ژنرال در کمین کندوست. در کمین شهدسازان شهادت جهادی در سرزمین خالقان طالبان. مسجد لعل (سرخ) اگر برای طلاب حاضر در آن پلی باشد به سوی دنیای آخر، اما برای پرویز مشرف شاید آخر دنیاست.
دورهای که رئیسجمهور پاکستان با چرخشی 180 درجهای، به ائتلاف علیه طالبان پیوست و به دنیای غرب قهرآلود از کودتایش، لبخند اتحاد ضد تروریستی زد، در داخل مهرش از بنیادگرایان کنده نشد و در قبال بیش از دوازده هزار مدرسه مذهبی با گرایش رادیکال اسلامی در پاکستان مهر سکوت بر لب زد، سکوتی که باید بشکند تا صداقت در همرزمیاش را به غرب نشان دهد.
ژنرال در برابر یک روحانی، ارتش در برابر مدرسه دینی و غرب در برابر بنیادگرایی صف کشیدهاند. سکولارها در جبههای دیگر با مشرف میجنگند و بنیادگرایان مذهبی در جبههای دیگر.
اینکه مشرف تا چه زمانی بتواند در این شرایط بحرانی قدرت را حفظ کند مشخص نیست ولی آنچه پیداست اینکه رئیسجمهور پاکستان در حال حاضر با بزرگترین بحران از زمان به قدرت رسیدنش در سال 1999 مواجه است.
بعد از برکناری قاضی عالیرتبه «افتخار چوهدری» توسط مشرف در 9 مارس ناآرامیها در پاکستان شدت گرفت و اوضاع برای مشرف وخیمتر شد، چرا که هواداران سکولار چوهدری در اعتراض به این اقدام مشرف برای گسترش عقاید سکولاریستی در این منطقه به مبارزه پرداختند و خواستار استعفای رئیسجمهور شدند.
همزمان با بحرانها افراطگرایان قدرتمند شدند و مشرف کنترل بسیاری از مناطق حساس را از دست داد که به تبع آن اقدامات تروریستی و عملیاتهای بمبگذاری فراوانی در این کشور به وقوع پیوست.
با وجود همه این بحرانهای داخلی، آمریکا از دولت مشرف به دلیل ناتوانی در برخورد با گروههای طالبان انتقاد میکرد.
مشرف برای مقابله با این انتقادها و برای اینکه نشان دهد هنوز در سرزمینش اقتدار دارد همزمان به سرکوبی جبهههای مخالف داخلی اقدام میکند و واکنش این اقدامات در مطبوعات پاکستان موجی از نفرت عمومی را متوجه او کرده که میتواند به از دست دادن قدرت برای او منتهی شود.
به این ترتیب پرویز مشرف در دوران حکومت هشت سالهاش تقریباً حمایت همه گروههای اجتماعی را از دست داده و در حال حاضر فقط ارتش با او همراه است. اینکه این حکومت تا کی میتواند دوام پیدا کند مشخص نیست.
سهشنبههای آتشین
مسجد لعل همان کندویی است که مشرف اگر نتواند شهدش را بگیرد، پاکستان را عسل شهادت جهادی و طالبانیزاسیون فرا میگیرد.
بامداد سهشنبه یک هفته پس از آغاز محاصره مسجد لعل در اسلامآباد، نیروهای دولتی پاکستان به این مسجد حمله کردند. نفرات دولتی از دو سمت به مجتمع مسجد لعل و مدرسه دینی حفصه حمله و افراد مسلح در این محل را وادار به عقبنشینی کردند.
در این عملیات دست کم 40 نفر از تندروهای مسلح داخل مسجد و سه تن از نیروهای دولتی کشته شدند. حمله نیروهای ارتش به مسجد لعل در پی شکست گفتوگوهای نمایندگان دولت با افراطگرایانی که در مسجد سنگر گرفته بودند آغاز شد.
سخنگوی ارتش پاکستان این عملیات را «فشاری نهایی برای پاکسازی این محل از پیکارجویان مسلح» توصیف کرده بود. پیشتر امید میرفت که دو طرف برای پایان این رویارویی به توافق دست یابند، اما تیم مذاکرهکنندگان دولتی در نخستین ساعات روز سهشنبه از تلاشهایش دست کشید.
