تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۲  ، 
کد خبر : ۳۴۸۹۷

پایان عصر لیبرالیسم


پس از فروپاشی بلوک شرق و اضمحلال ایدئولوژی کمونیستی، غرب و به ویژه آمریکا از این اتفاق به عنوان غلبه لیبرالیسم بر جهان یاد کردند و در این میان، آمریکا خود را تنها ابرقدرت جهان احساس کرد. در این راستا، دو دیدگاه «آرمان‌گرایی» با محوریت فوکویاما، و «واقع‌گرایی» با محوریت هانتینگتون، در تبیین نظم جدید جهان مطرح شد.

 دیدگاه فوکویامایی، سخن از پایان تاریخ و ایدئولوژیها به میان آورد و اعلام کرد که جهان ناگزیر به راهی است که غرب لیبرال و به ویژه آمریکا رفته‌اند و اینک لیبرال دموکراسی، منتهای آرزوی بشر و غایت ایدئولوژیها در پیش‌روی همه ملتها قرار گرفته است.

 دیدگاه هانتینگتون، وجه دیگر دیدگاه فوق را بازنمایی کرد. او با ارایه تئوری جنگ تمدنها، به تهدیدهای تمدن غربی و به تعبیر دیگر، خطرات نظام لیبرال دموکراسی معطوف شده و در جمع‌بندی خود، پیش‌بینی جنگ تمدنی را مطرح ساخت. برآیند این دو دیدگاه این بود که شکل تهدیدها تغییر کرده و ثقل آن از «بلوک شرق کمونیستی» به «بلوک شرق اسلامی» تغییر جهت داده است.

 رهیافت‌ نهایی دو دیدگاه مذکور، ترویج لیبرال دموکراسی در جهان اسلام و تسخیر آخرین سنگرهای ایدئولوژی بشری است. این دیدگاهها با پیروزی نومحافظه‌کاران در سال 2000 مورد توجه سیاستمداران کاخ سفید قرار گرفت و حادثه 11 سپتامبر به عنوان یک «عامل کاتالیزور»، نگاهها را به جهان اسلام به منظور پایان دادن به تمدن خفته‌ای که به تعبیر نیکسون در کتاب «فرصتها را دریابیم»، هم‌اینک بیدار شده، به شدت امنیتی کرد.

 نومحافظه‌کاران آمریکا با سلطه رسانه‌ای، جهان اسلام را مترادف با تروریسم القا کرده و جنگ وسیعی را علیه‌ اسلام و اساساً بیداری اسلامی به راه انداختند. بدین‌سان، مسلمانان نه تنها در جوامع غربی مورد تعرض و محدویت‌سازیهای شدید قرار گرفتند، بلکه در پاره‌ای موارد حتی سرزمینهای اسلامی نیز برای آنها ناامن گردید. اکنون پس از سالها جنگ فرسایشی علیه‌ اسلام و مانع‌سازیهای جدی علیه مسلمین، این سؤال مطرح است که آیا از رشد اسلامی و رویکردها به اسلام کاسته شده است؟

 شواهد همه حاکی از شکست پروژه جنگ تمدنی علیه اسلام و جهان اسلام است. پروژه جنگ تمدنی کاخ سفید نه تنها به تولید قدرت نرم و سیطره بخشی ایدئولوژی لیبرال دموکراسی منجر نشد، بلکه اسلام و اسلامگرایی را قوی‌تر کرده و دولت حاکم بر کاخ سفید نیز به عنوان هژمون برتر در عصر کنونی، به منفورترین دولتها در جهان تبدیل شده است. کافی است برای اثبات این مدعا، رجوعی اندک به جوامع غربی و اسلامی داشته باشیم.

 مهمترین ملاک این ارزیابی، نتایج انتخابات در این جوامع است. دولت قبلی اسپانیا به عنوان یکی از مؤتلفین اصلی آمریکا در جنگ عراق، به واسطه همین موضوع در انتخابات دو سال قبل شکست خورد و اقبال مردمی خود را از دست داد. همین اتفاق در ایتالیا نیز به عنوان دومین مؤتلف آمریکا در مبارزه علیه اسلام رخ داد و دولت «پرودی» با شعارهای ضدآمریکایی خود قدرت را به دست گرفت. نمونه دیگر، تحولات سیاسی پس از بر کناری «بلر» نخست‌وزیر سابق انگلستان است. جانشین بلر برای آنکه چهره حزب کارگر را تا دو سال آینده (برای انتخابات) احیا نماید، چهره‌هایی را برای کابینه خود ـ بویژه در سیاست خارجی ـ برگزید، که اکثراً به سیاستهای ضدآمریکایی مشهورند. وضعیت فوق بیانگر نکته‌ای کلیدی است که افکار عمومی جهان غرب، سیاست آمریکا علیه جهان اسلام را بر نمی‌تابد. نکته اساسی‌تر اینکه اقبال مردم به اسلام و تمایل آنها به دین مبین اسلام در جوامع غربی، با وجود فشارهای بی‌سابقه دولتمردان غربی، به شدت افزایش یافته است. این مسأله پیام آشکاری به سیاستمداران غربی است که اقدامهایی همچون توهین به ساحت مقدس پیامبر اعظم(ص) و محدودیت علیه مسلمانان و به راه انداختن جنگهای غیرانسانی، شکست خورده بوده و نتایجی معکوس را برای غربیان به همراه داشته است.

 فرایند این تحولات در جهان اسلام از شدت بالاتری برخوردار است. تنفر از دولتهای غربی بویژه آمریکا رو به فزونی نهاد و گرایش مسلمانان به اسلام سیاسی و همچنین گروههای اسلامگرا و طرد هر اندیشه‌ای که متکی به غرب و لیبرال دموکراسی است، از نتایج قطعی سیاست اسلام‌زدایی آمریکا در جهان اسلام است. اکنون پیروزی در هر نوع انتخابات در جهان اسلام، به طور قطع از آن کسانی است که شعار ضدآمریکایی سر می‌دهند و به گرایشهای اسلامی مشهورترند.

 می‌توان گفت، جهان شاهد پایان عصر ایدئولوژی لیبرال دموکراسی است و به جای آنکه موج چهارم دموکراسی ادعا شده از سوی «ریچارد هاوس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا در جهان نضج گیرد، موج اسلام‌گرایی سراسر جهان را فرا گرفته و به مرزهای جهان غرب نفوذ کرده است. اساس این تحول در این نکته اساسی، یعنی سخن پیامبر اعظم(ص) نهفته است که: «الاسلام یعلوا و لا یعلی علیه»؛ اسلام دین فطری است که نه با ابزارهای سخت و سرکوبگرانه می‌توان آن را از انسان دور ساخت و نه ابزارهای نرم و رسانه‌ای قادر خواهند بود چهره زلال آن را آلوده نمایند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات