داریوش صفرنژاد
در مورخه بیستم ماه ژوئن سال جاری (2007 میلادی) سنای آمریکا با 72 رای مثبت در برابر 23 رأی منفی کشورهای خارجی را از ایجاد ساختاری از نوع «اوپک» در عرصه نفت و گاز طبیعی منع کرد و این حق را برای دادستانی کل آمریکا قائل شده تا ناقضین این قانون را تحت پیگرد قانونی قرار دهد.
سنای آمریکا در متن اصلاحشدهای که به تصویب نمایندگان آن رسیده، آورده است:
...«هر نوع اقدام مشترک و دسته جمعی برای ایجاد شکلی از کارتل یا جمعیت و اتحادیه و غیره از سوی کشورهای خارجی و یا مؤسسات آژانسهای فعال در عرصه نفت و گاز طبیعی در هر کشوری با هدف ایجاد محدودیت در روند استخراج نفت و گاز یا هر نوع فرآوردههای نفتی، برقراری و حفظ قیمت این محصولات و نیز ایجاد هر نوع محدودیتی در مبادلات بازرگانی مربوط به نفت، گاز طبیعی و یا فرآوردههای آنها نقض قانون و اقدامی غیرقابل قبول و غیرقانونی محسوب میشود.
... هر کشور، سازمان و یا مؤسسات فعال در زمینه نفت و گاز طبیعی از این به بعد امکان استفاده از حق برقراری مشارکت در ایجاد چنین ساختارهایی را نخواهند داشت و در غیر این صورت تحت پیگرد قانونی دادستانی کل ایالات متحده قرار خواهد گرفت.»
در حقیقت و بدین ترتیب فصل تازهای از سیاست آمریکا در تقابل با دارندگان نفت و گاز با رویکرد ایران باز شده و این بار اوپک گازی ابزاری خواهد بود در دستان آمریکا، که پیش از این نیز مخالفتش را با تشکیل آن بارها اعلام کرده بود.
ضرورت وجود و ایجاد تشکیلاتی نظیر اوپک گازی:
با توجه به روند رو به رشد توسعه کشورهای مختلف در جهان و روند روزافزون پروسه صنعتی شدن در دنیای امروز و افزایش تعداد کشورهای در حال توسعه و صنعتی در جهان، به تبع این مهم تقاضا برای انرژی نفت و گاز به صورت روز افزون در حال افزایش میباشد.
با عنایت به محدود بودن میزان ذخایر شناسایی شده انرژیهای فوق در نقاط مختلف جهان؛ لذا لزوم ساماندهی و ایجاد یک سیستم فعال جهت برنامهریزی برای این مسئله به عنوان یک نیاز اساسی برای کشورهای محدود دارای ذخایر این انرژیها خود را جلوهگر مینمایاند.
هماکنون جهت صادرات نفت توسط برخی از کشورهای تولیدکننده عمده نفت در جهان، سازمانی تحت نام اوپک ایجاد گردیده است که به جهت مرکزیت سیستم هدایتی و کنترلی آن بر نبض تولید و صادرات نفت در جهان، تصمیمات این سازمان بر روی سایر کشورهای تولیدکننده نفت در جهان که عضو آن نیز نمیباشند عملا تأثیرگذار بوده و منجر شده است تا همانند یک سیستم هوشمند و برنامهریز بر روی کلیه تصمیمات در این عرصه بتواند تاثیرگذاری نموده و موثر واقع گردد.
برخی دلایل عدم ایجاد این سازمان تا به امروز:
در مورد گاز این مهم تا به امروز به انجام نرسیده است که برخی دلایل آن عبارت است از:
1. کشورهای دارای ذخایر طبیعی ثابت شده گاز در جهان که قدرت صادرات آن را نیز داشته باشند بسیار کمتر از دارندگان نفت میباشند.
2. تا به امروز به این اندازه نسبت به گاز احساس نیاز در جهان نشده و تا به این حد تقاضای جدی برای آن وجود نداشته است.
3. به همین دلیل تا به امروز اقدام جدی و عملی خاص در جهت ایجاد یک سیستم مرکزی و سازمان در راستای برنامهریزی و متمرکز نمودن سیاستهای متخذه در قبال صادرات این انرژی ارزشمند به انجام نرسیده است.
برخی ضرورتهای ایجاد این تشکل:
در هر حال انجام این مهم امری ضروری میباشد که نبایستی از آن غفلت نمود، چرا که:
1. ایجاد یک سازمان و در واقع طراحی و راهاندازی یک سیستم عملکننده در عرصه صادرات گاز در جهان، موضوعی است که بیش از همه نفع آن عاید کشورهای صادرکننده خواهد بود، چرا که در قالب این سازمان کشورهای دارای ذخایر طبیعی گاز و صادرکننده آن میتوانند با اتخاذ یک سیاست واحد و برنامهریزی شده به دفاع از حقوق حقه خود پرداخته و گاز را به قیمت واقعی و اصلی آن صادر نمایند.
2. با ایجاد این تشکیلات امکانی فراهم خواهد شد تا همه کشورهای دارای ذخایر گاز در جهان از آن منتفع و بهرهمند گردند و طبیعی است به واسطه اینکه ایران و روسیه بیشترین ذخایر گاز طبیعی اثبات شده در جهان را دارا میباشند محوریت اصلی را در این سازمان نیز این دو کشور عهدهدار خواهند بود.
3. اندیشمندان مسائل سیاسی اقتصادی کشورهای جهان سوم معتقدند که توسعه و پیشرفت روزافزون، زمانی در تمامی جهان آهنگ و ریتم مناسبی را خواهد یافت که رشد و توسعه به صورت همزمان تمامی کشورهای جهان را در برگیرد، چرا که اگر اختلاف ما بین کشورهای جهان بسیار زیاد باشد این امر خود به عنوان سد و مانعی در راه پیشرفت بیشتر کشورهای پیشرفته و صنعتی و حتی در حال توسعه محسوب شده و مانع از آن خواهد شد.
شاید و طبیعی است در صورت تأسیس سازمان اوپک گازی کشورهای کوچکی هم که دارای ذخایر گاز هستند در آن درخواست عضویت داشته باشند، که این موضوع علاوه بر نفع آنها، برای کشورهای بزرگتر در این عرصه یعنی ایران و روسیه نیز منافع توامانی را به همراه خواهد داشت.
4. تأسیس این سازمان علاوه بر ابعاد انرژی و اقتصادی مترتب بر آن، میتواند منجر به ایجاد همگراییهای آتی منطقهای و بینالمللی نیز (بر مبنای این موضوع) گردیده و خود به یک قطب مهم اقتصادی و سیاسی ـ هم در بعد منطقهای و هم در بعد بینالمللی آن ـ در جهان امروز تبدیل شود.
5. در حقیقت ایجاد یک چنین سازمانی به لحاظ محتوایی میتواند منجر به پیوند خوردن بیشتر و عمیقتر کشورهای عضو در آن گردیده و توسعه روزافزون همکاریها و روابط آنها را نیز بر مبنای منافع متقابل برای آنها در پی داشته باشد. در واقع این مسئله فیالنفسه در صورت تحقق باعث شکلگیری و پدید آمدن قطب کشورهای صادرکننده گاز در جهان خواهد شد.
6. ایجاد یک تشکل، سیستم و یا سازمان جهت صادرات گاز مانع از رویارویی انفرادی کشورهایی نظیر روسیه با تکتک کشورهای مشتری گاز خود، بر سر مسائلی از قبیل نرخ گاز صادراتی و... خواهد شد و از تنشهای آنها در این مسیر و کشورهای همسایه و حتی همپیمان خواهد کاست.
7. در اثر سیستم یافتن صادرات گاز و وجود برنامه در این عرصه، رقابت کشورهای صادرکننده گاز بر سر مسائلی از جمله مسیرهای عبور لوله و...، تبدیل به رقابتی سالمتر و کمتنشتر و حتی غیر سیاسی خواهد شد.
برخی موانع عمده موجود در این مسیر:
در این راستا موانع و عوامل منفیای هم وجود دارند که در جهت تحقق عملی طرح تشکیل سازمان اوپک گازی به عنوان یک عامل و مانع جدی بوده و محسوب میگردند، که به تعدادی از آنها اشاره میگردد.
1. تشکیل اوپک گازی و سازمان یافتن مجموعه گاز و صادرات آن در جهان ـ همانند تشکیل سازمان اوپک جهت تعداد قابل توجهی از کشورهای تولیدکننده و صادرکننده نفت ـ بدون شک با مقاومت غربیها و آمریکا (به عنوان یکی از مصرفکنندگان و مشتریان اصلی آن) مواجه خواهد شد، و این امری کاملا طبیعی است، چرا که آمریکائیها و غربیها ترجیح میدهند تا با جلوگیری از راهاندازی یک تشکل جدید جهت انرژی گاز و متحد شدن کشورهای برتر دارای ذخایر گاز در جهان، مانع از ایجاد همگراییهای مثبت و سازنده توسط آنها شوند، چون که بدون تردید این تشکل و رشد و توسعه یافتن همگراییهای حاصل از آن، در آینده یک جریان قوی در برابر جریان غرب و آمریکا به شمار خواهد آمد.
2. متحد شدن و تشکل یافتن صادرکنندگان گاز منجر به عرضه واقعی قیمت گاز به مشتریان خواهد شد و آنها ناچار به تبعیت از چارچوب این سازمان خواهند بود، که این مسئله نیز طبیعتا خوشایند آنها نبوده و یا مقاومت آنها و کلا خریداران گاز در جهان همراه و روبرو خواهد بود.
3. در این بین بیش از همه آمریکا و متحدان غربیاش مقاومت اصلی و عملی را نشان داده و باز هم خواهند داد، چرا که آنها تا به امروز عادت کردهاند تا منابع زیرزمینی را به بهای ناچیزی از تولیدکنندگان خریداری نموده و پس از تبدیل به سایر فرآوردهها، به بهای دهها و صدها و حتی هزار برابر، به مشتریان این کالا و فرآوردهها (که بسیاریشان نیز همین فروشندگان منابع زیرزمینی هستند) بفروشند، و در این بین سود سرشاری را نصیب خود و شرکتهای تحت تابعهشان بنمایند. پس طبیعی است که در برابر تشکیل این سازمان جدید انرژی از خود مقاومت نشان بدهند.
دیدگاههای موجود در روسیه:
در این عرصه شاهد موضعگیری و واکنشهای مختلفی در داخل برخی از کشورهای دارای ذخایر گاز هستیم، که به صورت نمونه در این راستا به بررسی نظرات و دیدگاههای موجود در داخل کشور روسیه میپردازیم:
1. گروه اول: افراد و تشکلهای مستقل هستند که خواهان مستقلاندیشی و مستقل تصمیمگیری در عرصه داخلی و خارجی کشورشان هستند و در مجموع موافق این طرح و شکلگیری آن میباشند، و آن را قدمی در راستای ایجاد یک همگرایی جدید در منطقه و کلا سطح بینالمللی قلمداد مینمایند.
در واقع این گروه خواهان احیای نقش روسیه در معادلات بینالمللی و جهانی و تصمیمگیری مستقل از جریان آمریکا و غرب هستند.
2. گروه دوم: افراد و جریانات طرفدار غرب و آمریکا هستند، که به واسطه نظر اربابان اصلی خود، در برابر این طرح موضعگیری نموده و سعی در بازگویی جنبههای منفی آن و بزرگنمایی پیرامون آنها را دارند و در این راستا در افکار عمومی نیز به جوسازی بر علیه این طرح مشغول بوده و به عنوان یک خط دیکته شده این مسیر را دنبال مینمایند.
3. گروه سوم: افراد و گروههایی که معتقدند روسیه نبایستی با ورود به این سازمان و یا سازمانهایی امثال آن، خود را محدود به سیستم ایجاد شده و یا تصمیمات اکثریت اعضای سازمان کند، و بایستی اقدامات یکهتازانه خود را در عرصه صادرات گاز و منطبق بر اقدامات و سیاستهایی که در چندین ساله اخیر داشته و با محوریت شرکت «گاز پروم» تداوم دهد.
یعنی در واقع این گروه به دنبال انحصارگرایی توسط روسیه در این مسیر بوده و معتقدند که یک کارتل گازی توسط روسیه بایستی ایجاد شده و به تنهایی نیز اداره گردد. که تعدادی از این معتقدین هماکنون در مصدر امور در روسیه و در حاکمیت قرار دارند.
4. گروه چهارم: افراد و گروههایی میباشند که در دلشان بر نظرات گروه اول اعتقاد دارند، ولی در ظاهر و علنا بنا به ملاحظات بسیار، جرات بیان نمودن نظرات و اعتقادات درونی خودشان را (بنا به مرام محافظه و ملاحظهکاری در کلیه مسائل بینالمللی و حتی داخلی در روسیه و...) ندارند و ترجیح میدهند تا بدون جلب توجه و به اصطلاح با چراغ خاموش حرکت نمایند، تا واکنشی از سوی آمریکا و غرب متوجه آنها نگردد.
این گروه از رویارویی جدی و مستقیم و تصمیمگیری مستقل در قبال رخدادها و مسایل بینالمللی، بهگونهای خاص ملاحظه و واهمه دارند.
مواضع برخی مسئولین فعلی روسیه:
ولادیمیر پوتین پیش از این نیز در این رابطه چندان صریح سخن نگفته است، چرا که هنگامی که ایده تشکیل اوپک گازی از سوی رئیسجمهور ایران در شانگهای مطرح شد، پوتین تنها از ایده تشکیل باشگاه انرژی حمایت کرد و با رد شایعات موجود در مورد تشکیل یک سازمان گازی رسمی، این نکته که همکاری مشترک روسیه و ایران میتواند به ایجاد گروهی مانند اوپک منجر شود را مردود دانست.
پوتین معتقد است، اوپک یک سازمان است در حالی که ما (روسیه) به همکاری مشترک با هدف هماهنگی سیاستهای خود در کشور ثالث خواهیم پرداخت.
همچنین «سرگئی کوپریانف» سخنگوی شرکت گاز پروم روسیه نیز پیش از این احتمال ایجاد یک کارتل گازی را رد کرد و معاونش نیز تشکیل اوپک گازی را با توجه به شرایط حاکم بر بازار گازی امری بعید دانست.