چوهدری شجاعت حسین نخستوزیر سابق که درصدد میانجیگری برای خاتمه دادن مسالمتآمیز به این بحران بود گفت: «من با کمال دلسردی از این گفتوگوها برمیگردم.» حسین امیدوار بود بتواند افراد داخل مسجد را راضی کند خود را تسلیم کنند. طلاب مسجد لعل اسلامآباد و مدرسه علمیه وابسته به آن برای چندین ماه در عملیاتی برای اجرای شریعت اسلامی از دستور مقامات سرپیچی کردهاند. بحران مسجد لعل، به دنبال هواداری اسلامگرایان تندرو از اجرای طرح «امر به معروف و نهی از منکر» و مخالفت آنها با قوانین عرفی، در پایتخت پاکستان آغاز شد.
اسلامگرایان این مسجد که تعداد زیادی شبهنظامی در اختیار دارند، از ماهها پیش برای آنچه «حاکم شدن قوانین اسلامی» در پاکستان میخوانند، با دولت مرکزی درگیر شده بودند.
این کشمکشهای طولانی مدت میان دولت مرکزی پاکستان و جنبش اسلامی که مشی شبیه به طالبان دارد، روز سهشنبه سوم ژوئیه در مسجد لعل به خشونت کشیده شد.
بحران مسجد لعل میتواند خطراتی را برای پرویز مشرف، رئیسجمهوری پاکستان، به همراه داشته باشد که تاکنون چندبار از سوء قصد جان سالم به در برده است. از جمله هواپیمای حامل رئیسجمهوری پاکستان، روز جمعه ششم ژوئیه، در حال برخاستن از یک فرودگاه نظامی در شهر راولپندی هدف تیراندازی قرار گرفت، اما آسیبی ندید. در ماه مارس سال جاری و کوتاه مدتی پس از آنکه طلاب این مدرسه هفت کارگر چینی را به اتهام گرداندن یک فاحشهخانه ربودند نیروهای دولتی پستهای نگهبانی در اطراف مسجد برپا کردند.
سهشنبه هفته گذشته، جمعی از طلاب مسجد که به چماق و اسلحه گرم مسلح بودند به یکی از این پستهای نگهبانی حمله کردند و در درگیری با ماموران، یکی از آنان را به ضرب گلوله کشتند. در پی این حادثه که نیروهای دولتی مجتمع مسجد لعل و مدرسه حفصه را به محاصره درآوردند و خواستار خروج تندروهای مسلح از آن شدند، درگیری از آنجا آغاز شد. رئیسجمهور پاکستان جمعه از پنهان شدن بمبگذاران انتحاری در مسجد لعل خبر داد. مشرف گفت که شبهنظامیان «جیش محمد» یک گروه وابسته به القاعده که به خاطر مساله کشمیر با هندیها مبارزه میکنند، در این مسجد پنهان شدهاند. وی هشدار دیگری هم داد: «آنها به مردم تعالیم مذهبی نادرست میدهند.» مشرف که از دو تلاش برای ترور توسط وابستگان القاعده جان به در برده است، گفت: «دولت تلاش کرده است بنبست موجود را از طریق گفتوگو حل کند تا از خونریزی در محوطه وسیع مجموعه که مدرسه دینی نیز در آن قرار دارد، جلوگیری کند.
آماده اقدام هستیم، اما زمان بسیار مهم است. من انسان ترسویی نیستم اما موضوع آن است که فردا خواهید گفت چه کردهای. در داخل مجموعه زنان و کودکان وجود دارند.» مقامات امنیتی پاکستان اعلام کردند که در میان شبهنظامیان داخل مسجد لعل دو فرمانده پاکستان از گروه غیرقانونی موسوم به «حرکت جهاد اسلامی» حضور دارند.
چند تن از اعضای این گروه به سربریدن دانیل پرل خبرنگار والاستریت ژورنال و تلاش برای قتل پرویز مشرف در سال 2002 متهم شدهاند. یک منبع مسجد لعل رهبر شبهنظامیان «حرکت جهاد اسلامی» در این مسجد را «ابوزار» یک همدست سابق فاروقی که در سال 2004 توسط نیروهای امنیتی کشته شد، معرفی کرد. دولت پاکستان اعلام کرد تروریستهای تحت تعقیب در پاکستان و خارج از این کشور هدایت مقاومتها در مسجد لعل را برعهده دارند.
نبرد برای اجرای شریعت
پرویز مشرف روز شنبه در اولین بیانیه خود در مورد درگیری مسجد لعل اعلام کرد که محاصرهشدگان اگر تسلیم نشوند، کشته خواهند شد. وی افزود که دولت تاکنون برای اینکه صدمهای به زنان و کودکانی که در مسجد لعل توسط عبدالرشیدقاضی، روحانی تندرو به گروگان گرفته شدهاند وارد نیاید، از خود خویشتنداری نشان داده است.
وی اشاره کرد تاکنون 1400 طلبه دختر و پسر خود را تسلیم کردند و مابقی هم باید خارج شوند. مقامهای پاکستانی میگویند حدود 60 شبهنظامی و صدها طلبه در حال حاضر در داخل مسجد هستند. اما عبدالرشیدقاضی 43 ساله، درخواست دولت پاکستان برای تسلیم بیقید و شرط را رد کرد و گفت شهادت را به تسلیم ترجیح میدهد.
قاضی روز شنبه ادعا کرد که نیروهای دولتی پاکستان تاکنون حدود 70 طلبه را کشتهاند و اجساد 30 نفر از دختران کشته شده در محوطه مدرسه حفصه دفن شده است. دولت پاکستان این رقم را تکذیب کرده و اعلام کرد شمار کشته شدگان نزدیک به 19 نفر است.
با این حال قاضی گفت افراد مسلح مستقر در این مسجد تا یک ماه دیگر از نظر مهمات و تدارکات، تامین هستند. وی همچنین گفت: هنوز هزار و 800 طلبه در مسجد هستند. دولت باید امکان خروج امن و مطمئن ما از مسجد را فراهم کند تا به مناطق مسکونی خود باز گردیم. مولانا عبدالعزیز قاضی روحانی ارشد اهل تسنن و امام جماعت مسجد لعل که توسط پلیس پاکستان دستگیر شده بود درباره علت مقاومتشان در برابر دولت گفت: هدف از مبارزه ما اجرای شریعت و بازسازی مسجد لعل است.
برادر عبدالرشید قاضی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چگونه طلاب دختر را ترغیب میکردید که در کارهای خرابکارانه شرکت کنند، افزود: ما به آنها شور و جذبه جهاد را القا میکردیم و تاکید داشتیم وقت جهاد، ایثار و قربانی شدن است. این روحانی وهابی، در پاسخ به این سوال که چرا جان صدها طلبه را به خطر انداختید، گفت: ما فقط اجرای احکام اسلام را میخواستیم، چون در پاکستان دستورات اسلام اجرا نمیشود. قاضی در پاسخ به این پرسش که چرا با چادر زنانه محلی (برقع) و با اختفا در میان طلبههای دختر قصد فرار از مسجد را داشتید، گفت: شریعت اجازه داده است که اگر ضرورت ایجاب کرد در هر شرایط باید جان خود را نجات داد. به گفته وی ما ده هزار طلبه شاغل به تحصیل در 13 مرکز در پاکستان داریم.
تامین هزینههای مدارس دینی را منابع خارج از کشور به ویژه کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، افراد خیر و پدران طلاب دختر برعهده دارند. قاضی در رابطه با اوضاع داخل مسجد لعل گفت: بعد از بیرون آمدن من اوضاع بسیار وخیم شده است و در این مرحله عبدالرشید برادرم باید یا خودش را به جای من برساند یا تسلیم نیروهای نظامی شود. مقامهای دولتی و نظامی پاکستان اعلام کردند که حدود 30 جنگجوی تروریست خارجی که از مناطق قبایلی شمال غربی پاکستان به این مسجد آمدهاند با تجهیزات کامل در آن محل تجمع کرده بودند. مسجد لعل تبدیل به مرکز گروگانگیری شد. مقامهای ارشد پاکستان طی هفت روز محاصره مسجد با 12 هزار نیروی ارتش و تجهیزات نظامی کامل اعلام کردند که نیروهای نظامی و امنیتی تلاش دارند با تخریب مدرسه حفصه راه فرار را برای طلبههایی که در بند افراد تروریست مسلح هستند، باز کنند. حدود 1200 طلبه اندکی پس از شروع درگیریها این مسجد را ترک کردند.
افرادی که مایل به خروج از مسجد بودند، در صورت بالا رفتن از دیوار مشرف به مسجد لعل که بین 1/2 تا 4/2 متر ارتفاع دارد با خطر شلیک گلوله از سوی شبهنظامیان و طلبههای افراطی مواجه میشدند. قاضی میگفت دست کم 1800 نفر از هواداران کماکان درون مسجد هستند. پلیس میگفت حدود 850 نفر که مجهز به کلاشینکف هستند در مسجد سنگر گرفتهاند و وزیر امور مذاهب پاکستان شمار دانشجویان مسجد لعل را 200 تا 500 تن اعلام کرد.
ارتش علیه مدارس
مدارس مذهبی در پاکستان در دوره جهاد علیه شوروی به شدت مورد حمایت دستگاه امنیتی این کشور موسوم به «آیاسآی» قرار گرفتند و در کنار آموزش ایدئولوژیک، آموزش نظامی طلاب و جهادگران در گستردهترین سطح ممکن مورد توجه بود. علمای دینی مسئولیت آموزش ایدئولوژیک طلاب را برعهده داشتند و افسران امنیتی آیاسآی آموزش نظامی آنها را پذیرفتند. پس از 11 سپتامبر 2001 بحث تغییر در روش جهادی و اصلاح برنامه درسی مدارس تقویتکننده سلفیگرایی در عربستان سعودی و پاکستان مطرح شد.
در پاکستان این تلاش زیر لوای امروزی کردن دروس مدارس، استفاده از رایانه و آموزش زبان انگلیسی با هدف جذب دانشآموختگان مدارس مذهبی همچون مدارس رسمی در بازار کار پیگیری شد، اما مدارس زیر بار آن نرفتند و مساله جهاد با آمریکا در افغانستان جایگزین جهاد با شوروی شده بود. مشرف تحت فشار آمریکا ناچار به برخورد با جریان طالبان و القاعده در قبایل پشتون حامی تفکر طالبانی شده است.
مقاومت مدارس مذهبی که دروس جهادی را از برنامه درسی خود حذف نمیکنند، حکومت ژنرالها را در پاکستان تهدید میکند. مشرف در جلسه اضطراری مقامهای ارشد کشور گفت: تسهیلات آموزشی برای طلاب دختر و پسر را در مراکز آموزشی مدرن فراهم خواهیم کرد. باید طلاب دختر مدرسه «حفصه» در دیگر مراکز آموزشی کشور به تحصیل مشغول شوند. در این نشست مقامهای ارشد پاکستان تصریح کردند که با بسته شدن این دو مرکز (مسجد لعل و حفصه) دولت هزینه آموزش این افراد را تقبل خواهد کرد.
آمریکا با بینظیر بوتو نخستوزیر اسبق در تبعید و رهبر حزب مردم وارد مذاکره شد تا اگر ارتشبد مشرف شکست خورد گزینه سیاسی را جایگزین گزینه نظامی کند و از قدرت گرفتن تفکر طالبانی در پاکستان جلوگیری کند. در چنین فضایی حادثه مسجد لعل میتواند یک نقطه عطف باشد. بدین معنا که تکلیف دولت و مدارس مذهبی را یکسره خواهد کرد. دولت و ارتش مصمم به پایان دادن تفکر طالبانی و مدارس مذهبی پاکستان هستند.
سال جاری سال انتخابات پارلمانی در پاکستان است و زمان زیادی نمانده است. اسلامگراها در پاکستان از حمایت مردمی قابل توجهی برخوردارند، به ویژه در دو ایالت سرحد و بلوچستان که قبایلی هستند که به قدرت مرکزی نیز چندان روی موافق نشان نمیدهند.
علاوه بر آن بخشی از نظامیان و سازمان امنیت پاکستان کماکان از طالبان حمایت میکنند. آنها برای تثبیت نفوذ خود در افغانستان دست به تشکیل طالبان زدند. حتی پس از آنکه مشرف با طالبان در مناطق مرزی قرارداد آتشبس امضا کرد، طالبان حملات خود علیه نیروهای نظامی بینالمللی ـ ایساف ـ در افغانستان را تشدید کرد. افزون بر این نیروهای القاعده و مبلغین تروریسم بدون هیچ مانعی از خاک پاکستان دست به عملیات میزنند. این مساله از چشم کشورهای غربی به ویژه از چشم آمریکا پنهان نیست.
اما ترس بزرگی از دوران پس از مشرف وجود دارد. با این حال روزنامه نیویورک تایمز مینویسد: هر چند ممکن است ژنرال مشرف مدتی دیگر در قدرت باقی بماند یا نماند، ولی دیگر آن زمان گذشته است که دولت بوش بخواهد برای او دلیل تراشی کند.
به نوشته این روزنامه واشنگتن باید به مردم پاکستان اعلام کند که آمریکا متحد کشور آنها است نه دیکتاتور آنها و در نتیجه آمریکا سریعترین بازگشت به انتخاباتی آزاد و حکومتی غیرنظامی را ترجیح میدهد.
پس از 11 سپتامبر، ژنرال مشرف که نگران بود خود به هدفی در جنگ بوش علیه تروریسم تبدیل شود موافقت کرد به حمایتهای علنی خود از طالبان در افغانستان پایان دهد و به نیروهای آمریکایی در این کشور کمکهای اطلاعاتی و لجستیکی محدودی ارائه کند. در عین حال او به بسیار کمتر از آنچه قول آن را داده بود عمل کرده است.
با وجودی که مبارزان القاعده و طالبان همچنان در داخل مرزهای پاکستان مورد پناه و حمایت قرار میگیرند، مشخص نیست سرویسهای اطلاعاتی مشرف به کدام طرف خدمت میکنند. به نوشته نیویورک تایمز دولت بوش در سال 2005 از فرصت خود برای دستگیری رهبران القاعده در خاک پاکستان خودداری کرد تا برای ژنرال مشرف مشکلی به وجود نیاید.
در عین حال واشنگتن همچنان بدون هیچ انتقادی به حمایتهای خود از حاکمیت مشرف ادامه میدهد. پاکستان در حال نزدیک شدن به نقطه بازگشت است. شبهنظامیان محلی طالبان و متحدان اسلامگرای آنها از سیاستهای دلجویی مشرف سوء استفاده کرده و از آن برای گسترش نفوذ خود بهره گرفتهاند. طبقه متوسط پاکستان نیز به خاطر اخراج دادستان کل این کشور، تلاش برای سانسور رسانهها توسط مشرف و تلاش او برای آنکه بدون هیچ انتخابات آزادی مجدداً رئیسجمهور شود خشمگین است. افسران نظامی پاکستان نیز از اینکه مشکلات بر دوش آنها است، خسته شدهاند و خواستار بازگشت به دولت غیرنظامی هستند. تعلل مشرف نمونه بارز برخورد دولت با تندروها است. ارتش و سازمان امنیت پاکستان دهها سال از گروههای اسلامی به عنوان ابزار قدرت استفاده کردند.
زمانی که مشرف در عرصه خارجی سخنان ضد تروریسم را تبلیغ میکرد، همزمان در عرصه داخلی برای خنثی کردن رقیبان قدرتمند خود با تندروها وارد اتحاد میشد. مشرف در مقابل به نیروهای افراطی امکانات میداد و علیه مساجدی که در آنها تبلیغ خشونت میشد، دست به اقدامی نمیزد. این بازی دوگانه برای مشرف سرنوشت شومی را به همراه خواهد داشت.