* آقای صفاتاج! دور دوم گفتگوها به تأکید و اصرار دولت عراق و با درخواست رسمی آمریکاییها پذیرفته شد. در حالی که مذاکرات نخست در عمل به تورق دفترچه خاطرات مبتنی بر گلایهها و نقدها به عملکرد دو طرف در حوزه عراق گذشت. آیا در این دور میتوان انتظار نزدیک شدن و یا حتی ورود مذکرات به عرصه عملیاتی را داشت، این دیدگاه هنوز خوشبینانه است؟
** این یک امر طبیعی است که مذاکره میان ما و آمریکا پس از سه دهه روابط تیره را نمیتوان محدود و محصور به یک دور گفتگو کرد، بنابراین تداوم مذاکرات یک امر بدیهی است تا فرآیند مذاکرات به سرانجامی معین برسد.
بنابراین دور نخست اگرچه به تعبیر شما به بیان گلایهها گذشت، باید آغاز یک فرآیند به درخواست آمریکا باشد زیرا نقش بیبدیل ایران در مسایل منطقه امروز غیرقابل انکار است. بنابراین گفتگو با ایران از سوی آمریکایی که در باتلاق عراق گرفتار شده از سوی کنگره و سنا زیر فشار است و حتی برخی جمهوریخواهان هم دولت را به پذیرش واقعیات ایران ترغیب میکنند، اتفاقی بود که باید رخ میداد.
* پس با این وصف، ورود به دور دوم مذاکرات و پذیرش آن، نه بر مبنای تحلیل نتیجه دور اول که بر پایه همان سیاستی بود که اصل مذاکره را توجیه کرد؟!
** بله! معتقدم مذاکرات دوم همه در راستای همان سیاستهای دور اول گفتگوها بوده، اما نکتهای که باید مورد توجه ما باشد این است که همانطور که مقام معظم رهبری تبیین فرمودند مذاکرات باید بر پایه سه اصل عزت، حکمت و مصلحت باشد و این سه اصل به موازات هم دنبال شوند.
باید توجه داشته باشیم که در این صورت ما در موضع برتر قرار خواهیم داشت زیرا مذاکره اگرچه میتواند آغاز فرآیندی برای رفع اختلافها و حرکت به سوی عادیسازی روابط یا برقراری آن باشد، اما نوعی مبارزه و یا جنگ سیاسی هم هست. جنگی که سلاح آن اندیشه و میدان آن میز گفتگو است. بنابراین با وجود اینکه در دور اول، بیشتر مسایل لاینحل باقی مانده، دور دوم میتواند یک گام از شکوائیهها به جلوتر حرکت کند.
*اما هیچ نشانه ملموسی از حسننیت در رفتار آمریکاییها مشاهده نمیشود. اگرچه به تعبیر برخی مسؤولان آثار خصومت نیز دیده نشده و شرایط خنثی است، اما این شرایط خنثی فضایی منفی برای مذاکرات است، در حالی که مثلاً آزادی گروگانها میتوانست یک حرکت مثبت در شرایطی باشد که دو طرف معتقد هستند در شرایطی قرار ندارند که برای هم پیششرط بگذارند؟!
** بر این باورم که این گفتگوها میتواند دو نتیجه را برای آمریکا در برداشته باشد، یعنی هم از شدت اختلافها بکاهد و هم افکار عمومی و گروههای سیاسی را در داخل آمریکا و عرصه بینالمللی تحت تأثیر قرار دهد. پس این دو هدف به موازات هم دنبال میشوند، ضمن اینکه از سیاستها و تفکرات بنیادی آمریکاییها است که به هر صورت ممکن از هژمونیهای منطقهای بویژه جمهوری اسلامی ایران جلوگیری کنند.
در هر حال، بحث حسننیت را نمیتوانیم مطرح کنیم که در رفتار آمریکاییها وجود دارد. اما این جمله باز به این معنا نیست که اگر آنها حسننیت ندارند ما باب مذاکره را در شرایط مساعد و برابر و با تأکید بر اصول عزت، حکمت و مصلحت ببندیم. در مجموع معتقدم شرایط ما در دور دوم گفتگوها بالاتر و بهتر از دور نخست آن است و میتوانیم خواستهها و انتظارات بیشتری را در برابر توقعات آمریکاییها مطرح کنیم.