تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۸۷ - ۰۸:۴۶  ، 
کد خبر : ۳۴۸۹۹

میراث مشترک فرهنگی، راز اتحاد ایرانیان


رضا جنیدی

ملت به مردمی اطلاق می‌شود که میراث فرهنگی مشترکی، آنها را به هم پیوند داده است. امرسون در یک تعریف کاربردی، ملت را این گونه توصیف می‌کند: «گروهی از مردم که احساس می‌کنند از دو جهت به یکدیگر وابسته‌اند؛ این که آنان در عناصر بسیار مهمی از یک میراث مشترک سهیم بوده و این که در آینده، سرنوشت مشترکی دارند.»

 تشخیص عوامل تعیین‌ کننده ملیت و ایجاد ‌کننده کشور همیشه مورد بحث است. گروهی از ملتها به یک اصل از اصول مادی و معنوی محیط انسانی پایبندند و آن یک اصل را عامل پیدایش و یکپارچگی آن گروه انسانی ویژه، به منزله یک «کشور» یا یک «ملت» فرض می‌کنند و آن تنها عامل را «علت وجودی» آن کشور می‌دانند بهترین مثال در این راستا، فلسفه ناسیونالیزم عربی جمال عبدالناصر (پان عربیزم) در دهه 1960 و یا «پان ترکیزم» است که البته به دلیل تکیه بر یک عامل نتوانسته‌‌اند به عنوان عاملی وحدت‌بخش مؤثر افتند؛ کما اینکه تکیه پاکستان بر عامل «مسلمان بودن» به منزله تنها دلیل موجودیت آن کشور، نیز در نهایت به جدایی و استقلال بنگلادش از پاکستان به عنوان یک کشور مستقل منجر شد.

 در برابر این گروه از کشورها، بیشتر ملتها می‌کوشند عوامل چندگانه‌ای را شاخص تعیین ملیت و هویت ملی و علت موجودیت خود به عنوان «ملتهای یکپارچه، جداگانه، و متمایز از دیگران» قرار دهند. در آسیا، گذشته از هندوستان و چین، ایران بهترین نمونه این برخورد در راستای تعیین علت وجودی است.

 ایرانیان مجموعه‌ای از عوامل چندگانه زبانهای ایرانی (فارسی، کردی، لری، بلوچی، گیلکی، مازندرانی و غیره) و زبانهای نیمه ایرانی (مانند آذری که در هم شده‌ای است از ترکی و فارسی)، دین اسلام (تشیع و تسنن) خاطرات سیاسی (تاریخ سیاسی ایران)، آداب و رسوم ایرانی آیین و سنن ایرانی، ادبیات، هنر و فالکور ایرانی را غیره را شاخص ملیت و هویت‌ ملی خود می‌شمارند و آمیخته‌ای از این عوامل را علت وجودی ملت و کشور ایران معرفی می‌کنند‌. آنجا که گروهی از ایرانیان به زبان غیرایرانی سخن گویند، مذهب شیعه و آداب و سنن و خاطرات سیاسی و دیگر عوامل مادی و معنوی محیطی خود را با دیگر ایرانیان شریکند و آنگاه که ایرانیانی به دین اسلام یا مذهب شیعه نباشند، در زبانهای ایرانی، خاطرات سیاسی ایرانی، آداب و رسوم، ادبیات و هنر و آیین و سنن ایرانی با ایرانیان مسلمان یا شیعی شریکند. هیچ ایرانی نیست که از مجموعه این عوامل بیرون باشد و اگر کسی پیدا شود که در هیچ یک از این عوامل خود را با ایرانیان شریک نداند، ایرانی نیست.

عوامل همگرایی ایرانیان

نیروها و عوامل همگرایی و تقویت‌ کننده همبستگی و اتحاد ملی عبارتند از:

1) اشتراک در لایه‌‌های مختلف خصیصه‌‌های بخش مرکزی

بخش مرکزی که بدنه اصلی و اکثریت ملت ایران را تشکیل می‌دهد، ترکیبی از لایه‌های قومی، مذهبی، فرهنگی، نژادی و فضایی همسو و همگراست؛ این امر به طور طبیعی باعث افزایش همگرایی و یکپارچگی ملی در بین اکثریت ملت ایران می‌شود. در واقع، در بخش مرکزی لایه‌های قومیت (فارسی و ایرانی)، مذهب (شیعه)، زبان (فارسی) و فرهنگ (ایرانی) و قالب فضایی درون فلات ایران همه کارکرد مشترک و همسو دارند.

