می‌گویند هر کاری که از دست‌شان بربیاید برای برخورد با القاعده انجام می‌دهند. آنها در تایید گفته‌های خود، به مرگ بیش از 350 سرباز پاکستانی اشاره می‌کنند که در سال‌های 2004 و 2005 جان خود را در درگیری‌های مناطق قبیله‌نشین از دست داده‌اند. این درگیری‌ها در نهایت منجر به انعقاد قرارداد صلحی میان مشرف و ریش‌سفیدان قبایل شد که تاکنون چندین بار نقض شده است.

محمودعلی دورانی سفیر پاکستان در آمریکا در گفت‌و‌گو با مجله نیوزویک می‌گوید: «پناهگاه امنی در کار نیست. گزارش اطلاعاتی امنیتی ملی آمریکا در این مورد کاملاً اشتباه است. البته ممکن است عناصر مشکوکی در این مناطق مخفی شده باشند، اما هرگاه که ما اطلاعات کافی در مورد این عناصر به دست می‌آوریم، اقدام به دستگیری‌شان می‌کنیم. حتی پس از انعقاد قرارداد صلح نیز ما پنج یا شش عملیات نظامی در وزیرستان و باجور انجام داده‌ایم تا اردوگاه‌های آموزشی نیروهای تروریستی را نابود کنیم.» با این حال دورانی نیز تایید می‌کند که دولت پاکستان از سرریز عناصر افراطی از مناطق قبیله‌نشین به خارج به شدت نگران است و می‌گوید مشرف با افزایش شمار نیروهای پاسدار مرزها و سرحدات مناطق قبیله‌نشین از 100 هزار نیرو به 120 هزار نیرو، تلاش مضاعفی را برای کنترل و تحدید این مناطق آغاز کرده است. البته به گفته دورانی، تربیت و اعزام این بیست هزار نیروی جدید حدود شش ماه به طول خواهد انجامید.

اما مشخص نیست که مشرف این همه وقت داشته باشد. پس از سرکوب طلاب و نیروهای تندرو مسجد سرخ در اسلام‌آباد، مشرف کنترل خود بر اوضاع امنیتی را تا حد زیادی از دست داده است. نیروهای شبه‌نظامی نزدیک به القاعده پس از حمله به مسجد سرخ دست به عملیات تلافی‌جویانه‌ای زده‌اند که تاکنون 200 قربانی (که اکثرشان پلیس و سرباز بوده‌اند) گرفته است.

در واکنش به این ناآرامی‌ها، مشرف سخن از اعلام وضعیت اضطراری به میان آورده است که با تمدید حکومت او لااقل به مدت یک سال، موجب لغو انتخابات عمومی و ریاست جمهوری خواهد شد و قدرت بی‌قید و شرطی را به ژنرال تفویض خواهد کرد. البته پس از یک گفت‌و‌گوی تلفنی با کاندولیزا رایس مشرف رضایت داد که در حال حاضر سخنی از وضعیت اضطراری به میان نیاورد و تلاش خود را صرف کنترل اوضاع کند.

از دیگر نشانه‌های قدرت رو به افول ژنرال مشرف، دست دراز کردن به سوی زنی است که زمانی او را به خاطر فساد و ناکارآمدی در دوران نخست‌وزیری، «دزد» خوانده بود. مشرف در نخستین روزهای ماه آگوست مخفیانه به ابوظبی پرواز کرد تا با بی‌نظیر بوتو (سیاستمداری که حزب سکولار خلق پاکستان او همچنان محبوب‌ترین حزب سیاسی پاکستان است) دیدار کند. البته مشرف بیش از یک سال است که تلاش نصفه و نیمه‌ای را برای تماس با بوتو به خرج می‌دهد. اما پس از قضیه اخراج قاضی دادگاه عالی پاکستان که منجر به کاهش محبوبیت قابل ملاحظه‌ مشرف شد، ژنرال تلاش مضاعفی را برای بازگرداندن بوتو به صحنه سیاسی از طریق یک دولت ائتلافی به خرج داده است. بوتو نیز در مصاحبه‌ای که روز 10 آگوست انجام داد، به این نکته اذعان کرد که شرایط سیاسی پاکستان متفاوت از گذشته است. بوتو همچنین تایید کرد که او و مشرف در مورد تشکیل یک دولت موقت با یکدیگر گفت‌و‌گو کرده‌اند، اما گفت شرکت او در این دولت منوط به این خواهد بود که مشرف لباس نظامی خود را از تن بیرون بیاورد.

در نهایت، به نظر می‌رسد دغدغه اصلی آمریکا در حال حاضر، پیدا کردن راهکاری برای مقابله با القاعده در باجور و وزیرستان، بدون وارد آوردن آسیب جدی به حاکمیت مشرف باشد. بسیاری از مقامات آمریکایی می‌گویند ارتش پاکستان توانایی انجام این کار را ندارد، اما ممکن است نیروهای دیگر هم توانایی لازم را برای انجام این کار نداشته باشند، چرا که مناطق قبیله‌نشین پاکستان از زمان اسکندر مقدونی به بعد رنگ حکومت قانون را به خود ندیده‌اند. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات