یک تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: انتخابات آزاد، مقدماتی لازم دارد؛ اگر روزنامه و تریبونی برای طرح صحبتها نباشد، اصلا بحث رقابت مطرح نمیشود و متاسفانه با شرایط عمومی موجود، فضا روز به روز پیچیدهتر میشود. سعید لیلاز طی سخنانی در جمع خبرنگاران در مشهد با بیان این ادعا که "اطلاع داریم که با در پیش بودن نظارت استصوابی، نیروهای زیادی نخواهد توانست به عرصه انتخابات وارد شوند" در عین حال در پیشبینی از ترکیب مجلس هشتم اظهار کرد: مجلس هشتم با یک اکثریت راست، کمتر از اکثریت الان و یک اقلیت چپ یا اصلاحطلب، ولی نیرومندتر از وضعیت فعلی شکل خواهد گرفت. در داخل این دو، رادیکالها حاشیهییتر و کمتر خواهند بود، یعنی جناح معتدل راست و جناح معتدل اصلاحطلب بیش از دو سوم مجلس را در دست خواهند گرفت. ما یک اکثریت 60 به 40 خواهیم داشت از جناح محافظهکار و اصلاحطلب و در هر کدام از اینها باز اکثریت داخلی با جناح اعتدالی هر دو جریان خواهد بود.
وی با بیان این که "تصور میکنم همچنان مسائل اقتصادی جایگاه مهمی را در شعارها دارد" خطاب به احزاب توصیه کرد: به هیچوجه به خاطر جلب رای مردم نظر کارشناسی خود را زیر پا نگذارند و آن را فدای مسایل سیاسی نکنید؛ مطمئن باشید ملت ایران میفهمند. حرفهای پوپولیستی شاید در کوتاهمدت جواب دهد، اما تجربه دو سال اخیر نشان میدهد که در میان مدت و بلند مدت حتما نظرات کارشناسی بهتر عمل میکند. این کارشناس مسائل اقتصادی با بیان این که "تصور میکنم که نگاه کارشناسی به اقتصاد با تحولات دو سال اخیر دوباره جدی شود؛ چرا که ملت فهمیدهاند با خم رنگرزی نمیشود، اقتصاد ایران را ساخت" همچنین اظهار کرد: فشارهای اجتماعی و فرهنگی به مردم را یک نوع بیحرمتی میدانم. لیلاز با بیان این که "تجربه نشان داده که هر چه مشارکت بیشتر باشد، به نفع اصلاحطلبان است" گفت: علت این است که محافظهکاران رایدهندههای سنتی خودشان را دارند. اینها مربوط به یک انتخابات آزاد است. مشارکت مردم نیز رابطه بسیار مستقیمی با آن چیزی که حاکمیت در پیش میگیرد، دارد؛ نوع نظارت، نوع و حجم رد صلاحیتها، نوع و حجم تبلیغات و اجازهای که به رسانهها برای برگزاری یک انتخابات پرشور داده میشود. وی تاکید کرد: خطرناکترین سم برای حاکمیت این است که مردم به این جمعبندی برسند که آرایشان تاثیری در انتخابات ندارد. وی با بیان این که "اگر انتخابات اسفندماه برگزار شود، جریانات و احزاب باید ید مطبوعاتی یک رسانه را داشته باشند" ابراز عقیده کرد: این که بتوان روزنامهای منتشر کرد و آن را از تیغ تیز توقیف بدون هیچگونه پاسخگویی در امان داشت، منجر به خودسانسوری میشود و این امر سلامت و اعتبار انتخابات را زیر سوال میبرد.