2) ریشه تاریخی مشترک

ایران ریشه تاریخی عمیقی دارد. دولت و نظام سیاسی در این کشور حدود 2800 سال سابقه حکومت دارد که به جز در گسل‌های کوتاه ‌مدت و دوره‌های گذار سیاسی، استمرار تاریخی داشته است. ملت و مردم ایران نیز در حدود 3000 تا 3500 سال (از زمان مهاجرت آریایی‌ها) سابقه تاریخی دارند. فضای جغرافیایی و قلمرو ملت و حکومت ایران در گذشته، از آنچه امروزه به نام ایران شناخته می‌شود وسیع‌تر بوده است و اجزای ملت جملگی در قالب یک واحد سیاسی ـ فضایی و تحت اداره یک حکومت مشترک، هویت مستقل و بارزی داشته‌اند و این مجموعه ایران نامیده می‌شده است. واحدهای جغرافیایی و فرهنگی پیرامونی با وجود اینکه در دوره‌های گذار سیاسی به دلیل ضعف دولت مرکزی، نهادهای خودگردان منطقه‌ای تأسیس می‌کردند، خود را قسمتی از واقعیتی بزرگتر و کلان‌تر به نام ایران می‌دانستند؛ با قدرت گرفتن حکومت مرکزی بلافاصله فرآیندهای ناحیه‌گرایی متوقف می‌شد و همه نواحی هویت جمعی ایرانی را به خود می‌گرفتند، این همزیستی مستمر تاریخی و تجربه‌های تلخ و شیرین مشترک در طول تاریخ، احساس تعلق به ایران و ایرانی بودن را در میان آنها پدید آورده است.

 3) فرهنگ مشترک ملی

 فرهنگ ایرانی محصول عملکرد تاریخی و بلند ‌مدت نیروهای فرهنگ‌ساز ملت ایران در قلمرو  جغرافیایی گسترده آن است. فرهنگ ایرانی در ابعاد مختلف زبان، دین، هنر، موسیقی، شعر و افسانه، غذا، لباس، الگوی روابط خانوادگی، آداب و رسوم اجتماعی، باید و نبایدهای اخلاقی، باورها، رابطه فرد با دولت یا نظام اجتماعی و سیاسی و... ویژگیهای منحصر به فردی دارد که آن را از فرهنگهای نواحی پیرامونی مستثنا می‌سازد. فرهنگ فراگیر ایرانی که در محدوده‌های فضایی کوچکتر اجزا و خرده فرهنگهایی را نیز در بر دارد، نه تنها فضای جغرافیایی مرکب ایران امروز را زیر پوشش می‌گیرد، بلکه برخی خصیصه‌های فرهنگی آن از مرزهای سیاسی کشور عبور کرده و مناطق واقع در آن سوی‌ مرز، نظیر آسیای مرکزی، قفقاز، افغانستان و بخش مهمی از پاکستان را نیز فرا گرفته است.

4) مفاخر ملی

شخصیتهای برجسته واقعی و اسطوره‌ای ایرانی که خود جزیی از فرهنگ ایرانی‌اند از مشترکات مردم ایران و حتی ملتهای پیرامون ایران به شمار می‌روند؛ چهره‌هایی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ، ابوعلی سینا، زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، عمر خیام، جامی، نظامی، گنجوی و قهرمانانی نظیر رستم، سهراب، کوروش، بهرام، ابومسلم خراسانی، پوریای ولی و... به تمامی ایرانیان تعلق دارند و همواره از آنها به احترام یاد می‌شود. همچنین، برخی از آثار و بقایای تاریخی و باستانی، نظیر پرسپولیس (تخت جمشید)، پاسارگاد، نقش رستم، تیسفون و... احساس وابستگی و تعلق را در ایرانیان بر می‌انگیزد.

5) دین و مذهب

دین اسلام وجه مشترک بیش از 99 درصد جمعیت ایران است و مذهب شیعه نیز عامل اشتراک میان بیش از 90 درصد ملت ایران است. با توجه به نقش بنیادین دین و مذهب در باورها، اعتقادات، رفتارها و کردارهای مردم، این دو به منزله عوامل همگرایی و وحدت مردم شناخته می‌شوند؛ علاوه بر این، مذهب شیعه که قلمرو آن را در داخل مرزهای جغرافیایی ایران قرار داشته، بر اتصال، اتحاد و یکپارچگی ملت تأثیر بسیار زیادی داشته است.

6) آرمان سیاسی مشترک

ملت ایران، بویژه در یک قرن اخیر و پس از یافتن نقش سیاسی، آرمان سیاسی داشته و این آرمان مشترک، عامل همگرایی اقشار و گروههای مختلف  ملت بوده است.

7) نهادهای ملی

 نمادهای ملی، تجلی عینی و فیزیکی هویت ملی‌اند؛ بنابراین افراد ملت خود را به آنها متعلق می‌دانند و از مطرح شدن و درخشش آنها در سطح بین‌المللی احساس رضایت و خشنودی می‌کنند. تأسیس، تعمیق، و نهادینه‌ شدن نمادها احساس مشترک ملی را در افراد ملت به وجود می‌آورد و زنده نگه می‌دارد. کارکرد دیگر نمادها، متمایز ساختن ملتها از یکدیگر است؛ نمادها به صورت غیر‌مستقیم حس همبستگی ملی را تقویت و ملت را به جدایی گزیدن از دیگران ترغیب می‌کنند.

8) اقتدار حکومت مرکزی

اقتدار حکومت مرکزی هم به لحاظ ذهنی و هم به لحاظ عینی بر کانونی‌سازی دیدگاههای منطقه‌ای و جلب و جذب آنها به سوی مرکز تأثیر داشته‌اند. واحدهای پیرامونی ایران در شرایط استقرار دولت مرکزی قوی اطاعت دولت مرکزی را می‌پذیرفته و خود را جزئی از ترکیب جغرافیایی دولت می‌دانسته‌اند. در دوره‌های تاریخی گذشته و قبل از استقرار نظام سیاسی متمرکز به دست رضا شاه، واحدهای قومی ـ جغرافیایی با وجود اینکه در ترکیب دولت قرار داشتند، از نوعی خو‌دمختاری و خود‌گردانی محلی و خصیصه‌های فرهنگی محلی برخوردار بودند. و همچنین عصر رضا شاه، اراده‌ای ملی برای از میان بردن تفاوتهای فرهنگی و یکسان‌سازی فرهنگ وجود نداشت؛ مناطق حاشیه‌ای تنها از نظر سیاسی از حکومت مرکزی فرمانبری داشتند و زیر نظر حاکم منصوب از سوی مرکز اداره می‌شدند، اما در سایر امور مطابق مقتضیات محلی عمل می‌کردند. این نوع خودگردانی ضمن حفظ این‌ گونه واحد‌ها در ترکیب سیاسی ایران، متضمن جلب رضایتمندی آنها نیز بود و اتصال آنها به ایران را در طول تاریخ استمرار می‌بخشید.

9) تهدیدهای خارجی

تهدیدهای بیرونی، چه در شکل نظامی و امنیتی و چه در شکل فرهنگی و چه با ایجاد مخاطره برای حیثیت و شأن ملی، همگرایی تهدید‌شوندگان را افزایش‌ می‌دهد و آنها را به اتحاد برای دفاع از خود وادار می‌کند. ایران به دلیل موقعیت ارتباطی منحصر به فرد خود، در طول تاریخ همواره از سوی بیگانگان مورد تهدید بوده است؛ به طوری که ایران را گذرگاه حوادث می‌نامند. چنین وضعیتی باعث نهادینه ‌شدن همبستگی ملی ایرانیان شده است.

