محیالدین محتشم
در 28 سپتامبر 2000، آریل شارون، نخستوزیر وقت رژیم صهیونیستی در راستای سیاستهای توسعهطلبانه و تاکید بر اصل معرفی بیتالمقدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی با پیشتیبانی 2000 نیروی نظامیوارد مسجدالاقصی شد، در آن زمان ملت فلسطین بهرغم سیاستهای سازش تشکیلات خودگردان در اقدامی ملی به مقابله با این اقدام شارون پرداخت. این اقدام بعدها با نام "انتفاضه دوم" یا "انتفاضه مسجدالاقصی" نامگذاری شد و با اهدای بیش از هزار زخمی و صدها شهید سرآغازی شد برای مقاومت دوباره ملت فلسطین که تحولات بسیاری را در هفت سال گذشته رقم زده است. هرچند در آن برهه زمانی حضور شارون در مسجدالاقصی دلیل شروع انتفاضه عنوان گردید اما بررسی تحولات از انتفاضه اول تا دوم عوامل بسیاری را به این دلیل میافزاید.
ناتوانی تشکیلات خودگردان در تحقق وعدهها و اهداف تعیین شده در حالی که فساد در آن موج میزد، سرخوردگی ملت فلسطین از توافقات تشکیلات خودگردان با رژیم صهیونیستی و غرب از جمله توافق اسلو، تقویت گروههای مقاومت در ابعاد نظامیو مردمیکه مبارزه با دشمن را وارد ابعاد تازهای کرده بود، تلاش رژیم صهیونیستی برای اجرای توطئه تخریب مسجدالاقصی و پایتختی بیتالمقدس، پیروزی حزبالله لبنان بر رژیم صهیونیستی و اخراج اشغالگران از جنوب لبنان در سال 2000 از جمله عوامل تأثیرگذار بر انتفاضه ارزیابی میگردد.
انتفاضه مسجدالاقصی به خوبی نشان داد که: مبارزه ملت فلسطین اقدامی مردمی بشمار میرود که برگرفته از سیاستهای دولتمردان نیست، راه سازش برای ملت فلسطین وجود ندارد، مقاومت تنها عنصر قانونی از سوی مردم فلسطین برای تحقق این اهداف است، سیاست رژیم صهیونیستی برای تفرقهافکنی شکست خورده است و دیگر کارایی ندارد. این موارد را میتوان از پیامهای انتفاضه دوم دانست.
هرچند که در جریان هفت سال انتفاضه، ملت فلسطین بیش از 5 هزار شهید، 50 هزار بازداشتی و 50 هزار زخمیرا تقدیم آرمان خویش ساخته است، اما انتفاضه دستاوردهای بسیاری برای این ملت به ارمغان آورده است که راه را بیش از گذشته برای تحقق آزمانهایشان هموار ساخته است:
1ـ شکست توطئهای به نام حذف نام فلسطین برای همیشه چه در صحنه جغرافیایی و چه در صحنه سیاسی
2ـ عملکرد ملت فلسطین در جریان انتفاضه سبب گردید تا طرحهای سازش به کلی نابود شود. در این چارچوب نه تنها طرحهایی که از سوی عرفات و ابومازن تدوین گردیده بود، با شکست مواجه شد که سران کشورهای عربی و اسلامی نیز بهرغم فشارهای غرب و وعدههای رژیم صهیونیستی از پذیرش هر گونه طرح سازش با تلآویو خود داری نمودهاند که این امر از پیامدهای موفقیت انتفاضه برای مقابله با رژیم صهیونیستی بشمار میرود.
3ـ خروج رژیم صهیونیستی در سال2005 از غزه و چند مستعمره کرانه باختری از دیگر دستاوردهای انتفاضه است. هرچند که شارون این اقدام را تاکتیکی سیاسی عنوان کرد.
4ـ تشکیل دولت توسط حماس و گروههای مقاومت و حضور گسترده آنها در شهرداریها از مهمترین دستاوردهای انتفاضه میباشد. بهرغم آنکه غرب تلاش داشت تا با انتخابات ظاهری و صوری دولتی سازش کار را در راس قدرت قرار دهد اما رای مردم به حماس نشان داد که ملت فلسطین سلاح مقاومت را به عنوان دولت آینده خود انتخاب و خواستار ادامه انتفاضه هستند. هرچند رژیم صهیونیستی و غرب برای تزلزل این دولت تلاش میکنند، اما عملکرد مردم برای حفظ انتفاضه، حمایت آنها از دولت را در پی داشته که راه مقاومت را هموار ساخته است.
5ـ بیداری جهان اسلام و افکار عمومی جهان از تحولات فلسطین نشانه دیگر موفقیت انتفاضه بشمار میرود.
در حالی که رژیم صهیونیستی تلاش داشته است تا مسئله فلسطین را امری داخلی جلوه گر سازد اما انتفاضه آن را به مساله جهانی مبدل ساخت که تظاهراتهای گسترده در سراسر جهان در حمایت از ملت فلسطین و محکومیت رژیم صهیونیستی نتیجه آن است.
6ـ عملکرد غرب و سازمانهای جهانی در هفت سال انتفاضه نشان داد که آنها برخلاف شعارهای خود نه برای صلح و امنیت جهان بلکه در حمایت از رژیم صهیونیستی و اجرای منافعشان فعالیت میکنند.
7) در هفت سال انتفاضه ادامه مقاومت، فروپاشی رژیم صهیونیستی از دورن را در پی داشته است.
امروز مقامهای این رژیم آشکارا اعتراف میکنند که فروپاشی اجتماعی، کوچ معکوس یهودیان به خارج، مشکلات اقتصادی و تضعیف نظامی و حتی بحرانهای سیاسی آنها ناشی از انتفاضه است. آنها اعتراف کردهاند که یکی از دلایل شکست آنها در برابر حزبالله معطوف شدن آنها به مقابله با انتفاضه بوده است که آنان را از تواناییهای حزبالله غافل ساخته بود.
بر این اساس میتوان گفت که هرچند ملت فلسطین در هفت سال انتفاضه سختیهای بسیاری متحمل گردید و شهدای بسیاری را تقدیم کردهاند اما دستاوردهایی محقق کردهاند که ادامه آن با حفظ سلاح وحدت راه را برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف هموار میسازد.