لیلاز گفت: بسیاری از نخبگان کشور حتی اگر انتخابات آزاد برگزار شود، خودشان را کنار کشیدهاند. وی سیاستهای به کار گرفته شده در سال 85 را آن چه سیاستهای پوپولیستی مینامید، تعبیر کرد. وی انتخابات شوراها را تودهییترین و در عین حال انتخاباتی نسبتا آزاد دانست و گفت: انتخابات ریاست جمهوری کمتر تودهیی است و مجلس بین شورا و ریاست جمهوری قرار دارد. مردم در این انتخابات تصویر مشخصی از منتخبشان ندارند با این وجود به روستاها میروند و به پسر فلانی رای میدهند که وی را میشناسند. این کارشناس مسائل اقتصادی با بیان این اعتقاد که "به شدت مردم را مادی کردهاند" به شعارهای مطرح شده در دو سال اخیر اشاره کرد و گفت: ما هر چیز را وقت عمل که میرسد میفهمیم و باور میکنیم. این تحلیلگر مسائل سیاسی خطاب به دوستان سیاسی خود گفت: برای من شخصا احترام ملت ایران، یک میلیون بار بیشتر از این است که من به قدرت میرسم یا نه. فکر میکنم اخلاق سیاسی ما حکم میکند این را اخلاق کنیم. وی با اشاره به واکنشهای خیابانی نسبت به سهمیهبندی بنزین گفت: مادیگر تاب و تحمل این که شیشه بشکند را نداریم. من شخصا این گونه هستم. سیاست آقای خاتمی هم همین بود. ایشان هم همین فکر را میکرد؛، میگفت اگر بنا به خونریزی و خشونت است، من نخواستم، مال خودتان.
لیلاز با بیان این اعتقاد که "سیاستهای فعلی ما را به یکی از مادیترین و ماتریالیستترین ملتهای دنیا تبدیل کرده است. "گفت: یک دلیل که من هیچ وقت خود را در معرض رای مردم قرار ندادم، این است که نخواستم به آنها دروغ بگویم و نخواستم فریبشان بدهم. هر حزبی بخواهد به قدرت برسد، میآید طرح شعارهای اقتصادی روز را ملموس میکند. یک زمانی میگفتیم "لیبرالیسم اقتصادی" بعد گفتیم "آزادی فرهنگی" و الان بحث "گوجهفرنگی" مطرح است. ما در خیلی از حوزهها از لحاظ علمی پیشرفت کردهایم، ولی هرگز نتوانستیم این علم را به اقتصاد وصل کنیم و در واقع از علممان نتوانستهایم محصول اقتصادی به دست آوریم. وی با بیان این که "واژه اصولگرایان را شوخی میدانم" در این باره گفت: اصولگرا کسی است که به خاطر افکار و عقاید خودش از قدرت سیاسی بگذرد و اصول خودش را فدای هیچچیزی نکند و به تنها چیزی که این رفقای ما نمیخورند، همین اصولگرایی است. وقتی کسی خلاف اخلاقی انجام داد و ما برویم این را در بوق و کرنا کنیم، ضد اخلاق عمل کردهایم. من اصلا با عبارت اصولگرا و اصلاحطلب مخالفم، بگویید "محافظهکار". لیلاز در عین حال با تاکید بر این که "اصولگراهای اصلاحطلب قطعا جایگاه اجتماعی دارند که پیدا شدهاند" افزود: جامعه بدون محافظهکار و بدون اصلاحطلب نمیشود؛ چرا که قابل حذف شدن نیستند و قطعا کنار میآیند و علت کنار نیامدن اینها این است که مناسبات اجتماعی واقعی در ایران هنوز خیلی حاد است، یعنی رادیکالیسم هنوز در بطن جامعه ماست. هنوز نمیتوانیم از رادیکالیسم فاصله بگیریم و مناسبات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی در ایران هنوز حاد و تند است و به رو بنای سیاسی که میرسد، اصلاحطلبان و هم محافظهکاران تند میشوند.
واقعیت مثل قطاری است که بدون واگن، آخر و اول نمیشود. جامعهای که نه اصلاحطلب و نه محافظهکار نداشته باشد، نه در افغانستان هست نه در آمریکا. این تحلیلگر مسائل سیاسی با بیان این که "اصولگراهای اصلاحطلب پایههای اجتماعی نیرومند دارند" گفت: تصورم این است که در حوزههای اقتصادی 80 به 20 هستند و در حوزههای سیاسی 70 به 30 اصلاحطلب به محافظهکار و همین طور نسبت اصلاحطلبها زیاد میشود، چون نسل جدید از محافظهکاری فاصله میگیرد ولی وقتی پیر شد، میشود محافظهکار.
لیلاز یادآور شد: به من میگفتند در انتخابات مجلس هشتم چه کسانی پیروز میشود؟ میگفتم در این شرایط جامعه ایران شاید من بعدها راست سنتی باشم؛ چرا که این قدر جمعیت التهاب دارد و آن قدر رادیکالیسم گسترش پیدا کرده که حتی احتمال دارد ما جای آقای عسگر اولادی را بگیریم. این فعال اقتصادی با بیان این اعتقاد که "شیوه بانکداری در غرب اسلامی است و بدون رباست" گفت: ولی همین الان اگر به یک شبکه بانکی مراجعه کنید، بگویید میخواهم قرضم را زودتر از شش ماه بپردازم، میگوید؛ میگیریم ولی بهره شش ماه را باید بپردازید. کجای این اسلامی است؟ من مخالف نرخ بهره نیستم، چون تابعی است از نرخ تورم. معتقدم جایی که شروع میکنیم به هزینه کردن ثروت تولیدی در جامعه، بحث اقتصاد اسلامی مطرح میشود در حالی که مکانیزم تولید ثروت در جامعه یک مکانیزم علمی است، و اسلامی و غیر اسلامی ندارد. وی با تاکید بر این که "حرف من نوگرایانه و اصلاحطلبانه نیست بلکه علمی است" گفت: مکانیسم تولید ثروت یکی بیشتر نیست بعد از آن چرا، گرایشهای اسلامی کاپیتالیستی و کمونیستی و ... مطرح میشود؟ بستگی به این دارد که ارزش افزوده را چگونه میخواهید مصرف کنید؛ حرف من مثل جامعه سوئد و کشورهای اسکاندیناوی است. در آن جا سطح سوسیالیزم بسیار بالاست ولی این را هرگز وارد مکانیزم تولید ثروت نمیکنند. لیلاز در بخش دیگری از سخنان خود با بیان این که "تمدن ایران یک تمدن زنده است و من بسیار به آن امیدوارم.
نفت هم یک روز به درد ما خواهد خورد." اعتقادات خود را این گونه بیان کرد: عامل اقتصاد در انقلاب ایران بسیار موثر است. طلاییترین دهه در تاریخ اقتصادی ایران دهه 40 است. میدانید، مجموع نرخ تورم 10 سال، 10 درصد نشد. این شگفتانگیز است در برخی سالها تورم منفی داشتیم. برخی سالها نیم درصد، یک درصد نرخ تورم و برخی سالها منفی؛ یعنی کالا ارزان میشد و رشد اقتصادی 6 و 7 و 8 درصد اصلا استثنایی است. اگر ما در سال 51 دچار انفجار درآمد نفتی نمیشدیم، انقلاب ایران اتفاق نمیافتاد، ولی ناهنجاری اقتصادی و گسست اقتصادی در دهه 50 اتفاق افتاد که بعد تبعات فرهنگی را به همراه آورد. این تورم ساز و کار اقتصادی را به هم زد و چون رشد صنعتی وحشتناک بالا آمد، فساد به طرز بیسابقهای زیاد شد و سرعت جذب جامعه از روستا به شهر، جذب نیروی کار انسانها از روستا به شهر به گونهای شد که حلبی آبادها را یادمان میآورد و فرصت این که برای اینها خانه بسازیم، نبود؛ چرا که به سرعت نیروی کار از روستا به شهر میآمد و حاشیه بر متن غلبه کرد و اکثریت شهر را ناراضیها تشکیل دادند و یک جرقه لازم بود و این کاملا در اثر افزایش قیمت نفت بود.