 در دوره معاصر، تحمیل جنگ فرسایشی به جامعه ایرانی که هشت سال دوام یافت، توأم با آثار محاصره اقتصادی و استراتژیک ایران توسط ایالات متحده آمریکا به بیداری ایرانیان کمک شایانی کرد. محاصره استراتژیک یاد شده، به حمایت مستقیم یا غیرمستقیم (از راه پاکستان و افغانستان) از طالبان برای ایجاد تزلزل در خاور ایران، حمایت مستقیم و غیرمستقیم از امارات متحده عربی در مورد ادعا نسبت به جزایر تنب و ابوموسی در خلیج فارس و ایجاد تهدیدهای سرزمینی در جنوب ایران، حمایت از عراق در شعله‌ور ساختن جنگ از جناح باختری و طرح ادعای آن کشور نسبت به سراسر اروند‌رود و بخشهایی از خوزستان، حمایت از همکاریهای نظامی ترکیه و اسراییل که به پروازهای اکتشافی هواپیماهای تجسسی اسراییل بر فراز مناطق مرزی باختری ایران منجر شده است و حمایت از مثلث استراتژیک ترکیه ـ اسراییل ـ جمهوری آذربایجان که می‌تواند تهدید بالقوه‌ای نسبت به آذربایجان ایران شمرده شود، تهدیدکننده یکپارچگی سرزمینی و وحدت ملی ایران بوده است. اما این تهدیدها احساسات میهنی ایرانیان را برانگیخته و استقلال‌خواهی آنان را افزایش داده و در نزدیکی و به هم پیوستگی مردم ایران اثری ژرف نهاده است. شایان ذکر است، هیچ پدیده یا عاملی در تاریخ 200 ساله اخیر ایران نتوانسته است به اندازه تجاوز عراق به ایران و ادعاهای سرزمینی امارات متحده عربی نسبت به جزایر ایرانی در خلیج فارس، ایرانیان در داخل و خارج از کشور هوشیار و با هم متحد و یکپارچه سازد.

 راههای تقویت اتحاد ملی و انسجام اسلامی

با توجه به ساختار ترکیبی ملت و الگوی فضایی آن که امکان فعال‌ شدن نیروهای واگرا و گسلنده را فراهم می‌آورد، لازم است تدابیری در سطح ملی به کار گرفته شود تا عوامل واگرایی تضعیف و عوامل همگرایی و وحدت‌بخش تقویت شوند و انسجام ملی پایدار، در عین اعتبار‌بخشی به هویتهای منطقه‌ای و با در نظر گرفتن اصل تعامل سازنده تضمین شود. بدین منظور، راهکارهای زیر پیشنهاد می‌شود:

1- شناساندن هویت ملی مذهبی فراگیر و تبیین عناصر برجسته آن و انجام اقدامهایی برای اینکه درکی عمومی از این هویت ایجاد شود و همه گروههای ملی به سوی آن جذب شوند و حس وابستگی و وفاداری نسبت به آن در آحاد ملت پدید آید: پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، نظام یکسره بر دستاوردها و افتخارات هخامنشی و ساسانی تکیه داشت، بی‌آنکه اسلام در آن نقشی داشته باشد. پس از انقلاب اسلامی نیز برخی با تأکید بر هویت اسلامی، هویت ملی را مغایر با آن شمردند. این هر دو، راهی را می‌پیمودند که با طبیعت حقیقی ساختار هویتی ایران سازگار نبود. زیرا نه می‌توان دهها قرن تمدن پیش از اسلام ایران را نادیده گرفت و نه می‌توان چهارده قرن دین اسلام در ایران را انکار کرد. نه تنها «ملیت» با اسلام و مفهوم «امت» اسلامی مغایرت ندارد بلکه اسلام در فرهنگ و هویت ایرانی اثر ژرفی نهاده و از تمدن و فرهنگ ایرانی بهره فراوان گرفته است. در واقع، مقام معظم رهبری نیز با عنایت به این موضوع مهم بود که امسال را سال «اتحاد ملی و انسجام اسلامی» نام نهادند.

2- شناساندن، تشریح و شفاف ساختن منافع عام ملی اعم از مادی و معنوی، عینی و ذهنی برای افراد ملت.

3- شناساندن و تبیین عوامل نسبتاً پایدار و فراگیری که منافع ملی را تهدید می‌کنند، اعم از تهدید نظامی مرزها، تهدید امنیت عمومی، منافع مادی و مصالح ملی، حیثیت و هویت ملی به ملت.

 4- ترویج نمادهای ملی و تقویت و تحکیم علاقه و احساس وابستگی ملت بدانها، تأسیس نمادهای جدید و معرفی آنها به ملت.

5- شناساندن، حمایت و تقدیر از مفاخر ملی و سرمایه‌های انسانی و فرهنگی، نظیر شاعران، دانشمندان، ادیبان و قهرمانان ملی، چه آنها که در گذشته‌ا‌ند و چه آنها که در قید حیات‌اند، با برگزاری یادمانهای سالانه، کنگره‌های ملی و بین‌المللی.

 6- شناساندن مفاخر و شخصیتهای برجسته تاریخی و معاصر متعلق به مناطق پیرامونی ایران و مطرح‌ ساختن آنها در سطح ملی و بین‌المللی

7- بررسی، شرح و تبلیغ مستمر حماسه‌های ملی، اسطوره‌ها، افتخارات، یادمانها و یادگارهای تاریخی، نظیر مبارزات و مقاومت‌ها، انقلابهای مردمی (مشروطه و انقلاب اسلامی)، خاطرات تلخ و شیرین ملی، آثار باستانی و غیره.

8- گسترش و تعمیم آرمان سیاسی در میان ملت.

9- تأسیس، معرفی و تبلیغ آرمانهای سیاسی مختلف نخبه‌گرا، ملی‌گرا، دین‌گرا، ایدئولوژی‌گرا و غیره.

10- تأسیس و گسترش فعالیت تشکل‌ها و احزاب سیاسی ملی، سازمانهای اجتماعی و فرهنگی غیردولتی در سطح ملی و تقویت آنها  برای توسعه شبکه ذو مراتب سیاسی در اقصی نقاط کشور با هدف پیوند‌ دادن گروههای اجتماعی و فضایی ملت به یکدیگر و متشکل‌ کردن آنها در سازمانهای عمومی و ملی‌گرایی.

11- سازماندهی ارتش و نیروهای مسلح در زمینه جذب نیرو و ایجاد قابلیت انعطاف‌پذیری در توزیع، انتقال و حشر‌ و ‌نشر نیروهای وظیفه در سراسر کشور، به طوری که موجبات ادغام اجتماعی، آگاهی ملی، ادراک اجتماعی و آفت ملی میان سربازان اقصی نقاط کشور که به خرده ‌فرهنگهای حاشیه‌ای و مرکزی تعلق دارند، فراهم آید.

12- توسعه شبکه ارتباطی میان فضاهای جغرافیایی کشور براساس الگوی ترکیبی دوایر متحد‌المرکز و شعاعی، با هدف گسترش تعاملات اجتماعی ـ سرزمینی بین مرکز ـ حاشیه، مرکز ـ مرکز، و حاشیه ـ حاشیه در مقیاس‌های ملی و منطقه‌ای.

 13- طراحی و توسعه الگوی مشارکت ملی در امور سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و اداری، دیپلماسی، نظامی، علمی و غیره براساس نسبت اقلیت‌ها در ترکیب ملت و تسهیل امر جابجایی و مبادله متوازن نیروی انسانی میان مناطق حاشیه‌ای و مرکزی، در سطوح مدیریت و کارشناسی بخش عمومی.

14- اقدامات سیاسی و عملی و اتخاذ تدابیر لازم برای القای حس وابستگی، یکپارچگی و وحدت مردم و نخبگان بخش پیرامونی و بخش مرکزی به ویژه پایتخت.

15- بهره‌گیری از رسانه، ابزارهای فرهنگی و ارتباطی و سیستمهای تعلیم و قدرت به منظور انتقال و تبلیغ و ترویج پیام‌های وحدت‌آفرین در سطح کشور.

16- برقراری عدالت جغرافیایی در کشور و ایجاد توازن‌ نسبی میان مناطق بخش مرکزی و بخش حاشیه در توسعه و بهبود شاخص‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ‌سیاسی و قضایی و ایجاد فرصت‌های مناسب برای بهره‌مندی عادلانه از منابع ملی و مزایای توسعه.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات