تاریخ انتشار : ۱۲ تير ۱۳۸۷ - ۱۷:۳۳  ، 
کد خبر : ۳۴۸۷۷

معامله بزرگ


ایران در هر سطحی آمادگی مذاکره را دارد. شرط‌های تحقیر‌آمیز و غیرقابل قبول را پس بگیرند و بدون شرط بنشینیم مذاکره کنیم ... مسائل منطقه، مسائل هسته‌ای و هر مساله‌ای که وجود دارد و ما می‌توانیم به آنها کمک کنیم یا آنها به ما کمک کنند و ما هم به آنها راه نشان دهیم می‌توانیم در مذاکرات قرار دهیم."

این بخشی از سخنان هاشمی‌رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رییس‌جمهوری اسبق و کسی است که خود را ستون خیمه نظام می‌داند. او دقیقا همان پیشنهادی را مطرح می‌کند که مقامات عالی‌رتبه جمهوری اسلامی در سال 2003 در نامه‌ای به مقامات آمریکایی فرستاده بودند. نامه‌ای که بعدها از آن به نام "معامله بزرگ" (Grand Bargain) یاد شد. در آن سال ایران نه ‌تنها از مصالحه در خصوص مساله هسته‌ای صحبت کرده، بلکه مسائلی مانند حمایت از گروه‌های فلسطینی و حزب‌الله را نیز به عنوان مواردی که می‌توان روی آنها گفت‌وگو کرد در نامه‌ای که به سفارت سوییس در تهران تسلیم شد ذکر کرده بود. موضوعی که نشان می‌داد هیچ خط قرمزی برای مذاکره وجود ندارد و ایران به همان اندازه می‌تواند در خصوص مساله هسته‌ای مذاکره کند که در خصوص تغییر روابط با مهمترین متحدان ایدئولوژیک منطقه‌ای خود. پیشنهاد مذاکره رفسنجانی با پیشنهاد "معامله برزگ" دارای ویژگی‌های مشابهی هستند. ایران در سال 2003 در حالی پیشنهاد خود را مطرح کرد که افغانستان و عراق به اشغال آمریکا در آمده بودند و زمزمه‌های بسیاری در خصوص اینکه ایران هدف بعدی است مطرح می‌شد. تا حدی که یکی از مقامات بلند پایه آمریکایی گفته بود که "هر کسی می‌تواند به بغداد برود، اما مرد واقعی کسی است که به تهران برود." (Anyone Can Go to Baghdad; Reel Man Go to Tehran) از بد حادثه پس از چند دیدار اولیه دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی (بر اساس مقاله‌ای که چندی پیش نیکلاس کریستف ستون نویس روزنامه نیویورک تایمز نوشته بود)، جواد ظریف برای ادامه گفت‌وگوها به سوییس می‌رود، اما نمایندگان آمریکا نمی‌آیند. آمریکا دست رد به سینه ایران می‌زند و ایران نیز در برابر لحن تندتری را نسبت به آمریکا اتخاذ می‌کند. این لحن تند در مضاعف شدن فعالیت برنامه هسته‌ای ایران و یا اظهارات تحریک‌کننده احمدی‌نژاد در مورد اسراییل و یا هولوکاست خود را نشان می‌دهد.

پس از آن ایران با پیشنهاد مشوق‌های اقتصادی اروپا در سال 2004 روبرو شد. چند ماه مذاکره و همزمان ظهور شورشیان و شبه‌نظامیان و خلاصه‌ گیر کردن آمریکا در عراق باعث شد مسئولان جمهوری اسلامی به این نتیجه برسند که در موقعیت بهتری قرار گرفته‌اند و به همین جهت پیشنهاد مشوق‌ها را دست کم گرفته و خواستار امتیازات بیشتری شدند.

مشکلات آمریکا طی این سالها در عراق چند برابر شد اما هیچگاه هم به نظر نرسید که دستگاه بوش قصد دارد فشارش را از روی ایران بردارد. کما اینکه برخی تحلیلگران آمریکایی و اسراییلی صریحا از اینکه کاخ سفید حساب عراق و ایران را از هم جدا می‌کند سخن گفتند. به این ترتیب مقامات ایرانی که گمان می‌کردند با زمین‌گیر شدن آمریکا در عراق، اندک‌اندک واشنگتن را برای گفت‌وگو با خود قانع خواهند کرد، نه‌تنها پرونده هسته‌ای را به جای شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در شورای امنیت دیدند، بلکه دو قطعنامه تحریم را هم به کارنامه سیاست خارجی خود طی دو سال گذشته سنجاق کردند تا مشخص شود چگونه محاسبه خطی‌ای که در خصوص روابط خود با ایالات متحده و غرب داشتند بسیار بی‌دقت بوده است. پیشنهاد رفسنجانی نشان می‌دهد که مقامات عالی‌رتبه نظام متوجه این موضوع شده‌اند. به همین جهت است که دو سال لحن تند و سیاست‌های منزوی‌کننده و پرخاشگرانه محمود احمدی‌نژاد که چون موهبتی برای سیاستگذاران نئومحافظه‌کار آمریکایی موجبات فشار بیشتر بر ایران و حتی قرار دادن چین و روسیه در صف کشورهای غربی شده بود، اندک‌اندک جای خود را به همان لحنی می‌دهد که مقامات عالی‌رتبه نظام در سال 2003 انتخاب کرده بودند. در واقع همان طور که نمی‌توان تصور کرد نامه "معامله بزرگ" تنها تصمیم دولت اصلاح‌طلب خاتمی بوده باشد، اظهارات هاشمی‌رفسنجانی در نماز جمعه تهران که در آن بخشی از هواداران و پایه‌های اجتماعی نظام هر هفته حاضر می‌شوند، اجماعی در سطح عالی است و بیانگر احساس خطر و نگرانی جدی‌ایی که در لایه‌های مختلف نظام حس می‌شود. آنها می‌دانند در صورت انجام چنین مذاکره‌ای که می‌تواند مدتها به طول بیانجامد حداقل کشور با خطر حمله مواجه نخواهد بود. به علاوه ممکن است تغییراتی دیگری نیز رخ بدهد که موجب خروج از بحران باشد. این نگرانی با اقدامات آمریکا در ترتیب دادن تلاش گسترده دیپلماتیک چند ساله برای ایجاد اجماع به منظور منزوی کردن ایران به لحاظ سیاسی و اقتصادی که هم‌اکنون دو قطعنامه تحریم را برای ایران به ارمغان آورده و احتمال اعمال تحریم سوم نیز کم نخواهد بود، نسبت مستقیمی دارد.

تضعیف موقعیت منطقه‌ای ایران از طریق فشار به همسایگان نامهربان جنوبی، محاصره کشور توسط پایگاه‌های نظامی و حضور سه ناو هواپیمابر در خلیج‌‌فارس، گمانه‌زنی درباره فروش میلیاردها دلار به عربستان سعودی مهمترین رقیب منطقه‌ای ایران. برای پاسخگویی به این نگرانی، البته محمود احمدی‌نژاد با آن چهره‌ای که طی دو سال گذشته از خود در عرصه بین‌المللی ساخته است، نماینده مناسبی به نظر نمی‌رسد. چرا که این چرخش هزینه‌های ایدئولوژیک بسیاری برای وفاداران به آرمانهای انقلاب اسلامی خواهد داشت علاوه بر آنکه گفت‌وگو با محمود احمدی‌نژاد برای غرب، چندان خوشایند به نظر نمی‌رسد. به همین جهت است که حضور چهره‌هایی که به میانه‌روی و مصالحه شهره هستند ـ این بار هاشمی ـ برجسته می‌شود. موضوعی که اگر استقبال نیروهای داخلی و ایالات متحده مواجه شود، منجر به تضعیف محمود احمدی‌نژاد در دنبال کردن رویکرد سرسختانه‌اش در عرصه بین‌المللی خواهد شد. آشکارا دو سال آزمودن روش‌هایی که مورد توجه محمود احمدی‌نژاد و همراهانش بوده است، نه تنها نتایج درخشانی برای کشور نداشته، بلکه خطرات جدی را متوجه امنیت ملی کرده است. پیشنهاد مذاکره با آمریکا حاکی از آن است که مقامات عالی‌رتبه نظام به این جمع‌بندی رسیده‌اند که ادامه چنین روندی، با توجه عزم جدی دولت واشینگتن برای مقابله با دولت تهران، امکان پذیر است و باید طرحی نو در انداخت. به همین جهت باید به انتظار نشست و دید پالس‌هایی که این بار آشکارا برای آمریکا فرستاده می‌شود چه انعکاسی خواهد داشت: در جدال بین لایه‌های مختلف محافظه‌کار بار دیگر کمرنگ و فراموش می‌شود یا آنکه به صورت جدی در دستور کار دستگاه سیاسی قرار می‌گیرد؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات